The first 200 lines.
!نوري- !پاپي-
عقلتو از دست دادي؟ !از اونجا فاصله بگير
!هيس
.نبايد اينجوري دزدکي دنبال مردم راه بيوفتي
.خب، تو هم نبايد اينجا باشي- !هيس-
.داغ نيست
.باشه. داغ نيست
.ولي اين حقيقتو که يه غول اونجاست، تغيير نمي ده
.کله شق بازيت شروع شد ...اين کارو نکن، نوري
!نوري
!نوري، اين کارو نکن
!نوري، نکن! اون مُرده! اي بابا
!نه! نکن! نکن! خواهش مي کنم
!نه
...چي
.اگر مادرت بفهمه مي کُشتت
.تو که قصد نداري بهش بگي .منم که نمي خوام بهش بگم. شتر ديدي نديدي
.اگر همين جوري اينجا رهاش کنيم گرگا گيرش مي ندازن
خب که چي؟- . خب ما همچين آدمايي نيستيم-
.تو، اينجوري نيستي
.من نمي تونم نهايي حملش کنم بهم کمک مي کني يا نه؟
.نه- !پاپي-
دقيقا قراره يه غولو چجوري حملش کنيم؟
.حتما يه ستاره سقو کرده
.يدونه از اون بزرگاش
چنتا نشانه ديگه بايد ببيني؟
.اگر از من بپرسي مي گم همين الان بايد کمپو تعطيل کنيم
پس فستيوال چي ميشه؟
.بيان فعلا هيچ کاريو عجله اي انجام نديم
.به احتمال زياد توي کمپ جامون امن تر از اين بيرونه
.ولي حواستون به بيرون باشه، با هردوتونم
.ملوا درست ميگخ- .بله-
.آخر عاقبت اين داستان خوب نيست
.حالا ديگه بياين بريم
!يالا
. خيلي خب، خيلي خب، خيلي خب- . حرکت کنيد. بجنبيد-
.نگاه کن. خونريزيش شديده
... اون بايد- !اون به ترول (غول) نيست-
خيلي خب، باهوش. پس چيه؟
.هوم، شايد يه آدم غول پيکره
يه آدم؟
.امکان نداره. سقوط از اون ارتفاع خوردش مي کرد
الف، شايد؟
.گوش هاش فرق داره. خوش قيافه م نيست
.نيازم نيست اشاره کنم که اِلف ها از آسمون سقوط نمي کنن
.هيچ کس سقوط نمي کنه. تا جايي که من مي دونم
.ولي اين سقوط کرد
تو اصلا مي کِشيش؟- ! آره، معلومه که دارم مي کِشم-
! پس محکم تر بکش- !هيس-
.واقعا مسخره ست .اين گاري قديمي توان حمل و نگهداري اينو نداره
.فقط براي يه شبه
.صبح که شد، يه مقدار غذا براش آماده مي کنيمو راهيش مي کنيم که بره
کدوم راه؟- . اون مشکل ديگه واسه فرداست-
. اين قضيه بازي و ماجراجويي نيست- منظورت چيه؟-
.منکه منتظر همچين اتفاقي نبودم- .ولي بي خيالش هم نشدي-
.واسه اينکه نمي تونستم- .واسه اينکه نمي خواستي-
...ين غريبه نه يه آدميزاده، نه يه الف
.و نه يه عقاب که بالش شکسته باشه
.فقط همين يباره- .اين يه جونور ديگه ست-
.شايد يه جونور خطرناک باشه
.الان داري قشنگ شبيه مالوا و خواهرا رفتار مي کني
.اوه، فقط اونا نيستن
...هر کس ديگه اي هم که بفهمه ما به يه غريبه کمک کرديم
...تا سه فصل آينده هر اتفاق بدي براي هي کي بيوفته
.مي ندازن گردن ما
...اگر مه بيش از حد ادامه پيدا کنه، اگر يه چرخي توي چاله اي گير کنه
!اوه، برو بگيرش
!بجنب، سريع تر، قبل از اينکه بشکنه
.آهان، حالا تو هم بهش اهميت ميدي
!نه، نه !آخه چرخ دستي (گاري)، مال خودم نيست
نوري، چرا اينکارو مي کني؟
.نسبت بهش احساس مسئوليت مي کنم- ...تو نسبت يه هم-
.احساس مسئوليت مي کن- .نه-
.اين فرق مي کنه
.اين مي تونست هر جاي ديگه اي سقوط کنه، ولي اينجا سقوط کرده
.مي دونم عجيب بنظر مياد، ولي يه جورايي مطمئنم موجود مهميه
.بنظر مياد براي اين اتقاق يه دليلي وجود داره
.مثلا، قراره بوده من پيداش کنم. خود من
.نمي تونم همينجوري از اين قضيه رد بشم .نه تا وقتي مطمئن بشم که اون در امانه
مي توني؟
.خيلي خب، باشه، من به کسي چيزي نمي گم
.ازت ممنونم
راستي، حالا غول ها چي مي خورن؟
.اميدوارم غذاش "پاگنده" نباشه
.مخصوصا يکي از اوناشون که نمي تونه رازيو مخفي نگه داره
.زمين پر از شکافه
.انگار زمين لرزه شده
.هيچ جسدي نيست
.هيچ مجروحي نيست
.شايد همشون فرار کردن
.شايد
.اينجا خونه "کرين" بود
.و ... هانا. اسم زنش هاناـست
.زمين لرزه نبوده .يه نفر اين گذرگاهو حفاري کرده
.يه چيزي
.آدما همچين کاري نمي کنند
.برو. به مردمت اخطار بده
مگه تو با من نمي ياي؟
.من بايد اين مسيرو برم تا ببينم اون سرش به کجا مي رسه
.- تو که نمي دوني اون پايين چه خبره- . واسه همين بايد بره ببينم-
"چکش فينور"
.وسيله اي که "سيلماريلز" را چکش کاري کرده
.جواهري که حاوي "والينور" بسيار نوراني است
عجيبه، مگه نه؟
چگونه ممکنه يه شي ئي هم مسئول زيبايي بي نهايت باشه...
هم درد فراوان؟
.آفرينش حقيقي نيازمند فداکاريه
...همه مي گن زماني که "موگوت"، " سيلماريلزُ" پيدا کرد، چنان محسور زيبايي
...بي نهايتش شده بود که تا هفته ها نمي تونست هيچ کاري غير از
.خيره شده به اين جواهر، انجام بده
.هوم
...تا نهايتا يه قطره از اشک چشمش روي جواهر ميوفته
...و با تصوير منعکس شده ـي شيطان درونش مواجه مي شه
.و بالاخره از رويا بافي بيرون مياد
...از اون لحظه به بعد، اون
.ديگه به نور جواهرات نگاه نکرد
.همين جکش بود که قلب "فوي بزرگُ" تغيير داد
واسه من تا حالا چيکاري انجام داده؟
.ايـ ... قلب منو تغيير داد، سرور من
.قلب خيلي از الفا رو تغيير داد
.ولي من آرزو دارم کاري بيشتر از اين انجام بدم
.سال پيش، هم نوعان من جنگو به اين سواحل آوردن
.من مي خوام اين سواحلو مجددا زيبا کنم
رشدي فراتر از کاراي کوچک جواهرسازي داشته باشم، و يک قدرت واقعي از خودم بجاي بذارم
آرزو داريد چي بسازيد؟
.يه چيزي که درخشش تا دور دست ديده بشه
.ولي تو براي اين به اينجا اومدي که به من براي پيدا کردن "چگونه ساختن" کمک کني
يک برج؟
.برجي که مي تونه ميزبان قدرتمند ترين کوره آهنگري که تا حالا ساخته شده، باشه
...توانايي توليد کردن شعله اي آتشين تر از زبان يک اژدها
.و خالص تر از نور يک ستاره را داشته باشه
.چيزاي که بتونيم از براي متحول کردن جهان مياني استفاده کنيم
قسمت مشکل سازش کجاشه؟
.بايد تا بهار کاملش کنم
...سرورم، يه همچين کاري نيازمند
.نيروي کاري بزرگ تر از چيزي که تا الان بوده، نياز داره
.پادشاه اعظم نمي تونه همچين چيزيو فراهم کنه
.براي همينم بجاش تو رو براي من فرستاد
آيا تابحال به اين فکر کرديد که دنبال يه شريک خارج از هم نوعان خودمون باشيد؟
چقدر خارج؟
.اتحاد با " دورف ها" مي تونه
.دستاورد ديپلماتيک عصر باشه
شاهزادشون، "دورين"، يکي از دوستان قديمي و عزيزه
يه جورايي مثل برادم مي مونه
شنيدم دورلف ها اخيرا معماريشونو وسعت دادن
...اونا... به پاس قدرداني از
کساني که از واليدن پيرشون مراقبت ميکنند، مجلسه سنگيشونو مي سازن
خيلي وقته دلم مي خواد کاراشونو ببينم
اصلا فکر نمي کردم انقدر اونارو تحسين کنيد
من هر کسيو که بتونه از درون رازهاي نهفته در اجسام
زشتي دروني آنهارو
به زيبايي تبديل کنه، تحسين مي کنم
ممکنه دوستت به من اجازه وارد شدن به کارگاهاشونو بده؟
اوه، دورين ـي که من مي شناسم خيلي از اين بيشترا کار انجام ميده
اون با روي و دستاني گشاده
همراه ساز و دهل
ميزهاي چيده شده از گوشت خوک و
و اونقدري آبجوي مالت که مي تونه کل "آندوين ُ" سيراب کنه، به استقبال ما خواهد آمد
شما چي مي خواين؟
من "اِلروند" از "ليندون" هستم
که "سلبريمبور" ارباب " ارگيون ـو" همراهي مي کنند
ما درخواست ملاقات با شاهزاده دورين ـو داريم
نه
با عرض شرمندگي
به ارباب دورين اطلاع بديد که دوستش، الروند
پاسخ شاهزاده از قبل معلومه، الف
ساز و دهل؟
خيلي حب، باشه، دوست من
من آيين " سيگين-تارخا" متوسل مي شم
...چي هست اين آيين
من در "اريگيون" به شما ملحق مي شم
از کاري که داري مي کني مطمئني؟
ارباب "سلبريمور" به من اعتماد کنيد
شما توي کارت استادي دوست من
به من چند روز اجازه بده کارمو انجام بدم
...المنديا
- خازاد! -دوم!
...دلم واسه ديدنت يه ذره شده بود، دوست
.الف الروند به آيين " سيگين-تارخا" متوسل شده
...آزمون استقامت "دورون"
که توسط خود "آئولا" طراحي شده است
...وقتي چکشمونو بالا مي بريم
سنگاي بزرگو مي شکنيم تا وقتي که يکي از ما ديگه توان شکستن سنگو نداشته باشه
...اگر اين الف تو تست شکست بخوره
از تمام سرزمين هاي دورف ها تبعيد خواهد شد
!براي هميشه
الف متوجه شد؟
.الف متوجه شد
...بر فرض محال اگر اين الف بتونه برنده بشه
.ما يه سخاوتي در حقش خواهيم کرد ...ولي اگر ببازه
.تبعيد ميشه. بله. متوجه شدم
.مم
!شروع کنيد
!دورين! دورين! دورين
!دورين! دورين! دورين
!دورين! دورين! دورين
!دورين! دورين! دورين
.الف، نوبت تو ـه
.مم
سلام؟
No comments yet. Be the first to leave one.