The first 200 lines.
DCترجمه از ناصر اسماعیلی و شیرین
«کیِف، اوکراین»
در حق خدا و انسان گناه کردهام
ده سال رو در گودالی تاریکتر از جهنم گذروندم
منتظر بودم همیشه منتظر بودم
هنوز نمیدونم هدف این زندگی چیه
یا چرا بهمون داده شده
و میدونم مردی که کارهایی مثل من کرده
لایق رویاپردازی نیست
ولی من هنوز رویایی دارم
- یالا بویکا - بویکا!
ایول! یالا بویکا!
آفرین بویکا!
«بویکا: شکستناپذیر»
«زندان فوق امنیتی» «کرونیا کولمی، روسیه»
آمادهای؟ آمادهای؟
مبارزه!
یک هبهی سخاوتمندانهی دیگه ممنونم
از اینکار لذت میبرم
- آخرین مبارزهت رو بردی؟ - بله پدر، بردم
یوری
بابت تمام هبههات که کمک کرده
این کلیسا رو بسازیم بسیار قدردانیم
اگه دنبال رستگاری هستی راهش خشونت نیست
ولی بهت گفتم، این یه ورزشه ما قوانین داریم
حتی اگه قانون هم داشته باشین...
- فکر میکنی خدا کاری که میکنین رو تایید میکنه؟ - فکر میکنم خدا این استعداد رو بهم داده
و فکر میکنم هدر دادنش گناهه
خشونت...انسان رو ضعیف میکنه
بعدش دیدن خوبیهایی که میتونی بکنی برات سخت میشه
وقتی توسط خشم احاطه شدی
«مرکز ورزشی کیف»
بویکا، بویکا! خبر عالی!
یه مبارزه پیدا کردم یه مبارزهی واقعی
مبارزهای که میخواستی مبارزهای که منتظرش بودیم
- مبارزهی مُجاز؟ - بله، و قانونی
نه مثل این گهدونی زیرزمینی
- کجا؟ - بوداپست
یه تورنومنت منطقهای اروپاست
استعدادیابهای تورنومنت رو قانع کردم تا بیان و تو مسابقهی بعدیت ببیننت
اگه متقاعدشون کنی وارد مسابقه میشی!
- همین؟ - بله
خیلی خوبه!
خانمها آقایان
مبارزهی دور مقدماتی!
دارای تاییدهی رسمی انجمن هنرهای رزمی ترکیبی بینالمللی
برندهی این مبارزه
در مسابقات قهرمانی اروپا شرکت میکنه
که در بوداپست برگزار خواهد شد
بویکا، استعدادیابها اینجاین تو ردیف جلو نشستن
- خوبه - چه حسی داری؟ آمادهای؟
آمادهام
- استرس نداری؟ - نه
- زانوت چطوره؟ - انقدر سوالای کیری نپرس
قبل اینکه بری باید اینو بهت بگم اون یکی مبارز رو دیدم
کارش خوبه
همشون خوبن، مهم نیست
این یکی فرق داره، تشنهی مبارزهست
جوری مبارزه میکنه انگار بهش نیاز داره
مثل تو
هیچی نمیتونه بین من و اون تورنومنت قرار بگیره
و حالا ورودش به رینگ رو خوشآمد میگیم
قهرمان خودمون رو
قهرمان شکستناپذیرمون
کاملترین مبارز در دنیا
یوری بویکا
بویکا!
- سلام آقا، ایشون همکار من هستن - از دیدن دوبارهتون خوشبختم
خیلیخب آقایون قوانین رو میدونین
همیشه از خودتون محافظت کنین
دستورات من رو دنبال کنین باید بدون خونریزی تمومش کنیم
حالا مشتتون رو به هم بکوبین و به گوشههای رینگ برین
- خوبی؟ - نه
خوبی؟ خوبی؟ محافظ دهنت رو بردار
گمشو پایین بمون
موفق شدی بویکا! میتونیم بریم به مسابقات اصلی!
بهت گفته بودم میبرم
هیچوقت بهت شک نداشتم
بیا این جمعیت رو ببین، عاشقتن
- تبریک میگم بویکا - خیلی خوب بود بویکا، حیلی تحسینبرانگیز بود
از آخرین بار که همچین مبارز تحسینبرانگیزی دیدیم خیلی میگذره
بویکا، دو هفته
میخوایم تو تورنومنت بوداپست ببینیمت
- خوبه - پس میدونی که این تنها فرصتته
اگه ببری، به لیگ بزرگ راه پیدا میکنی
ببازی، همه چی تموم میشه
من نمیبازم، میام اونجا
خوبه
اونجا میبینیمت
خیلی عالیه، نه؟
این چیزیه که تموم عمرت براش میجنگیدی بویکا، حالا بهش رسیدی
سهم بردت از مبارزهی امشب
مشکلش چیه؟
وضعیتش خیلی وخیمه داریم میبریمش به بیمارستان
به نظر ضربهی مغزی شده
فکر میکنی خدا کاری که میکنین رو تایید میکنه؟
خدا این استعداد رو بهم داده و هدر دادنش گناهه
گمشین بیرون
- چی شده بویکا؟ - مردی که دیشب باهاش جنگیدم
بردنش به بیمارستان
حالش چطوره؟
تو بُردی، چه اهمیتی داره که حالش چطوره؟
فقط سوال لعنتیم رو جواب بده
اون مُرده
یعنی چی که مُرده؟
ولی نگران نباش، یه حادثه بود تو مسئول مرگش نیستی
خطریه که هر مبارزی به جون میخره بویکا
- اسمش چی بود؟ - ویکتور؟
ویکتور...
اهل کجا بود؟
یه روسی اهل دروونی بود اونم یه مبارز عین بقیه بود
خانوادهش چی؟ زن داشت؟
بچه؟
از کجا باید بدونم؟ کمدش رو خالی کردم
فراموشش کن بویکا
وسایل کمدش میخوام ببینمشون
بیا، کیفش پیش منه
هیچ پول نقدی نداره قبلاً بررسی کردم
- یه پاسپورت جعلی میخوام - پاسپورت جعلی برای چی؟
تا از مرز رد بشم
- میرم به روسیه - روسیه؟ دیوانه شدی؟
اونجا تحت تعقیبی
- بذار خودم نگران اون باشم - پس بوداپست چی؟
رویات؟ کمتر از دو هفته دیگهست
- پاسپورت کوفتی رو بهم میدی یا نه؟ - نمیتونم، اشتباهه
پاسپورت کوفتی رو بهم میدی
باشه. باشه
ولی باید بهت اخطار بدم اینکار میتونه زندگیت رو نابود کنه بویکا
من نگران این زندگی نیستم
«دروونی، روسیه»
- تسلیت میگم - ممنونم
اون انسان و مبارز خوبی بود
بله
الان چیکار میکنی؟
از وقتی 16 سالم بود با هم بودیم
- چیز دیگهای نمیدونم - این چیزی نیست که دربارهش حرف میزنم
- الان خاکسپاری شوهرمه - اون مرده
الان چه اهمیتی داره؟
جز این حقیقت که تو بهم
پول زیادی بدهکاری
برای پرداخت بدهیم براتون کار میکنم
- تا روبل آخرش رو پس میگیرین - بذار کمکت کنم
میتونم اوضاع رو برات آسونتر کنم
- پاسپورت رو آوردی؟ - دیر کردی
بعنوان مربیت بهت توصیه میکنم اینکار رو نکنی
اون لعنتی رو بده بهم ببینم
بویکا، اگه نمیتونم جلوت رو بگیرم پس حداقل بهم گوش بده
مدت زیادیه آزاد هستی
الان که میخوای برگردی باید خیلی مراقب باشی
با اتوبوسهای تجاری نرو
اونا تو رو به مرزهای اصلی با کنترل سفت و سخت میبرن
بهترین کار اینه که سوار یه ون محلی بشی
که فکر کنم از محل ایستبازرسیهای نظامی موقتی رد میشن
سربازهای اونجا دسترسی به اینترنت ندارن
و عموماً آروم و بیخیالن
اگه سرت رو پایین بگیری و دنبال دردسر نگردی
باید بتونی بدون هیچ دردسری رد بشی
بعد از اون، خودتی و خودت
ویزا، پاسپورت، درشون بیارین
مدارکتون آماده باشه نمیخوام منتظرتون بشم
اسمت چیه؟
- آنتون لوگانوف - تو اوکراین چیکار میکردی؟
رفته بودم دیدن عموم
داره میمیره مشکلی هست؟
نه، مشکلی نیست، مدارک
«دروونی، روسیه»
میتونم کمکت کنم؟
میخواستم باهاش صحبت کنم
هیچکس با اون صحبت نمیکنه
اونا کجا رفتن؟
- داره میره سر کار - کجا؟
یالا!
ایگور!
برندهی ما حریف رو ناکاوت میکنه و همچنان بیشکسته
قاتل زیرزمینی ما! ایگور!
اینجا رینگ منه مادرقحبهها! انتظار داشتین چه اتفاقی بیفته؟
اینجا رینگ منه!
- تو کی هستی؟ داری منو تعقیب میکنی؟ - نه
- باید باهات حرف بزنم - دربارهی چی؟ دارم کار میکنم
نه، خواهش میکنم ببخشید
راه درازی اومدم تا باهات حرف بزنم
فکر کردی داری چیکار میکنی؟
برگرد سر کار
چطوره با من بیای؟
فقط میخوام باهاش حرف بزنم
بیا، بیرون حرف میزنیم
- دست رو بد دختری گذاشتی، برو خونه - ببین، فقط باید چند دقیقه باهاش حرف بزنم
اون مال رئیسه، پس گمشو
خب، کارش کِی تموم میشه؟
کَری؟ دخل این عوضی رو بیارین
آفرین
آفرین، عجب نمایشی اجرا کردی
اسم من زورابـه و اینجا کلوب منه
باید برام بجنگی
- اینجا، تو رینگ من - علاقهای ندارم
- برا این اینجا نیومدم - پس برا چی اومدی؟
دختره، پیشخدمته باید یه چیزی بهش بگم
آلما
خب، هر چیزی که میخوای بهش بگی
میتونی به من بگی
No comments yet. Be the first to leave one.