The first 200 lines.
اسم من تالونه
من اخرین بلک بلود هستم یا اینکه بهم گفتن
وقتی اوریت درید همه مردم منو کشت من فرار کردم
نوک گوشم رو بریدم تا از مردم مخفی بمونم
موجودی کوچیک داخل من زندگی میکنه
مادرم جلوی چشمای من مرد
این به من قدرت میده تا دروازه هایی به دنیای دیگه ای ایجاد کنم
و شیاطین قدرتمندی به نام لو قوری رو احضار کنم
اما من فقط میتونم اونا رو زمانی که اسمشون رو میبینم احضار کنم
چیزی که ثابت میکنه این یه چالش بزرگه
پریم اوردر میخواد من مرده باشم اما من پناهگاه رو پیدا کردم
در دورترین کناره قلمرو در مکانی شناخته شده به نام اوتپاست
...آنچه گذشت
پس اگه بخوایم به جیواین کمک کنیم باید پورتال رو باز کنیم
و همه شیاطین رو با نام به این قلمرو احضار کنم
تو یه شیطان دیگه ای رو احضار کردی؟ یه بلک بلود
چه اتفاقی افتاد؟ حدس میزنم نمیخواد اونو ازم بگیره
قول میدی که خانواده منو ازاد کنی؟
قول میدم اگه مردم دست از کولیپسوم بردارن
اونا تبدیل به پلاگولینگز نمیشن؟ اره اما این اعتیاد اوره
مانت این برادر جدیدت هست
اون میخواد به عملیات ما بپیونده برای قاچاش کولیپسوم خارج از اوت پاست
هرکس دیگه ای پسر؟ نباید اجازه بدیم درید به پایتخت برسه
همشون مردن گاریت چی؟
این برای تالون و ملکه تو
من میرم تا بدن پسرم رو بیارم
اونو بیار خونه سوارها رو به همه نجیب زادگان سابق بفرست
اونا جرات ندارن با شما مخالفت کنن و علیه حاکمان ستمگرتون ایستادگی کنن
نامه ها رو بفرستین وقتشه که پوربورن آسترکینگ رو بگیره
@کاری از محمد رضا و علی@ امیدوارم لذتش رو ببرید
به اون چیزا فکر کردی؟
نگران نباش اکوندی اینجا نیست
اون داره دراگ من رو میبینه
با اعمال تو من فکر میکنم تو برای فهمیدن حقیقت اومدی اینجا
حقیقت چیه؟ تو میخوای یه چیزی رو از توی مخم بکشی بیرون
و وقتی که فهمیدی نمیتونی اینکار رو بکونی یه بچه رو رفتی دزدیدی
من اونو دزدیده بودم اون با میل خودش اومد
اون میدونه هدفش ازاد کردن مردم ماست
از دنیای زندان به اونجا تبعید شد
اگه اون مکان وحشتناک رو ببینی که دشت خاکستره
تو هم میخوای که به اونا کمک کنی
مردمت چه کارای بدی کردن که اونا رو اونجا تبعید کردن؟
ما تبعید نشدیم ما با میل خودمون رفتیم
چرا؟
ما با انسانها جنگیدیم
ما یه برنامه چیندیم تا کل حزب جنگ بلک بلود ها و لو قوری ها
از طریق دروازه عبور میکرد و توی دشت خاکستر منتظر میموند
بعد یکی از اعضای قبیله شما میخواسته دزدکی بره پشت خط دشمن
دروازه رو دوباره باز کن
و ما میتونیم یه حمله غافلگیرانه پشت دیوار هاشون انجام بدیم
پس چه اتفاقی افتاده؟
دروازه هرگز باز نشد
قبیله شما با انسانها توطئه کردن تا ما رو اونجا تنها بزارن.
دشت خاکستر فقط یه زندان بود تا ما رو دور نگه داره
ما هیچ راهی برای بازگشت نداریم
ما آسترکینج رو نداریم
اجداد تو اونو داشتن
آسترکینج
پس این چیزیه که بهش میگن
این تنها راه بازکردن دروازه هست
ما به خویشاوندان خودمون اعتماد داشتیم اما گونه شما به ما خیانت کرد
ما همه این سالا منتظر بازگشت به این قلمرو هستیم
تو میخوای منو از طریق اون برگردونی؟
نه اینکار رو میکنم
تنها کاری که باید بکنی اینه که آسترکینج رو بهم بدی
و چرا باید بهت اعتماد کنم؟
برای اینکه دراگ من اومد پیشت اون اسم لو قوری منو بهت داد
این تصادفی نیود
آسترکینج یه معنایی برام داره
میدونی معلمم گفت من یه پیشگو هستم
کی قراره شیاطین رو احضار کنه
تو فکر میکنی خودتی و خودت؟
واقعا فکر میکردی پیشگویی ممکنه در مورد تو باشه؟
معلمت اشتباه میکرد خون تو آنپوره
تو هرگز نمیتونی مردم ما رو رهبری کنی
آسترکینج رو بده به من با اون همه چی تموم میشه
دراگ من کجاست؟
من میخوام ببینم اون رو به راهه
اون به من خدمت میکنه نه تو
پس من باید اینو از دهن خودش بشنوم پس قبوله
فردا که خورشید غروب میکنه به همون نقطه ای که خورشید غروب میکنه بیا
و اونو بهم میدی؟
تو مثل اینکه تو باغ نیستی؟
اون کسی که باید بده تویی
تو آسترکینج رو بهم میدی
دراگ من هم با من میمونه
بدون معامله
اگه منو بکشی لو قوری تو رو میکشه و همه مون دراگ من رو از دست میدیم
و اگه منو بکشی آسترکینج با من میمیره
تو خوبی
ما خیلی زود در برابر دشمن مشترکمون مبارزه میکنیم
و اون ممکنه کی باشه؟
انسان ها البته
ما میتونیم مبارزه کنیم اما هیچی حل نمیشه بلکه خراب تر هم میشه
در مورد اون چیزی که گفتم بیشتر فکر کن
ما خانواده تالون هستیم
ما باید به عنوان یه تیم با هم کار کنیم تو و من
دو تا بلک بلود با هم کار میکنن تا هم نوعانشون رو نجات بدن
من دوتا غروب آفتاب بهت وقت میدم تا دربارش فکر کنی
و وقتی اومدی تنها بیا
سعی نکن دنبالم بیای
خب فقط همونجا واینستا دروازه لعنتی رو ببند بلودی فلوست
هر موجودی دلت بخواد او بیرون هست
ما میریم اونجا ...ای! چی
فقط جون خودتو نجات بده خوش اومدی
تالون اوت پاست در حال سقوطه
منظورم اینه بعد از ظهر دروازه ها بازن
و من فقط یه نگهبان رو وقتی داشت کولیپسوم میخورد جلوش رو گرفتم
که یه بلودی قهرمانه که منم هستم
منظورم اینه تو جیواین رو دیدی؟
اون رهبر درست و حسابی نیست هست؟
ببین من واقعا اهمیتی نمیدم من یه نوشیدنی میخوام
اوه میخوای نوشیدنی بخوری
من یه اتاق کامل دارم هممم؟ کی فکر میکنه من بلوف میزنم؟
هوم؟ یالا روی من شرط ببند یالا
من بلوف میزدم
ادامه بده بازیکن یه دور دیگه باهام بزن
صبر کن صبر کن صبر کن. کجا میری؟ هنوز تموم نشده
چی فکر میکنی فکر میکنی من سرت رو میزنم
یا اگه چیزی رو ببازی؟ پیروزی
من یه میز کامل میخوام من همه چیزا رو روی این میز میخوام
زودباش. اعلی حضرت حق داره که توی این کسب و کار مهم حضور داشته باشه ممنون
من کار مهمی برای انجام دادن ندارم وووو
پولی که بردم رو بدین به فقرا
تو اینجا چه غلطی میکنی؟ نایا کجاست؟
من اونو اخراج کردم اون یه جاسوس بود مثل تو
ارتش پریم اوردر ممکنه توی راه باشه
اگه تو همینجوری ادامه بدی اصلا آماده نیستیم
اممم اره من آه... واقعیت رو بهت نگفتم
ما چند تا خبر دریافت کردیم
چه خبرایی؟
اونا همه روز ها میان
جواب از پرندگان و سوارایی که فرستادیم بیرون اومده
هر اشراف زاده ای همیشه قاضی هست
هر حاکم مملکت سوگند وفاداری یاد میکند
....توی این جنگی که به سوی پریم اوردر شروع کردیم
در مقابل ما
همشون؟ آره
ترسوها من میدونستم اونا بهمون نمیپیوندن
...و حالا ما حتی نمیتونیم این کار اونو به اینجا آورده
...اممم جانزو این
امممم
خدایا سم اسکیبالت.
هوشیاریت افزایش پیدا میکنه ، همچنین یه سردرد همراه با تار دیدن به وجود میاد
که ساعت ها ادامه داره
چند تا نجیب زاده تا حالا جواب دادن؟
مطمئن نیستم خیلی زیاد نیست
تو با اون دختر مترجمت شانسی داری؟
دراگ من؟ اره
یا من تموم شانسامو از دست دادم
گرفتن یه ارتش شیطانی به خوبی و خوشی؟
ببین من روش کار میکنم
من متنفرم از اینکه حامل خبرای بد بیشتری باشم
اما اگه متوجه نشدی
اوت پاست کاملا آشفته هست
مردما یاغی هستن
دست از اقدامات مستحکم و مقاوم سازی همه چی برداشتن
....یه فرمانده جدید باید انتخاب بشه
هیچ کی نمیتونه
یکی پیدا کن هر کی
من هیچ کس رو جایگزین گارت نمیکنم
تو هیچ کی رو جایگزین گارت نمیکنی
تو فرمانده پایگاه رو جایگزین میکنی
من تنها کسی نیستم که اینجا کار میکنم
من یه ارتش شیطانی که خیلی زود به اینجا میرسن رو نمیبینم گفتم که روش کار میکنم
و جانزو چند نفر دیگه از این بیماری همه گیر پلاگولینگ میمیرن؟
تحقیقات زمان بره !ما وقت نداریم
میدونین چه اتفاقی میوفته اگه پریم اوردر فردا برسه؟
مجبور میشم خودمو تسلیم کنم و التماس میکنم و تمنا میکنم
برای بخشش مردم این اون پاست
این حرف رو نزن حتی فکرشم نکن
مردم تا الان بیش از اندازه مردن
گارت پدرت
آره و بدون اونا کی به تازه کارا آموزش میده؟
کی برای استحکامات و دفاع برنامه ریزی میکنه؟
وقتی که پریم اوردر میاد کی مردم رو توی نبرد هدایت میکنه؟
تو میتونی
تو اینو یه بار انجام دادی دوباره امتحانش کن
تو باهوش تر از هر مردی هستی که میشناسم
....منظورم اینه هیچی
این همیشه برای شما بوده اعلی حضرت
چطوری میتونم این کار رو بکنم؟
با دوستات کنارت
و بعد وقتی که اولین ردیف سنگر ها با مهمیز ها کامل میشه
از اولین لایه آجر جدا میشه
به طوری که هیچ روش مستقیمی نمیتونه با سواره نظام انجام بشه
اعلی حضرت ما نیرو های کافی برای پر کردن این سنگر ها نداریم
ما باید اینکار رو بکنیم تا متحدانمون برسن
ما متحدانی داریم؟
کاپیتان فقط نجبای بزدل از فراخوان ما جا میمونن
چقدر باید منتظر باشیم اعلی حضرت؟
امیدوارم تا وقتی که سنگر های مانع رو حفر کنین کاپیتان
اما هیچ متحدی در کار نیست
اون لازم نیست اینو بدونه
نایا میخواستم راجع به تو باهات صحبت کنم
بعضی از افکاری که در مورد اون خائن بین خودمون داشتم
نایا خوبی؟
اوه خیلی ممنون تنها نگرانیم اون خائن هست
آره خب با وایترز رفته
من بهت نیاز دارم تا بفهمم کی اجازه داده تا درید بره
No comments yet. Be the first to leave one.