The first 146 lines.
بوی عرق مردا !همه جارو برداشته. حرف نداره
مگه نه، تالهند؟
اینکه تا این حد بی شرم و حیایی .در واقع فرح بخشه
.الینالیزه سان، ما دنبال مردها نیومدیم اینجا
.میدونم .دنبال خانوادهی پائول بودیم دیگه
اگه آخرش با این کاراش .باردار بشه چی؟ باورم نمیشه
تو جادوگری، درسته؟
میخوای به گروه ما ملحق بشی؟
...میرسیم C یکم دیگه به سطح
.واسهی همین دنبال یه جادوگر میگشتیم
.شرمنده. همونطوری که میبینید، همین الانش هم عضو یه گروه هستم
.هستم، باید بیخیال بشید A به هر حال من سطح
؟A سطح
...امکان نداره! آخه تو خیلی کوچولویی
.برخلاف کوچولو بودنم، جادوگرِ آب سطح امپراطوری هستم، ها
!وایستا ببینم... نگو که تو روکسی میگوردیا هستی؟
ای جان، میبینم که تو هم .مرد های خوبی واسه خودت دست و پا کردی
!خواهشاً تمومش کن
در ضمن، الان وقت واسهی اینکه .حرومِ عشق و عاشقی کنم، ندارم
...هی... وایستا
.خواهشاً تمومش کنید
...راستی
شما دو تا قبلاً عضو گروه نیش گرگ سیاه» بودید، درسته؟»
اون قدیمها، پائول سان چهجور آدمی بود؟
.یه کلمه، آشغال
.آشغال بود
جان؟
.ترجیح میدم راجع به اون مرد حرف نزنم
،این حرف رو میگن .ولی بازم واسه جستجو باهام اومدن
فک کنم این یعنی .از همهی اینا که بگذریم، با هم رفیق شفیقاند
...با این حال
یعنی پائول سان چیکار کرده بوده؟
نباید فراموش کنی
روی زمین صدای رعد میخزد
ستارهی خواب هم چشمک میزند
و آتش ها مانند بارانی از تیر میمانند
بیا برای بازگشت نفس دهنده دعا کنیم
در شبهای بیشمارِ تاریک
این ترانه خبر از بازگشت آنها میدهد
از تقدیم کردن آن به تو دست نمیکشم
...حتی اشکهای کمِ من از در چشم انداز برهموتم را
تا روزی که تو بخواهی رها میکنم، رها میکنم
یک بیکار
تناسخ
اگه به یه برم میکنم
دنیای دیگه
تمام تلاشمرو
.بن بست
اسم شیطانیه که همه .تو قارهی شیاطین میشناسنـش
حتی به عنوان یه اسپرد هم .زیادی خطرناکه
،همونطوری که از اسمش معلومه .اگه دیدیش... اشهدتو بخون
.من که خوب نگرفتم
!الینالیزه سان !لطفاً جدی به حرفام گوش بده
.بن بست، یه شخصیه که وجود خارجی داره
یه گروه ماجراجویی ...با همین اسم
بلافاصله بعد از اون حادثهی جادویی .تو قارهی شیاطین اسم در کرده
یعنی اتفاقیه؟
ولی من شنیدم .به عنوان مرد، خوب چیزیه
.یه نیزهدارِ خوش قد و بالا و بور
میخوای من تو تخت ازش بازجویی کنم؟
،طبق چیزی که من شنیدم .گروه بن بست سه تا عضو داره
شمشیرزن مو قرمز که .«خلق تنگی داره، «سگ هار، اریس
عاشق بچههاست و از کارای .«شیطانی چشم پوشی نمیکنه، «سگ نگهبان، رویجرد
،و یه جادوگر جغلهی به درد نخور .«روجرد سگبان»
،سابقهی گروه تعریفی نداره .ولی میگن نگهبانه کارش درسته
...عجیبه. نژاد اسپرد موی قرمز نداره
،نمیتونند جادوگر بشند .چه برسه به اینکه مهربون باشند
،د... در هر صورت .حواستون باشه که ازشون دور بمونید
،اگه یکیشون بن بست واقعی باشه .نزدیک شدن بهشون، به معنیه خودکشیه
.آره به گمونم
،از این به بعد میریم سراغ جستجوی کسایی که دنبالشونیم .خوب نیست که به اشتباه جلب توجه جلب کنیم
خب پس، بریم سراغ .مسئلهی اصلیمون
چیزی راجع به مردمی که اهل ناحیه فیتوآ هستند، دستگیرتون شد؟
.هیچی
.تو بگو یه کلمه
یه سال از زمانی که .منتقل شدند، میگذره
.ممکنه خیلی دیر جنبیده باشیم
،البته که کسایی که دنبالشونیم .خانوادهی پائول سان هستند
.زنیس، لیلیا، آیشا و رودئوس
خب، مطمئنم واسه زنیس .مشکلی پیش نمیاد
،شاید بازنشسته شده باشه .عه S ولی یه ماجراجوی سابق سطح
،رودئوس هم آدم متمایزیه .واسه همین اگه زنده باشه، سریع پیداش میشه
که در این صورت، فکر کنم باید .روی پیدا کردن لیلیا و آیشا تمرکز کنیم
فهمیدم. فردا دوباره .میرم اطالاعات جمع میکنم
.منم همینطور
.شرمنده که به شماها زحمت میدم .خیلی ازتون ممنون میشم
!یالا! دنبالم بیا
!باشه
!بجنب! بزن بریم
.شش سال پیش روستای بوئنا رو ترک کردم
.موندم رودی چقدر قد کشیده
یه شمشیرزن مو قرمز ...و یه نیزهدار قد بلند
نکنه همون گروه بن بست هستن؟
به نظر اون کوچولوی سگبان .باهاشون نیست
.این دو تا قویاند
نکنه واقعا اسپرد باشن؟
!اسـ... اسپرد
فقط واسهی اینکه نگاهشون کردم که بهم حمله نمیکنند، درسته؟
!بیشتر! بیشتر
عه؟ روکسی؟ کی برگشتی؟
تو هم میخوای بهمون اضافه شی؟
!صبر کن... روکسی؟
!شکست قندیل! شکست قندیل! شکست قندیل
!روکسی! لطفاً خونسرد باش
تعمیر مسافرخونه بیشتر از اونی که .که انتظار داشتم، خرج برداشت
اطلاعات زیادی هم .به دست نیاوردیم
.همهاش تقصیر شماست، الینالیزه سان
.نمیتونستم کاریش بکنم
،وقتی داشتم تو یه کوچه اطلاعات جمع میکردم .همچین پیشنهاد شهوانیای بهم شد
...بازم ... خب
آخه... با پـ... پنج نفر؟
.تو هم یه روز درک میکنی، روکسی
،یه ماجراجوی قوی و زیبایی مثل من ...مثل اسباب بازی بیوفته وسط اون اوباش
احساس میکنم فقط با فکر کردن بهش .میتونم حامله بشم
.نمیخوام بدونم
،خب، دربارهی تو روکسی .باید با پیدا کردن اولین شریکت شروع کنی
...چطوره؟ میخوای دفعه بعدی با من بیای
.عمراً و ابداً
یه روز، یه جوون خوش قد و هیکل ...و مردونهای که قیافهی بچهگونهای داره
به صورت اتفاقی من رو .در اعماق یه هزارتو نجات میده
بعدش، با هم گروه میشیم و در حالی که .با هم کار میکنیم، شکوفه های عشق بینمون جوونه میزنند
...تا وقتی که از هزار تو فرار کنیم و
نینی کوچولویی، مگه نه؟
...از این حرفها بگذریم
خیلی خب، زود باشید !که سریعتر بریم سراغ شهر بعدی
.چشم، چشم
.گالوس رویجرد رو برامون منتقل کرد
در ازاش، موافقت کردیم همین که به .بندر زانت رسیدیم، یه سری کالای قاچاق رو آزاد کنیم
،یهجورایی مشکوک میزنه .ولی الان چارهای نداریم جز اینکه بهش اعتماد کنیم
سفر دریایی یعنی .گنجینهای از وقایع مختلف
کشتی سواریای که توش .واقعهای رخ نده، نداریم
...اختاپوس... ماهی مرکب... مار دریایی
...نمیدونم بگم دزدان دریایی یا کشتی ارواح
به خاطر همچین چیزی کشتی .غرق شد و ما توی آب سرگردان شدیم
دست سرنوشت ما رو به ساحل یه جزیرهی .متروکه آورد و زندگی مشترک من و هیروئین قصه، شروع شد
هیروئینی که اولش ...حتی نمیتونست من رو تحمل کنه
.با وقایع زیادی که از سر گذروندیم .کم کم رفت تو نخ من
و وقتی یه مرد و زن تو یه جزیره .تنها هستند، فقط یه کار هست که باید انجام بدن
...چشم تو چشم شدنمون
...عشق برافروختهمون
...تپش قلبهای جوان... چکیدن عرق
...غرشهای امواج
.جرعهای قهوه در سحرگاهان بهشت دو نفرهمان
...گرچه
.واقعیت بیرحمه
...میگم
No comments yet. Be the first to leave one.