The first 200 lines.
اوه ، عاشق شب نشینی با توئم
منم همینطور عزیزم
رد کن بیاد
اوه پسر از شب نشینی شما دوتا متنفرم
چون تو مثل پدرت رمانتیک نیستی
حالا خفه شو ، چون داریم "کامیون داران باتلاق" رو می بینیم
پسر تو عاشق اون "ژولن" می شی
لاستیک اون دختر از دندونات بیشتره
خب ، فردا می بینم تون
من و سوفیا داریم می ریم لب ساحل پیاده روی کنیم
لب ساحل
هیچ جیز رمانتیک دیگه ای به غیر از شن و ماسه تو وجود تو نیست
یکی دیگه رد کن بیاد عزیزم اما این دفعه انگشتت هم بده
لطفا اونا رو دیگه توی یخچال نزارید
اوه این ببین
یکی دیگه از تبلیغات " موتور بویز " رو داره نشون می ده
پدر واسه رقابت با اونا باید تبلیغات زیادی بکنی
نمی دونم عزیزم شاید ما باید یکم از این قضیه بترسیم
به هیج عنوان
مغازه کلوین واسه خودش تو محل برو رو بیایی داره
اگه کسی قرار بترسون اون اونا هستن
کانال رو عوض کن عزیزم
دیدی گفتم
اونا حتی به زبون اسپانیایی از من می ترسن
ترجمه و زیرنویس : مجید علی آتشی @majid.aliatashi
- فصل 2 قسمت 17 - - خوش آمدید به تبلیغات -
باشه . این باید با آب سرد شسته بشه
این یکی ظریف شسته بشه
و این یکی هم باید فقط با دست شسته بشه
فهمیدم خیلی خب
اوه مامان ... یادت می مونه
که شستن لباسات مجانیه ؟ آره
تینا ، همه درست میگفتن
با با یه آدم نابغه ازدواج کردی
اوه واقعا ؟ اونا واقعا می دونن تو با پدر ازدواج کردی ؟
خندیدیم
ببین فهمیدم چطوری می تونیم مغازه "موتور بویر" رو تخته کنیم
ما باید یه تبلیغات واسه مغازمون بسازیم
یه تبلیغات؟ گرون در نمیاد ؟
نه ، نه من یه قرارداد بستم
تنها مشکلمون اینه که پولشو نداریم
اوه .. باید در عرض سه روز پولشو ردیف کنیم
و ما باید خودمون یه خاکی به سرمون بریزیم
گفتم که نابغم
مامان راست می گه ما نمی تونیم تبلیغات بسازیم
نه به من اعتماد کنید به همجاش فکر کردم
تا باید با اون تلفن جدیدت ضبطش کنی
ما خودمون بازی میکنیم
و یه مشنگی رو هم میزایم جای نقش مشتری رو بازی کنه
پدر ، کدوم بازیگری انقدر بد بخته که بیاد
توی ارزونترین تبلیغ تاریخ جهان بازی کنه ؟
پیامت رسید
امادم واسه بازی
اوه باید برم
باید به شیفت صبح برسم
مطمعنی نمی خوای دوباره بیایی خونم بمونی
اوه ، می دونی . بهتره برم
دفعه آخر اصلا نتونستیم بخوابیم
و منم روی تفنگ برقی خودم خوابیدم
باشه ، شب بخیر
شب بخیر
پس خوب پیش می ره
هی پسر
جما ، داشتی جاسوسی ما رو می کردی ؟
خب ، چی می شه گفت ؟
تو همسایه عزیز منی اونم همکار عزیز منه
این خوشحالم می کنه که ببینم ... شما دوتا با هم
لس آنجلس
بی خیال
نگو که هنوز بهش نگفتی دوستش داری
چی ؟ من .. فقط چهار ماهه
همین ؟ دیو اولین روز آشنایمون بهم گفت
من توی " برگر کینگ" کار میکردم
و اون درست بعد از اینکه همبرگرش رو بهش دادم اینو بهم گفت
حس کردم ملکه همبرگری شدم
خب ، من شبیه شما ها نیستم جما
من جمله " دوستت دارم" رو مثل دادن همبرگر یهو به کسی نمی دم
خب تو از دستت می ره چون جفتتون خوشمزه اید
باشه ، اینجا چطوری باید بریم
من می خوام به دوربینم بگم
من عالی هستم ... موتور بویز زاییده
اوه پدر
مطمعن نیستم بشه از نظر قانونی چنین حرفی زد
هی ، می خوای شغلت رو داشته باشی
اوه ، نه واقعا شما منو مجبور کردید این کار رو بکنم
پس کاری که باید انجام بدی رو انجام بده
خیلی خب ، بعدش دوربین می ره روی تینا
روی من ؟ چرا من فقط یه دیالوگ دارم
عزیزم این فقط یه تبلیغ 30 ثانیه ایه
باید یه زمانی هم به مشتری بدیم
اگه تو می گی باشه اکا ما به یه چیزایی نیاز داریم
و ما می دونیم که ... اینا رو لازم داریم
باشه
دیو ، آماده ای ؟
آره ، آره
در مورد مشتری . چجور آدمیه ؟
یعنی چی ؟ اون یه مشتریه
خب ، آره ، نه ... می دونم اما اگه بخوام قانع کننده بنظر بیام
باید بدونم توی گذشتش چه آدمی بوده
می دونی ؟ باید بدونم کی بهش تلنگر زده
چی اونو آورده اینجا و چرا ؟
ماشینش خراب شده چون ماشینش خرابه
ماشینش خرابه باشه ، بزار حسش رو بگیرم
باشه ، مارتی اونجا اوضاع چطوره ؟
اوه ، عالی ، اما قبل از شروع,
می خوایم به کجا برسیم
یعنی چی ؟
خب ، تبلیغات موتور بویز شاید حرفه باشه
اما یجورایی کُلیه
بنابر این ما می تونیم متمایز باشیم
با دادن جلوه های تصویری حسی
تصویر احساسی ؟
اینجا پای مصنوعی به چه درد می خوره ؟
باشه ، زدی تکنیک فیلم سازی تارانتینو رو ترکوندی
باشه ، یه تغییراتی توی متن دادم
که فکر میکنم بهتر بشه
چکار کردی ؟
مال خودم کردمش
هر جای که میگه " من کلوین باتلر هستم" رو مال خودت کردی
خب ، نمی تونم اینو بگم بنظر مسخره میومد
کلوین در مورد این شخصیتم چندتا ســوال داشتـــم
دیو ، از کی تا حالا تو عینک می زدی ؟
خب این یکی از سوال هامه
این زیتون ها خیلی خوشمزس باید یکیش رو امتحان کنــــی
می دونـــی وقتــی پدر و مادر این کار رو می کنن چقدر چِندِشه
اما وقتی تو این کار رو می کنی خیلی باحاله
خب ... یه چیزایی هست که
لازمه در موردش با تو صحبت کنم
باشه ، جما داشته جاسوسیه ما رو می کرده
اما قول داده که بره خودشو یه روانپزشک معرفی کنه
نه این نیست امروز می خوام یه خبر تازه بگم
موقعیت جدیدی برای تدریس به من پیشنهاد شده
وای این عالیه
در پاریس
وای توی پاریس خیلی عالیه
می دونم ... این یه مدرسه عالیه
من پارسال درخواستش رو دادم و صادقانه بگم
اصلا فکرش رو نمیکردم پذیرفته بشه
... خب فکر میکنم تو
می ری فرانسه
نمی دونم هنوز قبول نکردم
چرا نه ؟
چون حس میکنم که بین ما چیزهای ویژه ای هست
بنابراین قبل از اینکه تصمیم بگیرم
.... دوست دارم بدونم نظر چیه
اوه ... من ...ام
خب - خب تصمیم گرفتید چه می خواید ؟ -
هی ، می تونی درت رو بزاری ؟ کسی با تو کاری نداره
باشه ، می شه روی کارتون تمرکز کنید
و روی برنامه من پایبند باشید
ما می خوایم یه بار دیگه این کار رو تکرار کنیم
در واقع پدر
فکر میکنم باید ضبط رو بندازیم عقب
اسپایک لی منتظرمه باید برم پیشش
شانس آوردی پلان احساسی نمی خوام بازی کنم
وگرنه یه چیزی تو سرت خورد می کردم
اکشن
سلام . من کلوین باتلر هستم
و اینجا مغازه مکانیکی کلوین هست مشتری های ما دوستان ما هستن
و دوستان ما خانواده ما هستن
کافیه از خانمم بپرسید
شما با ماشین تون مشکلی دارید ؟
به تینا بگید
آیا شما بهترین قیمت رو در کل شهر می خواید ؟
به تینا بگید
بهترین سرویس رو برای مشتری می خواید ؟
به کلوین بگید
یا به تینا بگید
و صحبت از مشتری ها شد یکیشون الان میاد اینجا
بعد از اینکه تصادف کردم نمی دوستم ماشینم رو کجا ببرم
اما بعدش مکانیکی کلوین رو پیدا کردم
جایی که کارشون عالیه و قیمت هاشون مناسبه
درسته ... چون در مغازه کلوین
درسته من خانواده ام رو توی تصادف از دست دادم
اما الان یه خانواده دیگه پیدا کردم
در مکانیکی کلوین
کات
دوباره میگیرم
چی ؟
اوه .. خوبه .. چون یادم رفت دکمه ضبط رو بزنم
اوه خدای من
نسخه ادیت شده تبلیغ رو دیدی ؟
دیدم
عالی بودم
می دونم
عالی نبودم ؟
می دونم این فقط یه تبلیغات محلیه
اما حس میکنم می تونم نامزده یه جایزه بشم
اوه کلوین
تو فیلم تبلیغاتی رو هنوز ندیدی ؟
آره
خب چی فکر میکنی ؟
خب ، ساده بگم یه آشغال به تمام معنا بود
چی ؟
هر سه تای شما مسخره بودید
مارتی با اون تدوین سیاه و سفیدش
و تو که عشق می فرستادی سمت دوربین
و تو ، با اون داستان مسخرت در مورد تصادف بخاطر اعتیاد به مواد مخدر
معتاد سابق مواد مخدر
خب به نظرم شما فراموش کردید
No comments yet. Be the first to leave one.