The first 173 lines.
= لطفا صبر کن داداش = = قسمت ۹ =
الو؟
الو؟ بیچن کجایی؟
دارم یه کیک میگیرم. چرا؟
پس کی میای سراغ من؟
یا
می تونی آدرس رو برام بفرستی
خودم میام اونجا
چرا بیای اینجا؟
بهت گفته که. امروز سرم شلوغه
مگه نمیخوای جشن تولد بگیری؟
بفرمایین کیکتون
متشکرم
بله
پس من سرم امروز خیلی شلوغه
بیا وقتی برگشتم مدرسه با هم حرف بزنیم
باشه، خداحافظ
تیِن عزیزِ بابا
چی شده؟
به من بگو
بابا
چی شده؟
امروز روز تولدته تو باید شاد باشی
چرا داری اینجوری اشک می ریزی؟
بابا من خیلی احمقم
دختر من زیبا و باهوشه
گریه نکن
پس چرا اون منو دوست نداره؟
اون؟
اون کیه؟
یه عالمه گل و کیک خریده
اون گفت که یه سوپرایزه
اما برای من نیست
من خیلی احمقم
این همه دقت منتظرش بودم
گریه نکن، دختر من
بابا
چرا اون منو دوست نداره؟
لازمه الان بازش کنم؟
نه
بازش کن
غذاها ها رم سرو کن - چشم -
یان
یان
تولدت مبارک
متشکرم
بشین
یان
من از خیلی وقت پیش
تو اپ "راهنما" گشتم تا این رستوران رو پیدا کردم
اونا میگن که
برای اینکه طعم اصلی همه مواد رو
حفظ کنن
از معتبرترین مکان های مبدا، اون مواد تهیه شون میکنن
یان
یان
متاسفم
داشتی درباره ی
رستوران حرف میزدی؟
این رستوران
واقعا قشنگه
حالت روبراه نیست؟
دیشب خوب نخوابیدم
مراقب خودت باشیا
یان
مزه ش چطوره؟
واقعا خوبه
بیچن
تمرینت برای جشن مدرسه چجور پیش میره؟
نگران نباش
ما قطعا می تونیم
خوب عمل کنیم و جایگاه اول رو ببریم
تا حالا به این فکر کردی که
اگه بری فرانسه و
مادرت رو ببینی
چی بهش میگی؟
بذار ببینم
شاید بخوام به اونجا سفر کنم
اما وقتی برسم اونجا
نمیخوام ببینمش
بفرما یان تولدت مبارک باشه
به سلامتی
ممنونم
سلام
دنبال کی می گردین؟
من دوست وانگ یو ام
میتونم بیام داخل؟
البته
لطفا بیاین داخل
بفرمایین. اول بشینین
بابا اخیرا سرشون خیلی شلوغه
معمولا در دسترس نیستن
خدمت شما، اول یکم آب بخورین
تو باید بیچن باشی
تو خیلی بزرگ شدی
نه وانگ بیچن
داداش بزرگه ی منه
اسم من چو اییه
چو ایی؟
فایمیلیت 'چو' عه؟
پس چجور وانگ یو پدرته؟
نشنیدم که اون دو تا پسر داشته باشه
راستشو بخواین
من فامیلی مادرم رو برداشتم
بهرحال
من هنوز اسمتون رو نپرسیدم
منو تِرِیسی صدا کن
خانم تِریسی
لطفا یه لحظه صبر کنین
من به پدرم زنگ بزنم
نیازی نیست
من سال هاست اونو ندیدم
پس میخواستم یه سری بهتون بزنم
از اونجایی که اون اینجا نیست
من میرم
صبر کنین
این شماره ی پدرمه
اگه خواستین می تونین بهش زنگ بزنین
متشکرم
اون واقعا خوش اخلاق و محترمه
اون اونطوری که تصور میکردم وحشی نیست
چه خجالت آور
یان، آرزو کردی؟
شمع ها رو فوت کن
تولدت مبارک
امیدوارم آرزوهات برآورده بشه
امیدوارم
قطعا میشه
متشکرم
چکار داری میکنی؟
چرا اینجا پیدات شد؟
تو چه مرگته؟
داری تو روز تولدش بهش
کیک و گل میدی
و من لایق یه تبریک خشک و خالی هم واسه تولدم نیستم؟
پس امروز تولد تو هم...
ما بیشتر از یه نیمسال تحصیلی با هم درس خوندیم
و تو حتی نمیدونی
تولد من کِی عه
من و یان هم ده ساله که همدیگه رو می شناسیم
بیچن
ژیا تیِن
برو دنبالش
واسه چی آخه؟
اون بعدا حالش خوب میشه
اون تولدی که من برنامه ریزی کرده بودم رو خراب کرد
و حتی منو زد
هی یان
کجا داری میری؟
!یان تو حتی کیک رو هم نبریدی
تو چرا اینجایی؟
جناب
ببخشید جناب
شما باید بهای اون بشقابی
که اون دختر شکوند رو بدین
بهت بر می گردونم
دقیقا چه اتفاقی افتاد؟
!ژیا تیِن
ندو ژیا تین
چرا دنبال من دوییدی؟
که بهم بخندی؟
حالا راضی شدی؟
بیچن تو رو دوست داره
نه منو
!به من دست نزن
چرا داری تظاهر میکنی که آدم خوبی هستی؟
چرا اینقدر باید متظاهر باشی؟
ژیا تین، فکر کنم دچار سوتفاهم شدی
دچار سو تفاهم شدم؟
خنده داره
پس بذار ازت بپرسم
تو بیچن رو دوست داری یا نه؟
من فقط به چشم داداش کوچیکترم می بینمش
No comments yet. Be the first to leave one.