The first 200 lines.
چیکار میکنی؟ با خودت ببرش
چرا، یهویی؟
یه مدت یادم رفت دارم میمیرم
فکر کنم اومدی اینجا اذیتم کنی، برات جالبه
ولی برای من جالب نیست
فقط یه چیزی، کاری به اون دوتا نداشته باش. من اونو کشتم
چرا اون کارو کردی؟
به هر حال که میمیرم، میخواستم یه نفرم با خودم ببرم
میخواستم قبل از اینکه برم، از اون بچه محافظت کنم
پس بگیرش و برو گم شو
یهویی چی داری میگی؟
دارم میرم خودمو معرفی کنم. من کشتمش
اوا، خدایا
دست
اگه دست کسیو بگیری، ولت میکنه
مامان
مامان
اگه دستتو به سمت کسی دراز کنی، صدمه میبینی
برای همین نباید هیچ وقت دستتو سمت کسی دراز کنی
نباید دست هیچکسی رو بگیری
ولی من بارها و بارها این اشتباهو میکنم
انتظار چیزی رو دارم
چون خیلی نرم و گرمه
با اینکه میدونم صدمه میبینم
میدونم که دوباره قراره چیزیو از دست بدم
خدای من
دیوونه شدی؟
چیکار داری میکنی؟
واقعا دلت میخواد بمیری؟
هی
:ترجمه آرشین. مینولی. موسوکا. آرام. مونلایت
:ادیتور مونلایت
عوضی دیوونه
هی، حالا چیکار کنیم؟
پلیس اومده که دستگیرش کنه
چی؟- اومدن اون عوضی رو دستگیر کنن-
ولی شما چرا همدیگه رو بوسیدین؟
الان اون مهم نیستش
ولی چرا؟ چی شدش؟
چیکار باید بکنیم؟ اومدن دستگیرش کنن
نمیدونم از کدومش باید بیشتر غافلگیر بشم
چرا داشتین همدیگه رو میبوسیدین؟
دستگیرش کنن؟
پلیسا اومدن
برای همین میگم اینو بگیر و برو
یهویی چی داری میگی؟
اون مرتیکه کجا رفته؟
میخوام برم خودمو معرفی کنم
...خودتو معرفی کنی
یه متغیر پیش اومد
واقعا متغیر داره ایجاد میشه
...احساسات
خانم مدیر، چی شده؟ چرا دستگیرش کردن؟
به بیمارا بگین فقط یه تحقیقات ساده ست، آرومشون کنین و بفرستینشون تو اتاقاشون
،حالا که آقای مین ووچون نیست
... به خانم پیو این سوک و سونگ می دو
بگو جای اون، مراقب یونگ جی خانم باشن
باشه
یه تحقیقات ساده است، نگران نباشین
و برین توی اتاقاتون
چی؟ مین ووچون-
آره، همین الان داشتن همدیگه رو بوس میکردن
چی، ببخشید؟ چه بوسی؟
همچین چیزیو کم میشه تو آسایشگاه دید
این وسط وایستاده بودن
!مردم داشتن نگاهشون میکردن، ولی برای اونا اصلا مهم نبود
اولین بار بود که ماچ و بوسه میدیدم
خوب بودش؟
ولی چرا بعد بوسهشون اونطوری فرار کرد؟
کی؟
حتما خجالت کشیده
!با کی؟
اومدش- اومدش-
خدای من
اینطوری بودن
چقدر جا خوردم
چطور تا اینجا اومدن؟
حتما مادربزرگم بهشون گفته
آخه گفت پلیسا هی رفتن و اومدن
چه کار کنیم؟ الان که گرفتنش، حتما لومون میده
شایدم لو نده
درمورد چی حرف میزنی؟
"میرم خودمو معرفی میکنم"
داشتم می گفتم که خودمو معرفی میکنم
نمیدونستم پلیس از پشت سرم داره میاد
حتما میخواسته دهنمو ببنده که اونطوری کرده
یه لحظه وایستا، چی؟
میخواست ازت محافظت کنه برای همین بوست کرد؟ با عقل جور در میاد؟
!امروز، یونگ جی خانم
چی؟
یادتون نره امشب شما مراقب یونگ جی خانم باشین
چون آقای ووچون نیستش
اون چش بود؟
چی شده؟
پس وقتی داشتی رد میشدی، دیدی که یه بچه غش کرده
و بردیش توی خونه ای که چراغش روشن بود
،مادربزرگ و بچه ای که توی اون خونه بودن خیلی زخمی بودن و صدمه دیده بودن
برای همین رفتی داروخونه که براشون دارو بخری- و بعد از خونه اومدی بیرون؟ آره-
ساعت ۹ و خوردهای بوده توی اون محله فقط اون خونه نبوده که چراغش روشن بوده
پس چرا اون خونه رو انتخاب کردی؟
فقط... اون خونه رو دیدم
چرا به پلیس خبر ندادی؟
وقتی رفتم توی اون خونه، مثل اینکه مادربزرگ اون بچه رو میشناخت
گفتم شانس آوردم، خداروشکر
بعدش اونا خیلی زود خوابشون برد
ندیدی که دست بچه یه موبایل بودش؟
کی بچه رو پیدا کردی؟
نزدیک ساعت ۹:۳۰ بود؟
بچه از حال رفته، بابای بچه هم به امون خدا ولش کرده و گم شده
تو بچه رو پبدا و جابجا کردی
...بعد یکی موقع برگشت باباهه، کشتتش
اگه بخوایم حقایقو با این داستانا یکی کنیم، اینطوری میشه
آره انگار
بعد از اینکه داروها رو دادی، چه ساعتی از اون خونه رفتی؟
نمیدونم
خوابم که برد و بیدار شدم، بارون بند اومده بود اون موقع رفتم
بارون حدودای ساعت 11 بند اومده
یکی بعد از بند اومدن بارون، گل رو سر مقتول گذاشته
،اگه واقعا بعد از بند اومدن بارون از خونه رفته باشی
اون موقع مقتول، بیهوش نزدیک پل افتاده بوده
ولی تو ندیدیش؟
ولی جالبه
حالت چهرهت بعد از دیدن عکس های جسدا فرق کرد
دیدن مرده ها باید برات جالب باشه
معمولا افراد بیگناه تو این موقعیت حسابی آتیشی و احساساتی میشن
اون خیلی آرومه. از تکنیک خودکارم استفاده کردم
چی؟- اونجا-
یه سری خودکار و چیزای کوچیک که بشه پرت کرد، رو میز گذاشتم
دست بهشون نمیزنه- تازگیا چه فیلمی می بینی؟-
ساخت انگلیس. شما ندیدی؟ خیلی جالبه Criminal سریال
آزاد میشه یا نمیشه؟
اونی که بوسش کرده، حتما میدونه
این دیگه چه مزخرفاتیه؟
چه حسی داشتی؟- چی؟-
وقتی داشتی میبوسیدیش، چه حسی داشتی؟
احساس صداقت کردی؟ اگه حس کردی که لومون نمیده
اگه نه، خب چندتا سوال جواب ازش بکنن، همه چیو میذاره کف دستشون
هی ، چرا صورتت قرمز شده؟
نه- صورتت قرمز شده-
نشده- نشده"-"
احمقی؟- وقتی میگم نشده یعنی نشده-
قرمزه
اگه آزاد شد، طبق نقشه ادامه بدیم
میتونیم تقصیرا رو بندازیم گردن اون- چی؟-
اوه؟ حالا که بوسیدیش، دودل شدی؟
فکر کردی فقط میخواست ازت مواظبت کنه؟
انقدر دوستش داری؟- ...تو واقعا-
پس چی، ما تصمیم گرفتی تقصیرا رو بندازیم گردن اون
واسه همین کیف پولشو دزدیدی، مگه نه؟
فکر کردی به همین راحتیه؟- چرا که نه؟-
مگه رو پیشونیمون نوشته ما قاتلیم؟
پس بگیم مین ووچون با چوب گلف زده طرفو کشته؟
چرا درمورد چوب گلف اصلا بگیم؟
کافیه بگیم... با یه چیزی نقش بر زمین کردش
نه. اصلا بگیم بعد از مرگش دیدیمش؟
تقصیر رو گردن کسی انداختن هم پیچیده س ها
توی بدترین حالت، بگیم من کشتمش
...نه، راستش اون روز- میدونم-
چی؟- یادم اومد-
ولی هممون با هم انجامش دادیم و من پیشنهاد دادم
چاره ای نداریم جز اینکه کسی که مطلوب ترین شرایطو داره، گردن بگیرتش
تشخیص دادن من مشکل راه رفتن توی خواب دارم مدارک تست خوابم هم موجوده
اونی- باید بگم من چوبو زدم-
تا بتونیم تخفیف مجازات بگیریم
اونجا دیدم نیروی داوطلب آسایشگاه شدی. از کی تا حالا؟
درباره زنی که توی آسایشگاه بوسیدیش
چه رابطه ای با هم دارین؟- چه ربطی داره؟-
مدام دارم فکر میکنم چرا اون خونه
دختر هادیونگ گونِ مقتول، ها سانا
معلوم شد که پیو این سوک رو میشناخته
وقتی داشتم خونه رو میگشتم، یه چیزی پیدا کردم
از خوندنش لذت ببر
پیو این سوک
بعد از اون، بازم این اسمو دیدم
پیو این سوک
نوهتون کجان؟- رفته سفر-
وقتی که بیاد، توی یه شرکت با کامپیوتر کار میکنه
اون جایزه رو وقتی هنوز مدرسه ای بود، گرفت
خیلی فوقالعاده س
...برف میومد، بارون میومد، حتی اگه مریضم بود
همیشه مدرسشو می رفت
!انعطافش با شرایط اصلا شوخی بردار نبود
آدم اگه منعطف باشه، خب تو هر چیزی موفق میشه
به نظر میاد به سانا نزدیک بوده
آره، بهم نزدیک بودن
...او معمولاً هیچ وقت به کسی علاقه نداشت اما
،اون مورد آزار پدرش قرار گرفته بود
مگه میتونست فقط بشینه و نگاه کنه؟
...همیشه مراقب خونهشون بود
و نصف شب پا می شد می رفت خونشونو سر میزد
ولی توی آسایشگاه دیدمش
دیوونه شدی؟
با این شرایط، دیگه فکر کنم ربط داره
منتظرشی؟
نه
نمیتونی چیزی رو مخفی کنی
ها؟- تو مثل کندی میمونی-
وقتی تنها و ناراحتی، نمیتونی گریه کنی چون احساسات نداری
اونقدرا چهره های مختلف نداری- چی داری میگی؟-
اون دوستت داره. از همون اول میدونستم
No comments yet. Be the first to leave one.