The first 200 lines.
اسم من دایان ولچ هست
نماینده کنگره از منطقه گلندیل
فکر نمیکنم آمریکا بتونه تحمل کنه
که نفوذ شرکتها در واشینگتن از این بیشتر بشه
جنگ هیچوقت عوض نمیشه
میدونم چه نقشهای داری بارب
بهخاطر جینی. تو نمیکردی؟
کوپ، آدمهای بدتر از من هم اون بیرون هستن
قطعا باید بفروشیمش
میدیمش به یه آدم حسابی
جلوشون رو بگیرین
دکمه رو فشار بده، تنها راهش همینه
دیگه فقط من و تو موندیم، بتس
بحران آب توی والت ۳۳ داره بدتر میشه
یه جعبه یادگاری هست
۳۱ که هنک با خودش آورد به والت
قفله، ولی اگه اون جعبه رو برام بیاری
شاید اجازه بدم به آبمون دسترسی داشته باشی
ویروس تکاملی اجباری
این... لعنتی
هی
وودی رو ندیدی؟
نه؟ هوم؟
هی، از وودی چه خبر؟
دارن میان! دارن میان
نه
یا ابوالفضل! مامان
ایست. برگردین به اردوگاه، هالوها
برگرد و راه بیفت وگرنه شلیک میکنم
چه ل
نه
چیزی نیست. نه
آروم باش عزیزم
حالا فقط برو سمت جنوب
از اون مرز رد شو و همینطور برو جنوب
برو یه جای گرم
میدونم کاتولیک بزرگت کردم
ولی همهش رو فراموش کن، باشه؟
هر چی اون آدمها بهت گفتن رو فراموش کن
تو با من میای
برای من دیگه دیر شده عشقم
یه سیل تو راهه
حالا به هر قیمتی شده سرت رو بیرون از آب نگه دار
برو جنوب اون مرز و به بلندترین شاخهای که
پیدا میکنی بچسب و زنده بمون
اگه مجبور شدی به بقیه صدمه بزنی، خدا قضاوتت نمیکنه
هی خوشگله
پاسپورت؟
به چشم آدم بهشون نگاه نکن
به چشم آمریکایی بهشون نگاه کن
خب، فکر کنم اینم یه راهی برای نجات دنیاست
ولی اشتباهه
لوسی، کمالگرایی دشمنِ خوب بودنه
با مغزشون چیکار میکنه؟
یه کم اوضاع رو مرتب میکنه
خاطرات وحشتناکی که تجربه کردن رو پاک میکنه
این درجه کنترل میکنه که چقدر فراموشی بگیرن
و سیستم مرکزی ایدههای جدید رو توی سرشون میکاره
و این بیابونگردها رو به آدمهای خیرخواه و خوبی تبدیل میکنه
من کل این دمودستگاه رو تعطیل میکنم و تو رو برمیگردونم خونه
چطوری این کار رو کنم؟
وقتی عملیات تموم بشه، دیگه غیرقابلبرگشته
خیلی خب
پس چطوری جلوت رو بگیرم که بیشتر از اینها نسازی؟
خب، باید سیستم مرکزی که جعبهها رو برنامهریزی میکنه نابود کنیم
که توی زیرزمینه. چطوری برم اونجا؟
یه کم پیادهروی داره
بیا با ماشین گلف بریم
ماشین گلف چیه؟
اوه
لوسی؟
این قراره خوش بگذره
فرمون رو صاف نگه دار
آفرین، خودشه
خب، حالا دنده عقب. خوبه
عالی داری پیش میری. عالیه
سرعتت رو کم نکن
خب، لوسی، این یکی یه کم سخته
نباید از هر دو پا استفاده کنی
چی؟ دو تا پدال که هست. میدونم
ولی برای هر دو تا پدال فقط از یه پا استفاده میکنی
این اصلا منطقی نیست
یاد میگیری
داری عالی پیش میری
واقعا کاش یه زندگی نرمال داشتیم، عسلم
داشتیم بابا. تو خرابش کردی
سیستم مرکزی اون توئه
خب، من به آب و پتاسیم نیاز دارم
برای درست کردن بمب؟
اگه پتاسیم نداشته باشی چی؟
میتونم با... امم، یه جوری سر و تهش رو هم بیارم
زود باش، تو میتونی. با... اِه
اوه، مراقب زمین باش
تازه تی کشیدم
ممنون
میدونی، لژیون هنوز اون بیرون هستن
میدونم
قراره به خیلیها صدمه بزنن
آره
و با چیزی که تو ساختی، میتونی جلوشون رو بگیری
لوسی، ما میتونیم جلوشون رو بگیریم
هی
فقط دو تا غولیم. مگه نه؟
داریم حرفهای غولی میزنیم
پس تو با اون یارو جنگیدی؟
آره، ولی زره قدرتی تنم بود
خب، میدونی، کار با اون زره واقعا سخته
وقتی توی اون وامونده بودم، سعی کردم یه لیوان از سلف بردارم
افتضاح بود
مطمئنی باید دنبالش بریم؟
گفت ما رو میبره پیش لوسی
هی، کجا داریم میریم؟
۳۸ لاکی
اه، داریم مسیر رو اشتباه میریم
وگاس از اون طرفه
اگه میخوای اون دختر رو نجات بدی، باید وارد یه والت نفوذناپذیر بشی
همون والتی که خانواده من توشن
برای رسیدن به اونجا، باید از "استریپ" رد بشی
اگه میخوای از استریپ رد بشی، باید یه گله پنجهمرگ رو بکشی
باید تجهیزات برداریم
پس، لوسی توی لاس وگاسه
میفهمم چرا شما دو تا انقدر با هم جور بودین
آره؟ چرا؟
چون جفتتون خیلی سوال میپرسین
من یه سوال ازت دارم
اون رو از کجا آوردی؟
هی، هی، باشه
شاید قبل از اینکه اوضاع بیخ پیدا کنه، بتونیم همگی توافق کنیم
که اون اسلحه دستشه؟
دستت رو باز کن
فقط بذار ببینتش
این برای لوسیه
اون آدم خوبیه. با این وسیله کار درست رو انجام میده
ممنون که کمک کردی دوستم برگرده به اتاق هتلش
اوه، نگران نباشید قربان
شرط میبندم توی این شهر خیلی چیزها دیدی
هی. آره؟
صورتت رو روی اون بیلبوردهای والتها دیدم
آره
خبر داری یه دختری که حداقل حقوق رو میگیره
چطوری میتونه وارد یکی از اونها بشه؟
متاسفم عزیزم، ولی والتها
اونقدری که تعریفشون رو میکنن آش دهنسوزی نیستن
شاید بهترین چیزی که میتونیم بهش امیدوار باشیم
اینه که به اندازه کافی آدمها کار درست رو انجام بدن
تا دیگه نیازی به والتها نباشه
هوم. نظر قشنگیه
ولی فکر کنم شانس من برای وارد شدن به والت بیشتر باشه
میدونی چطوری میتونم توی والت-تک کار پیدا کنم؟
از اون بپرس
سلام. سلام
خیلی ممنون که باهام ملاقات کردی
ممنون که وثیقه گذاشتی از زندان بیام بیرون
میدونم آدم خوبی هستی
و میدونم که داری سعی میکنی کار درست رو انجام بدی
دلم میخواد آدمهایی مثل تو رو باور کنم
که برای چیزهای درست میجنگن، ولی تو کار رو سخت میکنی
هفته پیش توی اون جلسه کهنهسربازها دیدمت
چرا آدمهای خوبی مثل تو یاد نمیگیرن بهتر خودشون رو نشون بدن؟
نمیدونم
طبق تجربه تو، این کار چطور پیش رفته؟
واقعا چقدر درباره اون شرکتی میدونی
که عکست رو زده روی تمام اون بیلبوردها؟
بیشتر از اون زمانی که قرارداد رو امضا کردم
پس میدونی چرا زنت توی لاس وگاسه؟
دارن قدرتمندترین تکنولوژی دنیا رو تحویل میدن
به قدرتمندترین آدم دنیا
رابرت هاوس اون دیود رو میخواد تا بتونه تا ابد زنده بمونه
و والت-تک هم در عوضش بمبها رو میگیره
و وقتی این کار رو بکنن
تنها کسایی میشن که باقی میمونن
و این همون چیزیه که میخوان
اگه معامله زنم به هم بخوره چی؟
با انرژی بیپایان چیکار میکردی؟
رایگان میدادمش به مردم
میدونم چطوری داره جابهجا میشه
اگه بتونم تحویلت بدم، به تضمین نیاز دارم
قصدم توهین نیست، ولی من
نه، میفهمم. منم اگه بودم به خودم اعتماد نمیکردم
اما اگه کمکی میکنه، دو ساعت پیش
یه هواپیمای دولتی بدون علامت توی فرودگاه مککارن نشست
رئیسجمهور ایالات متحده توی لاس وگاسه
نظرت چیه که مستقیم بدیش به خودش؟
میتونی برام یه وقت ملاقات با رئیسجمهور بگیری؟
بله
این جواب میده
دیود رو بده بهش تا بتونیم همین امشب
به ۲۵ سال جنگ بر سر منابع پایان بدیم
ای ول بابا
هه
واو
اوه
سلام عزیزم
مطمئنم احتمالا این رو میدونی
ولی من راستش توی این مسائل غول شدن تازه کارم
آره. هنوز دماغم سر جاشه
بدترین قسمتش واقعا همینه، فقط منتظری که بیفته
کاش زودتر بیفته راحت بشیم. مگه نه؟
و بعدش هم این هست
این طبیعیه، نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.