The first 53 lines.
نگران نباش، خواهر کوچولوی من واقعاً مجازه. در واقع، امروز تولدشه!
- میبینم. تبریک میگم. -ممنون! خیلی خب، دختر، بزن بریم.
!هوو! وقت جشنه
هی الکس، دختر تولدی اینجاست.
سلام!
همون همیشگی رو میخوام.
خب، چه حسی داری، خانم بیست و یک ساله؟
- اِم... - اوه، میخوای من یه چیزی برات انتخاب کنم؟
- خب، اِم... - وایسا، نه. ببخشید، یادم رفت، تو دیگه بزرگی.
آره.
نوشیدنی هایی که دارن رو دوست دارم.
خوش شانسیم که الان تونستیم بیایم تو.
معمولاً آخر هفته ها شلوغه.
میدونی، ما اون چیز خوب رو گرفتیم...
نه! قبلاً شیرینی خوردی.
اوه، جیا، حالت خوبه؟
آره، آره، کاملاً خوبم.
راستش، میتونی یه لحظه من رو ببخشی؟ باید برم دستشویی...
منظورم سرویس بهداشتیه. باید برم سرویس بهداشتی.
باشه. زود برگرد!
بعد از این، میریم دیسکو!
بی صبرانه منتظرم.
وای!
وای!
خدای من، چه وضعیتی داریم. امروز چمون شده؟
خدایا، ده، میتونیم از اینم بیشتر ضایع باشیم؟
پس تو کنترل کن، شونزده؟
آه، جدی میگی؟ دیدی قبلاً چی شد.
مامان...
خب، انگار منم خیلی بهتر نیستم.
تموم شد.
نه!
همه میدونیم وقتی تو کنترل میکنی، چه اتفاقی میفته.
آه، باید تسلیم بشیم. بریم تا آخر عمرمون اینجا قایم بشیم.
نه! چی داریم میگیم؟ ما دیگه بزرگ شدیم.
ما برای همین تمرین کردیم.
ما یه زن بیست و یک ساله خوشگل، قوی و بالغیم.
- آره. - ما قراره باسنمون رو توی کف اون سالن تکون بدیم، قراره دیرتر از وقت خوابمون بیدار بمونیم...
- آره! - و قراره به جوونیمون بوسه خداحافظی بگیم، چون امشب شب جیاست!
- آره! - آره!
اوه، اون اینجاست! هی!
آماده اید؟
.چه جورم
اوه، میبینمت.
هی! بیا دیگه!
هی! بیا دختر، میتونی!
آره.
- ببخشید. تقصیر من بود. - وای. اصلاً...
نه، اشکالی نداره. هی، میخوای برقصی؟
اممم، خب، من...
.آره! برو کنار، یک .من کنترل میکنم
- آه! هوم... - اوه، باشه.
آره، یکم زیادی نزدیکی، ولی... اوه، باشه.
No comments yet. Be the first to leave one.