The first 200 lines.
"خانه ي ماوراي زمان"
يو جه
عزيزم
عزيزم؟
...يو جه
يو جه
!يو جه
يو جه
يو جه
خوبي؟
هيچي نشده
بيا اينجا
يو جه
يو جه
!يو جه! يو جه
!يو جه! يو جه
!يو جه! يو جه
خانوم گانگ، به اتهام قتل تمام اعضاي خونواده اش بازداشت شد
جسد همسر قاتل، آقاي کيم؛ داخل خونه پيدا شده
اما جسد پسر خونواده هنوز پيدانشده و فقط لکه هاي خون داخل خونه کشف شده
بنابراين پليس معتقدِ که خانوم گانگ تنها مظنون پرونده ـست
پليس معتقدِ؛ به احتمال زياد؛ بعد از ارتکاب به قتل
خانوم گانگ؛ جسد پسرشو جايِ ديگه ي مخفي کرده
... و در حال حاضر؛ پليس در حال بازرسي
تمام مناطق نزديک به صحنه ي جرمه
شماره 6617 ؛ خانوم گانگ مي هي
دنيا خيلي عوض شده، نه؟
خونش آماده ـست؟
آب و برقشُ راه انداختن
يه چند جا از سقف خونه روهم تعمير کردن
اي بابا، آخه اسم اونو تعمير کردن، ميذارين؟
همسايه ها خيلي اعتراض دارن
ميخوان خونه کلاً تخريب بشه
يه سري داستانم هس
و هيچکي حس خوبي به اين خونه نداره
هيچکي جرئت نداره پاشُ اين دورُور بذارِ
شماره 6617 ؛ خانوم گانگ مي هي
خودت که ميدوني هنوز حبست تموم نشده، درسته؟
از الان به بعد، اگه خواستي از خونه بري بيرون، بايد قبلش به پليس اطلاع بدي
تا وقتيکه باقيمونده ي حبست تموم بشه؛
چند تا پليس اين دورُور ميمونن
آروم زندگيتُ بکن
هرجام رفتي؛
انتظار خوش آمد گويي و استقبال نداشته باش
تازه اگه تُف نندازن تو صورتت باز شانس آوردي
چهارچشمي مراقبش باشين
اگه چيزيم شد، فوري خبرم کنين
خوب حواستونُ جمع کنين
واسه چي هيچي نميگه؟
سرطان حنجره داره
بيا بيرون
گفتم بيا بيرون
جي وون؛ وايسا باهم بريم
مامان؛ امروز دير رسيدم سر کلاسم
خب بايد از مدرسه مستقیم بري اونجا
من که ميدونم همش مشغول بازيگوشي هستين- مامان-
چيه؟
خودت گفتي؛
حتي اگه آدمه تنبلي ـم باشي؛
مهم اينه که سالم باشي
واسه همين سعي ميکنم خوب همه چيو ياد بگيرم
منم، منم مامان- از دست شما دو تا جغله-
حالا ديگه سر به سر مامانتون ميزارين؟
بابا
بيا يه کم از اينا بخور
نميخورم
هوا داداشتَ داشته باش
چشم
بخورين
بچه ها، همش که نبايد بازيگوشي کنين
بايد زودتر مشقاتونُ انجام بدين
...راستي معلم آموزشگاتون
هي
هي
اول غذاتونُ ميخوردين بعد ميرفتين
دستت درد نکنه
سلام
خواهر گانگ مي هي
من از کليساي... وايسين
شنيدم قبلاً عضو کليساي ما بودين
برو
...راستش؛ بايد
اين فرم رو پر کنين
ميشه يه لحظه بيام داخل؟
ممنون
واو؛ اين خونهه
هرسال روز عيد پاک و کريسمس؛
يه سري کاراي داوطلبانه واسه بازداشتگاه چونگ شيم انجام ميدم
آخه يه کشيش از کجا از حاله زندونيا خبر داره؟
اتفاقاً خيلي چيزا ميدونم
همه ي آدمايي که اونجان؛
بنده هاي خدا هستن
خدا وجود نداره
من ديگه بهش ايمان ندارم
واسه چي اومدي منو ببيني؟
...راستش
اومدم چون کنجکاو بودم
...اون روز
واقعاً چه اتفاقي افتاد؟
برو
من ميبرم
چي ميگي واسه خودت؟ من ميبرم
من اول شدم
بدو! بدو
من دوم شدم
تقصير تو بود که باختم
اوه! مُردم از خستگي؛ مُردم
چي شد؟
هوي! بزغاله ها! چند ساعت ميخواين بازي کنين؟
از کدوم گوري اين همه پول ميارين؟
...وايسين؛ نکنه شماها- فرار کنين-
بدو، بدو
نکبتا
عوضيا
همتونو ميشناسم؛ بچه هاي بد
يون هي
دستتو باز کن
فردا ميبينمتون
مواظب خودتون باشين
خدافظ
چيه؟
هيونگ
تو از يون هي خوشت مياد؟
هي؛ مگه خُلم؟
پس واسه چي سوار دوچرخه ـت ميکنيش؟
بخاطر اون نيس که
پس چيه؟
بخاطر اين نيس که دوسش دارم
بخاطر اينه که يون هي دوچرخه نداره
برو بابا! دوسش داري
قبول، دوسش دارم
ديدي؟ دوسش داري
به مامان ميگم که مشقامونُ سر کلاس نوشتيم
خودم ميدونم بابا
چيزه ديگه ي نگيااا
باشه بابا
ما اومديم
جغله ها
همين الان معذرت خواهي کنين و بگين غلط کردين
مامان
ناسلامتي پدرتون پليسه! پليس
اونوقت شما کلک سوار ميکنين و سر ملت شيره ميمالين؟
معذرت ميخوام
قول ميدم ديگه هيچوقت تکرار نشه
...راستش، ميدوني
اون که عيب نداره
...اما
هيچي
هيچي
هيچي
خدانگهدارتون
پس کلاساتونُ ميپيچونين
دستاتو بيار بالا
و گرنه خوردشون ميکنم
خيله خب! تو برو اونور
جي وون؛ بيا اينجا ببينم
مامان، غلط کردم
زود بيا اينجا
تقصيره من بود نه جي وون
جي وون هيچ کارِ اشتباهي نکرده
راس ميگي
تو برادر بزرگشي، خير سرت برادر بزرگش
کشيش آخر هفته ها به مردم چي ميگه؟
:اون ميگه که
خدا هميشه همه چيزو ميبينه
ديگه چي؟
اون ميگه؛ از ته دلتون دعا کنين تا خدا جوابتونُ بده
درسته
بخاطر تو من هر شب کلي از حضرت مريم کمک ميخوام
و نذر و نياز ميکنم؛ اما انگار از ته دلم نبوده
اشتباه کردم
ديگه تکرار نشه
...اگه يه بار ديگه اين کارو بکني
خودت که ميدوني؛ درسته؟
بله
مامان
چيه؟
...اگه من از ته دلم دعا کنم
خب؟
اگه از ته دلت دعا کني؟
مثل بابا زود نميميرم؟
پسرگلم؛ مطمئناً اونجوري نميشه
دکتر بهم گفت؛
تو آمريکا دارن روي درمان اين بيماري کار ميکنن، يو جه
فقط بايد يه کم صبر کني
خوب ميشي
مهم نيس چي ميشه؛
مطمئنم خوب ميشي
آشغال، بايد بکشمش
مگه گيرانداختنشون همينطوري کشکه
واسه چي ولش کردن؟ چه مملکته خر تو خريه
حتي نميتونم برم خونه
لعنتيا
خوبه
...عزيزم؛ خيلي وقته
اگه ميخواي بري بيرون، لااقل يه لباسي بپوش که گير نيفتي
چي داري واسه خودت بلغور ميکني؟
نگران من نباش
من ديگه هيچ انتظاري ازت ندارم
چي؟
No comments yet. Be the first to leave one.