The Adventures of Prince Achmed

The Adventures of Prince Achmed

Die Abenteuer des Prinzen Achmed

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Adventures of Prince Achmed www imdb-dl com
A Commentary by 2125251
2125251(داوود)

Tags

other
Published on: 2012-01-11
Downloads: 41
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 77 lines.

"ماجراهاي شاهزاده احمد" ساخت المان

کپي شده از تنها نسخه موجود

بازسازي شده از نسخه نيترات

شرح نوشتار و تصاوير از بايگاني فيلم و تلوزيون ملي انگليس بوده

شرح تصاوير ونوشتار اصلي اين فيلم در المان موجود ميباشد

و بر اساس قوانين بدون سانسور است

جادوگر

دينارصد

احمد

پري بانو

علاادين

جادوگر

جادوگر قدرت مند افريقايي

براي تولد خليفه جشني باشکوه برپا کردند

خليفه بزرگ

اسب جادويي که مثل مگس بر هوا پرواز ميکند

و برازنده خليفه بزرگ است

شاهزاده دينارصد دختر خليفه بود

برادرش شاهزاده احمد

من اسب رو با تمام طلاهاي دنيا هم نميفروشم

پس از ميان گنج هايم يکي را انتخاب کن

متوانم هر چه خواستم انتخاب کنم

(به ريشم پيامبر قسم(سيبيل گرو گذاشت

پايان پرده اول

پرده دوم

داستان شاهزاده احمد

چطور ميشه اسب رو به زمين برگرداند؟

يال بالاي سر اسب موجود بالا رفتن ان ميشود

با کشيدن اون به زمين ميشيند

چطور شاهزاده رو باخبر کنيم؟

او خيلي خيلي از خونه دور شد و

سرانجام در يکي از جزاير سحر و جادو به نام واک-واک فرود امد

شاهزاده احمد جوان وشجاع بود و از هيچ ماجرايي ترسي نداشت

شما دخترا کي هستين؟

ما خدمت کارن پري بانو هستيم

حاکم جزيره که روح سرزمين واک-واک است

با ما بمان غريبه جذاب

در همسايگي جزيره ... درياچه ايي جادويي بود

.. پري بانوي زيبا به همراه نديمه هايش

شب براي حمام کردن به درياچه امدند

"پرهايم را پس بده"

و همراه من به سرزمين زيبايم بيا

اين چنين .پري بانو از سرزمين شياطين ربوده شد

اسب ان دو را به سرزمين دور چين برد

........ از من نترس

من تا هنگام مرگ خدمت گذارت خواهم بود

تو نمي دوني چه شياطني در واک-واک هستند

انها تو را خواهند کشت

اگر تو همسر من بشوي خداوند(الله)بخشنده از ما محافظت خواهد کرد

در همين حال جادوگر به دنبال اسب جادويي بود

من راه وطنم را پيدا ميکنم تو واک-واک را فراموش کن

من با تو مي يام

شاهزاده اين لباس را برا تو فرستاده

من تو را براي او با خود مي برم

پايان پرده دوم

پرده سوم

ماجراهاي چين

امپراطور چين

مرد مورد علاقه پادشاه

در اين هنگام جادوگر پري بانو را

براي فروش نزد امپراطور مي برد

امپراطور از پري بانو خوشش امد

او را بکش يا مجبورش کن همسرت شود"

حالا شاهزاده شجاع من خواهرت را به دست مي اورم

در همان کوه دشمن قدرمت مند جادوگر

جادوگر کوه اتشين زندگي مي کرد،

چطور جرات کردي به کوه جادويي من بياي؟

جادوگر افرقايي منو به اينجا اورد

ادامه نده اون بزرگترين دشمن منه

و تو هم دوست من ميشي

داماد

به من کمک کن تا پري بانو را نجات دهم

من از شياطين نميترسم

با اين سلاح ها ميتواني شياطين را نجات شکست دهي

عروس

در پايين مراسم ازدواج پري بانو داره شروع ميشه

ما مراسم رو متوقف مي کنيم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left