Suburgatory

Suburgatory

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Suburgatory S02E01 - Homecoming(fa) srt
A Commentary by alirezakhazaeli

Tags

other
Published on: 2013-01-17
Downloads: 28
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

. . اگه چندماه پيش يکي بهم ميگفت

. . که تابستونُ نه " چتسوين " ؛ که

. . تو " منهتن " ميگذرونم . .

بهش ميگفتم ؛ وقتي آتش جهنم . . . به يخ تبديل بشه ؛ اونوقت شايد اين اتفاق بيفته

. بليط لطفا . بليط

. بليط

. اما ؛ اون دقيقا اتفاقيه که افتاد

. . پس ؛ تاوقتي همه داشتن

. . تو کلابِ محلي " چتسوين " ؛ . .

. . خودشونُ مستعدِ سرطان پوستِ درجه 3 ميکردن . .

. " کونمُ حسابي اسپري کن " کارمن

برعکسِش ؛ . . . من داشتم از اون منطقه دور ميشدم

براي خارج شدن از اونجا ؛ استراتژيِ خروجيُ . پيدا کردم که " جورج " نميتونست بهش نه بگه

. . مادربزرگمُ پيدا کردم

يا شايد دقيق تر باشه که بگم . . . اون ؛ منُ پيدا کرد

و خب ؛ از اونجاييکه مادرم چندين سالِه . . که بي هيچ حرفي گذاشته و رفته

. . و يه جايي تو " اروپا " زندگي ميکرد . .

اين عکس ها ؛ نزديک ترين برخوردِ . . چهره به چهره اي بودن

. که ميتونستم با مادرم داشته باشم . .

. همه ي تابستونمُ تو کلابِ شبانه گذروندم

اما مثل همه ي کلاب هاي شبانه . بالاخره اونا هم بايد تعطيل ميکردن

شرمنده بچه ها ؛ . کلاب ساعت 3 صبح که الان باشه تعطيل ميشه

« ايستگاهِ چتسوين »

. به " چتسوين " رسيديم جَک و جنده ها

! پدر

! پدر

! هي . ميشناسمِت ها

. سلام پدر

. چه کُتِ قشنگي

. . ممنون . . اين . . اه

. قبلا مالِ مادرم بوده . .

جدي ؟

حالا بگو ببينم ؛ . . بهترين بخشِ

پيشِ مادربزرگ موندنت چي بود ؟ . .

. احتمالا اينکه شب ها چقدر زود ميخوابيد

اوضاع اينجا چطوره ؟

. ساکت

چه خبرا از دوست دخترِ سابقِت ؟

ايدِن " رو ميگي ؟ " . نه . . يه کلمه هم خبري ازش ندارم

فکر کنم از همون اولش ميدونستيم . که اون رابطه جواب نميده

. فکر کنم هردو ميدونستيم

. من يکي که حتما ميدونستم

. منظورم خودم و " ايدِن " بود ؛ نه من و تو

خب پس ؛ هر سه نفريمون ؛ . همگي ميدونستيم که فايده نداره

. . ممکنِ عشق از پيشِ " جورج " پرکِشيده باشه

. اما يه جايِ ديگه داشت شکوفا ميشد . .

. . ديگه از وانمود کردن خسته شدم

ديگه خسته شدم از بَس وانمود کردم که . . . ميتونم بدونِ تو زندگي کنم . ديگه نميتونم

. . ميخوام برگردي پيشم زن

و تا وقتي نگي دوباره مالِ خودمي . . . دست از تلاش نميکِشم

! بگو ! بگو مالِ خودمي

هيچ کدوم نوشيدني ميل ندارين بيارم ؟

چي مِيل داري " کارمن " ؟

هورچاتا " يا " مارگاريتا " ؟ " يا . . " سانگريا " ؟

البته تعدادي از نوشيدني هاي مخلوطِ . سبکِ سفيدپوست ها رو هم دارن

حقيقتِش قربان ؛ بتازگي منويِ نوشيدني هارو . به نوشيدني هاي زمستاني تغيير داديم

. . اگه " کارمن " هورچاتا بخواد بخوره

. يه نوشابه ي رژيمي لطفا

. بدون يخ

. بکنش دوتا

. ممنون

. . کارمن " ؛ "

تو براي بزرگ کردن اولين بچه کمکمون کردي ؛ . و بعدها تونست واردِ بهترين کالج هاي آمريکا بشه

. ميخوام اون وضعيت و پيشرفت دوباره تکرار بشه

. درک ميکنم

. . اما خانم " دالاس " ؛ - . . ببين ؛ حالا که " جيل " براي تورِ معرفي کتابش رفته -

. اون بچه فقط و فقط منُ داره . .

. . پس اگه گند بزنم

! تقصيرِ توئه . .

. ديگه بايد برم

. " نرو " کارمن

! " کارمن " ! " کارمن "

. کارمن " ؛ بذار برات ساده اش کنم "

. . برگرد " کاسا دِوِرنِر " ؛

و اونوقت طوري برات جبرانِش ميکنم که . . . خيلي خيلي ارزش بازگشتُ برات داشته باشه

ميتوني صريح تر بگي ؟

يه " تويوتا کورولايِ طلايي " ؟

! کارمن " . . تو که حتي گواهينامه هم نداري "

خب ؛ حالا خودِت تاحالا چه چيز طلايي اي بهم دادي ؟

! هيچي ! حتي يه چيزِ طلايي هم بهم ندادي

! کارمن " ! اينکه خيلي غيرقابل قبولِه "

. خودت که ميدوني . . نميتونيم بدون تو زندگي کنيم

. خب ؛ مقابله به مثل کن

مقابله به مثل " ؟ "

اصلا ميدوني چيه ؟ ! اين رفتارت خيلي حال بهم زنه

سختي هاي زياديُ باهمديگه . . پشت سرگذاشتيم

اونوقت داري اينطوري . . ازم سوء استفاده ي مالي ميکني ؟

کي داره ازت سوء استفاده ميکنه مامان ؟

داليا " ؛ عزيزم ؛ " . کارمن " به فکر ترک کردنمون افتاده "

. " باي " کارمن - . موقتي نه . . براي هميشه ميخواد بره -

! " براي هميشه خدانگهدار " کارمن - ! داليا " . . تو اصلا فکر نمي کني " -

آخه اگه اين بره شبا کي ميخوابوندِت ؟

کي تاکويِ بعداز رژيم برات درست ميکنه ؟

! تکونِش نده اينقدر بچه رو

آخه اگه اين بره ؛ کي وقتي تکونِت ميدم بهم ميگه " تکونِش نده بچه رو " ؟

آخه ميدوني ؛ ! خيلي خوشم مياد تکون تکونِت بدم دختر

. . فقط بذار اشاره کنم که

اگه " جورجِ سابق " بود ؛ سر سئوال و جواب . درمورد تابستونِت ؛ حسابي پدرتُ دَرمياورد

اما حالا خودت متوجه ميشي که . جورجِ جديد " ؛ اهلِ اين حرفا نيست "

. خوبه - . . البته نه اينکه " جورجِ جديد کنجکاو نباشه ها . . اما -

اما . . اينُ خوب ميدونه که تو . . . . عملا يه دختر بالغ و بزرگسالي

. و انتظار داري مردم به حريمِ خصوصي احترام بذارن . جورجِ جديد " ؛ اينُ ميفهمه "

. جورجِ جديد " عالي بنظر ميرسه "

پس ؛ ديگه خودت ميدوني اگه لازم شد . جورجِ جديدُ " کجا پيداش کني "

. . اگه کارش داشته همينجاس

. و داره لباساتُ ميشوره . .

« ديشب ؛ کابوسِ دلپذيري ديدم »

" فصل دوم . . قسمت اول " « بازگشت به خانه »

اون کاپشن تنها چيزي نبود که . پيدا کرده و با خودم آورده بودم

. . موقع تطيلاتِ تابستانه ام تو " منهتن " ؛

. . همينطور يه کاستِ قديمي . .

و البته ؛ علاقه اي نو . . . به مادرمُ پيدا کرده

يکي داره رويِ يکي از ساخته هايِ اوليه ي " مک لاهان " ميخونه ؟

! " ليسا "

خونه که نباشي ؛ بعضي وقتا . ميام تو اتاقت قايم ميشم

خواننده کيه ؟

. . ظاهرا

. مامانمِه . .

يه جعبه از وسايلشُ . تو خونه ي مادربزرگ پيدا کردم

. کارش . . درسته

مگه نه ؟

. " من که تهيه کننده ي موسيقي نيستم " تِسا

. هيچ وقت هم ادعاشُ نداشتم

حالا اگه بخوام بگم ؛ مثلا آيا ميتونه نوازنده ي نسبتا موفقي باشه ؟

شايد . . اما اگه بخواي ازم بپرسي آيا ميتونه رويِ صحنه هم خوش بدرخشه ؟

. نميخوام همچين سئوال هايي بپرسم - . خوبه . . آخه فکر کردن و پيش بيني برام سخته -

ميخوام بدونم آيا وقتي . . به سن و سالِ من بوده

ميخواسته خواننده بشه ؟ . .

. آره . ميخواسته

ميخوام بدونم منم مثل مادرمَم ؟

يعني خب ؛ اگه يجوري . . مثل مادرم بودم

باحال ميشد . . مگه نه ؟ . .

باحال " ؟ " . . تِسا " ؛ من " کارسون دالي " نيستم "

. . اما اگه بتوني مثل مادرت بخوني . .

اونوقت بدون شک ميتوني از پسِ شرکت . تو مسابقه ي " فال فوليز " بربياي

فال فوليز " ؟ اون ديگه چيه ؟ " يه جور مسابقه ي استعداديابي مزخرفِه ؟

. آره

. . ببين بچه

هرسال ؛ . . . . وقتي استخر تا انتهاي فصل بسته ميشه

چترهايِ محافظ دربرابر خورشيدُ ميارن پايين . . و محافظ ها رو بالا ميبرن

. . اونوقت . . و فقط اونوقت

زمانِ ثبت نام . . . براي مسابقه ي " فال فوليز " ميرسه

. . مردمِ اين منطقه

. " فال فوليز " رو خيلي جدي ميگيرن " تِسا " . .

. . خانواده ي خودم ؛ هرسال شرکت ميکنن

و هرسال ؛ داداش " رايانَ"ـم . . . قسمتِ تکي خوندنُ انجام ميده

اما امسال ؛ . قراره اتفاق ناراحت کننده اي براشون بيفته

ليسا " . . اينُ تو گذاشتي ؟ "

چونکه اگه هست ؛ ! بازي مسخره ايه خانم مرغِه

. بشين مادر

. داري خيلي عجيب و غريب رفتار ميکني

. . يادِ اون روزي افتادم که

يه بسته ي کامل . . . آدامس تقويت لثه رو جويده بودي

ببينم ؛ دوباره چيزيُ جويدي ؟

! ميدونم مادر

کاملا مطمئنم . که اصلا نميفهمم چي داري ميگي

. ميدونم

. . حالا گوش بده ببين چي ميگم . .

سال 1991 بود ؛ . . . . تبِ جنگلي " تازه شيوع پيدا کرده بود "

. داشتم درباره ي " رايان " حرف ميزدم

. ميدونم که اون به فرزندخوندگي قبول شده

. فرِد " ؛ بيا اينجا ببينم "

چي شده ؟ چرا همه نشستن ؟

اوه . . موقع شامِه ؟

. " اون همه چيُ ميدونه " فرِد . ليسا " ميدونه "

اوه . . ببين ؛ . اولش بصورت مهموني هاي مجردي شروع شد

. ميخواستم براي کالج پول جمع کنم

. موضوع " رايان"ـو ميدونه

. خيلي خب . . " ليسا " . . بايد درک کني

. اونموقع ها فکر ميکرديم مادرت نازاس

. منتها بعدا معلوم شد سَردمزاج بودم

! نميتونست از درون لذتُ احساس کنه

. تا روزيکه " رايان"ـو به فرزندخوندگي قبول کرديم

. . همه اش چندساعت از تولدِش ميگذشت

اما با اينوجود ؛ از همون موقع . . . خواستني ترين عضلاتِ شکمُ داشت

البته نتونستيم بفهميم که چرا بچه امون . . اينقدر خوش تيپ و قيافه اس

. تا وقتي که مادرِ واقعيشُ ديديم . .

البته فکر کنم اين عکس . مالِ قبل از حاملگيش باشه

. اوه . . نه

. اون دختر هيچ کم و کسري نداره

. اون زن . . زندگيمونُ جهنم کرد

. . اول نظرشُ عوض کرد . . اما . . بعدش دوباره ميگفت نه نميخوام بچه رو

بعدش دوباره ميگفت بچه رو ميخوام . . . يه روز ديگه دوباره ميومد ميگفت نميخوام

. . وقتي خودم بچه ي خودمونُ حامله شدم

. . خيالمون راحت شد . . اما . .

بخشي از وجودمون ميدونست . . . که اون زن دوباره براي پسرش برميگرده

. بخاطر همين اومديم " چتسوين " زندگي کنيم

و همينطور طرزِ نگارشِ . . . . نام خانوادگيمونُ هم تغيير داديم

و از اون روز به بعد . . . ديگه خبري از اون زن نداريم

. متوجهم

. خب ؛ همه چيز خيلي تروتميز بنظر ميرسه

. . و اگه بخواين به همين وضع باقي بمونه

. اوضاع بايد عوض بشه . .

. " هي " جورج - ! آشپزخونه ام -

. هي - . هي . . رفيق -

. لابد شوخيت گرفته

. قهوه ي يخِه . ندونسته سرزنشم نکن

بابايي داره چه بلايي سرِت مياره ؟ هان ؟

. من و بچه ام خودمون هستيم و خودمون

من و " اُپوس " داريم سعي ميکنيم . تنهايي زندگي کنيم

More Farsi Persian subtitles for Suburgatory

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left