The first 200 lines.
پـرنـسـس سـفـيـد
:قـسـمـت اول هـمبـسـتـري بـا دشـمـن
.آگوست 1485 دو روز از مرگ شاه ريچارد سوم در نبرد بوسوُرث گذشته بود
شاهزاده اليزابت عاشقش بود، ولي قول ازدواجش رو به شاه جديد تودورها، هنري هفتم داده بود
او هرگز با شاه هنري ملاقات نکرده بود
...امـيرعـلي با افتخار تقديم ميکند illusion
ملک وودويل شمال يورکشاير
!مادر
!مادر، سربازها دارن ميان
فکرميکردم وقت بيشتري داشته باشيم
تودور ها هستن، درسته؟
يا هرکسي که در ارتشش هست
سوار براي پرکين اومده؟ - وقتي نيست -
زودباش، ريچارد، همونطور که نقشه کشيده بوديم
بايد مخفي بشي
ما چطور، مادر؟
دخترها، با من بيايد
آخه کجا بريم، ليزي؟ - بيايد -
زودباش، پرکِ من - بايد ازت محافظت کنم -
...بهشون ميگم شاهزاده پرکين منم
،اونها فکرميکنند تو مردي، عشق من
و اگه الان فرارنکني خواهي مرد
ميخوام بمونم و بجنگم
ريچارد عزيزم
پرکينِ من
به تورناي برو
ايان واربک رو پيداکن، قايقران
تظاهر کن پسرش هستي
قول ميدم به انگلستان برتگردونم و به تخت بنشونمت
برو بالا. عجلهکن
نميتونم مثل برادرت ادوارد، تو رو هم از دست بدم
براي من اينکارو انجام بده، پرکينِ من
ميتونم بوي زنها رو حس کنم
به ما نزديک نشيد
گفتم بريد عقب
!من شاهدخت اليزابت از يورک هستم
من نامزد شاه هنري تودور هستم
و اگه روي ما دست بلند کني ميکشتت
شاه هنري ما رو به اينجا فرستاده تا شما رو به لندن برگردونيم
حتي اگه لازم بود، به زور
روش خاصي رو توضيح نداد
نيازي به اونکار نيست
سر توماس استنلي
اليزابت وودويل - سر ويليام -
البته، ما به خواست خودمون ميايم
منتظر احضار شدن بوديم
قلعهي وينگفيلد سافولک
ارل وارويک کجاست؟
!بريد بيرون! بيرون
برداريد. هرچي ميخوايد برداريد. لطفاً به ما صدمه نرسونيد
!براي يورک !براي عمو ريچارد
!تدي، نه
!اونها افراد ريچارد نيستن، تودور هستن
شاه هنري تودور دستور دادن خائنين به لندن برگردن
خائنين؟
افرادي که در نبرد در مقابلش جنگيدند
!باعث نميشه خائن باشيم
ما براي شاهمون جنگيديم، ريچارد
شاه هنري اعلام کرده بود يک روز پس از نبرد سلطنتش آغاز شده
آنهايي که درمقابلش جنگيدند، خائن به حساب ميان
ارل وارويک
شاه منتظرتونه
کاخ وستمينستر لندن
الان اينجا متعلق به توئه، هنري
قلمروي تو
تاجوتخت تو
بسوزونيدشون
و اجازه ندين برف از آسمان بباره
نميخوام هيچچيزي در انگلستان سفيد رنگ باشه
اتاقهاي من کجان؟
اتاق شاه، هنري
تمام زندگيم خواب اين لحظه رو ميديدم
هميشه ميگفتي خدا منو انتخاب کرده
هميشه از خواستهاش باخبر بودي
و اون راهنماييت ميکنه
همونطور که من انگلستان رو ميشناسم
،من اتاق ملکه رو براي خودم برميدارم
راهش از اين مسيره
پس اينطوري با زني رفتار ميکنه که ميخواد ملکهي خودش بکنه؟
فکرميکردم حداقل يکم احترام بزاره
،قصدش نشون دادن قدرتشه
ولي اگه براي دخترها قلدري کنه تنها نشوندهندهي ضعفشـه
شايد هنوز بدترين اتفاق نيوفتاده
چهچيزي بدتر از کشتن ريچارد بيگناه من بود؟
ليزي، نبايد ازش صحبت کني
کسي نبايد بدونه بين شما دوتا چي گذشته
برادرم تونست فرارکنه؟
بايد به درگاه خداوند دعاکنيم که فرارکنه
!جاسپر
به وستمينستر خوشاومدي، هنري
بيا
جاسپر. حالت چطوره؟
بانوي من مارگارت
کي فکرش رو ميکرد کارمون به اينجا بکشه
و هنري بر تخت بنشينه
من
هميشه فکرش رو ميکردم
و قدرت شما در اوقات تاريک و سرد ازمون محافظت کرد
و حالا پسرخواندهام شاه شده
تکون بخور
تدي، تدي
چيشده؟
عموزادههام اينجان
و عمه و عمويم
ليزي - تدي -
تدي، برگرد
تدي
سرورم - ممنونم، ند -
خدا به دادمون برسه
همهي برادرهايم مردهان و ما بعدي هستيم
،هنري يک روز قبل از نبرد اعلام پادشاهي کرده
واسه همين ما رو خائن ميشناسن
...اما نميشه که همينطوري
خب، ميبيني که کرده. و مجلس اجازهاش رو داده
!يا مادرش اجازه داده
اون زن نيمي از زندگيش رو صرف انتقام از خاندان يورک کرده
بابت پسرهات خيلي متأسفم
،انگلستاني که روزي بهخاطر داشتيم از بين رفته
و همراهش جوانمردي و احترام هم نابود شده
ما از خانوادهي يورک هستيم، الايزا
ترس ما رو نميلرزونه
بايد ببينيم عاقبت چي ميشه
شما به حضور شاه احضار شدين
تا وقتي بهت نگفتم صحبت نکن
تدي عزيزم
حالا... دستم رو سفت نگهدار
!پيشروي کن! پيشروي کن
!راه برو، پير خرفت
!حرکت کن
بيايد
براي ملکهي آيندهي انگلستان
خوشآمدگويي درکار نيست؟
شاه ادبش رو فراموش کرده؟
وقتي خائنين رو ديد، شما رو هم ميبينه
بقيهي افرادي که ريچارد رو دوستداشتن
اينجا اتاق ملکه نيست
مادر شاه، زنم، اون اتاق رو داره
به عنوان بانوي اول دربار
چندتا خدمتکار ميفرستم بهتون رسيدگي کنن
اگه ميخواد با مادرش ازدواج کنه ديگه شايد به من نيازي نداشته باشه
بهت نياز داره
ادعاش بر انگلستان رو براساس
بودن تو درکنارش پايهگذاري کرده
با تو، ميتونه به خاندانهاي اشرافي ملحق بشه
و الان هم اين رو از من ميخواي؟
من بايد غنيمت جنگي باشم؟
همسر مردي ديوانه و چپاولگر
که مادرش براي رسيدن به تاجوتخت
دست به کشت بچهها هم زده؟
ميدونستي که بايد باهرکدومشون
که برنده بشه ازدواج کني
اين مرد برندهاست
حداقل فعلاً
قسم خوردي ملکهاش باشي
و حالا چيزي نميتونه تغييرش بده
خب، مگهاينکه هنري اونو نخواد
حالا دخترها، لطفاً گوش بديد
با مهربوني به چهرهشون لبخند بزنيد
ولي اونها رو بهعنوان تودورهاي پستي که هستن بشناسيد
و هرزمان نزديکتون هستن، حرف خطرناکي به زبون نياريد
اون هرزهي بي اولاد در بورگاندي پاداش خوبي دريافت ميکنه
برام سؤاله بهش گفتن که
برادرش در زمين بوسوُرث مرده يا نه
ثبت کن
"،من، هنري تودور، شاه انگلستان"
بدينوسيله، هرگونه معاملهي" "انگلستاني با بورگاندي رو منع ميکنم
همينه
براي همهي زمانهايي که دوشسهاي يورکي
ميخواستن منو به براي جلاد ريچارد به تله بياندازن
بايد حکم بدي که لردهاي انگلستاني ،نگهبانهاي خودشون رو کاهش بدن
وگرنه اونها رو تبديل به ارتشهاي خصوصي ميکنن
و درمقابل هر مالياتي که بگيري ميايستن
مطمئن هستيم که شاهزادههاي يورک مردهان؟
...اگه هنوز يکيشون زنده باشه - جفتشون مردهان -
بهخوبي مشخص شده
شاه ريچارد دو شاهزاده رو در برج کشت
الان کسي جز تو وارث انگلستان نيست
بيا جلو
،کدومتون جان دِلا پول ارل لينکلنـه؟
شاه يورک مُرده قبل از نبرد تو رو به عنوان وارثش نامگذاري کرده
متوجهي که اين مسئله فسخ شده
و تو الان وارث هيچي نيستي؟
متوجهي؟
من به وفاداريم به شما رو اعلام ميکنم، اعليحضرت
ولي من نه
تو شاه نيستي، نه قانوني نه در چشمان خدا
،شايد پسرم رو کشته باشي و تاجش رو دزديده باشي
تو زادهي يه خدمتکار هستي
،شايد نوهام وفاداري دروغينش رو بهت اعلام کنه
من تنها در مقابل خدا و وجدان خودم تعظيم ميکنم
مادر
...خواهش ميکنم
خواهرت در بورگاندي هرگز به اين آسوني تسليم نميشد
و باعث شده جواز بازرگانيش لغو بشه
!پس بهتره دهنت رو ببندي
شايد خوشحال باشي که يه پيرزن هستي
که حرفهايش براي عاليجناب اهميتي نداره
يا قسم به وفاداري ميخوري يا به برج برده ميشي
جاسپر تودور
جرئتش رو نداري
No comments yet. Be the first to leave one.