The first 179 lines.
.در آخر، سئیچی با دوست دوران بچگی خود، کانازوکی کارن ملاقات کرد
.ولی این لذت زیاد دوام نیاورد
.اون وقتی دستبند بردگی رو دور مچش دید، عصبانی شد
.خشمش تاریکی مطلقی رو آزاد که همه رو در بر گرفت
.با اینحال، خواهش های عاجزانهی دوستانش سئیچی رو به خودش برگردوند
،وقتی کانازوکی کارن از شر اون دستبند خلاص شد .به گروه ما ملحق پیوست
.و بعدشم دیگه برمیگردیم به زندگی گل و بلبلمون در آکادمی
...یا شاید اینطور فکر میکردیم
ولی دمیوروس و آنگریا
.دو فرستادهی شیطان بزرگ، به باربادور نفوذ کردن
!دست های وحشتناک شیطان هر لحظه نزدیک تر میشن
.برای امروز کافیه
.رقابت کلاس ها هفتهی دیگهاس
!اگه الانم باشه حله
...هوی
.میفهمم چه احساسی داری
.همه با انگیزهان
!معلومه که هستیم
!اون عوضی
.سرگرم کنندهاس
.پس بذار نشونت بدم فرق بین کلاس اس و شما عقب مونده ها چیه
!دهنشو سرویس میکنیم
.هوی، هوی داره خشن میشه
.سئیچی سنسی
.لطفا بعد از مدرسه بهمون تمرینات مخصوص بده
لطفا تمرینمون بده
.ولی شما دیگه میتونید از جادو استفاده کنید .لازم نیست زیاد به خودتون فشار بیارید
!من نمیخوام به اون یارو ببازم
چیکار میکنی، سنسی؟
...ها؟ آه، خب
.خب. الان وقت تمرینه بچه ها
!آره
!آره، آره
:دو ملتکا یمیوه
قبل از اینکه بفهمم، جون سالم بدر بردم
قبل از اینکه بفهمم، جون سالم بدر بردم
قبل از اینکه بفهمم، جون سالم بدر بردم
حملهی فرستادگان
!خدایا! خیلی خوبه
تو یه زنی؟
...ولی
.نمیشه با شکم خالی جنگید
فقط یه میان وعده کوچیک قبل از ملاقات .با دانش آموزای آکادمی جادو
...خب، هرچی. صورتحس
.ببخشید. یه پارفیت شکلاتی و یه پاناکوتا میخواستم
بازم میخوری؟
!البته
.اگه سیر نباشم نمی تونم خوب بخوابم
!فاقد اهمیت
فاقد اهمیت
!برخورد شهاب سنگ
!سوزن یخی
!دیوار آتشین
ها؟
.لعنتی، اینطوری به جایی نمیرسیم
چرا کار نمیکنه؟
...حتی بعد از اینکه جادو یاد گرفتیم
چی شد؟
.این بدترین بخشه
...احساس آشناییه
.لعنتی
ها؟
.اینطور نیست
.هر چهارتاتون به طور پیوسته در حال پیشرفتید
مگه نه، سنسی؟
.آ-آره
.با این وضع، شکست دادن کلاس اس فقط یه رویا نخواهد بود
.اینطوری تعریف کردن اصلانم ما رو خوشحال نمیکنه
ولی خیلی خوشحال به نظر میای
.آره
.انگار دارید خیلی خوش میگذرونید
.می بینم معلم دانش آموزای بازنده هم یه احمقه
.برادر
مشکل تو چیه؟
چون می ترسی اومدی جاسوسیمونو میکنی؟
.تو حتی ارزش اینو نداری که بهت فکر کنیم
.ما فقط اومدیم تمرین کنیم
.بعدش مجبورتون میکنم جلوی این امپراتور زانو بزنین
...اوه، اون شمشیرا
تو اهل امپراتوری والشایی؟
.انگار کلاس اف پر از عقب افتادهاس
همچین ملت کوچک و ضعیفی در نهایت تحت حکومت .امپراتوری کایسر من قرار خواهد گرفت
!عوضی
!خفه شو
!لطفا تمومش کن
.برادر، تو اشتباه میکنی
.تسلط با زور به بقیه نتیجهی خوبی نداره
.وقتی ما رو بازنده صدا میکردن سئیچی سنسی ما رو ول نکرد
سئیچی؟
مردی که ساریا گفت؟
!درسته
!همسر من
.خیلی خب
.پس بیا ببینیم واقعا از من قویتری یا نه
ها؟ چرا؟
!وایسا
.حریف تو سنسی نیست
.ما هستیم، کلاس اف
.بکش کنار
.سنسی بهمون یاد داد که همه پتانسیلش رو دارن
!و ما اینو توی رقابت کلاس ها به همه ثابت میکنیم
.موفق باشید
فکر کرده کیه؟
.سئیچی سنسی
ها؟
...تو الان
!لطفا منو قویتر کنید
.اون الان برای اولین بار بهش گفت سنسی
.خیلی خب
.بیاین برگردیم سر تمرین
!آره
میسپاریمش به تو
!آره
.بعدش دانش آموزای کلاس اف شروع به تمرینات سخت سئیچی کردن
.بعد از مدتی، بالاخره روز موعود رقابت کلاس ها رسید
.خستهام
میدونم خودم گفتم، ولی به نظرت واقعا برنده میشیم؟
.ما هرکاری تونستیم کردیم
.حالا فقط باید باور داشته باشیم
...اون سرشو قایم میکنه ولی بدنشو بیرون میذاره
.میگن زیر اون سر خرسیش یه صورت زیبا داره
واقعا؟
.فکر میکردم صورتش هم خرسه
صورتش هم؟
اینطوری مثلا؟
سلام
.اوه، اهان
اوه، شما هم اینجایید؟
!ک-کلاسش اسه
!اِوا، نگید تو رو خدا
!شلپ
!من از اوناییم که اول دست چپم رو میشورم
!هلن چان
چیه؟
میخوای کمکت کنم؟
!ها؟
.بابت همهی اینا معذرت میخوام .میدونم تو هم از تمرینا خسته شدی
.اشکالی نداره
.حس بدی درموردش دارم
ها؟
.برخلاف سئیچی سنسی، من هیچ کمکی بهتون نکردم
.ما بخاطر اینکه شما اونجا بودید تونستیم سخت تلاش کنیم، بئاتریس سنسی
ها؟
.تماشامون کن
.فردا حتما برنده میشیم
.درسته
.من باور دارم که همهتون میتونید
!و بالاخره، فردا رقابت کلاس هاس
!اوه خدایا! چه ناز
هوی هوی، چندتا لباس دیگه میخوای بخری؟
.دست خودم نیست .هرچی می پوشم بهم میاد
.از دست زنا
.واقعا بهتون میاد
دیدی؟
ت-تو کی هستی؟
...میگم، میگم
کدوم خوشمزه تره، پارفیت شکلاتی یا پارفیت توت فرنگی
یا پارفیت چای سبز؟
!حتی متوجهی حضورش نشدم
!تو چرا اینجایی؟
میشه به کارت برسی لطفا؟
اگه توی کارت بی نظم باشی
.هیچ فرصت دیگهای به دست نمیاری
.دلت میخواد ناپدید بشی
.باشه
.تا بعد
.روتون حساب میکنم
1بزن بریم
.باشه
!حالا، رقابت کلاسی آکادمی جادویی باربادور رو شروع میکنیم
مبارزه اول گروهی بین کلاس اِس . کلاس اِف برگزار میشه
،این یه مبارزه حذفی ـه
کلاس بازنده رقابت با تمام اعضاش .از رقابت کنار گذاشته میشه
،علاوه بر این، پس از این مسابقه
.هر گونه درگیری رو ممنوع اعلام میکنم
!سئیچی سنسه؟
دل پیچه
فکر کنم باکودانی که لولونه بهم داد .هضم بشو نیست
!سئیچی، حالت خوبه؟
No comments yet. Be the first to leave one.