The first 150 lines.
.لطفاً کد دسترسی را بگویید
،بالای آسمان، زیر آسمان .امپراتور تنها گنج موجود است
،جانشین فولاد سیاه برگردونده شد ...همینطور درمورد سالینجر
.اون مهم نیست
ولی خودمونیم ها، هشت تا حواری هم ...حسابی داره بهشون سخت میگذره
هنوزم دنبال گیر آوردن یه نژاد اصیل هستید؟
اگه شما چیزی بگید ...مطمئنم که بی خیال میشن
.ارزشی نداره که وقتم رو حرومش کنم
،فعلاً اتفاق هیجان انگیز داره داره رخ میده .تو این 100 سال، اولین باره که اتفاق افتاده
،بنیانگذار نبولیس ...بالاخره یکی از رگ و ریشۀ تو پیدا شد
شاهزاده خانم ساحره ای که .عاشق یه شمشیرزن امپراتوری شده
اعلیحضرت، امیدوارم همیشه .سالم و سرحال باشید
،اوه! سیسبل ساما .افتخار بزرگیه که شما رو میبینم
بانوی من، اعلیحضرت ملکه .شما رو احضار کردن
مادرم؟
شاهزادۀ سوم، سیسبل !به تو دستور میدم که به السامیرا بری
السامیرا یه کشور مستقله که برخلاف اِین .بیطرفی خودش رو اعلام نکرده
و گزارشی دریافت کردیم که این کشور .درحال تقویت روابطش با امپراتوریه
میخوام با روحی که داری بررسی کنی که آیا .اون کشور طرف امپراتوری رفته یا نه
.هر جور شما بفرمایید
سیسبل، میخوای محافظهای من برای این مأموریت همراهیت کنن؟
،من نیازی ندارم .لطفاً محافظهاتون رو کنار خودتون نگه دارید
،جناب ملکه .اولین شاهزاده، ایلیتیر برگشتن
.که اینطور
ایسکا نی، تو معاینات پزشکی مشکلی که نداشتی؟
هیچ مشکلی نداشتم ولی همش گیر میدادن که .شکنجه یا بازجویی شدم یا نه
شما چی؟
.ما باید یه هفتۀ دیگه برگردیم
میخوان مطمئن بشن که این نشان روحی ...که روی ما مهر شده از بین رفته باشه ولی
.داره سعی میکنه از واقعیت فرار کنه
من و نهنه به کنار ولی نشان روحی رئیس .قرار نیست تا یه هفتۀ دیگه پاک بشه
.معاینۀ دوباره دردسرساز میشه
،ریسا، این کارت غیر قانونی بود !این مورد رو به مجلس امپراتوری گزارش میدم
...آخ آخ آخ !ولی من که عذرخواهی کردم، میکا چی
ریسا چان، چی شده؟
...آه... خب، میدونی
،از دیدنت خوشبختم ،N07 بچههای تیم .من میکائلا از ستاد مرکزی هماهنگی پزشکی هستم
!خـ... خوشبختم اِه... خب، با ما کاری داشتی؟
!یه مشکل بزرگ پیش اومده .من ساعت کاری شما رو بررسی کردم
.متوجه شدم که خیلی کار کردید
قانون نظامی درمورد نبردهای مداوم .حداکثر حضور فرد در یگان رو 30 روز مشخص کرده
در عملیاتهای ویژه ...تا 45 روز افزایش پیدا میکنه ولی
!خلاصه بگم، زیادی دارید کار میکنید
ها؟
...به خاطر بیمسئولیتی یه نفر
کارتون از مبارزه با ...ساحرۀ مصیبت یخی شروع شد
شرکت توی سه مأموریت پرخطری که .احتمال کشته شدن توشون بود
اگه این خبر به رسانهها درز پیدا میکرد .کل ستاد فرماندهی بازخواست میشد
نگران نباش، تا وقتی کسی نفهمه مشکلی هم پیش نمیاد، مگه نه؟
!خیلی هم مشکل بزرگیه
پس یعنی الان چی میشه؟
!بهتون دستور مستقیم میدم !شما به مدت 60 روز مرخصی اجباری میگیرید
60روز!؟
.حرفام تموم شد .وقتشه برگردیم سر کارمون، ریسا
!بای بای، بچهها .برید از تعطیلاتـتون لذت ببرید
...منم دلم تعطیلی میخواد
!گفت مرخصی اجباری
این یعنی میتونیم زمان معاینه برای نشان روحی رو دو دره کنیم، مگه نه؟
.اینجوری هم که گفتن نیست
ها؟
ما توی سه مأموریت شرکت داشتیم .که هر تیم دیگهای بود کم میاورد
اون وقت اینا میخوان با 60 روز مرخصی .سر و ته قضیه رو هم بیارن
اِه... اینجوری که بهش نگاه کنیم !خیلی نامردن
ولی خب، الان دیگه .تو موقعیت خطرناکی نیستیم
وقت بیشتری هم برای حل مشکل .نشان روحی رئیسم پیدا کردیم
.بیاید دنبال این راه حلی که میگی بگردیم
.اگه بی توجهی کنیم تو چشم میوفتیم
از امپراتوری بریم بیرون؟
!من موافقم
.طبیعیه که واسه تعطیلات بری سفر
،یه جای دور از امپراتوری .رفتن به یه تفریگاه خیلی خوبه
.آخیش، دیگه تموم شدن
.اینا مربوط به دو هفتۀ پیش هستن
و اینا هم مربوط به .هفتۀ قبل و این هفته هستن
!نـــه! دیگه نمیتونم
!ببین، رین
از بس که نوشتم .دیگه نمیتونم خودکار دستم بگیرم
.از اون یکی دستت که میتونی استفاده کنی
داری شکنجه ـم میدی؟
،شوخی کردم چطوره کمی استراحت کنیم؟
از اول صبح درگیر کمک .تو کارای اداری مادرم بودم
،از یه نواختی دیگه داره خوابم میگیره .نیاز به کمی هیجان دارم
اگه منظورت هیجانه، مگه چند روز پیش به اندازۀ کافی طعمش رو نچشیدی؟
.آلیس ساما
!اشتباه میکنی
هیچم درمورد اتفاقات ...اون روزا فکر نمیکردم
.اینم شیرچایی ـتون
کمی توش شکر ریختم .پس قبل از نوشیدن اون رو هم بزنید
.مـ... ممنون
.شیپور بازگشت بود
یعنی ایلیتیر اونه ساما اومده؟
.این بار زودتر از همیشه برگشتن
پس میشه گفت مبارزاتش برای .جلب نظر رأی دهندگان خیلی خوب پیش رفته
!رین
میخواید برید به استقبالش؟
...همینطوره
سیسبل؟
تو هم داری میری به استقبال اونه ساما؟
...پس بیا باهم بریم
.معذرت میخوام
.اخیراً رفتارش خیلی تغییر کرده
.قدیما مثل شما همیشه پر انرژی و کنجکاو بود
.تقصیری نداره
به خاطر بحثهایی که وزیرا ...درمورد انتخاب ملکۀ بعدی میکنن
.معلومه که حال خوشی براش نمیمونه
،منم همینطورم .دوست دارم سریعتر از قصر بزنم بیرون
!نمیتونید همچین کاری کنید
چرا؟
درحال حاضر جادوگران قدرتمندی ...توی پایتخت جمع شدن
و درحالت آماده باش .برای حمۀ احتمالی امپراتوری هستن
حتی ملکه هم داره به تقسیم این نیرو .به کل کشور فکر میکنه
دقیقاً، پس چرا میگی نمیتونم برم؟
.آخه، سیسبل ساما قراره بره
به دستور ملکه .قراره به یه کشور مستقل شرقی بره
اون؟
.به عبارت دیگه، شما باید اینجا بمونید
.هـــــوم... باشه
.اینجا هیچ هیجانی نداره
.وقتشه برم
...واقعاً مشکلی ندارید
که فقط من به عنوان محافظ همراهتون به آلسامیرا بیام؟
...شوارتز، تو که بهتر میدونی
اون شایعات رو شنیدی؟
آره، داستان شاهزاده دوم، آلیسلیزه ساما که کاندیدای قدرتمندی برای انتخاباته، ها؟
ما هم باید به زودی .تصمیم خودمون رو بگیریم
.قصر پر شده از آدمایی مثل اینا
غیر از تو .نمیتونم به کسی دیگهای اعتماد کنم
!اون شیطان خیالی نیست
...یکی هست که قصد داره به مادر حمله کنه
هیولایی هست که میخواد .این کشور رو تصاحب کنه
!شجاع باش، سیسبل
من تنها کسی هستم !که این موضوع رو میدونه
بانوی من؟
.چیزی نیست .حرکت کن، شوارتز
مادر، به هر قیمتی که شده !از شما محافظت میکنم
،پس تو این مدتی که من نیستم !لطفاً سلامت بمون
.سیسبل کون راهی شد
.خیلی وقت میشه که با اون صحبت نکردم
ولی از بین شما سه خواهر .تو تنها کسی هستی که به من سر میزنی
از این بابت خوشحالی؟
...البته
!ایلیتیر کون
.خیلی وقت میشه ندیده بودمت، ایلیتیر کون
...واقعاً خوشحالم که دختر بزرگ لو
وقت گذاشته و به ملاقات من .یکی از خاندان زوآ اومده
!اینجوری نگید
همونطور که خودتون میدونید .لو و زوآ هیچ فرقی باهم ندارن
مخصوصاً در همچین شرایطی ...که کشورمون درگیرشه
اتفاقی افتاده؟
!این موضوع میتونه تمام کشور رو به ارزه بندازه
No comments yet. Be the first to leave one.