The first 200 lines.
يه بسته اي به خونه ي ما فرستاده شده
Episode 5
همين الان بيرون بيرون
هردو از جلوي چشمام گمشين
نميشنوين چي ميگم؟
مگه صداي منو نميشنوين که ميگم برين بيرون
...مين وو
مگه تو کي هستي که اين تستو ميدين؟ مگه تو اصلا چي هستي ؟
منمعذرت ميخوام که بهتون قبلا نگفتم ..ولي با اين همه
شما متاسفيد ولي اين يه چيزيه که با يه معذرت خواهي درست بشه ؟
شما نميدونين که اگر اين کاغذو يکي ببينه چي به سر من مياد؟
تموم ميشه اون روز روز از بينن رفتن منه
باشه الان همه چي رو فهميدم
به همين دليلم مسواکمو برداشتي ؟
واو شما واقعا آجوماي ترسناکي هستين
اصلا چرا همچين کاري کردين
تو شواهد اساسي ميخواستي تا بتوني با من کار کني ؟
آره ؟اون چيزهايي که تا حالا انجام دادي کافي نبوده؟
ولي بايد قبول کني که تو باباي يه اون هستي
چي؟
يه اون الان تو يه وضعيت بحرانيه
براي درمانش نياز به يه قَيم پايدار نياز داره
به همين خاطر به خاطر يه اونم که شده
بايد اينو که باباشين قبول کنين
چرا حالا شما اينقدر نگرانيد؟
اگه دارين پول ميگيرين تنها کاري رو بايد بکنين که بهتون گفته شده
پس چرا اينقدر ايجاد مزاحمت ميکنين؟
اگه تمومه زندگي من فقط به خاطر اون خراب بشه
شما مسئوليتشو به عهده ميگيرين ؟
گمشين بيرون
هر دو تا تون برين بيرون
جفتتون از جلوي چشمام دور شين
يه اون رو بپذيرين
چي؟
چرا حالا اينقدر عصباني شدين ؟
چيه که نميتونين تحمل کنيد ؟
من ميدونم که شما احساس سردرگمي ...ميکنين ولي با اين حال
من آدم احمقيم
من نميتونستم ببينم که تو چطوري رنج ميکشين
من اينو خيلي دير فهميدم
آره خيلي دير
با اينکه هر روز تو بغل من بودي
احتمال نسبت :98.99درصد
قلبم خيلي خسته هست
اما اگر يه قدم نزديک بشم بيشتر اذيت ميشيم
من بدون هيچ صدايي گريه ميکنم
من بدون اهميت به کسي ميخنديدم
وقتي پشت سرت وايميسم حرفامو که ميگن نرو نرو رو ميخورم
تو خيلي دوست داشتني هستي
من خيلي دوستت دارم
گفتن اينکه من دارم به زندگيم ادامه ميدم يه دروغه يه دروغه
خواهش ميکنم نرو ترو خدا نرو
برگرد برگرد
!واي چه عجيبه
من اينقدر سر و صدا کردم ؟
من بهترين تلاشم رو کردم که تا جايي که بتونم ساکت باشم
حتما نتونستين خوب بخوابين چرا برنميگردين و يه ذره ديگه نميخوابين ؟
واي خدا
مين وو لطفا برين به مين سون دونگ
چي؟
سريع من عجله دارم
بله مدير
من تو راه خونه ي سانگ مين ووم
ي ....يه زن ....يه زن
الان يه زن توي ماشين سانگ مين ووه
دارم قطع ميکنم
سانگ مين وو دارم برات
نميتونين يه ذره تندتر برين ؟ اينها جلوتون خاليه
ما داريم کجا ميريم ؟
کدوم راننده ي مردي اينقدر سوسوله ؟
سوسول ؟
پس صبر کن
آره ميخواي فرار کني مگه نه ؟
انتظارش داشتيم
تو وسط يه رابطه ي احساسي هستي
..که نبايد بذاري هيچکس بفهمه
ولي من نميذارم اين اتفاق بيفته
آره
اوه،اونکه قرمز بود
!گندت بزنن
ماماني
مين جي
مشکل چيه ؟
ها ؟
مشکلت چيه ؟
بابا به خاطر اينکه من شير نخوردم سرم داد زد
من اگه شير بخورم اون بالا ميارم ولي بابا اينو نميدونست
ولي اون به اين خاطر به تو گفته که بخوريش چون فکر ميکرد واست خوبه
اون به من گفت که به جاي خوردن صبحانه بايد شير بخورم
مين جي !حدس بزن اين چيه ؟
تا دا !!مامان براي مين جي کيم باپ درست کرده
من سر قولم بودم مگه نه ؟
مامان ...نميشه به جاي اينکه برم پيک نيک پيشه تو بمونم ؟
هان ؟
امروز ؟
ولش کن ... يه حرفي زدم
من ميرم پيک نيک و کيم باپ هايي که رو که براي درست کردي با بقيه قسمت ميکنم
شرط ميبندم خيلي خوشمزن
مامان پس من الان ميرم
باشه وقتي پيک نيک تموم شد
به من زنگ بزن و خبر بده که صحيح سالم به خونه رسيدي يا نه ؟
خوش بگذره
باشه
مين جي نميتونه شير بخوره
تو حتي اينو نميدونستي ؟
اگه تو نگران سلامتيشي حداقل بايد براش صبحانه آماده ميکردي
اوي کيم بيونگ هاک
حتي اگر ما طلاق گرفته باشيم
نميتوني حداقل براي اون پدر خوبي هم باشي ؟
تو نميتوني باهاش خوش رفتاري کني ؟
حداقل براي اينکه براي اينقدر متاسفي ؟
من کسيم که بايد از همه بيشتر متاسف باشم
که باعث شدم مين جي يه پدر بد مثله تو داشته باشه
چرا تموم کسايي که پدرن اينطوري بي مسئوليتن ؟
چرا اينقدر بي مسئوليت و بي اهميت و بدون آمادگي هستن ؟
چرا از من دارين اين سئوالا رو ميپرسين؟
من آرزو داشتم که از 100 در صد پدر ها حداقل 5 در صدشون خوب بودن
که اونا ميتونستن 95 در صد بقيه رو تمرين بدن و آدمشون کنن
ببخشيد
بله
سر راه ميتونين دم يه مغازه صبر کنين؟
ما شير نداريم
بله ؟
نه ... آخه جالبه که چه جوري يکدفعه روحيتون عوض ميشه
همه ي اينو بخور
آهان
آفتاب از کدوم طرف در اومده ؟
شما امروز هيچ قرار ملاقاتي نداريد نه ؟
يه نگاه به نمايش نامه بندازين
به محض اينکه ساعت تمرين ها دوباره برنامه ريزي بشه بهتون خبر ميدم
کي گفته من ميخوام اين کارو بکنم ؟
پس نميکنيد ؟
شما ميدونين چقدر بزرگ کردن يه بچه پول ميخواد ؟
شما از حالا بايد شروع به پس انداز کنين
اونو بخوريد و قوي شين
که بتونين سخت تر کار کنين ما از الان يه دهن ديگه رو هم غذا بديم
ما داريم ميريم
يه اون تو بايد بگي ما سريع برميگرديم
و ديگه هم جلوي بچه صداتونو بالا نبرين
بزن بريم
...اون آجوما .. واقعا که
واسش خيلي سخته که يه دفعه
يه بچه تو زندگيش پيداشه و اون مجبور بشه اونو به عنوان بچش قبولش کنه ؟
ولي سعي کن تشويقش کني ،که به سمت بچش جذب بشه که بتوني اونم بياري اينجا00000000000000000000000
خيلي از تمرين ها هستن که بايد اونا باهم انجام بدن تا يه اون درمان شه
من چه جوري ميتونم اون آدم عوضي خودشيفته که فکر ميکنه از اشرافه روتشويق به همکاري کنم ؟
اگه تو کسي رو نياز داري که بهش بابت اين مسئله اخطار بده
و نصيحتش کنه که مسئوليت هاش رو به عنوان يه پدر به عهده بگيره من حتما اين کارو برات ميکنم
اون به اندازه ي کافي خودشو به رخ من کشيده
ببين مشکليه که يه پسر با يه صورت به اون خوشگلي يه ذره اِفاده اي باشه ؟
...اون عضله هاي شکلاتي رنگ
اونا رو ...تا حالا ديدي؟
اينقدر که حالم داره ازشون بهم ميخوره
اوه، ببين تو خيلي خوش شانسي
ميتوني يه عکس ازشون بگيريو برام بفرستي ؟
...واي خدا زن هاي شوهر دار بدترن
من دارم ميرم از يه اون خوب مراقبت کن باشه ؟
منظورتون اينه که دوباره سانگ مين وو رو راضي کردين ؟
فقط تو يه روز ؟
بله
رئيس شما يادتونه که من ديروز بهتون چي گفتم ؟
موفق باشين !
مگه بهش چي گفتين ؟
خيلي کار خوبي کردين
پس ما ميتونيم برنامه ي اوليه خودمون رو اجرا کنيم
برنامه چه طور پيش ميره ؟
آه ...خوب بد نيست
سانگ مين وو ميتونه شروع کنه به تمرين با هر گروهي که ميخواد
مربي هان روي برنامه پيش ميره و بقيه بازيگرها هم کارشون رو شروع کردن
پس يکي لازمه که اونو ببره تا با بچه هاي توي موزيکال آشنا بشه
مدير اوه شما با طرح هاي صحنه قرار داريد
جين هو تو هم که سرت شلوغه
من ميتونم قرارم رو عقب بندازم
من به عنوان جوان ترين فرد شرکت مسئوليتش رو به عهده ميگيرم
خانم يون چرا شما نميريد ؟
بله ؟
بفرماييد
منم
ساعت هاي تمرين برنامه ريزي شدن
امروز براي تمرين رقص يه برنامه هست
البته اون کسي نيست که سرقولش وايسه
الان چه جوري بايد بکشمش اينجا؟
اون موقعي که همين طوري سرش رو انداخت پايين و رفت
چه جوري تونستين سانگ مين وو رو راضي کنين ؟
چه جوري تونستم ؟
ميشه گفت با يه مقدار خيلي زيادي از پشتکار و صبر
فقط همين
من وقتي مين وو رو به اعضاي گروه معرف کردم برميگردم اينجا
دارين چي کار ميکنين ؟
چرا وقتي من خوابيدم ميايين تو اتاق من ؟
!ما امروز بايد بريم سر تمرين
من نميخوام امروز برم
شما سرتون خيلي شلوغه بايد تو روزهاي خلوتتون تمرين کنيد
من نميدونم دوباره کي وقت ميکنم که استراحت کنم
تو چرا اينقدر زور داري ؟ خدايا
آي درد ميکنه
اگه شما قول دادين که روي اين پروژه کار کنيد تمومه سيعتون رو بکنين
چرا اين طوري رفتار ميکنين؟
من هيچ وقت با دهن خودم نگفتم که !!اين کارو ميکنم
اگه سرگروهيشون نياد اونا چه جوري ميخوان تمرين کنن؟
No comments yet. Be the first to leave one.