Synduality: Noir Part 2

Synduality: Noir Part 2

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

SyndualityS2 [AioFilm com]
A Commentary by AioFilm

Tags

other
Published on: 2024-03-28
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 176 lines.

‫‫نوآر! تو الان...

‫بله. از قدرتای میگاسم استفاده کردم

‫بیا انجامش بدیم، کاناتا!

‫باشه! باهمدیگه، از هیچی نمیترسیم!

‫بالاخره تونستیم طوفان نقره ای رو شکست بدیم!

‫نوآر، همش به لطف توئه!

‫کاناتا...

‫حداقل تو به این درک رسیدی که ضعف داری، انسان

‫نوآر

‫ولی تو هنوزم میتونی با وجود همون ضعف هات ‫‫ یکم پیشرفت کنی، بی عرضه

‫چی؟

‫وای، نه!

‫درد داشت

‫فقط یه خواب بد بود

‫نوآر هیچوقت همچین چیزی نمیگه--

‫تا کی میخوای بخوری و بخوابی؟

‫یه کودن به تمام معنایی، انسان

‫یکم به میستره کمک کن، بی عرضه

‫مثل اینکه از این خواب نکبتی بیدار نشدم

‫میستره رو کجا میبری، بی عرضه؟

‫به آزمایشگاه استادم

‫نوآر رو بعد از جنگ طوفان نقره ای به اونجا بردن

‫نوآر؟

‫آها. اسم اون نسخه معیوب

‫چقدر احمقانه اس که به یه میگاس حالت امن اسم دادی

‫بهرحال، ازش خواستم که بدن رو بررسی کنه

‫میخوام نتیجشو ببینم

‫با وضعیت تکنولوژی آدما بعد از سقوط آماسیا

‫فکر کردی چه جوابی میخواد بهت بده؟

‫هرچقدر دلت میخواد منو مسخره کن ‫‫ولی ماریا رو دست کم نگیر

‫اون بی نظیره!

‫جدی؟

‫‫نتایج بررسی...

‫هیچ چیز غیرعادی پیدا نکردم

‫یعنی، چیزی بیشتر از اونچه که بعد تعمیرات فهمیدم ‫‫ نمیدونم

‫نمیتونم بهت کمکی کنم

‫واقعا که نقطه مقابل نوآری

‫چطوری جرئت میکنی؟

‫منو با اون معیوب مقایسه نکن

‫دیگ به دیگ میگه روت سیاه

‫اگه حرفی واسه گفتن داری تو روی خودم بزن، بی عرضه

‫باشه میگم! دیگه به من نگو بی عرضه

‫احمقی که واسه چیزی قرارداد میبنده رو اونم در حالی که

‫نمیدونه تو حالت امنه یا نه، چی میشه صدا زد؟

‫خدای من!

‫حالت امن، آره؟

‫اصن خود این قابلیت غیرعادیه

‫‫- چی؟ ‫‫‫- هان؟

‫حالت امن لزوما

‫حداقل مقدار ممکن برای انجام دادن کارهای ساده ست

‫فکر میکنید چه اتفاقی میفته ‫‫ وقتی همچین قابلیتی به یک

‫کریستال پیچیده علمی، مثل میگاس اضافه کنید؟

‫هیچکاری نمیتونه انجام بده؟

‫درسته

‫واسه همین منطقی نیست که بگیم نوآر یه حالت امنه

‫داری میگی میستره دروغگوئه؟

‫اتفاقا برعکس

‫احتمالش هست حرفی که زدی درست باشه

‫دختر بود یا پسر؟

‫‫اگه درست یادم باشه...

‫پاسکال بود، درسته؟

‫‫- ارباب؟ ‫‫‫- چی

‫پس تایید شد. اربابت پاسکاله؟

‫‫نه، من...

‫یکم از این پاسکال برامون بگو

‫اگه نمیتونی اون معیوب رو بیدار کنی ‫‫بودن من اینجا هیچ فایده ای نداره

‫‫- چرا اعصابشو خورد کردی؟ ‫‫‫- بیخیال بابا

‫با نسخه یاغی نوآر حال میکنم. خیلی باحاله!

‫همین؟

‫شوخی به کنار

‫برای آدما هم همینطوره، مگه نه؟

‫احساسات شدید حافظه رو بهم میریزه

‫این چیزیه که امیدوار بودم باشه

‫فقط یه دروغ کوچیک گفتم

‫راستش، بررسی این سری یه نتایجی داشت

‫‫این...

‫جعبه سیاهه

‫ظاهرا به مغز کوانتومی متصله

‫نمیدونم راهی هست که بشه بازش کرد یا نه

‫پس واسه همین اذیتش کردی؟

‫دقیقا. ولی بیخیال شدم

‫میدونستم همون تکنولوژی رو نیاز داریم

‫که باهاش تایپ زیرو ها رو در وهله اول ساختن

‫چیزی از آماسیا

‫لیست چیزایی که نمیدونیم فقط داره طولانی تر میشه

‫وایسا، یادم رفت

‫بیا

‫اینو یادت نره

‫دوربین نوآر

‫احتمالا آخرین باری که آوردیش اینجا انداختتش

‫ممنون

‫مشکل چیه، خانوم؟

‫این قیافه اخمو بهت نمیاد

‫ارباب، برای این خانوم یکم روغن بیار

‫از بوردو، 20,000 ساله باشه لطفا

‫آهای، این میگاس توئه؟

‫- چه غلطی داره میکنه؟ ‫‫‫- لطفا ببخشیدش

‫فلامه فقط دوست داره با نوآر جدید بازی کنه

‫توئم اندازه اون حال بهم زنی

‫و میستره رو با اون اسم صدا نزن!

‫باشه باشه! فهمیدم! میستی

‫تو همون تایپ زیرویی هستی که به پروژه نامربوطه؟

‫پروژه؟

‫همون بهتر که نمیدونی

‫بهرحال، فقط 20 سال گذشته

‫ولی دریفترها و میگاس ها همشون بی عرضه شدن

‫آخ، درد داشت حرفت

‫ولی اگه دنیا از جایی که فقط باید برای زنده موندن زور میزدی

‫به جایی تبدیل شده که میتونی یکم بی عرضه باشی ولی بازم به زندگی ادامه بدی

‫پس این 20 سال گذشته همچینم بد نبوده

‫شاید بهتره یه نگاهی به دنیای امروز بندازی

‫ممنون که صبر کردی، میستره

‫چی؟ کلادیا و فلامه؟

‫سلام!

‫میخواستم برگردم به کارم برسم ‫‫واسه همین گفتم بیام یه سلامی بکنم

‫ما یه صحبت کوتاهی با دختری که همه جا حرفش هست داشتیم

‫اگه چیز بدردبخوری پیدا کردم خبرت میکنم

‫البته، یه هزینه ای هم داره

‫حتما. ممنون ازت

‫خب دیگه، ما میریم!

‫بای بای!

‫راجع به چی حرف میزدید؟

‫به تو ربطی نداره، بی عرضه

‫نظرت چیه یه جای دیگه هم بریم؟

‫‫چی؟

‫این تشکیلات بزرگ فقط تو 20 سال ساخته شده؟

‫میخوای چیو ثابت کنی، بی عرضه؟

‫از وقتی که بیدار شدی توی اون تعمیرگاه مونده بودی

‫میخواستم بهت نشون بدم که الان دنیا چجوریه

‫نوآر راجع به همه چیز کنجکاو بود

‫واسه همین فکر کردم

‫اگه خاطرات نوآر رو زنده کنیم

‫شاید بتونیم اون حافظه ای که به خواب رفته رو تحریک کنیم و بیدارش کنیم

‫چه فکر احمقانه ای

‫واقعا فکر کردی چیز سست و ضعیفی مثل حافظه

‫قراره رو میگاسی که پر از هوش کریستالیه کار کنه؟

‫از هیچکاری نکردن بهتره

‫شاید بهتره یه نگاهی به دنیای امروز بندازی

‫خیلی خب بی عرضه، باهات میام

‫این چیه

‫میخوای بخری یا چی؟

‫دوست دارم بخرم، ولی...

‫تموم این چیزا اینجا پخش و پلا شدن و راحت میشه برشون داشت

‫از دزدا نمیترسن؟

‫نوآر هم برای خرید زیاد اینجا میومد

‫تقریبا چیزای ابتدایی ان

‫ولی بازم، توقع نداشتم همچین محیط اقتصادی فعالی رو ببینم

‫انسان ها سرسختن، مگه نه؟

‫بعد از 20 سال ‫‫جهنم هم جای خوبی برای زندگی میشه

‫ایول! سبزیجات تازه

‫سوغاتی از خونه پدر و مادرت ‫‫دستت درد نکنه، مایکل

‫هیچی بهتر از سبزیجات آبدار نیست!

‫خوش به حالت. یکم به منم بده، مایکل

‫مایکل چشه؟

‫‫چرا--

‫چرا یه دستگاه نمیگیریم که سبزیجاتو برداشت کنه؟

‫تو آشیانه مزرعه الماس، خونه پدر و مادر مایکل

‫شعار ما کشت محصولات با دست درست مثل قدیما هست

‫اینجا مشروب فروشیه؟

‫نوآر زیاد اینجا نوشیدنی میخورد

‫شیر غیر ارگانیک دوست داشت

‫میگاس ها و آدم ها باهم تو مشروب فروشی ها نوشیدنی بخورن؟

‫اون نسخه معیوب بیخیال همچی شده

‫این امکان نداره

‫درسته. پس بهتره بریم اونجا

‫این دیگه چه کوفتیه؟

‫آب تصفیه شده از بلوشیست

‫اینجارو پر آب کردن!

‫که فقط توش شنا کنن؟

‫باهات موافقم

‫آدما وقتی بحث تفریح باشه تموم زمان و پولشونو خرج میکنن

‫تو دیگه این حرفو نزن ‫‫خودت بیشتر از اونا تفریح میکنی

‫حالا که تا اینجا اومدی ‫‫چرا یه تنی به آب نمیزنی؟

‫‫- چی؟ ‫‫‫- راستی، نوآر هم...

‫خیلی از استخر خوشش میومد...

‫منو با اون معیوب مقایسه نکن

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left