The first 200 lines.
!هی سید !پاشو بابا
!امروز بهترین روز دختر بازیه
...امروز دیگه روزمونه
!با زنای مسن شاغل...
!پس زود باش سید
!بریم یه رلی بزنیم
!بریم خانم پیدا کنیم
ها؟
.نیستش
.درشم قفل نکرده .خیلی بیاحتیاطه
.و امروز شانسمونه با خانومای میتسوگوشی قرار بزاریم
سرزمین چشمههای آب گرم میتسوگوشی؟
بلیطه ویژه واسه افتتاحیه؟
!این دیگه خیلی کمیاب و خفنه، حتی اشراف رده بالا هم گیرشون نمیاد
سید باهاشون چیکار میکرد؟
!نه، صبر کن
حتی بچه پولدارا هم همچین بلیطی گیرشون نمیاد، نه؟ ...اگه به چندتا دختر نشونشون بدیم
!احتمال تور کردنمون سر به فلک میکشه
یعنی با دختر خوشگلای میتسوگوشی؟
،وقتی به یه دختر خوشگل بری سر قرار !به تفریحگاه رفتن فقط یه بخش برنامهست
چندتاست؟
!یه شیش تایی هست
...سه تاش که واسه دختراست
.یکیش واسه من
.اون یکی هم واسه منه
آخریش واسه کی پس؟
.یکی اضافه واسه من
!جونمی جون
!خیلی ببخشید بانوی زیباروی
!ما میریم چشمه آب گرم
دوست دارید با ما بیایید؟
خیلی دیر شده
نمیتونی وقت از دست رفته رو جبران کنی
. . .همیشه میگن
اولین حرکت آیندهای مشوش رو مشخص میکنه
...حالا
.یه بار دیگه ازتون میپرسم
.این بلیطای ویژه به تعداد کمی منتخب داده شده
...چطور اینا دست شما
دست آقایان جوانی مثل شما افتاده؟...
.دوباره ازتون میپرسم
چطور احمقایی مثل شما
که بیرون ساختمون قیل و قال راه انداخته بودن
دستشون به بلیطهای ویژه رسیده؟
!ا-او-اونا هدیهن
هدیه؟
ندزدیدیش یا از زمین پیداش نکردید؟
!معلومه که نه
...بهتون اطمینان میدم از اتاق دوستمون بر
!دوستمون دادتش بهمون
!دوست خوبمون سید
!آره درسته !داوشم سید
گفت بگیریمش و بریم به خانومای .میتسوگوشی بگیم که بیان بریم سر قرار
...این سید
ارباب سید کاگونه رو میگید؟
!آره! همونه
!رفیق شفیقم، داوشم سید کاگونه
...که اینطور
به هرحال، بانو شما رفیق ما رو میشناسی؟
...اوه! پس در این صورت، امروز روزیه که
!خفه شید !بسه دیگه
بلیطهایی که براش زده بودیم رو گرفت
بلیطهایی که براش زده بودیم رو گرفت
.شاید فکر بدی بود بدون اجازه برداشتیمش
،و دادتش به همکلاسیهاش
،و دادتش به همکلاسیهاش
!من نگا نکنا! ایده خودت بود
.پس داره شمارهها رو فراخوانی میکنه
!من نگا نکنا! ایده خودت بود
پس فرض بگیرم ارباب کاگونه میاد به قرار؟
!م-م-معلومه که میاد
!ق-قطعاً میآدش !به جون مامانم
!الان بهم وحی شد اصن
هیچوقت تصور نمیکردم از دانشآموزای آکادمی
.واسه فرستادن همچین کدی پیچیدهای استفاده کنه
لرد شدو چی میخواد ازمون؟
.باید از هفت شدو بپرسم
امم، خانم؟
جوابتون چیه؟
...در مورد ق-ق-قرارم
.پیشنهاد بسیار جذابی بود
.به عنوان یه گزینه جدی در نظر میگیرمش
!پس خفه بمیرید سرجاتون کله خرا
.که اینطور
بلیطهاشو داد به همکلاسیهاش .و شمارهها رو دعوت کرد
،پس یه هدفی تو فکرشه ...استفاده از تاکتیک «قرار گروهی» برای قرار گذاشتن با من
.تا دعوتمون کنه به سرزمین آب گرم میتسوگوشی بریم
اگه میشه بپرسم، سرزمین آب گرم میتسوگوشی چیه؟
...اتا
بله؟
تو سرزمین آب گرم رو طراحی کردی، آره؟
سرزمین آب گرم میتسوگوشی یه مجموعه .تفریحی استراحتیه که قرار بود هفته دیگه افتتاح بشه
...با تم افسانه اشک اژدها
.توضیحات بروشور رو نخون برو سر اصل مطلب
اشک اژدها؟
.این چیزی بود که لرد شدو تو اون روز سرنوشتساز بهمون گفت
...اون روز سرنوشتساز
.بازی کردن تمومه
.کار ماهم اینور تمومه
.همشون پاکسازی شدن
.دستت بهش نمیرسه
...هیچوقت اشک اژدها رو
...آن طلایی
چی شده، شدو؟
اشتباهی رخ داده؟
...چیزی
اشتباهی رخ داده؟
.آخ
چیزی در مورد اشک اژدها میدونید؟
.در موردش شنیدم
مطمئنم تو افسانههای این منطقه .یه چیزی در مورد این بود
.افسانهایی که از زمانهای قدیم به خواب رفته .این رستگاری روحه
کل منطقه رو حفر کنید؟
منظورتون چیه؟
.حتماً پیداش میکنید
...درخشندگی خیرهکنندهای که زمین رو پر میکنه
...اشکهای طلایی که از آسمان میباره
.حالا حفاری کنید
.سه روز شده که با عجله منطقه رو ترک کرده
.مطمئناً به یه ماموریت حیاتی رفته که فقط خودش از پسش برمیاد
.اون همیشه همینه
.همیشه جلوتر میره و بقیمون رو پشت سرش ول میکنه
.ولی اگه این، انتخاب اون باشه، بهش رعایتش میکنیم
،اگه کار ناتمومی اینجا داشته باشه .ما تمومش میکنیم
ولی چی میتونیم پیدا کنیم اینجا؟
.اوه، یه چیزی پیدا کردم
...این
.بله، چشمه آب گرم
.و این اتفاقی بود که افتاد
.اوه آره، یادم اومد
.فکر نقش بعضیا رو پررنگتر کردی
.در آخر، تنها کاری که کردیم ساخت چشمه آب گرم بود
.ولی اون حتماً چیزای بیشتری تو ذهنشه تا آب تنی تو چشمه
.به نظر میرسه لرد شدو به افسانه اژدها علاقمنده
.ولی ما هیچ جادوی اژدهایی تو منطقه حس نکردیم
،پس شاید اژدها استعاره بوده و به فرقه ربطی داره؟
.مطمئنم تمام فعالیتهای فرقه تو منطقه رو پاک کردیم
،با دادههای فعلی .نمیشه مطمئن شد
.درسته
ولی مطمئنم چیزای بیشتری خواهیم فهمید
.اگه باهاش به قرار چشمههای آب گرم بریم
.بهش در کل 6 بلیط دادیم
،با وجود دو تا همکلاسیش .گروه لرد 3 نفر میشه
.پس منطقیه سه به سه منطبقش کنیم
...سه تا از ما
ولی سوال اینه کی میره؟
.من میخوام با رئیس برم چشمه
...از اونجایی که اونا شخصاً از من پرسیدن، من باید
.تو کارهایی داری که باید بهش برسی .تو نمیتونی تو این ماموریت بیای
درسته؟
. بیتجربه
...نه، من
.من میدونم چیه
درسته؟
.تو حکمت سایهها بود
.بله، فکر میکنم همینطوره
.بهش سواستفاده از قدرت میگن
من فکر میکنم این ماموریت مناسب .کسی جز هفت سایه نیستش
...پس من شخصاً
.یه لحظه لطفاً
نباید توانایی اجتماعی اونایی که میرن رو در نظر بگیریم؟
.باید یکی رو بفرستیم که منطقه رو بشناسه
.مطمئناً به کسی نیاز دارن که بتونه بودجه رو کنترل کنه
،با توجه به طول مدت ماموریت
.به کسی نیاز داریم کنترل کاملی رو جادوش داشته باشه
به یکی نیاز نداریم که با تدبیر باشه؟
برای اینکه هر مشکلی پیش اومد بتونه حلش کنه؟
.من با رئیس میرم چشمه
.مثل اینکه چاره دیگهای نداریم
.حرف زدن دیگه فایده نداره
.دیگه لازم نیست جلو خودمون رو بگیریم
.سه تا جا واسه پر شدن هست
.سه تا برنده خواهیم داشت
.دلتا با رئیس میره چشمه
.بیایید شروع کنیم
!هفت سایه سنگ-کاغذ-قیچی
!سنگ-کاغذ-قیچی
!از آشنایی باهاتون خوشحالم
!من اسک تال* هستم *اسکلت رو دو بخش کرده اسم ساخته برا خودش
!منم پو تاتو* هستم *اینم پوتاتو= سیب زمینی رو دو بخش کرده
.منم ناتسومه هستم
.منم زتانم
.اینم دلتانه
شنیدم خانم ر-رنو کار داشتن، درسته؟
...اوه، ولی همه شما به زیبایی
.مثل اینکه دلتون واسه کسی تنگ شده
...باورم نمیشه نزدیک همچین موجود زیبا
.آقای سید کاگونه رو باهاتون نمیبینم
!س-س-سید... اوه آره !مجبور شد کنسلش کنه
!نه، نکردش !دیر میادش
!درسته، دیر میاد
...دیر
اون میادش؟
!آره بابا میاد
...امیدوارم
!اوه، پس مشکلی نیست
!در این صورت باید همون اولش میگفتی
.پس ما جلوتر میریم و داخل آب میشیم
.بریم مات
!دلتا سگ نیست
No comments yet. Be the first to leave one.