The X-Files

The X-Files

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

The X-Files - 03x05 - The List
A Commentary by .stonecold.
StoneCold :|:|:|:|:|: TvCenter

Tags

other
Published on: 2015-08-07
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سايمون آماده اي؟ آره

ببخشيد واردن ساعت 5 صبح قربان

نيچ چطوره؟ هنوز با همسرشه

نه منظورم اينه که چطوره؟ چي کار ميکنه؟ خب اون غذاشو نميخوره

و حاضر نيست کشيش هم ببينه بهش گفته که بره گم شه

مرد استخدام شده چطور؟ درحال حرکته

خيلي خب، بيايد نيچ رو آماده کنيم بله قربان

اگه خدا نميتونه جونشو نجات بده، پس منم نميتونم

ديگه وقتشه نيچ

برق 2000 ولت مرد هيچوقت ديگه قرار نيست برگردي

عجيب غريب

همونطور که هميشه بهت گفتم قسم ميخورم نيچ

وقت رفتنه

هيچوقت به مرد ديگه اي عشق نميورزم ميشنوي چي ميگم؟

هيچوقت

هيچوقت به عشقمون خيانت نميکنم

وقتشه نيچ

اون تماس تلفني قراره برقرار بشه

دولت قراره وارد عمل بشه

ديگه بايد برم

يه نقاب براي صورت هم داريم اگه دوست داري تصميمش با خودته

نه

چيزي هست که بخواي بگي نيچ؟

کلام آخر؟

آره

من به مدت 11 سال و 56 روز در اينجا زنداني بودم، و حالا شما ميخوايد من رو به قتل برسونيد

خدا ميگه بايد بخشنده و مهربان باشيد من هيچ بخششي ندارم

الله ميگه روح دوباره برميخيزه و به زندگي برميگرده

روح بايد بهتره شروع کنيد پدر

خداوند چوپان من است

من براي تلافي تمامي زجرهايي که کشيدم باز خواهم گشت

من دوباره زنده ميشوم

بازگشت با روح و بدن

حرف من رو به خاطر بسپاريد پنج مرد خواهند مرد

پنج مرد نابود ميشوند اين عدالت من خواهد شد

اين قانون من خواهد شد اين مجازات من براي شما خواهد شد

مجازات ها انجام خواهند شد و هيچ بخششي در کار نيست

مدرکي پيدا نخواهد شد هيچ وکيلي

تمومش کن

اين افراد کشته خواهند شد

تي وي سنتر تقديم ميکند

مترجم StoneCold

ناپلئون نيچ مانلي

سال 1984 براي چند فقره قتل در مشروب فروشي در فلوريدا محکوم شد

دزد مسلح کشته شده، درحالي که مانلي راننده ماشين فرار بوده

اون 3 روز پيش با صندلي الکتريکي بر اساس اجراي حکمش کشته شد

قبلا هم دوبار براي مرگ به صندلي الکتريکي بسته شده اما در آخرين دقايق دولت از مردنش جلوگيري کرده

پس سومي کارشو ساخته حالا چرا راجع به اين پرونده علاقمند شدي؟

مانلي به نظر جالب مياد، چيزهايي ميخونده، شخصيت کاريزماتيکي پيدا کرده و بعد تبديل به يه نويسنده شده

از اين فيلسوف هاي زندان يه هفته قبل از مردنش

شايعاتي گسترش پيدا کرده که گفته شده نيچ بعد از مرگش دوباره متولد ميشه

ميخواسته از مرگ برگرده

خب، بازگشت از مرگ به خاطر دلايل مشخصي هميشه محبوب بوده

ظاهرا، اين بار اين قضيه بيشتر از يه اميد واهي براي زنداني در حال اعدام شدن بوده

منظورت چيه؟ اون فقط ادعا نکرده که ميخواد برگرده

بلکه قصد انتقام گيري از پنج نفر رو داره که باهاش بدرفتاري کردند

ديروز، جسد يه نگهبان داخل سلولي که مانلي اونجا بوده پيدا شده

مرگش غير قابل توضيح دادنه

دليل مرگ مشخص شده؟ خفگي، نزديک ترين چيزيه که ميشه گفت

احتمالا توسط يه بالشت خفه شده

هيچ نظري نداريد که چطور يه نگهبان داخل يه سلول خالي کشته ميشه؟

نه، نه با تمام احتياط هايي که ما ميکنيم

نگهبانها همگي مجهز به دستگاه هاي هشدار هستند آيا دستگاه مقتول فعال شده بود؟

خير، ظاهرا انگار اصلا بهش دست هم نزده

گزارشها ميگن که تهديداتي بوده که اين اتفاق قراره بيافته

هميشه تهديداتي از خشونت هست زندان جايي غير از يه مرکز پليس ايالتي نيست

شما هيچ اعتقادي به ادعاي مانلي که گفته بود از مرگ برميگرده و انتقام ميگيره داريد؟

نيچ مانلي مرد باهوشي بود

خيلي باهوش، اگه خارج از زندان زندگي ميکرد، من حدس ميزدم که برنده جايزه نوبل ميشد

ولي اون يه اشتباه کرد و با زندگيش بهاشو داد

وقتي مردي با اون هوش و ذکاوت رو به مدت 11 سال داخل زندان زندان ميندازي، بايد بهاشو پرداخت کني

منظورت چيه؟

تلخي و خشم زيادي در اينجا وجود داره هفت روز هفته، 24 ساعت روز

و 365 روز سال همه چيز واقعا سخت ميشه

پس مانلي چنين نقشه اي کشيد و با کسي از خارج از زندان همدست شد

نقشه اي استادانه مثل شکسپير حالا، ميخواستيد جسد قرباني رو ببينيد

ما جسد رو نگهداشتيم تا زماني که از طرف اداره به صورت رسمي روي بدن کالبدشکافي بشه

اطلاعات احتمالا در حل پرونده قتل بهمون کمک کنه

مانلي دوستان زيادي داشت؟

يه نفر اگه ميخواد اينجا دشمناش رو تشخيص بده بايد، دوستاني داشته باشه بيشتر افراد اينجا از مانلي ميترسيدند

واردن؟ چي شده؟

جسد، فکر کنم بهتره يه نگاهي بهش بندازيد

به نظرم بهتره به سردخانه منتقلش کنيد، مگرنه بعيد ميدونم چيزي براي کالبدشکافي باقي بمونه

اوه خدايا

به من گفته شده که تو ادعاهاي مانلي رو باور داري

موضوع اين نيست که اون چطور برگشته يا اصلا برگشته يا نه سوال اينجاست که چه زماني مياد؟

آيا دوباره برميگرده؟ داري چي ميگي اسپرانزا؟

تو باور داري که مانلي اون نگهبان رو کشته؟ مگه چه توضيح ديگه اي ميتونه باشه؟

يه زنداني منتظر يه فرصت باشه يه نگاه به اطرافت بکن ما هيچ فرصتي نداريم

ولي شماها افرادي براي جزئيات کار داريد ...ممکنه يکي يواشکي

اين جا بخش کيو يعني مرگه هيچ کسي بدون يه نگهبان داخل يا خارج نميشه

و به تازگي اين قضيه دوبرابر هم شده چرا؟

چون همه ميترسند چيزي که الان دارند ميگن حقيقت نداشته باشه

نيچ برگشته بازگشت به زندگي؟

اون اين قضيه رو صدا ميزد حلول دوباره روح

به چه شکلي؟ تو، من هرچيزي

من نميدونم، اون کاملا مشخص نکرد ولي برگشته

ميتونم حسش کنم، اون مرد يه آدم قدرتمند بود، ميدوني چي ميگم؟ يه انرژي خالص

آيا ميتونم سلولي که در اونجا نگهبان کشته شده رو ببينم؟

برات بازش ميکنم

هيچ نظري نداري که چطور اين اتفاق افتاده؟ همونطور که گفتم

همه چيز بعد از رفتن نيچ، همونطوري باقي مونده

شما نيچ مانلي رو ميشناختيد؟

آره، ميشناختمش

اون چطور بود؟

نيچ؟ ذهنش اونقدر درگير مطالب چرت و پرت شده بود که نتونست تحمل بياره

چطور؟

اون شروع به باور کردن اون چرت و پرتها کرد و راجع بهش حرف ميزد

طوري که اونقدر همه چيز راجع به دينها ميدونست، که يه جورايي يه خدا شده بود خودش

فکر ميکني اون نگهبان رو کي کشته؟ من نميدونم اون رو کي کشته

ولي ميدونم که کي اونو نکشته

اصلا نترسيدي؟ من؟

من فقط سعي ميکنم که مراقب باشم و حواسم به اطراف باشه، مثل هميشه

فارنير بيا اينجا

من بايد برم همکارت رو چک کنم

همه چيز مرتبه؟ آره، خوبيم

نميخوام بهت صدمه بزنم فقط ميخوام باهات حرف بزنم، باشه؟

من ميدونم که اون چه کسايي رو ميکشه يه ليست وجود داره

يکي از زندانيها اين ليست رو داره اسمش روکه

تو کي هستي؟ من پارملي هستم، ميخوام بهتون کمک کنم

مامور اسکالي؟

فقط ميخواستم اطراف رو بگردم جاي مناسبي براي گشتن يه خانوم اونم تنهايي نيست

مالدر

ديگه بايد بريم باشه الان ميام

نگهبان چي شده اسکالي؟

فقط آماده ام که از اينجا برم بيرون

اون يه نگهبانه، فارنيره

بريد عقب

گفتم عقب

هنوز جسد پيدا نشده به خاطر همين تشخيص علت مرگ سخته

نتايج اوليه آزمايشاتت چي نشون ميده؟

خب سر از زير خط فک قطع شده با ضربات متعدد چاقو

هيچ نشونه ديگه از از زخم يا چيزي روي صورت نيست

براساس مشاهده شاهدان عيني همون موقع هم کرمينه هاي زيادي توي گوشتش وجود داشته

اين غير طبيعي بود، بر اساس زمان تشخيص مرگ

نه همه باهم

بيا، بزار چيزي نشونت بدم

لوسيليا کوپرينا يا شناخته شده به اسم حشره سبز

اونها خيلي سريع بعد از تشخيص مرگ، توي يه دقيقه تخمگذاري ميکنند

و توي يه محيط گرم و مطلوب اين عمل رو سريع تر انجام ميدن

در يه محيط بي هوازي، زنده ميمونند؟

توي کالبد شکافي قرباني اول، ريه ها کاملا زنده با کمي آلودگي بود

چه چيزي باعث مرگ شده بود؟

بهترين تشخيصم، براساس شواهد خفه شدن بوده

يا غرق شدن

تو يه ملاقاتي داري روک

شنيدم که يه ليست داري بهتره اينجا راجع بهش صحبت نکنم

نه توي يه سلول

نگهبان؟

تو ديگه مردي روک، ميشنوي؟ من خودم سرتو جدا ميکنم

پدرتو در ميارم، ميشنوي؟

اون هيچ چيزي به غير از کلي دروغ بهت نميگه

اون يه دروغ گوئه

چي شد که ادعا داري يه ليست داري؟

يه شب صحبتهاي نيچ با اسپرانزا رو شنيدم

چند نفر داخل اون ليست هستند؟ پنج

همونطور که نيچ گفت

پس تو ميدونستي که اون دو نگهبان قراره کشته بشن؟

ميدونستم داخل ليست هستند بله

به نظرت چه کسي اونها رو کشته؟ نميدونم

فقط ميدونم کي داخل ليست هست

ميخواي معامله بکني؟ درسته

ميخوام از اين جهنم منتقل شم

چرا؟ توام داخل ليستي؟ چيز ديگه اي نميگم

نه تا زماني که معامله بکنيد

اگه اونها چيزي که ميخواي رو قبول نکنند چي؟

پس بايد مرگ 3 نفر ديگه رو هم شاهد باشند

من نميتونم معامله کنم

اختيارات لازمش رو نداري؟ اينطور نيست، اگه معامله بکنم

هر احمقي با يه نصف مغز ميتونه با همچين طرحي بياد جلو

چي ميشه اگه واقعا جون سه نفر نجات پيدا کنه؟ به نظرت ارزشش رو نداره؟

کار من کنترل هرج و مرجه من اين زندان رو مديريت نميکنم، فقط ازش پاسداري ميکنم

درواقع اينجا يه جنگ در جريانه ما آزادي داريم، اونها ندارند

هرچيزي که اين آدما بخوان، از يه طريقي راه خودشو به اينجا پيدا ميکنه

اونها ميخوان يه زنداني بميره، يکي يه راهي پيدا ميکنه که يه چاقو وارد کنه

اينها نگهبانان هستند که کشته شدن آره، و اگه الان من تسليم شم

تنها کاري کردم پيام دادن به همه زنداني ها راجع به منفعت کشتن نگهبانانه زندانه

اينجا يه توطئه در جريانه

نميدونم کي پشت اين قضايا است اما قصد دارم که نابودش کنم، اين کار منه

چي؟ نگهبان؟

نگهبان

فکر کنم ديگه الان ميتوني کالبد شکافيتو تموم کني

چه کتابخانه کاملي داشته آره

به نظر مياد نيچ مانلي کتاب مقدس خودش رو داشته

به اين گوش کن

من آمدم براي بازگشت به شروع پايان تا شروعي دوباره براي سفر روح داشته باشم

جهاني الهي براي آنها هيچ مرگي در کار نيست، تنها زندگي ابديت

مال چه زمانيه؟ نيچ مانلي، 1994

ادامه کتاب صدها صفحه است ارجاع شده به هندو آتمن

پارادبها، چليپاي گلگون زرتشتي است

اون مرد، در مسائل تناسخ غرق شده بوده غرق شدن به اين معني نيست که بتوني انجامش هم بدي

مگر اينکه اون چيزي ميدونسته که ما نميدونيم مثل چي؟ کد مخفي؟

هر ديني توي دنيا، شامل يه ايده از زندگيه بعد از مرگه

ميليونها، حتي ميلياردها نفر از مردم، به سفر روح بعد از مرگ باور دارند

ببخشيد من توي تعليمات مذهبيم اينطور ياد نگرفتم

مسيحيت هم راجع به تناسخ و سفر روح مطالبي آموزش ميده

تو واقعا فکر ميکني که مانلي از مرگ برگشته تا آدم بکشه؟

مگه تئوري ديگه اي هم هست؟ يه تئوري خيلي خوب هست

که خيلي هم قابل باورتره اين يه طرح پيچيده است

جسد نگهبان بدون سر، به خاطر توطئه زندانيان داخل اتاق رئيس رها شده

More Farsi Persian subtitles for The X-Files

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left