The first 200 lines.
.خب، فکر کنم برای امروز دیگه کافی باشه
.حالا فقط باید کار اونا رو راست و ریست کنم
...با فروهاشی شروع میکنم
،یویگا کون، سعی کردم این تمرین رو حل کنم .ولی این بخشش رو متوجه نشدم
.فوروهاشی توی حل سوالات و مسئلههایی که توش مجهول داره بهتر شده
،ولی وقتی انتگرال بیاد وسط مسئلهها سختتر میشن
.پس باید بیشتر باهاش کار کنم
...برای اوگاتا
،دیگه میتونم احساس شخصیتها رو درک کنم
.ولی بعضی چیزها رو متوجه نمیشم
.اوگاتا دیگه میتونه احساس شخصیتهای داستانی رو درک کنه
.حالا باید روی درک مطلب کار کنیم، حالا هر مطلبی میخواد باشه
.انقدر تمرین میکنیم تا بهش عادت کنه
...و تاکموتو
!ناریوکی، هنوز به خوندن جملههای بلند عادت نکردم
ترفندی چیزی نداره؟
.تاکموتو دیگه اصولش رو یاد گرفته
.حالا باید ریدینگ بیشتری برای تمرین بهش بدم
،باید بهش بگم وقتی به کلمات سخت رسید
.باید سعی کنه توضیحش رو توی جاهای دیگهی متن پیدا کنه
،با اینکه دارم این کار رو برای گرفتن توصیهنامه میکنم
.ولی معلم اون سه تا نابغه بودن اصلا آسون نیست
مربوط میشه X قسمت اول: او و نابغه هردو تصمیمی میگیرن که به
.لطفا نتیجهی آزمون آزمایشی قبلی رو بهم بدین
،اخیرا خیلی خوب پیش رفتم
.برای همین یکم به نتیجهی این آزمون اعتماد به نفس دارم
.مطمئنم این دفعه میتونم به یویگا سان یه گزارش خوب بدم
.هرروز خدا خیلی گرمه
!آره خدایی
!میخوام برم ساحل و تا جون دارم شنا کنم
پشت کنکوری، چی داری میگی؟
.ساحل، ها؟ خودمم دوست دارم برم
...ولی
.بدمم نمیاد یه دل سیر اوگاتا رو با لباس شنا ببینم
یعنی الان سایزش چیه؟
!ریزورین خیلی خاکیه
!بود F اون دفعه که اندازه گرفتیم سایزش
!شایدم بزرگتر
...F
!بس کنین دیگه
!هیچکی قرار نیست بره ساحل
!پشتکنکوریهایی مثل ما وقت این کارا رو ندارن
.آ-آره. درست میگی، فوروهاشی
فومینوچی، چرا اشکت در اومده؟
!حلال زاده است
!یوهو، ریزورین
.شدم E
آب رفتن؟ - خدایی؟ -
.من که تغییری حس نمیکنم
.خـ خجالت میکشم
امم... شما چطور؟
!واقعا داری میپرسی، ری چان؟
همچین سوال احمقانهای میپرسی؟
...عمرا هیچکدوممون جواب بدیم
!هستم D من
.B منم
!چی!؟ واقعا جواب دادین؟
که اینطور. تو چی فومینو؟
.گمونم A متمایلم، پس B میشه گفت به سمت
!؟A
!بهت حسودیم میشه
!کی انقدر بینمون فاصله ایجاد شد؟
.اوگاتا، حتی برای تو هم زیادی بود
.فومینوچی، خونسردی خودتو حفظ کن
چیزی شده، فومینو؟
منظورت آزمون آزمایشی بود؟
.اوخ، که اینطور. حسابی جا خوردم
...ای بابا
.منم اشتباه برداشت کردم
اصلا نمیتونم درک کنم چطور به این نتیجه .رسیدین که دارم دربارهی سایز سینههام حرف میزنم
.ولی ریزورین، باید درک کنی که چه قدرت مخربی رو با خودت حمل میکنی
.درسته، درسته. اکثر مردا حیوانات سینه دوستن
.فقط براشون سایز سینهی دخترا مهمه
فکر میکنی ناریوکی هم اینجوریه؟
.خب معلومه. اصلا از قیافهش داد میزنه از اون حشریهای مخفیه
به عبارت دیگه، دلیل این که خاجو کلکسیون عزیزش رو دور انداخت
.این بود که بتونه چیز عزیز دیگهای رو پیدا کنه
اوگاتا، گوشت با منه؟
!بله! متاسفم
.خب معلومه. اصلا از قیافهش معلومه از اون سگحشرای مخفیه
!چرا همهش دارم به اون مزخرفات فکر میکنم؟
!امکان نداره یویگا سان همچین آدمی باشه
.تا حالا ندیدم به سایز سینهی دخترا علاقهای نشون بده
.هی، اوگاتا
هستی؟ E یا نکنه ...D الان
!علاقه داره
!یویگا سان بهشون علاقه داره
.شوکه شدم
!یویگا سان... یویگا سان یه حشرمنشه
.ظاهرا اوگاتا زیاد آزمون آزمایشیش ر و خوب نداده، پس یکم تشویقش کن
همونطور که آسومی سنپای گفت، مهم نیست .چه نمرهای گرفته باشه، من تشویقش میکنم
.40تا60 درصد شانس گرفتنش هست !C
.میگیره C تقریبا از هر 2 نفر یکی
!عالیه
.20تا40 درصد شانس گرفتنش هست !D
!بیشتر از 20 درصد! نسبت به قبل پیشرفت خوبیه
.شانسش کمتر از 20 درصده !E
!مطمئنم تو اون 19 درصده بودی
!مطمئنم دفعهی قبل خیلی بهتر عمل میکنی
!خوبه! هر نمرهای هم گرفته باشه، جواب مناسب رو براش آماده کردم
...بود F تا همین اواخر
.شد G و-ولی اون روزی
!اصلا همچین نمرهای داریم؟ !G
!لعنتی! برای این یکی آمادگی نداشتم
...G میشه 0 درصد و F کمتر از 20 درصده، پس E امم، اگه
!منفی 20 درصد
!لعنتی! شاید لازم نبود انقدر صادقانه جواب بدم؟
!هستم H حـ حداقل بهش نمیگم در مرز رسیدن به
!ولی مهم نیست چثدر نمرهش ناامید کننده باشه، من معلمشم
!بیخیالش نمیشم
!ببین، ناریوکی یویگا !به اون چهرهی پریشون نگاه کن
!اگه من تشویقش نکنم، پس اصلا برای چی اینجام؟
!نـ نگرانش نباش، اوگاتا
چون فعلا فقط توی این مرحله است، درسته؟
!من فکر میکنم چیز خوبیه که هنوز جای رشد داری
!داره میگه باید از اینم بزرگتر باشن؟
.باور کن میدونم چه حسی داری
.واقعا خیلی سخته نتونی به چیزی که واقعا میخوای برسی
!اینکه نمیتونه بهشون دست بزنه انقدر ناراحتش میکنه؟
!ولی نگران نباش، اوگاتا
!قول میدم که بیخیال نشم
!نه تا وقتی هردومون به چیزی که میخوایم برسیم
!داره اعلام میکنه میخواد هرطوری شده بهشون دست بزنه
!چه منحرفیه! فکرشم نمیکردم یویگا سان همچین منحرفی باشه
!فـ فراموشش کن! امکان نداره این اتفاق بیفته
!همیشه یه راهی هست
!واقعا؟
!آره! بهم نگو تسلیم بشم
!مشکلی نیست. فقط بسپرش به من
...خـ خیلی جدی به نظر میاد
ا-اگه قبول کنم، خوشحالت می کنه؟
.البته
.نمیخوام اوگاتا رو ناامید ببینم
.حالا دیگه نمیدونم چه فکری باید بکنم
همچین چیزی عادیه؟
.شاید من زیادی از این مسائل پرتم
شاید من عجیبم که ازش خجالت میکشم؟
...واقعا انقدر
واقعا انقدر برام ناپسنده؟
...برای همین، اوگاتا
...یـ یویگا سان
سر نمرههای یه آزمون آزمایشی لازم نیست ناراحت باشی
!فـ فقط یه ثانیه، باشه؟
!فقط یه ثانیه میتونی بهشون دست بزنی
...امم، اوگاتا سان
به چی دست بزنم؟
توی رستوران من، می خواستی به کجای دخترم دست بزنی؟
!هان، سنسی؟
!سوءتفاهم شده
!راستش، خودمم میخوام بدونم قضیه چیه
پارک کوسوموتو
امم، درک نمیکنم چطور صحبتهای درباره ی نتیجهی آزمون رو
...میشه با سایز لباس زیر اشتباه گرفت
!لـ لطفا چیزی نپرس
!این بزرگترین اشتباه عمرم بود
.خب، بههرحال خوشحالم که زیادی از نتیجه ناامید نشدی
.قشنگ هرجا اشتباه داشتی رو مرور کن تا دفعهی بعد درست جواب بدی
.باشه
...دفعهی بعد حتما
،میخوام یویگا سان رو خوشحال کنم ،ولی نا با کارهای عجیبوغریب
.بلکه با یه نمرهی خوب
...ـهG پس اون
!نه، بس کن
!بهش فکر نکن! بهش فکر نکن
...G
الان داشتی نگاه میکردی، مگه نه؟
آخرش بلاخره حشری خانی، یویکا سان؟
یا نیستی؟
!نیستم! اصلا به اونجور چیزا علاقهای ندارم
!و این دیگه چهجور سوالیه؟
ـه، درسته؟E سنسی، احتمالا
.تعطیلات تابستونی
.برای پشتکنکوریها، این زمان حساسیه
،هرروز باید از طلوع خورشید تا غروبش درس بخونن
.حتی فکر کردن به لذت بردن از تعطیلاتم حرامه
،توی اردوی درسی مدرسهمون
،ما به کلاسهای کوتاه تابستانه میریم
.و بعد از کلاس روی خوآموزی تمرکز میکنیم
.2bc ضربدر a مربع - c مربع + b مربع = A به عبارت دیگه، کسینوس
اگه از قانون کسینوس استفاده کنی .رو بدست بیاری A میتونی زاویۀ
.اوه! راست میگی
قبلاً این مسئله رو حل کرده بودم .ولی حفظ کردن راهش خیلی برام سخت بود
پس شاید یه مقدار .تمرین نوشتاری نیاز داشته باشی
توی ریاضی، یه نکته رو ...برای حل مسئله مشخص میکنی
و بعد با تکرار اون به عنوان راه حل .توضیح رو توی ذهنت ثبت میکنی
!که اینطور
.امتحانش میکنم
.ممنون، ناریوکی کون
...فومینوچی، تو الان
گفتی "ناریوکی کون"...؟
بعد از اتفاقی که اون شب افتاد .اسمش دیگه افتاد رو زبونم
...نه، خب... میدونید
چیکار میکنی، دخترۀ خنگ؟
!باید یه جوری جمعش کنم
...آها، اون شب توی
!عمراً بذارم بگی
.ما که کار بدی نکردیم، پس عیبی نداره
!فاجعه است !همین که میگی عیبی نداره، خودش پر از عیب و ایراده
...جلیز... ولیز... جلیز... ولیز
.بعداً این موضوع رو با هم باز میکنیم
No comments yet. Be the first to leave one.