The first 160 lines.
.نترس
.آروم باش
.خودت رو بسپار به من
دیدی؟
.تموم شد
.چشماتو باز کن
.تو زیبایی، میزوهو چان
این منم؟
پرنسی با رژ لب
.صبح بخیر
.دیگه فصل بارون داره میرسه
.زمان خیلی سریع میگذره
.صبح بخیر
.صبح بخیر
.صبح بخیر، همگی
...ماریا سان
.که اینطور
!تو نوه ی میتسوهیسا سان هستی
.تو وضعیت بدی هستی میزوهو سان
چرا به این وضع افتادم؟
اوه درسته، تقریبا اولای ماه می بود
چی؟وصیت پدربزرگ؟
بله، لطفا یه نگاهی به این بنداز، میزوهو سان
این یه پکیج ثبت نام برای آکادمی دختران سیو هست
این برای چیه؟
این آرزوی میزوهیسا ساما بود که شما به این مدرسه برید
چی؟
این آرزوی پدربزرگمه؟
....حتما، خوشحال میشم که
یه لحظه صبر کنید!من یه پسرم !و این یه مدرسه ی دخترونس
...من چطور باید
ازم انتظار دارید لباس دخترونه بپوشم تا بتونم برم اونجا؟ شوخی میکنید؟
.بله، اینجاست که من وارد میشم
وارد میشی؟ جدی که نمیگی؟
.من ج-دی-ام
.تو زیبایی، میزوهو سان
این منم؟
.آرایشت بی نقصه
کدوم رژیم غذایی ای پوستت رو اینقدر نرم میکنه؟
.و این پدای جدید عالی عمل میکنن
!دقیقا مثل واقعیاشن
!دقیقا مثل واقعیاشن !ما-ماریا
.پاهاتم که خیلی لاغرن
!لباس مدرست عالی میشینه رو تنت
...لباس مدرسه؟ منظورت
این لباس سیو هست .که قراره بپوشی
.نگران نباش. تو خیلی خوشگلی
...هرچند
.به خانوادت رفتی
دقیقا شبیه ساچیهو سانی
شما مادرمو میشناسید؟
.بله، اون شاگردم بود
مادرم اینجا میومد؟
نمیدونستی؟
فرصتش رو نداشتی که بدونی
وقتی به سنی رسیدی ...که بدونی
ساچیهوسان دیگه... .تو این دنیا نبود
...ولی خیلی خوشحالم
...میزوهو سان
.همیشه دلم میخواست بدونم
که بخشی از ساچیهو سان ...هنوزم زنده و سلامته
.و ببین چطور خبرش بهم رسید
.خوبه که زندگی طولانی ای داشته باشی
...خانم مدیر
آدمای پیر به خاطرات گذشته متوسل میشن
.ببخشید
این معلم کلاس شماست هیساکو کاجیئورا سنسه
...خدای من
...خدایا، خدایا، خدایا
.تو خیلی بانمکی
...آم...سنسه
ببخشید، فقط تو .واقعا بانمکی
تو واقعا یه پسری؟
.بله
اگه به هر مشکلی برخوردی به کاجیئورا سنسه اطلاع بده
اون و من تنها کسایی هستیم .که میدونیم تو یه پسری
.بله
.از آشناییتون خوشبختم
خوشحالم که به گوگولیا تو مشکلاتشون کمک کنم
.از آشناییت خوشحالم، میزوهو کون
.تو قراره توی کلاس آ باشی
.نگران نباش. همشون آدمای خوبین .خیلی زود دوست پیدا میکنی
...آم، ولی کاجیئورا سنسه
.هی-سا-کو
.لطفا هیساکو سنسه صدام کن
...باشه. هیساکو سنسه
.خیلی خوبه
.اینم یه جایزه
شکلات؟
و؟
واقعا اشکالی نداره؟
اگه اونا تو نگاه اول بفهمن پسرم چی؟
...آره، خوب
.به نظرم مشکلی برات پیش نمیاد ...نه تنها اونا نمیفهمن
.همشون بهت حسودی میکنن...
واقعا؟
.ولی باید مواظب باشی پسرا و دخترا تفاوتای ریزی دارن
همینطوره، مگه نه؟
بزرگترین مشکلت اینه که .اعتماد به نفس نداری
...میدونم، ولی
.صاف وایستا و اعتماد به نفس داشته باش
پس میانوکوئوجی سان .قراره به کلاسمون بپیوندن
.میزوهو میانوکوئوجی هستم
...از آشناییتون خوشبختم
.از آشناییتون خوشبختم
...نگاهاشون دردناکه
...میتونم شرط ببندم
...که میتونن...
.ببینن که استتار کردم...
...زیباست
.چقدر زیبا
.خیلی لاغر و قدبلنده
.چشماش خیلی بی نظیرن
دیدی؟
درمورد شاگرد جدید کلاس آ شنیدی؟
اونقدر خوشگله که حتی ما دخترام قراره ازش خوشمون بیاد
و توی آزمون ورودیش .برترین نمراتو گرفته
!اون خوشگل و باهوشه
باورم نمیشه یکی مثل اون منتقل شده اینجا
اون یه کاندید غیر منتظره برای ارشد بودنه
هست؟
!ازش پیروی میکنم
!منم همینطور
.مدیر، لطفا
کیمیه سان، متوجه شدی همه سر نهار هیجان زده بودن؟
.بله، بودن
شهرت میزوهو سان محشره، ماریا سان
.خودمم باورم نمیشه
باید به داشتن همچین .دوست خوشگلی به خودت افتخار کنی
.ما فقط دوستای بچگی همیم
فقط دوستای بچگی؟ خیلی راحت درموردش حرف میزنی
باید مواظب باشم تا .اون خیلی خوب به نظر نیاد
.اوه تو واقعا احمقی
میانوکوئوجی سان؟ علایقت چیان؟
غذاهای مورد علاقت کدومان؟
گروه خونیت چیه؟
کجا زندگی میکنی؟
!مطمئنم یه امارت مجلله
...اونقدرام بزرگ نیست
خوشحالم .متوجه نشدن
...اوه نه! الان که آروم ترم
مشکلی پیش اومده؟
.یاد یه چیز ضروری افتادم
.بعدا میبینمتون
یعنی چی شد؟
.به نظر رنگ پریده میومد
.دستشویی
.فکر کنم این طرفیه
دستشویی
دستشویی !اینجاست! خدا رو شکر
.نزدیک بود
.نه، من الان یه دخترم. من یه دخترم
...دختر، دختر، دختر
...دختر، دختر، دختر
فکر کنم تا برگردم خوابگاه .صبر میکنم
رئیس شورای مدرسه
سال سوم کلاس آ میزوهو میانوکوئوجی
.میزوهو میانوکوئوجی
باید به جلسم با .ماریا برسم
!نمیتونم بیشتر از این نگهش دارم !امیدوارم خوابگاه نزدیک باشه
No comments yet. Be the first to leave one.