The first 200 lines.
...آنچه در «اقـامـتـگـاه» گذشت
پاساخه» دیگه چیه؟»
حتما یه زمانی مهم بوده چون اونجاست
هی، ایلان ایبرا کیه؟
با کشیدن این نقاشی سعی میکنم خاطراتم رو یادم نره
!پشـمام
.وای لعنتی
چی کار کردی الکس؟ - چی کار کردم؟ -
چی کار کردی؟ - خب، چی کار کردم؟ -
!بگو ببینم چه غلطی کردم
.این آخرش نیست
.نیمه دومش دردناکه، رفیق
بالتازار، کارآگاه حافظۀ من
.همهچی خیلی سریع داره از هم میپاشه
نمیدونم توی چه زمانیام یا تو توی چه زمانی هستی
...چیزه
.وای خدا، امیدوارم خیلی دور نشده باشم
.الکساندر وازیلاکیس
همچین اسمِ مسخرۀ تخمیای رو دیگه از کجات در آوردی؟
اوشیانا، اوشیانا
.سایز سی
این دیگه چه کاری بود؟
.به نظرم باید فرار کنیم
شلوارم چی؟ - .شلوارت رو ول کن -
.باشه ولی فقط همین یه شلوار رو دارم
.یالا
.وای لعنتی - .خیلی خب -
.وای لعنتی - .یالا باز شو -
پیش خودتون فکر کردین کجا دارین میرین؟
.تو روحش
« اقـامـتـگـاه »
.فکر کنم داره ما رو میکِشه - .وای، آروم باش -
.اینقدر پات رو تکون نده. استرس میگیرم
.دستِ خودم نیست
بوی عجیبی میده، نه؟
.دقیقاً نمیتونم بگم چه بویی
ولی مثل ترکیبی از بلوچیز و نعنای هندیه
.وای خدای من، گمونم الان بالا میارم
لطفاً سعی کن بالا نیاری چون اگه بیاری
...منم بالا میرم و بعد اگه جفتمون
.اینقدر حرف نزنین
همین طور که میبینید تحقیقات من
خیلی پیچیدهتر و جدیتر .از اون سـیلوریوی بیمصرفه
و قبل از هر چیزی میخوام بگم
شرمنده بابت این مکانِ مسخره
ولی مرکز تجاری اقامتگاه رزرو شده
برای همین مهدکودک باید کارمون رو راه بندازه
.تو که همهچی داری
آره، خوب تحقیق کردم
خب اولین سوالی که باید جوابش رو پیدا کنیم اینه که
چطور توی نقاشی مردی بودین که به نوعی فراموشی مبتلا بوده
و 15 سال پیش هم این نقاشی رو کشیده؟
آره. از کجا شروع کنیم؟
.بیایین با گوشیِ سم شروع کنیم
چیزی ازش یادتون هست؟
میدونی، بعید میدونم به جز اون عکس
چیز خاصی توش بوده باشه
...چون یه مشت پیام بود که توش لاس میزدن
.اوهوم - .چندتا عکس گربه بود -
آره... و عکس سرش
.سر سمِ یه جورایی صدمه دیده بود
موقع اسکیتبرد سواری .یه حادثهای براش پیش اومده
...درسته و به نظرم
و به نظر ما دوستدخترش داشته بهش خیانت میکرده
یادتونه عکس کیر توی گوشیش دیده باشین؟
نه، نه، نه
اگه همچین چیزی دیده بودیم، یادمون میموند
.آره
سم وقتی تو هواپیما بوده داشته به عکس یه کیر نگاه میکرده
و واقعاً فکر میکنم کیرِ مردی بوده که دوست دخترش باهاش میخوابیده
.میدونستم - .باشه، باشه -
...لباس ورزشیِ برندِ جوسی - .باشه، باشه -
.همون طور که گفتم
میدونین، به نظرم کل این قضیه با یه عکس کیر شروع شده
.ببخشید، انگار دوازده سالمه، خیلی خب
گوشی رو از کجا پیدا کردی؟
توی جنگل. همون موقع که .رفته بودم تور موتورسواری
«.مسیرِ «ال نارانخال
مسیرِ نارانخال
میشه ببینمش؟ - .آره -
چطور پیداش کردی
با موتورم تصادف کردم و از تپه افتادم پایین
.و بعد صاف افتادم کنارش
چیز دیگهای اون جا پیدا نکردی؟
حتما اون منطقه رو گشتین تا مدارک بیشتری پیدا کنید
...خب، میخواستیم
...خب، در واقع کار منطقیایه
...بعد از سیلوریو - .به نظرم من اینجوریه -
...ولی پیش خودمون گفتیم - !وای خدایا -
!وای خدایا! ریدین که عجب کارآگاههای داغونی هستین
.خیلی خب حالا - !وای خدای من -
بسیار خب، خیلی خب، باشه، آره
ولی خب خیلی بعیده بعد پونزده سال چیزی اون جا باشه
باشه، بعیده؟ واقعا بعیده؟
واقعا اینقدر بعیده که کفشی یا یه کاندومِ کوفتی اونجا باشه؟
پلاستیکه دیگه. تا ابد میمونه رو زمین
.خیلی خب، فردا برمیگردیم اون جا
باشه... از این بگذریم
.از این بگذریم
.میدونیم چی روی گوشی بوده
و میدونیم کجا و چطور پیداش کردی
ولی الان باید بفهمیم چرا پیداش کردی
گمون نکنم دلیل خاصی داشته باشه
.وای نه، همیشه دلیلی وجود داره
و برای اینکه دلیلش رو بفهمیم
.واقعا لازمه شما دوتا رو بهتر بشناسم
شما دوتا کی هستین، هوم؟
:الکس همیشه میگفت «چاره کار توی خاطرات ماست»
سم، یه شمشیر اون جاست - چی؟ -
.برو شمشیر رو بردار - شمشیر رو؟ -
.میتونیم ناغافل بهش حمله کنیم
و بعد میتونیم فرار کنیم
میخواین با شمشیرم بازی کنید؟
...یک رهایی بیتکلف وجود دارد»
که از دلبستگی به زندگی یا مرگ» «.برتر است
به نظرتون معنیش چیه، بچهها؟
خب توی اتاق من چی کار میکنید؟
ما فقط میخواستیم اسکیتبردم رو پس بگیریم، همین
به نظر میاد میخواین سکس کنین و دزدی کنید
چی چی؟ - ...سکس و دز -
.میخواین ازم دزدی کنید
.ما نمیخواستیم ازت دزدی کنیم
!نهخـیر
تو اقامتگاه من چی کار میکنید؟
.با خانوادهم اومدم مسافرت
آره، نه، منم
.بابام واقعاً آدم ترسناکیه
احتمالا الان هم داره دنبالم میگرده
.آره - .پس واقعا باید برم دیگه -
آره، بعید میدونم، گوش کنید
چیِ اینجا رو دوست دارین؟
خب، اقامتگاه فوقالعادهای دارین
.عاشقشیم - جدی میگین؟ -
.واقعا عاشقشیم - .اوهوم -
...آره
بگین چیِ اینجا رو دوست دارین و منم میذارم برین
.وای، غذاش رو - .منم میخواستم بگم غذاش رو -
غذاش، خب؟ - .نوشیدنیهاش -
.نمیخواد دروغ بگین
.غذای اینجا افتضاحه
.خودم میدونم - .افتضاحه -
...ولی راستش - .عالی نیست -
.نوشیدنیهاتون خوبن
باشه، حالا هر چی
ولی عاشقِ چیش هستین؟
.اینکه با اون آشنا شدم
شما دوتا از هم خوشتون میاد؟
.معلومه خوشتون میاد
.شلوارت بوی پیشاب میداد
.حالمون رو بهم زدی - .آره -
.دست بردار
کاش منم میتونستم مثل شما جوون باشم و دوباره عاشق بشم
.برگردیم سر کارمون
.چندوقته ازم دزدی میشه
پس باید همهچی رو رد کنید بیاد
هرچی تو کوله پشتی و کیف و اینا دارین رو بریزین بیرون
.یالا - .باشه -
خب، بذار ببینم
هانا کیه؟
یه عکس براش بفرستیم؟
.لطفاً نفرست - .چرا -
.بی خیال
.به هم نزدیکتر بشین
«بگین «ورود غیرقانونی
آره، نمیخوام اینو یادم بره
یه روز به کارم میاد
خیلی خب، بیا ببینیم تو کوله پشتیت چیه
هیچی توش نیست
خب به نظر که کلی خرت و پرت توشه
خرت و پرتای منن. نه خرت و پرتای تو
از کجا معلوم؟
...چی کار میکـ
.عالی شد
این دیگه چیه؟ - .ما چیزی ندزدیدیم -
میشه پسش بدی؟
چی؟
نه، من فقط ترسیدم
«یه بیماریه به اسم «تمپس اگزورِری
پاساخه» دیگه چیه؟»
اینو از کجا پیدا کردی؟
باید همهچیز رو بدونم .با تمامِ جزئیات
مثلا چند وقته باهمین؟
خب، چه اهمیتی داره؟ - .آره -
فقط بگین چند وقته
یه سوالِ سادهست، نه؟
آره. باشه. ده ساله ازدواج کردیم
و پونزده سال پیش با هم آشنا شدیم
.سم و وایولت هم پونزده سال پیش آشنا شدن
کجا آشنا شدین؟
اولین باری که همدیگه رو دیدین چه حسی داشتین؟
آخه چه ربطی داره؟ - .باشه -
باشه خانم، الان یه چیزی نشونت میدم
شما تو یه نقاشیای هستین که پونزده سال پیش کشیده شده
پس تا جایی که من میدونم
همهچیز به یه اندازه مربوط و نامربوطه
خب میخواین چیزی رو باهام درمیون بذارین؟
وای خدای من! باشه! اول من
.اسم من بالتازار فریاسه
.متولد سال 1975 هستم
مادرم میگه من با یه مهارتی به دنیا اومدم که
No comments yet. Be the first to leave one.