The first 190 lines.
...اونجا رو
از سمت زاغه میاد؟
...شبیه
.عزاداری کردنه
.چه آتیشبازی ناجوری
.نگاش میکنی قلبت درد میگیره
.حتماً خیلی دوستش داشتن
.ظاهراً
.نیارل میگفت که اون پسر فلسدار خیلی قوی بود
.اگه میخواست میتونست خودش یه نفر رو نجات بده
...شاید
.دیگه دلیلی برای جنگیدن نداشت
.دلیل...جنگیدن
.نگران مهمات نباشین
.ادای احترام زیادش کمه
.فاست همیشه میگفت
...ساشا...ساشا
...ساشا
.گریثروت سان
...اون
.آره، مال اونه
.میگم آمیا
رودوس برای چی میجنگه؟
.تا الان همش فکر میکردم رودوس برای مبتلاها میجنگه
ولی هم اونایی که باهاشون میجنگیم، هم اونایی .که جلومون به زمین میفتن، هردو فقط مبتلاهان
مگه برای مبتلاها نمیجنگیم؟
...پس چرا
«.شما درد مبتلاها رو نمیفهمین»
.حرفی که خودت زدی
یعنی چی؟
.بعد این همه دیگه خیال ندارم بپرسم منظور چیه
.ولی کسایی هستن که این دیدگاه تو بهشون لطمه زد
یادته؟
اینکه رودوس برای چی میجنگه رو
.توی الان نمیتونی بفهمی
.خب، برگردیم سر کار
.انگار یهکم سوءتفاهم شده
.مهم نیست
.چون راسته که اون حرفو زدم
،گریثروت سان
،الان باید بریم دنبال ریونیونی که فرار کرده به زاغه
.ولی ایندفعه خوب صحبت میکنیم
.باشه
.آمیا
.حق داره گمراه بشه
.اینکه از این به بعدم کنارمون بجنگه یا نه
.اونه که تصمیم میگیره
.از اینطرف فرمانده چن
.همهی دشمنها رو از بین بردیم
.یکی از ساکنها باقی موند
...نیا...نیا
...دیگه بسه...بسه
.یه نفر همینجا باشه
.مراقبش باشه ببرتش یه جای امن
!بله
.جسدها رو ببرین یه جایی که جلوی چشمش نباشه
.اطاعت
.خیلی بهش لطمه خورده آخه
.یه کاری دارم
...اونلی یک
حرکتی کردن؟
.از طبقهی پایینی زاغه یه نیروی ریونیون جدید داره میاد
.همون تیم شیاطین برفی که تو شهر متروکه رودوس رو گیر انداخت
رهبرش فراستنوا یه آرت قوی داره .که از تالولا هم دستکمی نداره
چی؟
.که اینطور
.اونلی یک، الان یه سری سیاهپوش تو زاغه چرخ میزنن
.نمیدونیم کین
.مراقب باش
.میبینم نگرانم شدی
نگرانیم بیجائه، فرماندهی سابق؟
چرا سر وقت تماس نگرفتی؟
.چن
.خیلی وقته تو فکرم
که جای تعلقم کجائه؟
،هنوز به جوابش نرسیدم
.ولی از یه چیز مطمئن شدم
.اینجا دیگه جای تعلقم نیست
.مبتلاها رو برمیدارم از اینجا میرم
.تو این شهر نمیشه ازشون محافظت کرد
!چی داری میگی؟
!سرخود حرکت نزن
...اون سیاهپوشها که تازه گفتی
.خودم به چشم دیدم
.ظاهراً درمورد لونمن اشتباه میکردم
!عجله نکن
!اون موضوع رو ما درست میکنیم
.چن
از فاضلاب خبر داری؟
چی؟
.اگه خبر نداری پس هیچی
.لونمن مبتلا نمیخواد
.حق زندگی هم ازشون میگیرن
غیر اینه؟
!وایسا
!ناین
.خداحافظ چن
!ناین
مطلعت بود؟
تویی؟
این چه قیافهایه؟
.اگه نمیخواستی کسی بشنوه صداتو بیار پایین
.همه شنیدن
.که اینطور
.بیخیال حالا
.ته و توی این سیاهپوشها رو درآوردم
.«نیروی ویژهی لونمنن. معروف به «شنلسیاهها
شنلسیاهها؟
.آره
.رهبرشون هم لین یوشائه
!لین؟ امکان نداره
.خودم باهاش چک کردم
.مطمئنم
.ازش بعیده اینقدر راحت ولشون کنه
.آره، منم موافقم
.هرچی هست تصمیم خود جوجهموشش نیست
.که اینطور. ایرادی نداره
.حق انتخاب نداریم
.همهچیز بخاطر لونمنه
.چارهای نیست
.نگران پشت سر نباشین
.همیشه نگاهتون میکنم
.آسایش و آرامش باد لونمن را
!چی شد؟! چه خبره؟
...فرمانده! کمک
!هی. هی
...دیگه برگردیم
...برگردیم اورساس
!تسلیم نشو
.هنوز بعضی نیروها موندن
...اگه بهشون ملحق شیم
!حریفشون نمیشیم
...نباید میومدیم اینجا
ایندفعه چیه؟
!لعنتی
...کجائه؟ از کجا
...بوی گرگ
...میدی، ولی نه
.تقلبی
!ولم کن لعنتی
.تقلا کنی...بیحرکتت میکنم
.نکشش
.رد
...رنگ موهات
.مثل ایلیائه
...تو
!تو
،تو دختر ایلیا
لودمیلایی؟
!ساکت شو! اسم بابامو نیار
!تقصیر تو بود همه مردن
!خائن
.تقلا نکن
.میکشمت
...آخر پیدات کردم
!با همین دستا میکشمت
،رد
.ولش کن
.اگه میخوای منو بکشی پس بکش
...ولی
اگه راه کشت و کشتار رو انتخاب کنی
.جون خودتم تو یه کشت و کشتار از دست میدی
!خفه شو
!میکشمت
!میکشمت
.رد، عقب بمون
.مانستر
!لعنتی
کی هستی؟
!کی هستی تو؟
!لعنتی
.مانستر
.زیادهروی کردی
.دیگه بسه
.ایلیا هم شاگردم بود هم دوست خوبم
با دوستای دانشمندش داشت محرمانه ،روی تابوتدان کار میکرد
.ولی دولت اورساس پیداشون کرد
،ترسید که جای سلاح ازش استفاده بشه
.پیشنهاد داد تابوتدان مهر و موم بشه
.ساکت شو
ولی سرگی برای پس گرفتن دخترکوچولوش از دولت اورساس
کل تحقیقات رو داد به دولت
!ساکت شو
!نمیخوام بشنوم
...تو سرگی رو
.بابای میشا و الکس رو کشتی
اونکار چه فرقی ایجاد کرد؟
چیکار کنی راضی میشی؟
ما رو قتل عام کنی راحت میشی؟
یا نکنه میخوای همهی آدما رو مبتلا کنی
No comments yet. Be the first to leave one.