The first 176 lines.
ه ع ب ه ع ب
هيولاها عليه بيگانگان
اين ماييم عليه اونا
دشمن عليه دوست
مغز متفکر عليه باب
اين شغلي فوق العاده عجيبه
. اوه آره ، عجيبه
ه ع ب
هيولاها عليه بيگانگان
هيولاها عليه بيگانگان
هيولاها عليه بيگانگان
ه ع ب
( دو چهره ي متفاوت دکتر کاکروچ ( سوسک
! رفقاي هيولايي
... به جديدترين اختراع علمي من با اشتياق فراوان نگاه کنيد
. دستگاه جابجايي
دستگاه جابجايي ؟ مگه اين دستگاه رو قبلاً اختراع نکردي و کار نکرد ؟
آره ، مگه بيگانه ها نمي گفتند که دستگاه جابجايي يه چيز غير ممکنه ؟
براي اونا غير ممکنه ، چون اونا ديدي که از
. ترکيب عالي " عصبانيت " و " دانشمند بودن " من مياد ندارند
! خداحافظ " خداحافظي به زبان هاوايي "
خداحافظ ؟ صبرکن ، او به هاوايي رفت و منو با خودش نبرد ؟
. اونجا " موکا لاکا " قرار داره
رفقا ، چي باعث شده که فکر کنيد اون دستگاه واقعاً کار مي کنه ؟
! الوها . معني " سلام " هم ميده
. و سلام ، يه نارگيل از هاوايي آوردم
. باشه ، من اشتباهمو مي پذيرم - البته ، هر موجود رويايي و فوق العاده نابغه -
. با آي کيوي چهار رقمي مي تونه چنين اختراعي رو انجام بده
! يالا دکتر ، مي خوايم خنده ي موفقيتت رو بشنويم
چي رو ؟ - ... ميدوني که ، همون -
. چيز ...
. خنده هاي ديوانه وار زياد درست بنظر نمياد
: ببينيد کي همون کار غير ممکن رو کرد
. من چي ؟
( شيو آيس مي خوري ؟ ( نوعي دسر محصول هاوايي - ! ممنونم -
. کاملاً مشخصه که يه سري اثرات جانبي خود بخود وجود داره
! چه دانشمندي ، مي خواي همينجوري دربارش بطور ملال آور حرف بزني
. يا بايد يخورده بخنديم ؟ بازي شروع شد
شما سه تا هم اگه مي تونيد بهتر از من اينکارو بکنيد ! من جشن رو آغاز مي کنم
آهاي دلقک ! مگه نمي بيني دارم دستگاه جابجايي رو
بررسي مي کنم تا بفهمم چه مشکلي داره ؟
مشکل ؟ ! اين عاليه
! من به اندازه ي کلي راسو خوشحالم
آه ... حالا کدومشون سوسک واقعيه ؟
. اي کودن ! تو داري مزاحم تحقيقات علمي من ميشي
. من به اين دستگاه مه ساز واسه جشن ديوانه کننده نياز دارم
. اوه خداي من ! خندشون
... هر دو خنده شبيه خنده ي واقعي . فقط رفتارشون فرق داره
! رفقا ، اون دستگاه شخصيتش رو عوض کرده
... پس پارتي حيوانات دکتر " سوسک " اونو کاملاً " ديوانه " کرده
... و من دارم با انگشتانم اونو نقل قول مي کنم اير کواتز علامت نقل قولي است که در هنگام " " صحبت کردن با انگشتان در هوا ايجاد مي شود
و دکتر سوسک ناقلايي که زيرشلواري پوشيده " دانشمند " کامل شده ؟
. دقيقاً - ميدونيد يه چيز عجيب ديگه چيه ؟ -
چيز ديگه ؟ - . آره -
من تنها کسي ام که فهميدم الان دو تا دکتر سوسک وجود دارن ؟
يه پيشنهاد دارم
اگه شما دو تا رو با هم تو يه زمان جابجا کنيم چي ميشه ؟
اونوقت ممکنه شما دو تا رو به يه دکتر سوسک واقعي تبديل کنه ، درسته ؟
فرضيه ي قابل اطمينانيه ، ولي من تصميم گرفتم
. که دوباره به اون دلقک نپيوندم
. پروفسور " محافظ جيبش " منم با تو هم عقيدم
شوخيتون گرفته ؟ . هر دوتون به يکديگر تعلق داريد
. جدي ميگم - . عمراً -
بدون وغ وغ هاي ديوونه کننده ي اون دلقک مي تونم
. کارهاي علمي ام رو در آزمايشگام انجام بدم
! فقط يه مشکلي هست جوجه ي روشن فکر ! اينجا آزمايشگاه تو نيست
. اينجا آزمايشگاه منه . و حدس بزن چيه
. اينجا اصلاً آزمايشگاه نيست ! اينجا اتاق جشن منه
! وقت نورپردازيه
! از آزمايشگاه من برو بيرون
! از اتاق جشن من برو بيرون
. اين اصلاً خوب نيست
مي دونيد اينجا متوجه چه مشکلي شدم ؟
! در واقع دو تا دکتر کاکروچ ( سوسک ) اينجان
کسي ديگه متوجه شده ؟
. رفقا آروم باشيد
. اگه قرار باشه تو همين بدن جدا بمونيد ، بايد اين مشکل رو حل کنيد
. از لحاظ فني اين آزمايشگاه به هر دوشون تعلق داره
پس کي بايد اخراج بشه ؟
. يه فکري دارم
. بله ، باب به اين مي گن فکر بکر - . فکر کنم بدرد بخور باشه -
. تو بايد اين طرف خط بموني و تو هم بايد اونطرف بموني
! اوه ! آره
. اينطوري هر دوشون مي تونند از آزمايشگاه سهم ببرن
. هي ، عجب فکر بکري
. باب ، اين فکر تو بود - ... تو اين خط -
. خط مسابقات ؟ آره انگار خيلي باحاله ، نه ؟
. فکر کنم اين يکي باحال باشه
. دکتر سوسک ، نمي دونستم که بلدي موسيقي راک بزني
! اوه آره ! همه چيز براي شروع آمادس
... براي خط مستقيم " پ " و خط مستقيم " ر " تقاطع " پ.ر " تعيين کننده ي
! مثلاً دارم کار مي کنم ، ممنون
! موسيقي راک اند رول
! اين طرف اتاق جشنه . مي تونم تمام شب موسيقي بنوازم
! آره
... از آنجا که راکتور يوني طرف من قرار داره
! تو نمي توني جلوي موسيقي راک اند رول رو بگيري - . معلومه که مي تونم -
بسيار خب ، اون چي بود ؟
! بيا اينجا ترسو
. کلاً نسبت به اون خط يک ياردي شک داشتم
! آره ! رقص بريک
! هي ! با شما دوتام بس کنيد
. اون بي شرف يه تهديد به شمار مياد
اگه مي تونستي از باسنت هم رنگين کمون بيرون بدي
! بازم خسته کننده بودي
مي دوني ، شايد فکر کني که دو تا دکتر سوسک بودن
. دو برابر حال ميده ، ولي اينطوري نيست
. فقط ... 51/16 حال ميده
. رفيق نگران رياضي نباش ، ولي من منظورتو فهميدم
. فکر نمي کنيم موضوع دوقلو بودن دکتر سوسک حل بشه
. موافقم چه راه حلي پيشنهاد مي کني ؟
خب ، بنظرم بهتره فقط يه دونه دکتر سوسک
وجود داشته باشه ، ميدوني که ؟ - . ديگه نمي تونم بيشتر از اين موافقت کنم -
ميشه اون متصل کننده که اونجاست برام نگهش داري ؟
البته . پس ما بدنبال راه حل مشابه هستيم ؟
يعني دوباره دکتر سوسک رو يکي مي کنيم ؟ - . بله -
فکر کنم منظور شما رو متوجه شدم
يعني فکر مي کنيد فقط يه دونه دکتر " سوسک " بايد باشه ؟
. بله - . اونطوري کمتر گيج کنندس -
در غير اين صورت اصلاً يادم نمياد که کدوم يک از شما ها
. ازم پول قرض گرفتيد
. اوه ... اون يکي حشره بود
. منم داشتم به همون موضوع فکر مي کردم . فوق العاده شگفت انگيزه
. بهتره به همون دکتر سوسک تکي برگرديم
. بسيار خب . خوبه
. وااي ، چقدر راحت بود - . مي دونم -
! دلايل علمي ازم مي خوان که تو رو نابود کنم
! که اينطور ؟ الان با اين وسيله به اسپرزت مي زنم
دارم به اين فکر مي کنم که
اونچه که ما از يکي بودن دکتر سوسک مي فهميم
. با اون چيزي که اونا مي مي فهمند يکي نيست
. آره ، منم به همين فکر مي کنم - مي دونيد من به چي فکر مي کنم ؟ -
. بستني . دو تا بستني قيفي . يکي وانيلي ، اون يکي هم شکلاتي
مي خواين خامه هم بالاش بريزم ؟
. بله ، من حيوون نيستم
چطوره اول ترتيب اونا رو بديم ؟
. بسيار خب . ولي بعدش بايد بريم سراغ بستني
دکتر سوسک ميشه تمومش کني ؟
... تو بايد اين کار خيلي بد رو
. تموم کني ...
. خطر . به بخش مرکزي راکتور هسته اي نفوذ شده
. گداخت هسته ي مرکزي در کمتر از 2 دقيقه و 30 ثانيه ديگر
. بايد هسته رو ثابت کنيم
. خيلي دير شده . حرارت از قبل دريچه رو ذوب کرده
. مهم نيست حتي اگه بتونيم واردش بشيم
فقط يه سوسک مي تونه در برابر تشعشعاتش مقاومت کنه
. ولي او الان داره بشدت خودشو کتک مي زنه
. صبر کن ! يه فکري دارم
خط مسابقه ايه ؟ . چون قبلاً اون کارو کرديم
. سلام دکتر سوسک باحال
. تو تنها کسي هستي که مي توني اين مشکل رو حل کني
. دانشمند بودن رو فراموش کن ! ما به يه مرد ديوونه براي حل اين مشکل نياز داريم
! تو ديوونه اي . اين يه مشکل علميه
! ما به دکتر سوسکي که خسته کنندس از اول تا آخرش نياز داريم
. يک دقيقه و سي ثانيه تا گداخت کامل هسته ي مرکزي
اوه ، خب ، هيچکي به اندازه ي کافي عالي نيست
. که راهي رو پيدا کنه کنه تا خودشو به موقع به اون هسته برسونه
من انتقال دهنده ي مختصات رو تنظيم مي کنم و خودم رو مستقيم به
. قلب راکتور ميندازم تا هسته ثابت بشه
! مگر اينکه من اول اونجا نرسم
! دوباره کامل شدم
. 17ثانيه تا گداخت کامل هسته ي مرکزي
! بعداً حسابت مي رسم
. ده ثانيه تا گداخت کامل هسته ي مرکزي
، گداخت هسته ي مرکزي تا 9 ، 8 ، 7
... شش ، پنج ، چهار ، سه
. يخورده آدامس جويدني با اين زرورق پيچيده شده
. هسته ي يوني ثابت شد . از گداخت راکتور هسته ي مرکزي جلوگيري شد
! آره ، درسته ! من موفق شدم
. فکر کنم اين دو تا تمام مدت يه چيز مشترک داشتند
. يه ضمير بزرگ - . بينگو -
مشکل در يک مغز
! يکي کمک کنه ! موشک هاي رها شده داريم
! همگي همديگه رو بغل کنيد
. گيرت انداختم
. تنها کاري که بايد بکني غيرفعال کردن ساختمان جرقشه
No comments yet. Be the first to leave one.