The first 200 lines.
من بهت علاقمندم سو اوجين
يه بار باهام نمياي سر قرار؟
واي واقعا جا خوردم
واقعا غير منتظره بود
ولي بازم دلم لرزيد
خب؟
فقط دلت لرزيد و تموم؟
...تموم که نه ولي
بايد همين الان جواب بدم؟
خب آخه من هنوز شما رو خوب نميشناسم
ممکنه قاتل سريالي باشين
تو واقعا ديوونه اي سو اوجين
من انقدر ترسو ام نميتونم يه مورچه بکشم پس نگران نباش
اوکي. پس عجله اي نيست روش فکر کن
در عوض چون منم ميخوام جوابتُ بدونم
نميتونم زياد صبر کنم
باشه
فکر کنم اينجا گير کرد - بيا آب -
داشتم کيف ميکردم
هي
معاون چا - تو اينجا چيکار ميکني؟ -
مگه نرفتي خونه؟
يه چيزي جا گذاشته بودم داشتين شام ميخوردين؟
بله - آره -
چيه؟ - چي؟ -
چيه؟ - چي چيه؟ -
باز يون جونگهو عاشق شده؟
کيه؟ خوشگله؟
ميگم خوشگله خره؟
معلومه که خوشگله
خوشگل نيست؟ ها؟
اومو، اومو، اومو، اينُ باش
...بدجوري عاشق شد
...چرا من دارم
هوي، آروم بگير ببينم ...تو چرا
من مخالفم، مخالف
چي؟ - مگه تو چيکاره اي؟ -
هي، تو مگه چند وقته اين دختره رو ديدي؟
حتما فکر ميکني قشنگ ميشناسيش، نه؟
نه که نميشناسي، تو هيچي ازش نميدوني
مگه تو ميدوني؟
نه، منم نميدونم
نميدونم ولي بازم، تو نبايد باهاش قرار بذاري جونگهو
تو يه بار از قرار گذاشتن با يکي از همکاراي بانک به دردسر افتادي
باز ميخواي همون بلا سرت بياد؟
تازشم بعد از اينکه باهاش به هم زدي ميخواي چيکار کني؟
!هي، هي، هي، هي
همکارته؟
اين که خيلي رمانتيکه بابا
شايدم به هم نزديم
اين دفعه احساسم فرق ميکنه - فرق ميکنه کيلو چنده؟ -
...واقعا که! جونهو
من واقعا نگرانتم که ميگم
ميخواي قرار بذاري، برو سراغ يه زن ديگه
خودم به دوستاي زنم معرفيت ميکنم
تو دنيا کلي دختر خوشگل هست
...هوم ولي
فقط يه دونه سو اوجين هست
خودم يه دونه جوونِ جوونشُ پيدا ميکنم
جوون، يه جوونِ جوون پيدا ميکنم
چون جوونه نميشه باهاش حرف زد
راست ميگه، همينه که ميگه - !هي! عجبا -
...بزنم... اين... اَه
به هرحال من کلاً با اين رابطه مخالفم، مخالفم، مخالفم
هي اينطوري نکن ديگه کمکم کن
آدم وقتي تو محل کار با کسي قرار ميذاره کلي کمک لازم داره
راست ميگه نامرد، چرا اينقدر لجبازي تو؟
هي! برو عقب بينم. جونگهو، من موافقم
من با بند بند وجودم موافقم، موافق
ولي فقط باهاش قرار ميذاريا
ازدواجُ بعدا هم ميشه کرد
بعد از ازدواج، خونه ـت تو يه چشم به هم زدن ميشه ميدون جنگ
و ما مردا تا آخر عمرمون هيچوقت نميتونيم حتي يکي از اين جنگ ها رو ببريم
...مگه نه؟ واسه همينم تو بايد
تا ميتوني تو دوران مجرديت حال کني
نه، حتي قرار هم نميشه بذاري
هم ازدواج هم قرار، جفتش منتفيه
من با اين رابطه مخالفم
مخالفم، مخالف
من موافقم - منم موافقم -
نه من مخالفم
من موافقم - منم موافقم -
نه من مخالفم
ما موافقيم - موافقيم -
چه خوبه آدم يه دوست تو همين محله داشته باشه گاهي با هم يه آبجو بزنن
...آره. امروز داشتم ميومدم اينجا
فکر ميکردم يعني امروزم ميبينمت که ديدم اينجايي
سرنوشته ديگه
اگه خيلي ازم خوشت بياد احساس مزاحم بودن بهم دست ميده
ديگه دير شده من از اون آدمام که اسير ديگران ميشن
ها؟
نگران نباش امروز يه مرد بهم اعتراف کرد
واقعا؟ کيه؟
معاون بانکمون
انتظارشُ نداشتم ولي خيلي جا خوردم
خيلي شوکه شده بودم
فکر کنم از وقتي يه همچين حسي داشتم حدود يه ميليون سالي ميگذره
خب؟ نظر تو راجع به اون چيه؟
مطمئن نيستم
...خوبه، خيلي وقت نيست ميشناسمش ولي
بامزه ـس و مثل خودم شوخ طبعه
به نظرم بين کارمنداي زن خيلي محبوبه
همه ـشون فرومون طرفش شليک ميکنن
پس به طرف مرده شليک ميکنن - دقيقا -
پس بايد جذاب باشه
شرط ميبندم با هم زوج ميشين
...اما - اما؟ -
يه حس بدي پيدا کردم، اما چي؟
هيچ جرقه اي درونم احساس نميکنم
اون احساسي رو ميگم که وقتي سرنوشتته ...با يکي باشي تو وجودت ايجاد ميـ
سرنوشت؟
تو اين سن حرف از سرنوشت ميزني؟
سرنوشت و اين حرفا مال تو فيلماس
اينجوري باشه فقط جوونيتُ به باد ميدي، ميفهمي؟
جداً؟
يعني خيلي ساده ام؟
يعني حتي اگه يکي 80 درصد به ...دلت نشست نه 100 درصد
بايد باهاش قرار بذاري؟
معلومه که آره
سرنوشت و اينجور چيزا رو نميشه از اون اول تشخيص داد
من شوهرمُ از دوران دبيرستانم ميشناسم
اولش از هزار حتي يک هم بهش نميدادم
ولي يه کم که گذشت به چشمم اومد
يعني اينجوري هم ميشه؟ - آره که ميشه -
هيچکس از بين يه زن و مرد خبر نداره
اوکي
پس من فعلاً با ذهن باز قبولش ميکنم
خيلي باز شد بيا يه کم ببنديمش
خيلي بازه؟ اينقدر چي؟
به سلامتي
«قسمت ششم» ملاقات اشتباه
!واي خدا
خوبي؟ چيزيت نشد؟
ترسيدي نه؟ من بايد بيشتر مواظب ميبودم
خوبي؟
من يه دونه ديگه برات ميخرم، باشه؟
ببخشيد
هي، سو اوجين چرا نيومده؟
حتما تاخير ميخوره - من از کجا بدونم؟ -
سرت به کار خودت باشه
عنقِ بد اخلاق
اگه مدير جانگ گيرش بندازه، از همين اول صبحي حالش گرفته ميشه
...اوجين خانوم، کيفتُ کنار خودپرداز قايم کن
و يه ليوان کاغذي بگير دستت و بيا تو
ترتيب زمينه سازي داده شده
اوجين خانوم کِي اومدي؟
اون موقع
يه بيست دقيقه، چهل دقيقه اي ميشه
واقعا؟ عجيبه
فکر کردم چند لحظه پيش اونجا نديدمت
نه من اون موقع اومدم
واقعا؟
...ولي هنوز يونيفرمتم نپوشـ - اوجين خانوم -
حساب خانوم جانگ سوجينُ که ازت خواسته بودم چک کردي؟
.بله کردم. پيداش کردم
...تا رسيدي کار دادم بهت
حتي وقت نکردي لباستُ عوض کني
اشکالي نداره. الان ازش پرينت ميگيرم
بذارش رو ميزم - چشم -
اگه واقعا شروع کنن به قرار گذاشتن با هم چي؟
چون تو اول مديرعامل شدي داري به من پز ميدي؟
يه کم وقت بذار ميخوام برات نوشيدني بخرم
قيافه ـتُ يادم رفته
هي، تو هنوزم ميگردي و نوشيدني ميخوري؟
...واسه همينه که کارمندات تو ارزيابيت
گفتن مجبورشون ميکني باهات شام بيان بيرون
اين حرفا چيه؟
کي مجبورشون کرده؟
کي؟ من؟ - آره مرد -
من يه نگاهي انداختم ...ديدم يکي نوشته
شام بيرون اومدن با همکارا براش مثل اضافه کاريه
و دلش ميخواد يه کم وقت آزاد داشته باشه
...ولي - پس آروم باش -
...مگه من چند بار مجبورشون کردم شام
آروم باش
دنيا به خاطر وجود بانک کِي.سي.يو) (جاي دو برابر بهتري است
تشريف آوردين
تشريف آوردين - تشريف آوردين -
کي بنري که اون بيرون بودُ جا به جا کرده؟
بنر؟ من کردم
بايد تو ديد باشه، تو ديد
چشمات کوره؟
چرا کم کم نبردي رو سقف بچسبونيش؟
چشم جا به جاش ميکنم
هي کيم هوان
الان تو جوراب پوشيدي يا نه؟
...مچ پات ديده ميشه - پوشيدم -
اين جورابه يا دستکش؟
فکر کردي تو فَشن شويي؟
اومدي خوش گذروني؟ مگه اينجا باليه؟
ولي من که هر روز اينا رو ميپوشم
خفه شو! مگه من دوستتم؟
!جواب منُ نده
بانکداري مستقيم - بله؟ -
جلو اون پيشخونُ جمع و جور کنيد
مشتري مياد اينجا، چه وضعشه يعني چي اينا؟
معذرت ميخوام - اَه -
ميخواين اين گلُ بکشين؟
!يه کم آبش بدين !تمام برگاش پژمرده شده
چشم - چشم حتما -
No comments yet. Be the first to leave one.