The first 28 lines.
چشمات با نور خورشید
تو همراه باد میوزی
تو توی قلبم شکوفه میزنی
یه کم بیا جلوتر
تمام دنیا در حال اومدنه
اینو بیشترش کن؛ منو به هیجان بیار
بی خبر، تو پیشم میای
من تمام شجاعتم رو جمع میکنم و میام پیشت
کنار نسیم بهاری، ذهن من پریشان شده
چی کار کنم؟ من دستپاچه ام
من دوستت دارم؛ باید شروع کنم؟
میتونی منو احساس کنی؟
میتونی منو احساس کنی؟
این لحظه که چشمامون همدیگر رو ملاقات میکنن
توی قلبم شروع به شکوفه زدن میکنه
قلبم به شدت میزنه انگار میخواد منفجر بشه
تو شیرین تر از رؤیایی
فقط برای همدیگه اوه عشق من
ما غرق در شکوفه هستیم اوه عشق من
چشمام فقط تو رو دنبال میکنه
روز پر شکوفه و گرم ما
شکوفه های پراکنده گیلاس
همونطوری اگه اونها رو بذاری توی چشمات
با یه مرکز توجه خوش رایحه
زمستونم ناپدید میشه
بهار شروع شد؛ تو شکوفه ی منی
شرط میبندم همه ی فصل های امسال بهاری اند
همه اش عزیزم به چشمام نگاه کن
No comments yet. Be the first to leave one.