The first 200 lines.
همونطور که گفتم پلژ
میتونیم کل شب اینجا بمونیم
یا فقط میتونیم بریم بیرون
و تو میتونی برگردی
به هر تریلر تو پارکی که ازش اومدی
نه نه نمیخوام برم
پس میدونی باید چیکار کنی
تو اخرین کسی هستی که ما منتظرشیم
بقیه کاراشونو یکم پیش تموم کردن
انجامش بده
خیلی خوبه پلژ
تو صادقانه تعهدت رو زیر سوال بردی
واسه دلتا سیگما سیگما
ولی خودت رو تایید کردی
که من یه هرزه بیخود رو انتخاب نکردم
الان اخرین برنامه رو واست داریم که کامل کنی
که خواهر هانا توضیح میده
چی،یه کار دیگه؟
تو گفتی اخریش بود
نه گفتم امروز اخرین روزه
تو باید یه کار دیگه بکنی که کامل شی
خواهر هانا نشونش بده
ما به عنوان خواهر ها
جزئیات رو به همدیگه میگیم
و باید مطمئن شیم تو انجام دادنش راحتی
تو 45 ثانیه وقتی داری که شروع شه
وگرنه شکست میخوری
این یه شوخیه درسته؟
40 ثانیه
این درست نیست
این دیوونگیه
خب میای بیرون؟
میدونستم تو وقتت رو تلف کردی
30 ثانیه
لطفا هر کار دیگه ای باشه میکنم
10 ثانیه
هرزه خوبیه
الان ادامه بده تا وقتی که بگیم کافیه
خب حدس میزنم کاوم رو باز میکنم
از طرف انجلاست یه کارت
هممم دوست داشتنیه مرسی انجلا
ولی یه سوال
چرا بهم کارت تبریک تعطیلات دادی؟
تو یکی از اون ادما
از طرف کریسمسی مگه نه؟
معلومه که نه
فقط فکر کردم کارته عالیه
خب ما اینجاییم
به عنوان دلتا سیگما سیگما که کریسمس رو جشن بگیریم
نه هانوکاه،کوینگوا
یا یکی از اونا تعطیلات رو درست نکردن
پس وقتی کارتت میگه تعطیلات مبارک
دقیقا به کدوم تعطیلات برمیگردیم؟
تو خیلی درگیرش شدی
وقتی که باید از فکری که پشتش هست ممنون باشی
این چیزیه که میگن کریسمسه مگه نه؟
چرا کادویی که دادم رو باز نمیکنی؟
چرا واسمون استفاده نمیکنی
مثل کاری که چند ماه پیش کردی
اون به فنا رفت
اوه لطفا لزی باید یه کاری میکرد
اون داره طوری رفتار میکنه که انگار خیلی بهتر از بقیست
از وقتی که اومده اینجا
فقط دارم بهش یاداوری میکنم چیکارست
الان دیگه کی واسم کادو داره؟
هرکسی باشه اوکیه
داری چیکار میکنی هرزه عوضی؟
ممم
عزیزم تمام خرفم این بود که من فقط نمیفهمم
یالا چرا همون کار رو میکنی
وقتی که خواهرت به قتل رسیده
منظورم اینه اونو نمیفهمم
سعی نمیکنم دخالت کنم
فقظ نمیفهمم
خب حدس میزنم همون موقع
انگار راه خوبی بود که بهش افتخار کرد
میدونی یه قسمت از خونه بودنی که اون خیلی دوست داره
خیلی معمولیه میدونم
ولی دوست ندارم ببینم چی تو خونست
مخصوصا طرفای کریسمس
خب اولین کریسمسه که اینجام
میدونی فقط یه چیزی باید میرفتم سمتش
ولی بهتر میشم!قول میدم
باشه تو قراره
واسه پارتی جمعه شب اماده شی؟
منظورت دخترای باحاله
که با لباس بابا نوئل هستن
و پسرای مستی که
سعی دارن با اونا باشن؟
اه اره از دستش نمیدم
عالیه میرم بیرون
بعدا بهت زنگ میزنم
میتونی بعدا یکم دیگه بگیری؟
اره باشه خدافظ
هی کایلا بازم شیرینی داری واسه پارتی درست میکنی؟
تو که منو میشناسی یه ریچل ری معمولی
ولی فکر کنم ریچل ری
ممکنه کوکی های بهتری درست کنه
ممم میدونی واقعیه
کریسمس راکول 1950 که تو فکر میکنی بچه های دانشگاهی
همه قراره واسه پارتی شیرینی درست کنن
بیخیال فقط یه پارتی کریسمسه
باید بیشتر از اینا باشه
اوه باشه
خب داداشم چطوره؟
خوبه مثل همیشه سر حاله
اون گفته که گرنت هم میاد پارتی یا نه؟
اون خدای من کایلا تو فقط باید باهاش حرف بزنی
میدونم من فقط با مد روز جلو نمیرم
فقط واقعی رو دوست دارم که پسرا میان سمت دخترا
تو واقعا تو دهه اشتباهی به دنیا اومدی
میدونم درسته؟
خب چطوری؟
منظورم اینه واقعا
میدونم این وقت از سال خونه
باید واست سخت باشه
باید مثل داداشت باشی
فقط به این معنیه که جفتمون بهت اهمیت میدیم
و منم ممنونم ولی خوبم قول میدم
باشه ول اگه خواستی حرف بزنی یا چیزی
گوشام با توئن
خب میخوای کمکم کنی تزئین این کوکی ها رو تموم کنم؟
میدونم مثل قدیمه
فکر کنم فقط دراز بکشم
اخیرا مشکل خواب پیدا کردم.
باشه ولی حداقل اونو بردار
هی مرسی بابت این همه درک و فهمت
معنی زیادی داره
اره حتما
اوه فقط منم
ببخشید منفقط...
اوه نیازی به توضیح نیست دختر
درم بخاطر یه سری دلایل مشکل پیدا کرده
بهت گفتم اگه میخوای اتاق عوض کنی
یکم عجیبه
ولی منم اینطوری میخوام
خدایا نه نه من واقعا
به سختی میتونم تو این خونه بخوابم
ای کاش باهام حرف میزدی
قبل از اینکه واسه پلژ تصمیم بگیری
فقط باید دراز بکشم
و بعد این پارتی
میتونم برم خونه و از اینجا یکم دور بشم
باشه ولی هی ما باید حرف بزنیم جدی میگم
این واست خوب نیست
من خوبم
مزخرفه برو یکم استراحت کن
بعدا حرف میزنیم
باشه
تمام چیزی که میدونم اینه که یکی نیاز داره
که یه کلاس خلاقیت نویسی بره
چه شعر بیخودیه
جدی باش
من جدی ام دنی
منظورم اینه این فقط یه عوضیه
سعی داره که یه کاریت کنه
منظورم اینه خانوم کلاوس یالا...
باشه ولی چرا الان؟
اوه کریسمسه دیگه
خواهرت 10 سال پیش به قتل رسید
و تو اومدی اینجا
انگار که دخترت گیر افتاده
حتی سعی نکردی واقعیت رو قایم کنی
که اینجا دیوونت میکنه
یکی این کار رو کرده
و تصمیم گرفته اینو بهت بده
نمیدونم فقط بدجنسیه
هرزه ها بدجنسن دنی
منظورم اینه داستانای خواهرت رو ببین
منظورت چیه؟
خب میخوای تظاهر کنی که داستان ها رو نشنیدی؟
منظورت همون داستاناست؟
اونطوری نیست که اون تنها کسی بوده که اون کارارو میکرده
منظورم اینه هر بنی بشری
تو کمپوس انجامش میداده
خب فقط اونطوری نه
ولی اره واسه شروع جای خوبیه
خب کاری که با اون دختر کرد چی
همون شبی که کشته شد؟
نمیتونم باور کنم
تو داری الان اینو میگی
همون دختر یه مریض روانی بود
.و خواهرم باهاش یه شوخی بد شد
ولی به این معنی نیست که لایق این بود که...
میدونی که منظورم اون نیست
ولی نمیتونی کارش رو انکار کنی
هرچیزی که فکر میکنی هست یا نیست
ادمای کمی باهاش خوب بودن
و به عنوان یه نتیجه یه شانس خوبی بهت میده
خدایا من نمیتونم الان با این سر و کله بزنم
منظورم اینه اومدن به اینجا
من سعی کردم که نزارم کل این سناریو به فنا بره
واسه زندگی کردن تو یه خونه
جایی که خواهرم به قتل رسید منو اذیت میکنه ولی
اون انتخابت بود دنی
میدونم باشه ولی به اون معنی نیست
که لایق چندتا عوضیم
حق با توئه بیا
چیکار میکنی؟
نه نکن...
No comments yet. Be the first to leave one.