The first 144 lines.
اونی که الان خودش ،رو جای شما زده
سوفیـه، مگه نه؟
!صبر کنین
قسمت نهم سوفی
باید سریع از اینجا !بریم بیرون
فکر کنم یه قایق کنار .اسکله باشه
.باهاش اینجا رو ترک میکنیم
!و بعدش با هم زندگی میکنیم
،دیگه از این همه دریا خسته شدم
یه کلبۀ کوچیک تو کوهستان !میسازیم و اونجا زندگی میکنیم
یه کلبۀ کوچیک؟
یه کلبۀ کوچیک و خوشگل؟
!آره، حتماً
.من عاشق خونههای خوشگلـم
کوسانو-کون، اسم ارشدـت چیه؟
...موهـ- آه، آآ
موهیو تورو؟
...همون اجراکنندۀ نابغه؟ پس شاید
و بقیۀ اجراکنندهها کیا هستن؟
...آه، فقط موهیو هستش
فقط اون؟
پس شکست دادنش به این .سادگیا هم نخواهد بود
چی؟ حتی برای موهیو؟
ایـ-این سوفی واقعاً اینقدر قویـه؟
پس واقعاً شانس آوردین .که زنده برگشتین
.خودمم درست نفهمیدم چی شد
،وقتی منو تو دستشویی میکشید
،با دوتا دستش صورتم رو گرفت
بعدش، وقتی که فکر میکردم همهچی ...تموم شده، یه صدا شنیدم که
رنگ موهات قهوهایِ سوختهست ها؟ .ولش کن. نمیخوامـت
ریو یکم دیر نکرده؟
الان چی گفتی؟
من همین الانشـم یه .خونۀ خوشگل و کوچیک دارم
!باید به همه بگم
...سوفی... سوفی
...یه خونۀ کوچیک
.تو این حدودا
!پس ولش کن. نمیخوامـش
تو از این دختر خوشـت میآد؟
پس باید از شرّ این .قیافۀ زشتت خلاص بشی
.آخه، اصلاً بهش نمیآد
!صبر کنین
-تنهایی رفتن خیلی خطرناکـ
!استاد! نباید تنهایی اینجا راه برین
!سوفی همین دور و براست
...دیر کردم
...ای بابا، چهرۀ این یارو
.حوصله سر برـه
...تو
.واقعاً خوشگلی
...درسته. قبل از این که به تو تبدیل بشم
.باید صورتـت رو بِکّنَم
...ایواموتو-سان
چـ-چطور تونستی؟
...خب آخه
.باید انجامش میدادم
.فقط نمیتونستم چهرهـش رو تحمل کنم
ریو-سنسی، کجایی!؟
!روجی-کون
!خدا رو شکر
چرا صدمه دیدین؟
داریم قایم موشک بازی میکنیم!؟ !خیلی هم عالی
...نکنه که
میخوایین قایم موشک بازی کنین؟
روجی-کون، اسمت رو روی این توپّا !بنویس پرتشون کن به سوفی
!عجله کن
اونا بمبهای دودیـن که تو .مبارزه با ارواح استفاده میشن
احتمالاً تا یه مدت کوتاهی .سرعتش رو کم میکنن
!استاد، از این استفاده کن
میبینم که هنوزم میتونی هرچی که احتیاج .داری رو از تو اون کیفـت دربیاری
!ریو-سنسی
وقتی که داشتم از دستش .فرار میکردم این بلا رو سرم آوردم
.«بیخود نیست که بهش میگن «صورت پارهکن
به محض این که سعی کردم .فرار کنم بهم حمله کرد
مطمئنم ایواموتو-سان و فورویا-سان .هم همین بلا سرشون اومده
یعنی واقعاً به یکی از اونا تبدیل شده بود؟
خیله خب، تا همینجا .فکر کنم کافی باشه
.من سرش رو گرم میکنم
.شما دوتا برگردین و موهیو رو بیدار کنین
...ا-اما
.شنیدی که
.روت حساب میکنیم، روجی کون
!تو هم باید باهاش بری
!نه خیــر
.فهمیدم، بیدارش میکنم
اما در عوض، شما هم باید !سالم بمونین
!قول دادین ها
.واقعاً لجبازی ها
ممکنـه بمیری. این چیزیـه که میخوای؟
.اگه بتونم با شما بمیرم .مشکلی نداره
...آره خب
.حدس میزدم چنین جوابی بدی
!پیداتون کردم
پس فورویا-سان کسیـه که سوفی بهش تبدیل شده بود؟
.آره
...دختر بیچاره
!موهیو! موهیو، بیدا شو
!بقیه تو دردسرـن
!موهیو
.باید چیکار کنیم؟ بیدار نمیشه
!به زور بیدارش میکنیم
...اینجا یکم واسمون زمان میخره
...دستاش داره میلرزه
.ای بابا
یعنی تو کدومش قاییم شدین؟
کجا قایم شدین؟
کجایین؟
...ا-استاد
چیـه، بیکو؟
.اشتباه بود
.مثل شکار گنج میمونه
.مـ-من... یه دانشآموز دردسرسازم
...الکی شما رو هم درگیر این ماجرا کردم
این یکی؟
...به خاطر بیلیاقتیِ من، سه نفر
.من یه آهنگر جادوییِ بهدردنخورم
!این یکی
.اشتباه میکنی، بیکو
.طلسمای تو بینظیرن .تو یه آهنگر جادوییِ فوقالعادهای
،در ضمن
.تو برای من، یه نور امید توی تاریکی بودی
چی؟ تاریکی؟
!پیداتون کردم
!حالا
!فرار کن، بیکو
!گیرت آوردم
!ا-استاد
!نه
!بس کن
...موهیو
...مو-موهیو
!سوفی
!از ریو-سنسی دور شو
!کوسانو
!احمق
!قاضی ایمائی
...شـ-شما زندهاین
!ریو-سنسی، فرار کن! حالا وقتشـه
چرا مزاحمم میشی؟
!روجی-کون
چرا؟
...به نام قاضی ایمائی ریکو
...من فقط میخوام خوشگل بشم
!هنر تبعید روح شیطانی» رو اجرا میکنم»
No comments yet. Be the first to leave one.