The first 200 lines.
وايسید صبح بخیر
صبح بخير معلم
مبصر کلاس کجا بوديم؟
صفحه 38
بريد صفحه 38 کتابتون
هي، ساعت چنده؟ چرا دوباره دير کردي؟ زود باش بشين
پرنسس خارجي، (يه اصطلاح پست)
جينو....تا حالا سوار هواپيما شدي؟
...نچ
اگه بخواي سوار هواپيما شي، فقط بايد بليط بخري؟
حس بودن توي آسمون چطوريه؟
آه، منو ترسوندی قلبم افتاد
توي تظاهر کردن خوبي
نگرانت بودم فردا تولدتِ، مگه نه؟
تولدت رو بسپار به من زنگ بزنيم پيتزا؟
اشکالي نداره...با مامانم ميگذرونمش
واني؟ برو از کتي يه ريمل قرض بگير
ديگه ريمل ندارم
اصلا وجدان نداره
خاله، نميشه اينبار رو قرض بدي؟ دفعه ديگه مجاني کمکت ميکنم
مجاني؟
مادرت، بايد مراقب اونم باشم
خاله جونم مرسي
اون همه ريمل رو چي کار کردي؟
چيه...ميتونم تهش رو ببينم
مامان در مورد کتي اينطوري نگو...يکي بخر
...چطور میشه هر کی هر چی ميخواد بخره
واسه اينه که خيلي صرفه جويي
مامان هر وقت احتياج باشه خرج ميکنه مثل کادو تولدت
چيزي نميخواي؟ اما بايد زير 30000 ون باشه
چيزي نميخوام اما يه آرزو دارم
.آرزو؟ چيه؟ بهم بگو
تولدم بهت ميگم
چي؟ الان بگو
نه نه نه نه
ولم کن
نه
با شماره سه دوتايي ول کنیم...1، 2، 3
...واو...تغيير یه زن باعث میشه از هيچي احساس گناه نکنه ...راضيم، خيلي راضيم
به خاطر همين آندرو نميتونه باهام به هم بزنه
چیه؟
.فکر کنم بادبزنم رو نياوردم
سلام
دوباره؟
اگه با خودش ببرتش اينطوري نميشه
بفرستمش؟
فهميدم
خدايا
مامان
کی ای؟
لطفا اينو بده مامانم
.توي راه برگشت مراقب باش...برو...برو! باي
واو عاليه
هنوز سني نداري
البته...ميتونم ده سال ديگه ادامه بدم
آره....ده سال ديگه بايد چوبدستي رو بدي دستِ واني
ديوونه شدي؟ نميذارم مثل من بشه
حرف جالبي نيست ديگه همچين چيزي نگو
چي هستي؟
واو ببينش، وقتي استخدامت کردم اينجا کار کني خيلي نااميد بودي
ببخشيد
خيلي وقت شده
کي ای؟
منم سوجين، پارک سوجين
نميشناسمت
...ايون هه
واقعا منو نميشناسي؟؟؟
توي کليسا با هم زندگي ميکرديم...بعدش من رفتم آمريکا
ببين، اسمم هولي، هولي
من هيچ دختر پولداري مثل تو رو نميشناسم
...هي چي کار
ببخشيد
ميشه کمکم کني اينو بدم ايون هه؟
ايون هه؟
اوني که الان رفت بيرون
آه...هولي
لطفاً
...اينم
قبلاً کجا ديدمش؟
خواهر جون، اوني که ديروز دنبالت ميگشت کي بود؟
يه دقيقه صبر کن
اون زنِ گفت اينو بدم بهت و همينطورم کارت ويزيتش رو
چي کار ميکني؟! چرا اينو آوردي؟
چرا عصباني ميشي؟ کي واست از اینجور چیزا مياره؟
اگه نميخوايش خودت پسش بده
!مامان
!مامان
برگشتي؟
به چي فکر میکردي؟
!هيچي
.بدش من
مامان، ميشه الان آرزوم رو بگم؟
يادت رفت؟
.نه...يادم نرفته
بگو عزيزم...مامان اگه بتونه واست محققش ميکنه
واقعا يادم نرفته بود
ولش کن
عزيزم، واني بيا جشن تولد بگيريم
.درسته واني...بيا جشن تولد بگيريم
زود باش بیا بيرون، زود باش
بلند شو
چیه؟
اصلاً...دوباره تولد بچه ات رو يادت رفته؟
دختر تو که نيست، چه ربطي به تو داره؟
حتي آندرو هم ميدونه تولد واني، حتي کيک رو هم آندرو خريده
آندرو...آندرو....يه روزي قلبتُ ميشکنه
اگه حسوديت ميشه بگو
فکر ميکني آندرو مثل باباي واني؟
آره
با اين وجود، اصلا نگران نيستم
ماه ديگه با آندرو ميرم آمريکا
گفتنش فايده اي نداره، قبلاً صد بار گفتيش
اين دفعه ديگه واقعيه
واني،ناراحت نشو اولين بارش نيست
شمعها داره آب ميشه
زود باش فوتش کن
تولدت مبارک چي آرزو کردي؟
اوه، نگفتي يه آرزو داري؟
بگو...مامان واست محققش ميکنه
چيه؟
در مورد بابا بهم بگو
آي چيه؟
چرا در مورد بابات حرف ميزني، تو که ديگه بچه نيستي
ميپرسم چون ديگه بچه نيستم
منم ميخوام بدونم بابام کيه، من بزرگ شدم
خب اگه بدوني مراقبتي چيزي ازت ميکنه؟
رفت واسه اينکه بتونه خوب بخوره و خوب زندگي کنه
پس اگه بدوني چه فرقی به حالت میکنه
پس، ميخوايم تا ابد اينطوري زندگي کنيم؟
منو نداري؟ من مادر نداشتم
تو وضعت بهتر از منِ
...با وجود اينکه ترکت کرد
اون بابامِ بهم رُک بگو
بابايي که حتي صورتشم نميشناسي
رو خيلي دوست داري؟
آره، بابات رفت آمريکا
يه همچين مزخرفاتي ميگفت که ميخواد من تا ابد واسش برقصم
وقتي تو به دنيا اومدي بدون خداحافظي ناپديد شد
اگه دلت واسه همچين پدري خيلي تنگ شده برو آمريکا دنبالش
!برو و برنگرد، برو
چي کار ميکني؟
هديه تولدت
چيه، قبلا نميذاشتي بهش دست بزنم
پدرت اينو بهم داده
تنها چيزي که واسم گذاشته
مالِ تو
زود باش و بيا پايين
بايد منو ميزدي؟
آه بوي خوبي مياه واني...چيه؟
سوپ پولاک
سوپ پولاک؟
آه خوشمزه است
وان آه...مهم نيست چطوري بهش فکر کنم تو شبيه دختر هولي نيستي
پختن چنين غذاي خوشمزه اي اونم واسه ماماني که تولد دخترش رو يادش رفته
فرق داريد...خيلي شما دو تا فرق داريد
اينو واسه خاله پختم
واست بيشتر بيارم؟
وقتي با آندرو ازدواج کردم بايد اين کار رو واسه اونم بکنم
پول واسه اينکه کمکم کني اينو برسونم
گفتم که اين بار مجاني انجامش ميدم
وقتي کسي بهت پول ميده بايد قبولش کني
مرسي .خوب خرجش ميکنم
چي داري با خوشحالی به دخترم ميگي؟
دخترت رو وسوسه ميکنم، چرا؟
بيا بخور
راستی توی اون کیفه چیه؟
يه کيف مارکِ؟
نميدونم بازش نکردم
واني بعدا برو پسش بده
يه کارت ويزيت هست بايد بتوني پيداش کني
بهش بگو دوباره اين کار رو نکنه
کيه؟
لازم نکرده بدوني فقط برو
مدرسه رقصت خيلي باحالِ
مرسي
کي برگشتي کره؟
يازدهم
جراحتت خيلي جديه ديگه نميتوني باله کار کني؟
خوشگلتر شدي، نميخواي بازيگر شي؟
نه
اگه ديگه نتوني باله کار کني ميخواي چي کار کني؟
فعلا تا وقتي خوب شم ميمونم کره
خوبه که يه مدرسه رقص توي زادگاهم درست کنم
واسه کسايي که ميخوان باله کره اي ياد بگيرن و نميتونن، بازه
پس، آدماي ثروتمند میتونن اينجا ياد بگيرن؟
آدماي ثروتمند جاهاي زيادي رو ميشناسن
اين بار مدرسه رقصمون يه آزمون مشترک با مدرسه باله نيويورک ميگيره
با انتخاب بهترین دانش آموز، کسي که نفر اول بشه ميتونه بورسيه بگيره
از يه روستاي فقير نشين اومدين، اما بر همه چيز غلبه کردين و افتخار بزرگي شدين يه پيشکسوت با يه داستان غم انگيز، به آدماي زيادي اميد داديد
ميشه به بچه هايي که در مورد روياهاشون مرددن يه چيزي بگين؟
واقعا نميدونم چي بگم
بيشتر از اينکه تلاش خودم بوده ميتونم بگم که به خاطر تربيت والدينم بوده که همچين چيزي واسم ممکن شده
خيلي خب کنفرانس مطبوعاتي امروز همينجا تموم ميشه
سوجين واست بعدا متن بنويسم؟
چرا همچين سوال مهمي رو اونطوري جواب دادي؟
جوابم، چرا؟
...يتيم بودنت، يه روستاي فقير نشين
خسته شدم از بس توي مصاحبه ها اينو پرسيدن
روشنشون کن
تو تنها بالريني نيستي که مشهور شده اما چرا اينقدر محبوبيتت زياده؟
No comments yet. Be the first to leave one.