The first 200 lines.
یک دو، سه، چهار،
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش.
بجنبونش، رفیق.
اون عوضی پیداش نشد.
میدونم.
میتونیم فردا شب دوباره برگردیم.
مثل یه دلال لباس میپوشم، میتونیم دوباره امتحان کنیم.
خوشگل شده بودی.
این کار صد دلار برات خرج داره.
ما فقط ادای چیزی رو درمیآوردیم، یادت هست؟
شاید تو بودی.
چی میخوای؟
به جز اون.
اینو برات آوردم.
خیلی بافکر بودی. خودت درستش کردی؟
مال اون پلیسه.
تو با اون پلیس خوابیدی؟
گفتی که دیانای لازم داری.
یه تهسیگار کافی بود.
اون سیگار نمیکشه.
بهت گفتم که هر کاری میکنم.
باید بهت آفرین بگم، بچه.
تو خیلی...
جرات داری.
خدای من.
مثل فیلما میمونه.
یادم نمیاد همچین صحنهای رو
تو هیچ فیلمی که برای بهترین فیلم نامزد شده باشه دیده باشم.
اسمشم پیدا کردم.
کنت رایکرت.
وقتی حواسش نبود از زبالههاش برداشتم.
چی فکر میکنی؟ اونا برنامه "گی بهمثابه شعله" رو کنسل کردن.
پس چطوره یه کم قدردانیتو نشون بدی؟
اوه، اون قبلاً سه بار با من این کارو کرده.
چرا خودتو با این چیزا اذیت میکنی؟
چقدر ازت میگیره؟
100؟ همم.
ولی حاضر نیست پول بده.
سرزنشش نمیکنم.
من بهت 10 دلار هم نمیدم.
باشه، فکر کنم وقتشه یکی رو تو تختش بخوابونیم.
آره. ولی نه تخت من.
تو با یه قاتل خوابیدی؟
چه اشکالی داره؟ کاندوم استفاده کردم.
خب، سخنرانیت درباره سکس ایمن جواب داد.
خفه شو!
بیایم سعی کنیم آروم بمونیم.
آره، پروفسور راست میگه.
تو دربارش چی میدونی؟
این تویی که اونو به این کار وادار کردی.
اون منو به هیچ چیز وادار نکرد. میخواستم کمک کنم.
تو میخواستی برایان رو تحت تأثیر بذاری.
خب، اون اولین نفر نمیشه.
خب، اون از قبل یه دوستپسر داره.
داری؟
به یه روش غیرمعمول و غیرمتعارف، آره.
بن: بیایم اینجا تمرکزمون رو از دست ندیم.
باید بفهمی که کاری که تو کردی
خیلی خطرناک بود.
این یارو میتونست تو رو بکشه.
همهشون میتونستن. خب، اگه اینو میدونی
پس چرا این کارو میکنی؟
اعتماد به نفسم پایینه.
خیلی زود وارد مسائل جنسی شدم.
هیجانانگیزه، سرگرمکنندهست و یه راه عالی برای درآوردن پول بدون گزارش دادنه.
یه جواب صادقانه میخوام، بچهبزرگ.
اون همین الان یه جواب صادقانه بهت داد. خب، ما نمیذاریم تو
زندگیتو دور بریزی. قراره دلالی رو کنار بذاری،
از خودت مراقبت کنی...
به ساعت منع رفتوآمد احترام بذاری، تا ظهر نخوابی.
برگردی مدرسه...
به آیندهات فکر کنی.
خدایا!
ترجیح میدم کشته شم و تو سطل زباله انداخته بشم
تا به حرفای شما دو تا گوش بدم.
لعنتی.
آفرین، مامان و بابا.
تد:
تد؟
تدی.
تدی، تدی، تدی.
هنوز تموم نکردم.
میدونم، میدونم، ولی ما...
ساعتهاست که داریم ادامه میدیم،
عزیزم، و من، آه...
فکرشم نمیکردم یه روز اینو بگم،
ولی فکر کنم به یه استراحت نیاز دارم.
خب، بیا اینجا.
یه کم دیگه بگیر.
نه، من-من، آه، دیگه نمیخوام،
و-و فکر نمیکنم تو هم باید بیشتر بگیری.
بیا، ام.
نه، من-من گفتم نمیخوام.
ولی مگه عالی نبود؟
عالی بود، درسته. همم،
مثل این بود که یکی برق رو روشن کرده باشه
و جریانش تو هر...
همم، چی؟
هر عصب؟ هر عضله؟
اوه، آره.
میبینی چقدر هوشیاری؟
این زیبایی کریستاله.
همهچیز رو...
آه، مثل کریستال شفاف میکنه.
خدایا. اوه، آلتمو حس کن.
آلتم خیلی سفته.
بیا سکس کنیم.
لطفاً، تدی. من همین الان بهت گفتم، من...
میدونی، اینکه بتونم اینو با تو شریک شم
برام همهچیز معنی داره.
تنها چیزی بود که میخواستم،
که این کارو با هم انجام بدیم.
میرم دوش بگیرم،
دندونامو مسواک بزنم،
این مزه افتضاحو از دهنم بیرون کنم.
خب، من حالا باید چیکار کنم؟
میخوام ارضا شم.
خب، حداقل برام جق بزن. فکر میکنی بتونی اینو انجام بدی؟
شاید بعداً. نه بعداً، الان.
بع-بعداً. اوه، خدایا.
همم.
اوه آره.
اوه آره.
همینه. هم-همم. همم.
مرد: من بهت قبلاً گفتم، ما سه نفر اینجا بودیم.
هوروات: کو اون گزارش لعنتی بالستیک؟
خب، بهتره یکی یه کار کارآگاهی بکنه و پیداش کنه.
من که تمام روزمو... ندارم.
چشات خستهان.
داری خوابآلود میشی.
این دیگه چیه؟
آه، این اختراع جدید یه چیزیه که بهش میگن "کاندوم".
تو مدرک محکم میخواستی.
از این محکمتر نمیشه.
خدایا، نگو که واقعاً... نه،
من نه، افسر کروپکه.
اون بچه.
همونی که حرفشو قبول نکردی.
خب، شاید حالا قبولش کنی.
با این انتظار داری من چیکار کنم؟
آه، آزمایشش کن...
و ببین اگه با بار
که از کون پسر سطل زباله کشیدی بیرون مطابقت داره.
این پلیس بهاصطلاح، اسم داره؟
کنت رایکرت.
زنگ یه چیزی رو میزنه؟
سلام؟
اون یه افسر بود.
بود؟
حدود یه سال پیش بازنشسته شد،
گفت که تحت فشار زیادی بوده.
آره، خب، مطمئنم که قتل یه نفر
میتونه خیلی استرسزا باشه.
تو اینو نمیدونی.
استاکول رو میشناخت؟
میشه گفت آره.
اونا همکار بودن...
به مدت 15 سال.
مرد: رابطه جنسی با یه شریک تو شرکت،
استفاده از منابع شرکت برای تولید مواد خرابکارانه
برای تضعیف یه مشتری ارزشمند.
آقای ونس عصبانی بود.
عصبانی، و اگه این درست باشه...
سرزنشش نمیکنم.
خب؟
هست؟
فکر کنم بستگی داره به اینکه آدم چطور به موقعیت نگاه کنه.
و، آه، تو چطور بهش نگاه میکنی؟
من و آقای کینی قبل از کارآموزیم تو ونگارد رابطه شخصی داشتیم،
پس اینجوری نیست که من با رئیسم خوابیده باشم.
در مورد تولید مواد خرابکارانه، من چند تا پوستر درست کردم
بر اساس عقاید سیاسیم.
من به عقاید سیاسیت علاقهای ندارم
یا روابط جنسیت.
من به اعتبار مدرسه علاقهمندم.
رفتارت کل برنامه کارآموزی رو به خطر انداخته.
اگه یه کم آرومم میکنه، من کارم رو عالی انجام میدادم.
بنابراین باید جلوی کمیته انضباطی حاضر شی و برای کارات عذرخواهی کنی
اگه میخوای دانشجوی این مؤسسه بمونی.
میخوای من عذرخواهی کنم؟
اگه برات مهمه که دانشجوی این مؤسسه بمونی.
میخوای به اونا تسلیم شم؟ خودمو بندازم جلوشون؟
مایکل: آره، اونجا. آره.
ملانی: اوه.
سلام اون تو. منم، مایکل...
ولی میتونی بهم بگی "بابا".
فکر میکنی این وسیله واقعاً کار میکنه؟
خب، تو مقاله گفته بود که یادگیری قبل از تولد ممکنه.
آه، تشخیص صدا، اسمها...
لینز، یه چیزی بگو. آره.
اوه... اوه، نمیدونم چی بگم. آه...
لازم نیست سخنرانی گتیزبرگ رو بخونی،
فقط بگو "سلام".
سلام.
این مامان دیگهاته.
مایکل:
اوه، آه... و این هم دربانتونه.
امیدوارم از اقامتت لذت ببری.
اگه چیزی لازم داشتی، فقط داد بزن.
بعداً برمیگردم. مایکل: صبر کن، ام.
No comments yet. Be the first to leave one.