The first 145 lines.
بابا لنگ دراز قسمت پانزدهم
...من در بيان احساساتم ناتوانم
حتي اگر سرشار از احساسات عاشقانه باشم
ولي اين اشك ها دروغين نيستند
اين يک واقعيت غيرقابل انکاره
عشق من به تو که الان در خاطرم زنده شده
را نمي توانم در يک نامه خلاصه کنم
من دارم به سوي تو مي آيم
اين گيج کننده است که هنوز نمي توانم درباره آن صحبت کنم
داره شروع ميشه، هميشه از اين لحظه به بعد
حالا من آماده ام که بانوي عشق باشم
يک هات داگ و يک گل ديواري
چي؟ بايد يه همراه واسه خودمون پيدا كنيم؟
خُب ناسلامتي رقصه
نميشه كه تنهايي رقصيد
كسي رو دعوت نكردي؟
تو كلي لباس قشنگ داري ولي كسي رو واسه رقصيدن باهات نداري
اين چيزيه كه مردم بهش ميگن گل ديواري
گل ديواري؟
اگه كسي رو براي رقصيدن نداشته باشي بايد كنار ديوار وايسي
دلم برات ميسوزه
گل ديواري
من وقتي دبستان بودم يه بار رقصيدم
ولي من اونجا با داداش بزرگم رقصيدم که حسابي هم کمکم کرد
راستي، چرا همين الان زنگ نمي زني يه نفر بياد؟
نمي توني زنگ بزني كسي؟
چ..چي؟
زنگ بزنم؟
ولي ديگه فايده اي نداره جشن فرداست
هر کسي هم واسه خودش کار و زندگي داره و نمي تونه خودشو برسونه
واقعاً؟
!ه-هي، جودي
بابالنگ دراز عزيز من با تمام وجود بابت لباس مهموني هاي قشنگي كه برام فرستاديد تشكر مي كنم
اما فكر مي كنم شما بايد يك همراه رقص هم برايم مي فرستاديد
چرا كه شما كه نمي توانيد اين همه راه رو براي رقصيدن با من بياييد، درسته؟
حتي اگه يه گل ديواري هم قشنگ باشه زنبور عسل مياد سمتش
من نمي تونم به شما اجازه بدم براي همچين موردي با دانش آموزا صحبت كنيد
بالاخره يك قوانيني هست
تا حالا همچين موردي نداشتيم
!گفتم كه نميشه
هي، هي، گفتي جاني داره مياد؟
اون گفت كه داره ميره مدرسه نظامي؟
درسته
دارم واسه مراسم رقص لحظه شماري مي كنم
دلم ميخواد هر چه زودتر فردا بياد
هي،هي، تو ميخواي با كي برقصي؟
من؟ راستش دو نفر رو دعوت كردم
الو؟
من نمي تونم بهتون اجازه بدم ...با دانش آموزا صحبت كنيد
اوه، شما هستين؟
جشن؟
...نه، من
...راستش من رقصم خوب نيست
اوه، متأسفم
!نه، منظوري نداشتم
ولي تو نمي توني بياي، غير اينه بابا؟
درسته چاره اي نيست من به هر حال گل ديواري هستم
باشه پس! من هم به همه نشون مي دم خوشگلترين گل هستم
خيلي به درد بخور نيستن
!واي
اگه اينو بپوشم، زنبور عسل هاي واقعي ميان طرفم
!اوكي
!بسيار خب
!ميخرمش
.اوه
تو هم اومدي خريد؟
ب-بله
فهميدم
يه گل ديوراي بايد تمام تلاششو بكنه تا خوشگل به نظر بياد
درسته
دقيقاً همينطوره كه گفتي
چي؟
من فهميدم كه جدا از اينكه چكار مي كنم ،و كجا خريد مي كنم گل ديواري همچنان گل ديواريه
به همين خاطره كه الان مي خوام برگردم خونه
فهميدم. چه وقت مناسبي هم هست
مونده بودم با اين همه بسته چكار كنم
مي توني زحمتشونو بكشي؟
چت شده؟
هيچي. من تشنمه و هنوز ناهار هم نخوردم
داشتم دنبال يه رستوران همين اطراف مي گشتم
بيا يه كم بيشتر بگرديم
چي؟ وايسا
اينجا يه رستورانه
ميگم، چرا اينجا نريم غذا بخوريم؟
خب، منم نظرم همينه
بفرما
جاي چندان خوبي به نظر نمي رسه
يه خورده ديگه
مرسي
خواهش مي كنم
كجا مي خوايد بشينيد؟
ممنونم
...بزار يه نگاهي بندازم
اينجا؟
بله
چي ميل دارين؟
ما هنوز ناهار نخورديم
پس بايد مجموعه هات داگ رو تست كنيد
يه مجموعه است كه سالاد و قهوه هم داره
!من يكي مي خوام
من يه هات داگ مي خوام به همراه چاي
چاي؟
پس من به شما يه مجموعه ميدم و قهوه رو با چاي عوض مي كنم
من مجموعه نمي خوام
ولي مجموعه قيمتش مناسبتره
به شما ربطي نداره كه من دنبال قيمت مناسب هستم يا نه
اوكي
!چه پسر بي ادبي
بايد مي رفتيم يه رستوران ديگه
ولي من فكر مي كنم پسر مهربونيه
اون فقط فضوله
و تبليغ مجموعه يا هر چيز ديگه اي فقط جزء كارشه
چيز عجيبي نيست
!واي
!به نظر عالي مياد
به خاطر همين گفتم كه بسته بهتره
همين خودش خوبه
به خاطر غذا ممنونم
خب، اميدوارم خوشتون بياد
!صبر كن
يه چاقو و چنگال بهم بده
چي؟
چاقو و چنگال مي خوام
نكنه مي خواي بگي بايد با دست غذا بخورم؟
همينطوره
دهانت رو كاملاً باز مي كني و مي جوي اين بهترين راه خوردن اونه
درسته؟
اگه هات داگ رو با چاقو و چنگال بخوري، سر آشپز غش مي كنه
زود باش، بخور ديگه
يالا ديگه، روش سس ريختم
باشه؟ به نظرت بهتر نيست؟
زود باش، بخور ديگه
شروع كن
حالا شد. خوب نيست؟
فهميدي؟ به نظرت مهربون نيست؟
اين كارش همينه
انصافاً كه پسر بي ادبيه
اصلاً به اين فكر نمي كنه كه مشترياش چي مي خوان
اون مغرور و فضوله و اگه تو رستوراناي نيويوك كار كنه درجا اخراجش مي كنن
واقعاً طرف اينقدر بد بود؟
...چي؟ راستش
اون با جوليا هم مهربون بود، اينطور نيست؟
اين چرت و پرتا چيه ميگي؟
اون يه پسر گنده و قلدر درس نخونده و بي فرهنگه
اون آدم خوش قلبي بود ،تو هم واقعاً نظرت همينه اينظور نيست جوليا؟
No comments yet. Be the first to leave one.