The first 200 lines.
صبح بخير کارگردان : ياسوجيرو اوزو
هي
هي ، يه بار ديگه منو هل بده
ديدي ؟ - بذار من امتحان کنم -
ديدي ؟
تو بلد نيستي
چي شده ؟
زودباش بيا
عجله کن
خانم اُکوبو ؟
سلام . ممنون
بفرماييد - خيلي ممنونم -
بنظر اسفناج خوبي مياد
. خيلي گرونه بيست يِن پولشه
من که استطاعت خريد همين اسفناج رو هم ندارم - ميدونم -
ببين چي ميگم
. يه چيز عجيبي شنيدم حق عضويتمون پرداخت نشده
ولي ما که پرداخت کرديم
ميدونم ، ولي خودم رفتم پيش خانم مدير
اونم گفت که ما حق عضويتمون رو پرداخت نکرديم
ولي من دادم
خب منم دادم
خب آخه اينکارا که معني نداره
ميدونم
... هرچند - چي ؟ -
يه ماشين لباسشوئي خريده
آره ، ولي قسطي خريده
خب اين جريان حق عضويت عجيب نيست ؟
خانم اُکوبو ؟
خودشه - چيه ؟ -
اينم تابلو اعلانات خانما - ممنونم -
چرا الان برگشتي ؟ الان که زوده
چي شده ؟
من اومدم
کجا ميخواي بري ؟ اميدوارم که خونه همسايه نباشه
نه ، ميخوام درس بخونم
ديوونه ـي تلويزيون شده
الان فصل برگزاري کُشتي سوموئه ؟ - آره -
گوش بده
اون روز چه اتفاقي افتاد ؟
خيلي عجيبه - واسه چي ؟ -
کوزو ، من جلوتر ميرم
مامان ، لطفا يه جفت زيرشلواري ديگه هم برام بگير
چي شده ؟ اسهال گرفتي ؟
واسه چي شلوارتو کثيف ميکني ؟ هر روز همين کارو ميکني
من که ماشين لباسشوئي رو فقط واسه زيرشلواري هاي تو نخريدم
مامان ، لطفا يه جفت زيرشلواري تميز بهم بده
تماشاي کُشتي خوبه
ولي چيز بدرد بخوري ازش ياد نميگيرن
درسته
در واقع ما نبايد باهاشون معاشرت کنيم
! کل روز پيژامه تنشونه
قبلا توي کاباره کار ميکرده
پس همچين زنيه ، آره ؟
من بايد برم - باشه -
خب پس اين سس ها چقدر شدن ؟
نگران اونش نباش چون منم يه مقداري پول بهت بدهکارم
ممنون - بعدا ميام پيشت -
سلام
سلام زودباش بيا داخل
مينورو هنوز نيومده ؟ - نه نيومده -
هوکايدو اجازه ـي ورود ميخواد ، کيتاباياما بخاطر پشتکارش در سبک کشتي شناخته شده ـست
حريفش کوماکي از ياماگاتاست
امروز واکانوهانا خوب بنظر ميرسه
بنظرت کي برنده ـست ؟
آسونه ، مگه نه ؟
آره ، خوب پرتشون ميکنه
درسته
يکم بخور
وقته رفتنه
اون يکي دوستتون نمياد ؟
صداش کنيم بياد ؟
! مينورو - ! مينورو -
زودباش بيا - چيکار ميکني ؟ عجله کن -
دارم ميرم - دارم ميرم -
کجا ميرين ؟
ميخوام انگليسي بخونم
ايسامو تو چي ؟ - منم آره -
سراغ تلويزيون که نميرين ؟
خونه همسايه نرين
پسراي احمق
خانم هاياشي ؟
يه چيزي بايد ازتون بپرسم
ممکنه سوال عجيبي بنظر بياد
حق عضويتمون رو به خانم مدير دادي ؟
آره ، ده روز پيش بهش دادم
درسته ، فکرشو ميکردم
ولي اون ميگه که هنوز چيزي نگرفته ؟
جدي ميگي ؟
فقط اين نيست ، خانم هاراگوچي يه ماشين لباسشوئي خريده
... ولي نميخواد
ميدونم ، ولي خانم اُکوبو ميگه که حق عضويتمون رو داده به شما
آره درسته ، ميخواين از خانم مدير بپرسم ؟
... آخه اون ميگه که هنوز چيزي نگرفته
من که بهش دادمشون
. البته که دادي تو که همچين چيزي رو فراموش نميکني
چطور ميتونه همچين اتفاقي بيفته ؟
خيلي ناراحت کننده ـست
اينم از قهرمانمون واکاهيچيبو
داره نمک رو اطراف رينگ پخش ميکنه
و اينم از حريفش توي اين دوره از مسابقات
... واکاهيچيبو
اينجا چيکار ميکني ؟
کوزو ، بازم اومدي اينجا ؟ حرف تو گوشت نميره ؟
سلام
متاسفم که پسرم هر روز مزاحمتون ميشه
پس درس انگليسيت چي شد ؟
مينورو هم اينجاست ؟
زِن ، مادر تو هم بفهمه اوقات تلخي ميکنه
شما هم تو زحمت افتادين
مهم نيست
خيله خب ، وقتشه برين خونه ، زودباشين
من نميرم من درسمو تموم کردم
. چي ؟ به مادرت ميگم زودباشين
عصر خوبي داشته باشين
خداحافظ - خداحافظ -
از طرف خواهر بزرگتر به معلمت سلام برسون
خواهر بزرگتر ؟ منظورتون خودتونين ؟
خب ديگه کي ميتونه باشه ؟
خداحافظ
اين همه مدت چيکار ميکردين ؟ درس انگليسيت چي شد ؟
سلام ، کسي خونه ـست ؟
بله ، شما ؟
. با خانم توميزاوا حرف زدم
بهش گفتم که بيش از يه هفته ـست که حق عضويتمون رو دادم
همه ـي اين سروصداها باعث شده که من حس کنم به نوعي مسئولم
من واقعا متاسفم
نگران نباشين خانم هاياشي
. ميدونيم که تقصير شما نيست مجبور نبودين الان بخاطرش بياين
... ولي من
فقط بخاطر اينه که خانم توميزاوا گفته که اون يه ماشين لباسشوئي خريده
از اين متعجبم که چه اتفاقي ممکنه افتاده باشه
هرچند که نگراني من از اين نيست
خب ، البته که نبايد باشه
ولي چرا خانم مدير هنوز حق عضويت دريافت نکرده ؟
اين چيزيه که شمارو ناراحت کرده ، درسته ؟
. خودم از خانم هاراگوچي ميپرسم انگار مسئوليتش با منه
. اوه ، من نگران اونش نيستم اين مشکل اونه
... ولي من
. نميخواد نگران باشي ما هممون به تو اعتماد داريم
. زمان ثابت ميکنه که تقصير کيه نگران نباش
، پليسي شده مثه توي اون فيلمه ، يادته ؟
... ولي من - نگرانش نباش -
دارين درس ميخونين ؟
هنوز اون ترجمه رو تموم نکردي ؟ - دارم روش کار ميکنم -
کارتون تموم شد ؟
زود باش ، برام بخونش
خب فهميدي چيه ؟ حالا ترجمه ـش کن
خواهر من سه سال سن دارد" "و از من کوچکتر است
نه ، يه ذره فرق داره
ترجمه ـش کن کوزو
نه ، گفتم ترجمه ـش کن
چيکار ميکني ؟
ترجمه ـش کن
زود باش
بهش ميگن طبيعت دوم - چي هست ؟ - طبيعت دوم به رفتارهاي اکتسابي گفته) ميشه که به دليل ممارست در اونها (به شکل خودکار درميان
. هممون اينکارو ميکنيم يه بار ديگه منو هل بده
احمق
خوبي ؟ - معلومه که خوبم -
چي شده ؟
! هر روز پودر سنگ ميخورم
احمق کي بهت گفت اينکارو بکني ؟
بابايِ زِن
ميدوني که اينکار فايده نداره
داشته سر به سرت ميذاشته
ولي درسته ، مگه نه ؟ اون واقعا توي اينکار خوبه
منو صدا زدي ؟
نه - باشه -
من برگشتم - من برگشتم -
من برگشتم - من برگشتم -
چرا حرف تو کله ـتون نميره ؟ بازم خونه همسايه بودين
خب که چي ؟ رفتيم تلويزيون تماشا کنيم
ولي من بهت گفته بودم نري
پس برامون يه تلويزيون بخر - معلومه که نميخرم -
يه تلويزيون برامون بخر
نه . سريع بياين شام بخورين
بيارش
زودباش
بازم سوپ و ماهي خشک ؟
صدات درنياد
ايسامو تو هم ميخواي ناله کني ؟
نه نميکنم
برگشتين ؟
ما خونه ايم
با هم اومدين ؟ - آره ، از ايستگاه با هم بوديم -
برگشتي - بازم ماهي خشک داريم -
تو که گفته بودي ناله نميکني
حالت چطوره ؟
سوپ خوک خوبه ؟ - چي ؟ خوبه -
ولي دوس ندارم که هر شب بخورم - بفرما -
خاله
چيه ؟
معلمم گفت که اون ترجمه فردا حاضر ميشه
خوبه
امروز مسابقه کشتي چطور بود ؟
. نميدونم ما که تلويزيون نداريم
مامان ، برامون تلويزيون بخر
نه
راديو چطوره ؟
بايد تلويزيون باشه - تو راديو که نميتوني چيزي ببيني -
No comments yet. Be the first to leave one.