The first 35 lines.
هي پسر تو هيچ وقت به اندازه کافي تفريح نداشتي
گمان کنم به ارتقا نياز داشته باشم
براي همين ميرم انگاري که دارم دور ميشم
حالا مبينم که داري چرخه ... ميزني
با اون دختره توي شهر
عين دو تا دلقکيد
همه ي اون چيزايي رو که براي اولين بار با من تجربه کردي رو بياد بيار
و حالا داري با اون دختره انجامش ميدي ...
همه ي اون چيزايي رو که براي اولين بار با من تجربه کردي رو بياد بيار
تو منو داري تو منو داري مثل اين
حالا داري به هر رستوراني ميبريش
و هر جايي که با هم رفته بوديم بـــيـــــخـــيــــال
و حالا داري به هر رستوراني ميبريش
تو منو داري تو منو داري مثل همين
پسر تو هر چي دوست داري ميتوني بگي
من چرت پرت نخواهم گفت هيچ کسي نخواهد گفت ، اره
من مي خوام برگردي مي خوام برگردي
وقتي بهم زدم باهات فکر مي کردم گريه کني
و حالا احساس گندي دارم وقتي ميبينم اوج گرفتي واسه خودت
مي خوام برگردي من مي خوام بگردي
خواهشا من حتي حسادت هم نکردم
اون هيچيش به من نميرسه
تلاش ميکنه شلوار لي هاي سنگ دار بپوشه
واضحه که اصلا فکر نمي کني
اگه بخواي بهت حقيقت را خواهم گفت
مثل بو به گذشته ها ميخزيم -اشاره به شخصيتي شبح مانند که نميدونم از کجاش در اورد اينو؟؟-
همه ي اون چيزايي رو که براي اولين بار با من تجربه کردي رو بياد بيار
و حالا داري با اون انجامش ميدي
همه ي اون چيزايي رو که براي اولين بار با من تجربه کردي رو بياد بيار
تو منو داري تو منو داري مثل همون
و حالا داري به هر رستوراني ميبريش
و هر جايي که منو بردي بـــيـــــخـــيــــال
و حالا داري به هر رستوراني ميبريش
تو منو داري تو منو داري مثل همون
پسر تو هر چي که دوست داري مي توني بگي
No comments yet. Be the first to leave one.