The first 200 lines.
این چیه؟
چه خبر شده ؟ ها؟
قسمت 6
چیه چیه چیه چیه؟ این کارا چیه؟
جلو تر نیا، جلو تر نیا
چی شده؟
جلو تر نیا
چی شده؟ مثل دیوونه ها رفتار میکنی
خواب بدی دیدی؟
اونا بهت گفتن سهامت افت کرده؟
چه اتفاقی واسم افتاده؟
چه خبره؟
منظورت چیه میگی چه خبره؟
چیزی گم کردی؟
من کجا رفتم ؟ من؟
مطمئنم دیروز اینجا بودم
من الان کجا هستم؟
این من نیستم
اینا اینجا نبودن
ای خدا، همچین زن جوونی بیش از حد...
ای خدا ، بیا بریم اون باید دیوونه شده باشه
شاید مست کرده
دارم دیوونه میشم
چی...
گیل را ایم؟
من تبدیل شدم به... گیل را ایم؟
اوه نه ، خانونم شما باید قبل از رفتن پول...
چرا کفشای ما رو میبری ، خانم؟
چه جوری همچین اتفاقی افتاده؟
ای خدا جریان چیه؟
درو باز کن، ها؟
درو باز کن،
نه
واقعا داره دیوونه ام میکنه
کله سحر مشکلت چیه؟
این کارا چیه؟ تو مریض هستی یا همچین چیزی؟
چ...
تو خوابم، من...کاری کردم؟
شما چطوری اُسکا رو میشناسید؟
یه دِیقه صبر کن ، آجوشی
لطفا با ما حرف بزن
گیل را ایم
درو باز کن
گیل را ایم
گیل را ایم
امکان نداره
چطور تو دنیا...
چند وقته اینطوری شدی؟
از وقتی که بیدار شدم
تو چه بلایی سرم آوردی؟
داری میگی من اینکارو کردم؟
با چه قُدرتی؟
هر وقت هر اتفاقی میفته ، تو همینو بهم میگی
اصلا با عقل جور در میاد؟
با عقل جور در نمیاد منطقی نیست ، اما...
این اتفاق چه جوری افتاد؟
من از کجا باید بدونم؟
صداتو بیار پایین
بیا بریم و حرف بزنیم
درو باز کن
کلید...من ندارمش دیشب پسش دادم
پسش دادی؟ چرا؟
تو اینجا نخوابیدی؟
پس فکر میکنی چرا همچین لباسی پوشیدم؟
واقعا داره دیوونه ام میکنه
برای شروع ، بیا بریم جایی که جلب توجه نکنیم
منو تو ورودی هتل ببین
با همدیگه نمیریم؟
عقلت سره جاشه ؟
اونجا هتل منه
چی میشه اگه کسی ما رو تو این وضعیت ببینه
هر جا که میریم ، همینو میگه
آره ، چون هر جا که میرم همش مال منه
اینو بده بهم و جوری قدم بزن که انگار عَمیق داری فکر میکنی
چونه ات رو پایین تر بیار و نگاهت به سمت پایین باشه
طبیعی رفتار کن ، انگار که از پیاده روی صبحگاهی اومدی
فهمیدی؟
اون زن چه شانسی داره که تو این سن بهش میگن کارگردان؟
من که به هر حال نمیخوام بازیگر بشم پس باید تا حد مرگ کتکش بزنم
تو اینجا چیکار میکنی؟
با اینکارت که عجیب تر به نظر میای
تو اینجا چیکار میکنی؟
این دیگه چه کوفتیه که پوشیدی؟
چی؟
"تو" ؟
گیل را ایم گیل را ایم چطور میتونی با کارگردان اینطوری حرف بزنی؟
معذرت میخوام ، کارگردان
من یه حرفی زدم و اون بدش اومد ، پس اون...
پس حتما خیلی اذیت شده
عذرخواهی کن، زود باش
بخاطر اینه که اون یهویی پیداش شد
متاسفم
گیل را ایم
تو نباید فراموش کنی که کی هستی ، گیل را ایم
فهمیدم ، پس ، حالا بیا بریم
زود باش ، حواست بهش باشه
این غیر قابل قبوله
دنبالم بیا
کارگردان ، لطفا
پس ، من میگم که اینجا بمونیم و...
هیکلتو تکون بده
این وضعیتی نیست که تو بخوای توش دخالت کنی
داری چیکار میکنی؟ نمیخوای منو بگیری؟
من باید دنبال این پسر برم؟
دستشو ول کن
الان چي گفتي؟
گفتم که دستش رو ول کن
بهت گفتم که واسه الان من مواظبش ...
مطمئنم منم بهت گفتم
گیل را ایم خانواده ی منه
اونو میدونم واسه همین همیشه ازت ممنونم
چی؟
با این حال ، میخوام که همین الان ولش کنی
من مسئولیتش رو قبول میکنم و مطمئن میشم که بیاد سر محل فیلمبرداری
پس با احترام بگو خدافظ
بیا بریم
چطور جرات میکنی سرمو خَم کنی
من حتی هیچوقت با رئیسمون هم اونطوری رفتار نکردم
مگه سَر توئه ؟ مال خودمه
مال توئه
اما ، تا وقتی که روحم اینجاست ، سرم مال خودمه و سر تو هم مال خودمه ، فهمیدی؟
چرا همش قدم میزنی؟
بیا همینجا حرف بزنیم. هیچکس این دو رو بر نیست
کجا داری میری؟
تو دیشب خیلی آب خوردی مگه نه؟
چی؟
دارم دیوونه میشم
نکنه...
حا...حالت خوبه؟
فقط از عقلت استفاده کن...
واقعا نمیخوای سرتو بالا بیاری؟
همه بد جور دارن نگاهمون میکنن
تو نمیتونی
هیچی نخور و هیچی نَنوش . باشه؟
آییی، واقعا که
اینکارو نکن
بهتره با صورت من گریه نکنی
الان چطور میتونم گریه نکنم؟
مگه من چه اشتباهی کردم؟
چرا باید تو دنیا همچین چیزی واسه من اتفاق بیفته؟
وقتی تغییر میکنم چرا نشم کیم ته یی و جون دو هیون؟
زود باش یه فکری بکن
همین الانشم دارم فکر میکنم
اما ، شاید چون سرمون با هم عوض شده نمیتونم به چیزی فکر کنم
آی کیوت چنده؟
حداقل سه رقمی هست؟
سرعت مُشتم از سه رقم هم بیشتره
میخوای مطمئن بشی؟
این دختر...
حتی اگه با همدیگه واسه حل این مشکل کار کنیم باز هم از نظر پزشکی یا علمی کافی نیس،
بعدش تو میخوای کتک بزنی؟
آییی، چرا این همش میفته؟
این بند سَگَکِه سفتش کن تا بند کوتاه تر بشه
بَند کجاست؟
آه بیخیال ، اصلا کلا درش میارم
دیوونه شدی؟ بیا اینجا
این چیه؟
اون داره چیکار میکنه؟
اینجا جایِ خوبی نیست . بیا بریم بیرون
مهم نیست در مورد چی فکر میکنم،
فکر نکنم این مشکلو بشه علمی یا پزشکی حل کرد
تو فقط همینو فهمیدی؟
میخوای همش طعنه بزنی؟
مشکل ما فقط همینه؟
من هیچ کار بدی نکردم که مُستحق همچین مجازاتی باشم
پس یعنی من کاری کردم؟
فرض کنم نمیخوای باور کنی کاری کردی
هی بیخیال
چیزی هست که بتونی بهش فکر کنی؟
معمولا تو فیلما آدما با رعد و برق ضربه می بینن،
اونا یه چیزی میگن و همدیگه رو طلسم میکنن
شاید اونا جواهر مخفی دارن ، درسته؟
من هیچوقت تو آب و هوای بد وِرد نمیخونم
و خیلی وقته که تو خونه جواهر مخفی دارم
میدونم که داری
واسه الان ، بیا از نظر پزشکی بهش رسیدگی کنیم
بیا بریم بیمارستان
بیمارستان ؟ چه بیمارستانی؟
کجا میتونیم بریم و بگیم "روحمون تو بدن همدیگه جابجا شده" و بشنویم که
""آه که اینطور؟ بهش میگن تغییر فصلی"
"لطفا فرم رو پر کنید و بیرون منتظر باشید "
کی این حرفو میزنه؟
پس باید بریم و یه پیشگو رو ببینیم
شاید جِنگیری یا همچین چیزی بتونه کارساز باشه
تو حتما دیوونه شدی. اگه شایعات پخش بشه که کیم جو وون جنگیری کرده،
اون روز ، قیمت سهام افت میکنه
پس چطوره بریم یه کلیسا یا معبد؟
اگه بریم کلیسا ، اونا احتمالا پول نقد بخوان و تو معبد هم پیشکش بخوان
پس بیا از یه جایی بپریم پایین
شاید اگه یه شوک وارد بشه بتونه کاری کنه
راستش حتی فکر کردن بهش هم باعث میشه بهم شوک وارد بشه
پس ، یه بوس چطوره؟
چی؟
تو افسانه ها ، همیشه اینکارو میکنن
البته که برای تو ، پری دریایی کوچولو ممکنه فقط یه افسانه باشه
دیو و دلبر، شاهزاده قورباغه همشون همدیگه رو بوسیدن و دوباره تبدیل به انسان شدن
چون همچین چیز باور نکردنی ای اتفاق افتاده ، منم همچین درمان باورنکردنی ای پیشنهاد میکنم
این بهترین کاریه که میتونی انجام بدی؟ مطمئنی؟
مگه تو پیشنهاد دیگه ای داری؟
ندارم ، خیلی خب ، پس ساکت شو و شروع کن
No comments yet. Be the first to leave one.