Specials

Release info

The Time We Were Not In Love E08 KOrean-Dream ir
A Commentary by sunflowermag
(mahboobeh_sj)ومحبوبه (sahar1993)ترجمه و زیرنویس: سحر korean-dream.ir

Tags

other
Published on: 2015-07-21
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

به سلامتي

به سلامتي

اومدي؟

اوه، سرپرست اوه اومده. بشين

بيايد، به سلامتي

به سلامتي

به سلامتي

ولي، چطور يکي مثل شما

به فکر اجرا با شرکت ما افتاده؟ اونم نه اجرايي که توش سود باشه

واقعا کنجکاوم بدونم

صد در صد شرکتاي بزرگ ديگه اي هم هستن که ازتون براي اجرا دعوت کردن

رويداداي بزرگي مثل اين زيادـه، ولي از اونجايي که شما خيلي سخت گيري

ولي چون خيلي بي نقصي، شنيدم پيشنهادشونُ رد کردي

لطفا بهش به عنوان قوي تر شدنم فکر کنيد

تا اجرايي رو داشته باشم که دلم ميخواد

پروژه ي کولاب با آقاي چا سو هو خيلي نادر ـه

اونقدر خوشحالم که ميخوام برقصم

تمام تلاشمونُ ميکنيم. سرپرست اوه، فهميدي، درسته؟ موفق باشي

منم بايد موفق بشم. اين دفه يه دليل دارم که خوب اجرا کنم

به خاطر همين خواستم با سرپرست اوه هانا کار کنم

سرپرست اوه واقعا کارش درسته

ولي از اونجايي که مقياسش فرق داره، اگه کمک خواستيد، تيم من هست

مشکلي نيست

به نظر من سرپرست اوه هانا آدم توانايي ـه

که ارزش بقيه رو به بهترين نحو بالا ميبره

داري چاپلوسي ميکني

سرپرست اوه، من از فردا حواسم به بقيه ي چيزا هست

تو، از حالا روي کار چا سو هو تمرکز کن. تمرکز

باشه، فهميدم

قسمت 8

سرپرست اوه هانا

ظرفيتت براي الکل بيشتر شده يا وانمود ميکني خوبي؟

ميرسونمت خونه

بيخيال

خودت نميتوني بري

من ... يه ذره ام مست نيستم و حتي اگه بودم هم

نميذاشتم تو منُ برسوني

ببين، مستي

خوبم. ازت متنفرم

قاطع بهت ميگم

من ... ازت متنفرم

همينطورم، تو، تو

يه سال از من کوچيکتري

بهم بگو نونا

اوه هانا

وون

بيا بريم خونه

هانا

هانا

ترجمه و زيرنويس محبوبه سحر

دلم برات تنگ شده

دلم برات تنگ شده

اونقدري که ممکنه ازم متنفر شي

اوه هانا خوب درس خوندن توي مدرسه واقعا راه عدالت خداست

دلم برات تنگ شده. دلم برات تنگ شده

خواهشا، ميشه حداقل ديگه شعر نخوني، هانا

دلم برات تنگ شده

هانا- هوم؟-

ها ...نا

ها نا

دوستت دارم

واقعا که اين دختره چشه

اين وقت شب مست و پاتيل مياد خونه

تا حد مرگ خجالت کشيدم

وون، خسته نباشي

بيا بريم پايين قبل اينکه بري حداقل يه چيزي بخور

بله، مادر

هانا

دوستت دارم

من ... ازت متنفرم

اينقدر نگرانم نکن

اوه هانا

بيا بريم

ميخوام يکم راه برم

اعتراضاي رسمي ـه بيشتر از بالا دستيا مياد

فکر کنم بايد بعد از اجرا ببينيمشون

من نميرم

تا موقعي که نمايش خيريه تموم شه، منشي يون، خواهشا يکم تحمل کنيد

فکر ميکنم ممکنه به خاطر اجراي برگشتت مشکلي پيش بياد

مهم نيست چي بشه، نميخوام اين دفه برم

من به دنياش اوردم، ولي خيلي برام جالبه

چطور ممکنه وقتي مشروب خوردي مثل يه پرنسس بخوابي؟

ديگه پاشو. سوپ ماهي درست کردم

هيچکس ازت مراقبت نميکنه جز داداش وون

با ديدن اتفاق ديشب

کاملا با اين حرف موافقم

بياين پايين! زووود

خانم چويي! گفتي صبح جلسه داريم! زود باش

خدايا، خدايا. با زامبي هيچ فرقي نميکني

فکر کن مُردم

داري چکار ميکني؟ سوار شو

مشکلي نيست

اگه حالا رانندگي کني. يه راننده ي مست ميشي. من ميرسونمت

واقعا؟ پس برسونم شرکت

ممنون

ولي... ديروز تو منُ اوردي خونه؟

معلومه. من اوردمت. نه

تا خونه کولت کردم

سنگين تر شدي. ديگه نميتونم کولت کنم

واقعا؟

جديدا خيلي سرم شلوغ شده، نرسيدم خودمُ وزن کنم

مرسي که بهم گفتي

اگه اينقدر سرت شلوغه، پس چرا اينقدر مشروب خوردي؟

داري خودآزاري ميکني

ميدونم

ولي ديشب از کجا فهميدي بايد کجا بياي؟

سال پايينيت تلفنتُ برداشت، گفت سرپرست نميتونه تلفنُ جواب بده چون داره ليواناي مشروبُ پخش ميکنه

هونگ ايون جونگ، واقعا که

اوه، بوي الکل مياد

اوني، ببخشيد

بريم. کمربندتُ ببند

ببخشيد، سرپرست

اوه! بله؟

بفرماييد

ممنون

فکر کنم دارم ميميرم

دلم، اوخ

ببخشيد، سرپرست

جومِي همينجور داره ميگه که شرايط براشون سخت شده

نگفتن دقيقا مشکلشون چيه

با مدير بيون مشورت کن

نکنه ميخواي من کمکت کنم؟

سرپرست اوه. خواهشا کمکم کن! من واقعا

با اينکه رقيبمون يعني کفشاي اِم سي قيمت پايينتري داره

اما دليل محبوبيت جومِي علاقه شون به طراحي ـه ماست

اونا کيفيت و ظاهر محصولات ما رو دوست دارن

و اين حقيقت که يه دفه اي نگرششونُ نسبت به ما عوض کردن

احتمالا به اين معني ـه که کفشاي اِم سي خط محصولشونُ عوض کردن

بررسيش کن

ممنون

لازم نيست ازم تشکر کني

به تو کمک نکردم

فقط ميخوام پروژه اي که شور و شوقمُ براش گذاشتم خوب در بياد

ممنون. ممنون، سرپرست

خيلي ممنون، سرپرست

چرا، چيه؟ هانا دوباره چيزي بهت گفته؟

نه، اونجوري نيست

اينقدر از مين جي بدت نياد. نميتوني ببيني به خاطر ويار صبحگاهيش چقدر وزن کم کرده؟

برو. فقط برو

باهاش مهربون باش

رسيديم خانم چويي

يکم ترافيک بود

واقعا فکر کنم دو تا شخصيت داري

سر مهماندار خانم چويي، و نونا مي هيانگ

واقعا که از دست تو

اوه اوه، اينجا نميتوني از اينکارا بکني. رسيديم شرکت

سلام

چويي وون! مبارکه، مبارکه، مبارکه، مبارکه، مبارکه

من؟

درسته، تو! امروز، توي جلسه، آموزش خارج کشورُ اعلام کردن

تو انتخاب شدي

آموزش خارج؟

درسته، بهت حسوديم ميشه، داداش کوچيکه

آخرين انتخاب دو سال پيش بود، هيچکس خبر نداشت دوباره کِي برگزار ميشه

ميدوني که به عنوان مهماندار اين شانسي ـه که فقط يا بار در خونه تُ ميزنه نه؟

من قبل از اينکه سر مهماندار بشم خيلي دلم ميخواست برم

دو ساله؟- آره-

آموزش دو ساله س، و ميدوني که قبل از ارتقاي شغلي اين اتفاق ميوفته، نه؟

ميتونه برات شانسي بشه که بتوني ماموريت خارجي بگيري

چيه؟ چي شده؟ چرا اينجوري شدي؟

خب، چون خيلي يه دفه اي شد

يکم زمان ميخوام فکر کنم

ديگه به چي ميخواي فکر کني؟

اينجا چيزي هست که نگرانش باشي؟

چا سو هو

سرپرست اوه هانا. از حالا تا زمان اجرا، خواهشا وقتتُ هر روز از ساعت 9 صبح تا 2 بعد از ظهر با من تنظيم کن

اگه تغييري توي برنامه پيش بياد، بايد با برنامه ي من هماهنگ بشي

بايد توي چند تا جلسه و کنفرانس شرکت کني، پس

خواهشا جوري باشه که 24 ساعت روزُ بتونم باهات تماس بگيرم

بله، فهميدم

دوباره نميخواي سرش دعوا راه بندازي؟

اين برنامه ي مفرطه، نميتونم اونکارو بکنم، همچين حرفايي

وقت يا انرژي ندارم به چيزاي اعصاب خورد کن جواب بدم

کنارت بودن به اندازه کافي برام سخت هست

اَه، اصلا جالب نيست

براي شروع چکار کنيم؟

آه آره، ممنون

اوه، معذرت ميخوام

فکر نکنم کوک باشه

منشي يون

همين که شروع کنه، ديگه نميفهمه کي هست کي نيست

پنج ساعته

سرپرست اوه، خيلي فوق العاده اي

همين جا نشستي، هيچکاري نکردي فقط تمرينشُ نگاه کردي

شايد به خاطر اينه که انتظار يه اجراي فوق العاده رو دارم

خب،رفتار و مهارت آقاي چا روي صحنه فوق العاده س

مردي که روي صحنه راحتتره

ايش

دوباره

قاطي کرد، يعني بايد بيشتر منتظر بموني

اوه هانا

بله، دلم برات سوخت، به خاطر همين به اين فکر افتادم برات غذاي مقوي بخرم

بيا با هم شام بخوريم

آره، بيا بخوريم

بيام دنبالت؟

واي نه، بعد اينکه يه سر به فروشگاه بزنم

ديگه کارم تموم ميشه

اي واي

چيه؟ چي شده؟

کي گفته ميتوني استراحت کني؟

More Farsi Persian subtitles for The Time We Were Not in Love

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left