The first 200 lines.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
چی؟
سوزی؟
سوزی؟
کجایی؟
شوخیه؟
میکسی؟
خندیدم. خیلی خوب دستم انداختین
حالا میتونین بیاین بیرون
ها؟
سوزی؟
سوزی، تویی؟
نگران نباش، سوزی، دارم میام
مهمون ویژه داره میاد تو!
چی؟ هی، مگه تو کار نمیکنی توی...
لطفا به ساکاموتو سانی خوشامد بگید!
ممنونم؟
خیلی افتخار بزرگیه که امروز تو رو در سوراخ نقشهت داریم، سانی!
در چیم؟
درسته، تاناکاجون
خدا رو شکر. خانم نوریکو
برخی از ما نیاز به یه توضیح دارن
خانم نوریکو
شما خیلی براق شدین
چه خبر شده؟ سوزی کجاست؟
توی یه بازی ویدئویی...
وقتی یه بازیکن از محدودهها خارج میشه...
داخل چیزی میافته به اسم سوراخ نقشه
و تا جایی که میشه میره پایین
پس همین اتفاق برات افتاده، سانی!
آقای ماسا تو رو با یه کد اخلاقی بسیار سختگیرانه برنامهریزی کرده
قوانینی در مورد درست و غلط بهت یاد داده
ولی یه کار خیلی بد کردی
وقتی یه مرد رو کشتی از محدوده خودت خارج شدی
پس به جای اینکه مثل یه خلافکار انسانی بری زندان...
به کی میگی خلافکار؟
الگوریتم عجیبت تو رو فرستاده اینجا تا با جرائمت روبهرو بشی
سعی داشتم از سوزی محافظت کنم، پس حتما یه اشتباهی شده
خیلی راه دوباره روشن میشم
آخ آخ
ولی منصفانه نیست. کسی دیگه هست که بتونم باهاش حرف بزنم؟
قصد نداشتم کار بدی بکنم. قصدم محافظت از سوزی بود!
برای تصمیمگیری همین مورد اینجاییم
تاناکا یوکی هستم
دستیار آزمایشگاه در آزمایشگاه ساکاموتوی ایماتک
مادر ماسا هستم...
ساکاموتو نوریکو
و میخوایم اون سوال و...
بیشتر اینا رو پاسخ بدیم، امشب در...
سانی باید خودشو پاک کنه؟
خودمو پاک کنم؟ یعنی به حالت کارخونه برگردم؟
درسته!
بوی رباتی رو بدی که تازه از توی جعبه بیرون اومده!
باید از اینجا برم
چی؟ درها کجان؟
نمیتونی از مغز خودت فرار کنی، سانی
کجا رفتن؟ نمیتونی این کار رو بکنی. درها رو برگردون سر جاش
تنها راه خروج...
از میون سه بخش پر از شادی ماست!
بعد از هر کدوم، تماشاچیهای داخل استودیوی ما رای میدن...
که سانی یه ربات ـه که دچار سوتفاهم شده و قلب مهربونی داره یا نه
آره، درسته
یا یه موجود پلید که اصلا نباید بوجود میاومد؟
صبر کن، چی؟
رایها با دستگاه کفشمار ما که به ثبت هم رسیده شمرده میشه...
و در پایان برنامه، تصمیم میگیریم...
سانی باید خودشو پاک کنه؟
ولی جوابش رو میدونم
خطر لو رفتن داستان!
نه. جواب نهست!
صبر کن. این چیه؟
دور اول
نه. نه! خانم نوریکو، لطفا به حرفم گوش بده
تتسو یه اسلحه روی سر سوزی گرفته بود
داشتم ازش دفاع میکردم
و زن، نوهت
لطفا، منو میشناسی
خطرناک نیستم
بیا ببینیم مردم...
توی این جعبهها چه حرفی برای گفتن دارن
صبر کن، وایستا، وایستا. کی توی جعبهس؟
دقیقا!
کی توی جعبهس؟
نه!
الان ناهارمو بالا میارم!
وای نه. نمیخوام بازی کنم. میشه با حرف زدن حلش کنیم؟
به نظر پردار میاد
ولی نبض نداره
یکی از وسایل زن ـه؟
نچ!
همون بچه کلاغه که کشتیش...
وقتی به سوزی دروغ گفتی!
جویی؟
خیلی متاسفم
دوستت دارم. خیلی
نمیخواستم این اتفاق بیافته
فقط سعی داشتم درد سوزی رو درک کنم...
نه، منظورم این نبود
جعبه بعدی!
نه! نه، صبر کنین. لطفا
آخ!
فروشنده دیلدو، نه؟
این جعبه قرار نیست حرف بزنه
گوشت چطوره؟ انگار ممکنه عفونت کنه
گوش منو فراموش کن!
باید ببینی به خاطر فروختن اون کد بهت باهام چی کار کردن
نه! خیلی متاسفم
امیدوارم از دستگاه خانم نوریکو به چیزی که میخواستی رسیده باشی
دست تو بود؟
خونهمو زیر و رو کردم
فکر کردم زوال عقل گرفتم
وای نه. خانم نوریکو، لطفا بذار توضیح بدم...
جعبه بعدی
صبر کن. این عطر رو میشناسم
میکسی!
شوخی میکنی؟
اگه کسی قرار باشه خودشو اینجا پاک کنه، اون فرد میکسی ـه
کاملا بیبند و باره
ببخشید؟ تو بهم حمله کردی!
یه چاقو گرفته بود زیر گلوی سوزی!
باید چی کار میکردم، از مهارتش در کار کردن با چاقو تعریف کنم؟
خدای من! واقعا حالت خوب نیست!
درسته که من و سوزی یه دعوای کوچیک داشتیم
بین صمیمیترین دوستها هم دعوا پیش میاد
شما دوستان صمیمی نیستین!
میشه لطفا نوارش رو پخش کنین؟
میدونی چیه، سوزی؟
آدمی که بیشتر به یه ربات خونگی اهمیت میده...
تا آدمها، خیلی درب و داغونه
- باشه. حالا تماشا کن... - میدونی چیه، میکسی؟
- اینجاست که میکسی چاقو رو میکشه بیرون. - به این دلیل به سانی اهمیت میدم...
سانی، بخواب!
چی؟ نه!
میکسی قطعا یه چاقو داشت. قسم میخورم. میشه...
و این پایان دور اول بود!
ممنونم، مهمونهای ویژه
چی؟ متوجه نمیشم
واقعا به تمام این آدمها آسیب زدم؟
بریم برای یادآوری
یه آدم رو به قتل رسوندی...
به یکی حمله کردی...
دزدی کردی...
دروغ گفتی...
و یه جوجه کلاغ رو کشتی
چه حسی باید داشته باشیم؟
هر کی با پاک نکن موافقه دست بزنه
زود باشین. زود باشین!
و...
پاک کن چطور؟
نه. این یعنی...
جمعیت سختگیری هستن
ماسا؟
عجب
ولی تو میخوای پاکم کنی؟
انگار حسابی گند زدی؟
به نظر میاد شاید زیادم یه ربات معرکه نباشی
خب، تقصیر کدوم خریه؟
ببخشید
یعنی دارم میگم...
خب...
تو منو ساختی...
پس اگه من بدم، به خاطر اینه که برنامهریزیم کردی بد باشم، نه؟
پس چرا؟
چرا اینطوری درستم کردی؟
میتونین فیلم بهتر این بخرین؟
این یعنی به دور دوم میرسیم
مطمئنم یه دلیل عالی داشته
سانی در یه روز بارونی در ماه می به دنیا اومد...
یکی از شش برادر و خواهر یکسان بود
و اینم از خالقشون...
آقای ساکاموتو ماساهیکو
بعد از مطمئن شدن از تسلط ایماتک در بازار یخچال فریزر....
به عنوان بخشی از تیم که آقای منجمد رو برای شما اورد...
آقای ساکاموتو استعداد ذاتیش رو در زمینه هوش مصنوعی خانگی کشف کرد...
رباتهای خونگی پیشرفته رو بوجود اورد...
که برای تکمیل کردن هر خونه ژاپنی طراحی شده بودن
ولی آقای ساکاموتو همیشه میدونست که رباتهای خونگی نقش بزرگتری دارن
ناراحت میشی؟
ماسا
اینجاست که منو فرستاد قهوه بیارم!
منتظری پشت گوشهاتو بخارونم؟
برو به نظافت برس
و قهوه لازم داریم
حماقت هیچ درمانی نداره
ببخشید، خیلی گرسنمه
ولی در اصل به حرفهامون ربط داره
متوجه میشی؟
خوبه. باشه
پس
وقتی احساس گرسنگی میکنیم؟
وقتی بدنمون به کالری و مواد مغذی نیاز داره، درسته؟
گرسنگی یه ساز و کار برای بقاست
کاشف به عمل اومده که شیرهای ماده هم همینطوری رفتار میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.