Spartacus: House of Ashur

Spartacus: House of Ashur

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Spartacus House of Ashur S01E02 FORSAKEN 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
A Commentary by amirluminox
SANDS Movie :ارائه از

Tags

webdl
Published on: 2025-12-05
Downloads: 231
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie :ارائه اختصاصی توسط

‫بیدار شو.

‫ آنچه گذشت

‫تو فقط اولین ‫آجر خام هستی، که داره پایهٔ

‫ظهور خاندان آشور رو می‌ذاره.

‫همهٔ کسانی که جلوم قرار بگیرن سقوط خواهند کرد.

‫برادران فِروکس وارد می‌شن!

‫آخ!

‫اون قورباغه حیوون خونگی ‫مارکوس کراسوسِ لعنتیه.

‫معذرت می‌خوام، گابینیوس. ‫ما فکر نمی‌کردیم.

‫من تلاشم رو دوچندان می‌کنم تا یه ‫نمایش کشف‌نشده رو پیدا کنم

‫و ترتیب یه مسابقهٔ مجدد رو توی یه روز دیگه بدم.

‫بذار به آیندهٔ باشکوه ‫خیره بشیم.

‫آخ! قسم بخور، من رو ‫ارباب صدا کن و توی آرنا بجنگ.

‫آزادی‌ت رو روی شن‌ها ‫به دست بیار.

‫- آشیلیا. ‫- ارباب.

‫ « اســپــارتــاکــوس: خــانــدان آشــور »

‫ - رها شده -

‫آی!

‫تارکون! قبل از ضربه زدن، سپر رو ‫پایین می‌آوری.

‫اون رو بالا ببر- ‫وگرنه مغزت روی شن‌ها پخش می‌شه.

‫بله، دکتره.

‫با قدرت مبارزه می‌کنی.

‫خب، حالا این خاندان ‫قهرمانی نداره-

‫موقعیتی که می‌خوام خودم ‫ادعاش رو بکنم.

‫خب، برای اینکه قهرمان بشی،

‫اول باید پدر مورد تحسین رو ‫شکست بدی.

‫تلاشی که هنوز از چنگت دوره.

‫فعلاً، ای جسد پوسیده.

‫ای کصخل دیوونه!

‫- گاردت رو پایین می‌آری. ‫- به یه دلیل خیلی خوب.

‫ما درد از دست دادن رو حس کردیم.

‫شاهد قهرمان محترم بودیم

‫که روی شن‌های آرنا سقوط کرد

‫در برابر شغال‌های بدبخت ‫پروکولوس.

‫با این حال، همان‌طور که خورشید بالا می‌آید و ‫طلوع می‌کند،

‫خاندان آشور هم

‫تاریک‌ترین شب ‫بی‌آبرویی رو از بین می‌بره.

‫ما دیگه با زنجیرهای تاریخ

‫یا سنت مسخره محدود نخواهیم شد!

‫ما قدم در مسیری ناشناخته می‌ذاریم

‫تا میل جمعیت رو

‫با پیشکش‌های ‫عجیب‌تر...

‫برآورده کنیم.

‫اما این عطش فزاینده ‫چگونه فروکش خواهد کرد؟

‫فقط یک نفر هست که قادره

‫این تودهٔ حریص رو ‫سیر کنه!

‫تماشا کنید،

‫آشیلیا.

‫الههٔ مرگ.

‫دهن تخمیتون رو ببندید، ‫و به ارباب‌تون توجه کنید!

‫برگردین به تمرین، ‫ای کصمغز‌های ساده.

‫دکتره،

‫آشیلیا رو برای آموزش ‫ببر.

‫داکوس، شمشیر و سپر، ‫به سبک مورمیلو!

‫بله، دکتره!

‫این زن شبیه ‫مادرمه-

‫یه جنده کیری کینه‌توز.

‫این خیلی چیزها رو توضیح می‌ده، ‫ای کسخل بی‌عقل.

‫- یه زن لعنتی، پدر. ‫- افکارت رو تغییر بده.

‫و گاردت رو بالا ببر!

‫اِراتو!

‫با آشیلیا جفت شو.

‫می‌خوام ببینم کیر با حریف ‫ارزشمندتری گلاویز می‌شه.

‫رو تنهٔ لعنتی کار کن!

‫- آی! ‫- تارکون!

‫با آشیلیا جفت شو.

‫بله، دکتره.

‫باید باهاش مثل یه حریف

‫رفتار کنم یا یه چیز ‫حساس و ظریف؟

‫سؤالی که قصد داشتم ‫از تو بپرسم.

‫بذار حرف‌های بیهوده ‫جای خودشون رو به صدای برخورد شمشیرها بدن.

‫شروع کنین!

‫اون روی فرمه، این‌طور نیست؟

‫بله، ارباب.

‫آخ!

‫تو قبلاً جنگیدی، ‫اما نه با کسی مثل من.

‫سپر لعنتی چوب لاچرخ می‌کنه.

‫من رو دکتره صدا می‌کنی.

‫سپر رو بردار.

‫این به نفع من نیست، ‫دکتره.

‫کاری رو که دستور داده می‌شه انجام می‌دی!

‫آشیلیا،

‫سر جات وایسا.

‫و اصلاح رو بپذیر.

‫ارباب.

‫لحظهٔ گذشته رفته.

‫تمرین رو از سر بگیر.

‫شروع کنین!

‫آخ!

‫اون احترامی رو که عنوان دکتره ‫می‌طلبه، قائل نیست.

‫احترام داده نمی‌شه؛ ‫گرفته می‌شه.

‫آشیلیا رو به روش‌های ما ‫آموزش بده

‫و کاری کن دندان‌های نمایان شده ‫جای خودشون رو به نگاه‌های منحرف شده بدن.

‫درسی که برای سگ هار ‫به راحتی درک نمی‌شه.

‫پس با شلاق پاسخ بده ‫تا زمانی که زبونش پاشنهٔ کفش رو لیس بزنه.

‫و اگه نشه اون حیوان رو ‫اهلی کرد چی؟

‫اسپارتاکوس هم زمانی وحشی بود.

‫اما با اراده و تعالیم ‫اِنومائوس،

‫اهلی شد

‫و قهرمان ‫کاپوآی لعنتی شد-

‫نتیجه‌ای که می‌خوام تکرار بشه.

‫اون فقط نوید ‫ناامیدی رو می‌ده.

‫- تو ارباب لعنتی هستی؟ ‫- من نیستم.

‫با این حال طوری حرف می‌زنی که انگار عنوان والای ارباب ‫تو رو با این احترام می‌پوشونه.

‫من چیزی رو که چشمانم می‌بینه ‫از لنز تجربه محاسبه می‌کنم.

‫اون فقط گِل لعنتیه ‫که تو با دستات شکلش می‌دی.

‫اونو توی آتش‌های این لودوس ‫قالب‌گیری کن،

‫و برای هدفی سریع سختش کن.

‫سریع؟ آشیلیا تازه ‫تمرین رو شروع کرده.

‫این چیز کوچکیه.

‫من می‌خوام اون رو برای ‫بازی‌های لودی آپولینارس آماده ببینم.

‫- موقعیت رو تضمین کردی؟ ‫- دارم به سمتش مانور می‌دم.

‫پس ما فقط به رؤیای واهی چنگ می‌زنیم.

‫به همون اندازه که بیدار شدن ‫در هر روز تخمی قطعیه،

‫من این کار رو انجام می‌دم و ‫مسابقهٔ مورد نظرم رو در برابر

‫برادران فِروکس یک بار دیگه به دست می‌آرم.

‫تو داری شرط می‌بندی که ‫جمعیت به ما پشت نمی‌کنه.

‫- برای ارائهٔ چیز جدید؟ ‫- برای شکستن سنت،

‫وقتی یه زن لعنتی ‫روی شن‌ها می‌ایسته.

‫سنت فقط ‫یه کلمهٔ مورد احترامه برای کسانی

‫که دنبال متوسط بودن هستن.

‫خاندان آشور ‫مسیر خودش رو می‌تراشه

‫و هر کسی رو که سر راهش قرار بگیره ‫به فنا می‌ده.

‫ارباب، پیغامی ‫از روم رسیده.

‫بالاخره.

‫کراسوس قدرتمند منت می‌ذاره ‫تا پاسخ بده.

‫عذر می‌خوام. ‫از کراسوس نیست.

‫پس از کیه؟

‫جولیوس سزار لعنتی.

‫مردی که به جز اسمی که ‫با خارج شدن از کس

‫مادرش به دست آورده، هیچ ارزشی نداره.

‫اون یه کوئستوره، این‌طور نیست؟ ‫یه مقام نسبتاً مهم.

‫کیرم تو مقام.

‫سزار گُه خودش رو می‌اندازه و ‫اون رو غذای بهشتی اعلام می‌کنه.

‫اون خبر از ‫چیزی پریشان‌کننده می‌ده؟

‫کمی.

‫اون ما و مردان ما رو به جادهٔ آپیا می‌فرسته،

‫برای یه کار ناخوشایند.

‫تو که یک مرد آزاد نیستی، مثل سزار؟

‫و به همین دلیل، ‫محدود به درخواست نیستی؟

‫من در چشم جمهوری آزادم، ‫اما در پول نه.

‫کراسوس حامی محترمه ‫و سزار ارادهٔ لعنتی اونه.

‫ما باید لب‌ها رو باز کنیم و ‫کیر منتخب رو ببلعیم.

‫ارابه رو از جلوی بینی دور کن.

‫منظرهٔ سنگینیه...

‫دیدن این همه قلب که دیگه ‫توی سینه نمی‌زنن.

‫ارتش شورشی که ‫جمهوری قدرتمند رو به لرزه درآورد،

‫تبدیل به گوشت فاسد ‫زیر آفتاب انتقام‌جوی شده.

‫کیر خر!

‫ما گلادیاتوریم، ‫نه بردگان بیخود عادی.

‫کاری رو که دستور می‌دم انجام می‌دی!

‫کرِتیکوس ذهنی برابر با ‫بچهٔ گیج داره، اما حقیقت رو می‌گه.

‫جای یه گلادیاتور ‫روی شن‌های آرناست-

‫رسیدگی به جادهٔ آپیا ‫وظیفهٔ یه کوئستوره.

‫زبون سزار هنوز توی کون کراسوس ‫جای می‌گیره.

‫ما باید یکی رو تحمل کنیم تا ‫از مزایای دیگری بهره ببریم-

‫صبر کن!

‫اون علامت-

‫این مرد قهرمان ‫خاندان باتیاتوس بود.

‫گانیکوس.

‫گانیکوس! ‫گانیکوس! گانیکوس!

‫یک بار باهاش برخورد داشتم،

‫بعد از اینکه توی آرنا آزادی‌ش رو به دست آورد،

‫قبل از اینکه به اسپارتاکوس و شورشیانش ‫بپیونده.

‫یه آدم دائم‌الخمر و ناخوشایند،

‫که خیلی ازش خوشم می‌اومد.

‫اون سرنوشتش رو پذیرفت، ‫همون‌طور که همهٔ مردان باید بپذیرن.

‫مرگش یه لطف بود

‫برای کسی که برای همیشه توسط ‫تخلفات گذشته تسخیر شده بود.

‫- ببریمش توی ارابهٔ. ‫- ارباب.

‫این مرد یک ‫خدای آرنا بود،

‫مهارتش فقط با ‫آورندهٔ باران برابری می‌کرد.

‫دو افسانه، ‫که از لودوس ما متولد شدن.

‫با این حال ما حالا حتی ‫یه موقعیت پست هم توی بازی‌ها نداریم.

‫این خاندان لعنتی چقدر ‫سقوط کرده.

‫بیا، بیا.

‫داری این دیوارها رو هتک حرمت می‌کنی؟

‫من فقط اونا رو زیباتر می‌کنم.

‫این هیولا،

‫مال سرزمین توئه؟

‫آپدِماک،

‫خدای جنگ و پیروزی.

‫تو بهش دعا می‌کنی؟

‫- اون گوش نمی‌ده. ‫- پس چرا تصویرش رو کار می‌کنی؟

‫- به عنوان یه یادآوری. ‫- برای چی؟

‫چیزی که از دست رفت.

‫کار رو متوقف کن و آب بخور.

‫- سپاسگزارم. ‫- نیازی نیست.

‫زخم‌های تو-

‫چطور به وجود اومدن؟

‫قصه‌ای نیست برای کسی ‫با این فرم ظریف.

‫توی نبرد؟

‫وقتی توسط رومی‌ها اسیر شدی؟

‫من به دست اون ‫عوضی‌های لاشی نیفتادم.

‫پس توسط ارباب قبلی علامت‌گذاری شدی؟

‫برای آموزش آداب؟

‫من هیچ‌وقت برده نبودم.

‫با این حال اینجا توی این خونه، ‫تنها چیزی که هستی همینه.

‫اگه دوباره به ارباب دست بزنی...

More Farsi Persian subtitles for Spartacus: House of Ashur

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left