The first 200 lines.
یه جایی رو میشناسم که پولش خیلی تُپلتره
مرسی، ولی من یه شغل دست و پا کردم
« ...آنچه در مـبـارز گذشت »
اگه میخوای چیزی رو به خودت ثابت کنی،
جایی بهتر از اونجا پیدا نمیکنی
تو که منو نمیشناسی
بعید میدونم الان مشتری پیدا کنی
خوشحال میشم دوباره توی خونه پیشم باشی، عزیزم
همینکه شنیدم خودمو رسوندم
با توجه به تریاکهایی که
اینجا انبار کرده بودی، با عقل هم جور در میاد،
راستی، دود شدن رفتن هوا
تمامشون
کیر توش، گندش بزنن، لعنتی
اون هیچی نمیدونه
پدر جون شاید خودش معاملات رو انجام نده، ولی شک نکن
حواسش به دفاتر هست
تمام راهها به یه جور بگایی ختم میشه
من نمیخوام بیشتر به فناتون بدم،
فقط میخوام کمک کنم
با ایجاد دشمنی بین پدر و پسر،
تنها انجمنی رو که میتونه در برابر مای لینگ
بایسته از بین میبری
راستی، وگا، اون مسابقهای که درموردش بهم گفتی،
هنوزم مبارز میخوای؟
وارد مکزیک شدیم؟
نه. روکرز میل یه شهر مرزیه
راستش حتی شهر هم نیست
کلش ملکِ شخصیه یه مَرده
اون مَرده هم روکره، آره؟
الایجا روکر
- طرف مایهداره - آره
و همونطور که گفتم، از مبارزها خوشش میاد
گمونم وقتی میبینه ملت تا حد مرگ همدیگه رو لت و پا میکنن، ارضا میشه
هر سال میزبان این مسابقهست
مبارزها از سراسر کشور به اینجا میان
عمراً بتونی با مبارزه تو رینگ من
همچین پولی به جیب بزنی
گفتی ۲۵۰۰ دلاره، آره؟
سهم من رو ازش کم کن
به روی چشم
لعنتی
گمونم از اینجا بدم نیاد ها
پس رو دخترها راست نمیکنی؟
حتی یه سانت هم نه
واقعاً از مَردها خوشت میاد؟
بعضیهاشون، آره
از من خوشت میاد؟
نه
آخه چرا؟
حاضری خواهرت رو بکُنی؟
من خواهر ندارم
حالا اگه داشتی
معلومه که نه
یه لحظه وایسا ببینم
واقعاً این یارو روکر صاحب تمام این چیزهاست؟
هم زمین، هم ساختمونها،
هر چیزی که اینجاست مال اونه؛ از شیر مرغ گرفته تا جون آدمیزاد
حتی پلیسها هم آدمِ اونن
وقتی از دروازهها رد بشیم
کمتر اینجور ولگردها رو میبینی
خودمم قبلاً ولگرد بودم
امروز تو فهرست مهمونهایی
نشون بده چی تو کُتِ تخمیته
حمل اسلحه توی مزرعۀ روکر ممنوعه
موقعِ رفتن سلاحت رو بهت پس میدن
- برو - همینجا وایسا
خیلی خب، بیا جلو، رفیق. نشون بده چی تو کُتِت هست
- چی شده؟ - نمیذارن سلاح ببریم داخل
محاله خنجرهامو بهشون بدم
یکی از همین روزها باید یاد بگیری با مشتهات بجنگی
گمشو بابا
گـمونم بهتره خنجرهات رو تحویل بدی
ردشون میکنم
بعدی
چیزی نشنوم ها
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین » :. Ali 99 & Cardinal .:
آقایون
یه خرده استراحت کنید
چند ساعت دیگه تو شام خوشامدگویی میبینمتون
خانم
این آشغالدونی رو نگاه
اونقدرا هم بد نیست
خوشحالم همچین حسی داری،
چون رو زمین میخوابی
روی بدتر از اینهاش هم خوابیدم
اینقدر از سکسهات تعریف نکن
حالا که حرفش شد...
رابطۀ تو و وگا چطوریه؟
کاملاً حرفهایه
خیلی جذابه
میشنوی؟ حتی هانگ هم تو کَفِشه
وگا بلیت ورودمون به این مسابقهست، همین
کُس میگی
یا باغچهشو بیل میزنی یا قراره بزنی
این چیزها رو خوب تشخیص میدم
مردی که چکش داره،
همه چی رو میخ میبینه
این یه قرار کاریه، منم حساب کیرم رو از کارم جدا میکنم
دو کلام از کسی که با اون زن آمریکایی که تریاکهامون رو قایم میکرد سکس کرد
- وایسا، چی؟ - داستانش مفصله
چند ساعت تا شام وقته
نکتۀ خوبی بود
کجا؟
میرم قدم بزنم
که حالم جا بیاد
آدم پیچیدهایه
آره، هانگ. پیچیدهست
جلو چشمت رو نگاه کن، رفیق
نه بابا، داره چپ چپ بهت نگاه میکنه
جون من؟
مشکلی با من داری؟
نه، مشکلی ندارم
مطمئنی؟
نمیدونم. خودت مطمئنی که دیگه دست راستت رو لازم نداری؟
ببینید چی میگه
انگلیسیت خوبه ها
ممنون، خودمم همین فکرو میکردم؛ ولی
میدونی، بنا به هر دلیل، دستت هنوز اینجاست
- آره، همونجاست - اوهوم
خب میخوای چیکار کنی؟
یه قدم بیاید جلوتر، دستش رو میشکنم
خیلی خب، بریم تو کارش، پسر
یه دقیقه جلوی چشمم نبودی ها...
دلف جگر، درسته؟
تو سگ کی باشی؟
یکی که ترجیح میده ببینه سر جایزه
توی مسابقه آش و لاش میشی، نه اینجا
اینجا مشکلی هست؟
آهای، فقط، دستت رو خم نکن
شاید یکی دو ساعته روبراه بشه
دخلت اومده
آره، زیاد اینو میشنوم
- خیلی خب، برید - بیاید، بچهها
بیاید مشروب بزنیم
باید چهار چشمی مراقبت باشم، مگه نه؟
شک نکن
حداقل تا وقتی مسابقه شروع میشه
از دروازه خارج نشو، باشه؟
حتماً
کجا میری؟
یه کار کوچیک توی شهر دارم
همراه نمیخوای؟
من میخوام دردسر درست نکنی
و یه کم استراحت کنی
بهنظرت واسهت مقدوره؟
کدومش؟ دوری از دردسر یا استراحت؟
بعداً میبینمت
لعنتی، حسابی خودشو خوشگل کرده
خفه شو
- کاملاً حرفهای، آره؟ - کاملاً حرفهای
عصر بخیر، پسرها
با خودم گفتم یه کم زودتر بیام؛ ببینم اوضاع از چه قراره
آدمهای جالبی اومدن اینجا
آروم باش. فهرست رو دیدم
تا فردا مبارزه نمیکنی
امیدوارم گرسنه باشید
این یه غذای دیگهست
هیچکدومتون قبلاً غذای مکزیکی نخوردید؟
توی محلۀ چینیها غذای مکزیکی نداریم
خب، غذای مکزیکی نوش جان
اینو بگیر و بزن توش
چکمههاشو نگاه
- خیلی هم زشته - آره
منم یه جفت میخوام
میزبانمون اونه؟
آره، اون روکره
خانمها و آقایون، عصر بخیر؛
به روکرز میل خوش آمدید
بنده الایجا روکر هستم و از همهتون ممنونم که به اینجا اومدین
من ۲۰ سال پیش به غرب اومدم تا
اسم و رسمی برای خودم دست و پا کنم
،وقتی اینجا ساکن شدم چنگی به دل نمیزد
اوهوم - ولی من یه فرصت دیدم -
میدونستم که با مقداری بصیرت و سختکوشی،
اینجا به مال و منال میرسم
و حالا شما هم اومدین اینجا تا به مال و منالی برسید
حدود ۱۰۰ سال پیش،
تفنگ جای شمشیر رو گرفت و
تبدیل به سلاح مورد علاقۀ انسان متمدن شد
حقیقتش، غرب اینطوری برنده شد
این کشور بزرگ اینطوری پیروز شد
بدون باروت، آمریکایی در کار نبود
ولی یک چیز از دست رفته بود...
تبحر و صداقت مبارزه با دست خالی؛
دیگه مَردها مطابق میل طبیعت،
با تنها سلاحی که باهاش متولد شده بودن، نمیجنگیدن
شما مَردها، آخرین مبارزان واقعی هستید
من این مسابقه رو برای بزرگداشت همۀ شما بر پا کردم
و یک نفر از شما در حالی به خونه برمیگرده
که حسابی پولدارتر شده
و آمریکا همینه، مگه نه؟
جایی که هر روز یک فرصته تا
آخر شب پولدارتر از اول صبح شده باشی!
خانمها و آقایون...
همسر من، مریسول
بله
حالا اونقدر لب مرز با مزیکیها زندگی کردم که
زنمو ول کردم تا یه مکزیکی رو بگیرم
و امروز سالگرد ازدواجمون رو جشن میگیریم
No comments yet. Be the first to leave one.