The first 200 lines.
این زندگی منه
مگه نه، مادر؟
من و جین آه عقدنامه ازدواج داریم، نه؟
معنیش اینه که جین آه زنمه، مگه نه؟
چی؟ راجب چی حرف میزنی؟
مامان
دِشیک چی داره میگه؟
کانگ دشیک، دنبالم بیا
چرا؟
نمیخوام
جلوی اتاق عمل قشقرق راه ننداز دنبالم بیا
باید باهات حرف بزنم
مثل بچه ها رفتار نکن و بیا بیرون
عه... بیا دیگه
قسمت دوم
چه خبر شده؟
همونی که گفتم
واقعا ازدواجت با جین آه رو ثبت کردی؟
هی، آخه چطور ممکنه؟
اصلا امکان داره بدون جین آه ازدواج ثبت بشه؟
مامان جین آه... منظورم اینه
مادر زنم شناسنامه و مُهر جین آه رو داد بهم
بعدش من ازدواج ـمون رو ثبت کردم
هی، دشیک خوب گوش کن چی میگم
این کاری که کردی جرمه
اگه جین آه ازت شکایت کنه، میفتی زندان
خودمم اینو میدونم
اما اگه جین آه ازم شکایت کنه،
بابام گفت که اونم از مامان بابایِ جین آه شکایت میکنه
شک... شکایت؟
چرا؟ مامان بابای جین آه...
یه عالمه پول از بابام گرفتن
و بدهیشون خیلی عقب افتاده
بابام گفت اگه پولُ بهش پس ندن، میندازتشون زندان
هی، کانگ دشیک!
تو هم فکر میکنی پول همه چی رو حل میکنه؟
نمیدونستم همچین آدم وحشتناکی هستی
خو... خودمم میدونم کار درستی نیس
اما یه آدمی مثل من...
چطور باید با جین آه باشه؟
من واقعا جین آه رو دوست دارم
خوب گوش کن چی میگم خودم این مسئله رو حل میکنم
هیچوقت نمیذارم اینکارو کنی
مامان، دیوونه شدی؟
با این وجود، چطور تونستی بدون اطلاعم منو به ازدواج اون در بیاری؟
خب چیکار میتونستم کنم؟
از تاریخ سررسید بدهی ـمون به پدر دشیک، گذشته بود
علاوه بر این، شنیدم پدرت اگه عمل نکنه میمیره
نمیتونستم بذارم بدون اینکه عمل کنه، بمیره
حتی اگه اینطوری باشه، ما که تو دوره چوسان زندگی نمیکنیم
چطور تونستی دخترت رو بخاطر بدهی بفروشی؟
چاره ای نداشتم
اون گفت اگه پولُ ندیم، بابات رو میندازه زندان
چطور میتونه بخاطر عقب افتادن بدهی بابا رو بندازه زندان؟
حتی اگه شکایت کنه، یه پرونده مدنی میشه
میتونیم از این به بعد با درآمدمون پول رو پس بدیم
راستش، ممکنه بابات بخاطر کلاهبرداری هم متهم بشه
کلاهبرداری؟
زمین کوچیکی که به عنوان ضمانت برای قرض گرفتن پول استفاده کردیم...
خیلی وقت پیش فروختیمش
اگه به عنوان وثیقه ازش استفاده کردین نمیشه فروختش
پس چطوری فروختینش؟
پدر دشیک میدونست تو چه وضعیتی هستیم،
واسه همین وثیقه رو به اجرا نذاشت
اون نمیتونه تحمل کنه که حتی یه پنی از پولش به هدر بره، واقعا باورت میشه بخاطر خیر و صلاحِ ما،
وثیقه رو به اجرا نذاشته؟ این اصلا با عقل جور در میاد؟
بیا بعدا راجبش حرف بزنیم
اول باید جون پدرت رو نجات بدیم
مامان...
شرایط رو درک میکنم
اما اول سلامتی پدرت اولویت داره
نذار از این قضیه خبردار بشه و خوب مراقبش باش
مامانم، مادر واقعیمه؟
چطور تونست اینکارو کنه؟
خیلی عصبانی ام
خجالت میکشم،
خیلی ناراحت و دلخورم
نمیتونه بدون رضایتت باهات ازدواج کنه میتونی ازدواج رو کنسل کنی
پس قانون رو برای چی گذاشتن؟
نگرانِ هیچی نباش
من کمکت میکنم که ازدواج رو کنسل کنی و بدهی پدرت رو بدی
چطور... چطور میخوای انقدر پول جور کنی؟
خب... باید سخت کار کنم
من حتی شب و روز سخت کار میکنم
میخوای برای بدهی بابام شب و روز کار کنی؟
چرا باید اینکارو کنی؟
خب، ما...
دوستیم
ما بهترین دوستای همیم
هر وقت میام خونه احساس میکنم قلبم میخواد بترکه
و موقعی که تو رو می بینم میتونم بالاخره نفس بکشم
اما تو هم دیگه هیچ فرقی نداری
از همه چی خسته شدم
اینطوری نباش، جین آه
دیگه برو سر کارت میرم بابام رو ببینم
جین آه
گفتم برو
پرستار؟ بله
معذرت میخوام، اما جای اشتباهی اومدین، جناب
برای پیدا کردن پرستار باید برین آژانس های تخصصی
من هیچ تجربه ای ندارم
مجوز مراقبت از سالمندان رو هم ندارین؟
آها، اون؟
اون فقط یکی از مجوز هاییِ که گرفتم
فقط چند جلسه آموزش عملی دیدم فقط همین
ببخشید که می پرم وسط حرفتون
اما میشه این کارو بدین به من؟
وقتی پدرم مریض بود بهش کمک میکردم و ازش مواظبت میکردم
نه. باید آقای یانگ نام جین باشه
چی؟
چرا؟
رئیس آن تو اخبار دیدن که چند وقت پیش
یه بیمار که ایست قلبی کرده بوده رو نجات دادین
ایشون گفتن شما خیلی شبیه پسر مرحومش هستین
آها، درسته. شبیه توئه چطور باید بگم؟
مثل تو یه هاله نورانی داره
شبیه منه؟ آره
من شباهتی نمی بینم
به نظرم بهتره بجای من یه پرستار حرفه ای
پیدا کنین
اون به بیمار کمک میکنه که زودتر سلامتیش رو بدست بیاره
رئیس آن دارن مراحل آخر سرطان کبد رو میگذرونن
سه ماه بیشتر زنده نمیمونن
همچنین، اخیرا
تشخیص داده شده که آلزایمر دارن
چی؟ بیماری آلزایمر...
منظورتون زوال عقله؟
وقتی نوه ـشون تازه به دنیا اومده بوده گمش میکنه
و بعد از اون پسر و عروسشون فوت میکنن
برای رئیس آن وقت زیادی نمونده
آقای یانگ، شما تنها کسی هستین که میتونین برای بقیه عمرشون...
بهشون آرامش بدین
من هر ماه بهتون 10 هزار دلار میدم
و موقعی که کارتون تموم بشه،
یه پاداش ویژه هم بهتون میدم
چی؟ 10 هزار دلار؟
10 هزار دلار؟ وقتمون داره تموم میشه
لطفا پیشنهادم رو قبول کنید
واسه چی دست دست میکنی؟ میگه بهت 10 هزار دلار میده
اگه انقدر دستمزد کافی نیست، هر چقدر بخواین بهتون میدم
مسئله این نیس انقدر زیاده که شوکه شدم
جناب، میشه بهم یه کم وقت بدین که راجبش فکر کنم؟
من تو یه هتل همین نزدیکیا هستم
اگه باهام تماس بگیرین، فورا میام دنبالتون
منتظر تماستون می مونم، آقای یانگ نام جین
نوش جونتون باشه
بوش خیلی خوبه
بفرما بخور. من حساب میکنم
این بود...
چیزی که خیلی هوسشو کرده بودین؟
آره، خیلی زیاد هوسشو کرده بودم
محشره
شنیده بودم اینجا رستوران معروفیه واقعا عالیه
چیه؟ از خورش خمیر سویا خوشت نمیاد؟
بخاطرِ بوش، خیلی به دلم نمیشینه
مگه بوش چشه؟
خیلی همه پسند و خوش طعمه
اگه قبل از یه جلسه مهم لباسم بوی اینو به خودش بگیره
تو جلسه به بقیه احساس بدی دست میده
بخاطر همین غذایی که بوی قوی داره رو نمیخورم
بعد از اینکه اینو بخوری برات اسپری خوشبو کننده لباس میخرم
پس از این به بعد، با خیال راحت هر چی دوست داشتی بخور
خیلی آروم و پر انرژی هستین
این یه تعریفه، نه؟ البته
احتمالا پیش خودت فکر میکنی "چه دختر عجیب و غریبیه"؟
نه
رشته ـتون پیانو نیس، نه؟
چی؟
کسایی که رشته پیانو میخونن، هیچوقت نمیذارن ناخن هاشون بزرگ بشه
اشتباه میکنم؟
عجبا. خیلی تیزه
درسته. به طراحی مد تغییر رشته دادم
لطفا به بابام چیز نگو
وقتی لباستون رو دیدم حدس زدم یه ربطی به فشن دارین
بابت امروز ازت ممنونم
خواهش میکنم از دیدنتون خوشحال شدم
انرژی گرفتم
انرژی؟ یعنی چی؟
من که نوشیدنی نیستم
پس خدافظ
صبر کن، انجمن مُد...
هفته بعد نمایشگاه برند ایندی رو برگزار میکنه
میخواین با من بیاین؟
نمایشگاه برند ایندی؟
بله؟
ای وای، آقای کانگ
با اینکه سرتون انقدر شلوغه چطور وقت کردین تشریف بیارین اینجا؟
معلومه که باید میومدم پدرِ عروسم مریض شده
حالش چطوره؟
جراحی خوب پیش رفته،
پس فقط باید منتظر بمونیم حالش بهتر بشه
دکترش دوست دوران بچگیمی آه، که اینطور
مشکلی پیش اومده؟ نه اصلا
بخاطر تمام کمکاتون ازتون ممنونم
سلام سلام
آیگو، جین آه مسئولیت بزرگی روی دوشته
هی…
یه کم جینسنگ قرمز و سوپ گوشت گاو آوردم
خیلی خوب از پدرت مراقبت کن
آیگو
No comments yet. Be the first to leave one.