The first 176 lines.
نوآر! تو الان...
بله. از قدرتای میگاسم استفاده کردم
بیا انجامش بدیم، کاناتا!
باشه! باهمدیگه، از هیچی نمیترسیم!
بالاخره تونستیم طوفان نقره ای رو شکست بدیم!
نوآر، همش به لطف توئه!
کاناتا...
حداقل تو به این درک رسیدی که ضعف داری، انسان
نوآر
ولی تو هنوزم میتونی با وجود همون ضعف هات یکم پیشرفت کنی، بی عرضه
چی؟
وای، نه!
درد داشت
فقط یه خواب بد بود
نوآر هیچوقت همچین چیزی نمیگه--
تا کی میخوای بخوری و بخوابی؟
یه کودن به تمام معنایی، انسان
یکم به میستره کمک کن، بی عرضه
مثل اینکه از این خواب نکبتی بیدار نشدم
میستره رو کجا میبری، بی عرضه؟
به آزمایشگاه استادم
نوآر رو بعد از جنگ طوفان نقره ای به اونجا بردن
نوآر؟
آها. اسم اون نسخه معیوب
چقدر احمقانه اس که به یه میگاس حالت امن اسم دادی
بهرحال، ازش خواستم که بدن رو بررسی کنه
میخوام نتیجشو ببینم
با وضعیت تکنولوژی آدما بعد از سقوط آماسیا
فکر کردی چه جوابی میخواد بهت بده؟
هرچقدر دلت میخواد منو مسخره کن ولی ماریا رو دست کم نگیر
اون بی نظیره!
جدی؟
نتایج بررسی...
هیچ چیز غیرعادی پیدا نکردم
یعنی، چیزی بیشتر از اونچه که بعد تعمیرات فهمیدم نمیدونم
نمیتونم بهت کمکی کنم
واقعا که نقطه مقابل نوآری
چطوری جرئت میکنی؟
منو با اون معیوب مقایسه نکن
دیگ به دیگ میگه روت سیاه
اگه حرفی واسه گفتن داری تو روی خودم بزن، بی عرضه
باشه میگم! دیگه به من نگو بی عرضه
احمقی که واسه چیزی قرارداد میبنده رو اونم در حالی که
نمیدونه تو حالت امنه یا نه، چی میشه صدا زد؟
خدای من!
حالت امن، آره؟
اصن خود این قابلیت غیرعادیه
- چی؟ - هان؟
حالت امن لزوما
حداقل مقدار ممکن برای انجام دادن کارهای ساده ست
فکر میکنید چه اتفاقی میفته وقتی همچین قابلیتی به یک
کریستال پیچیده علمی، مثل میگاس اضافه کنید؟
هیچکاری نمیتونه انجام بده؟
درسته
واسه همین منطقی نیست که بگیم نوآر یه حالت امنه
داری میگی میستره دروغگوئه؟
اتفاقا برعکس
احتمالش هست حرفی که زدی درست باشه
دختر بود یا پسر؟
اگه درست یادم باشه...
پاسکال بود، درسته؟
- ارباب؟ - چی
پس تایید شد. اربابت پاسکاله؟
نه، من...
یکم از این پاسکال برامون بگو
اگه نمیتونی اون معیوب رو بیدار کنی بودن من اینجا هیچ فایده ای نداره
- چرا اعصابشو خورد کردی؟ - بیخیال بابا
با نسخه یاغی نوآر حال میکنم. خیلی باحاله!
همین؟
شوخی به کنار
برای آدما هم همینطوره، مگه نه؟
احساسات شدید حافظه رو بهم میریزه
این چیزیه که امیدوار بودم باشه
فقط یه دروغ کوچیک گفتم
راستش، بررسی این سری یه نتایجی داشت
این...
جعبه سیاهه
ظاهرا به مغز کوانتومی متصله
نمیدونم راهی هست که بشه بازش کرد یا نه
پس واسه همین اذیتش کردی؟
دقیقا. ولی بیخیال شدم
میدونستم همون تکنولوژی رو نیاز داریم
که باهاش تایپ زیرو ها رو در وهله اول ساختن
چیزی از آماسیا
لیست چیزایی که نمیدونیم فقط داره طولانی تر میشه
وایسا، یادم رفت
بیا
اینو یادت نره
دوربین نوآر
احتمالا آخرین باری که آوردیش اینجا انداختتش
ممنون
مشکل چیه، خانوم؟
این قیافه اخمو بهت نمیاد
ارباب، برای این خانوم یکم روغن بیار
از بوردو، 20,000 ساله باشه لطفا
آهای، این میگاس توئه؟
- چه غلطی داره میکنه؟ - لطفا ببخشیدش
فلامه فقط دوست داره با نوآر جدید بازی کنه
توئم اندازه اون حال بهم زنی
و میستره رو با اون اسم صدا نزن!
باشه باشه! فهمیدم! میستی
تو همون تایپ زیرویی هستی که به پروژه نامربوطه؟
پروژه؟
همون بهتر که نمیدونی
بهرحال، فقط 20 سال گذشته
ولی دریفترها و میگاس ها همشون بی عرضه شدن
آخ، درد داشت حرفت
ولی اگه دنیا از جایی که فقط باید برای زنده موندن زور میزدی
به جایی تبدیل شده که میتونی یکم بی عرضه باشی ولی بازم به زندگی ادامه بدی
پس این 20 سال گذشته همچینم بد نبوده
شاید بهتره یه نگاهی به دنیای امروز بندازی
ممنون که صبر کردی، میستره
چی؟ کلادیا و فلامه؟
سلام!
میخواستم برگردم به کارم برسم واسه همین گفتم بیام یه سلامی بکنم
ما یه صحبت کوتاهی با دختری که همه جا حرفش هست داشتیم
اگه چیز بدردبخوری پیدا کردم خبرت میکنم
البته، یه هزینه ای هم داره
حتما. ممنون ازت
خب دیگه، ما میریم!
بای بای!
راجع به چی حرف میزدید؟
به تو ربطی نداره، بی عرضه
نظرت چیه یه جای دیگه هم بریم؟
چی؟
این تشکیلات بزرگ فقط تو 20 سال ساخته شده؟
میخوای چیو ثابت کنی، بی عرضه؟
از وقتی که بیدار شدی توی اون تعمیرگاه مونده بودی
میخواستم بهت نشون بدم که الان دنیا چجوریه
نوآر راجع به همه چیز کنجکاو بود
واسه همین فکر کردم
اگه خاطرات نوآر رو زنده کنیم
شاید بتونیم اون حافظه ای که به خواب رفته رو تحریک کنیم و بیدارش کنیم
چه فکر احمقانه ای
واقعا فکر کردی چیز سست و ضعیفی مثل حافظه
قراره رو میگاسی که پر از هوش کریستالیه کار کنه؟
از هیچکاری نکردن بهتره
شاید بهتره یه نگاهی به دنیای امروز بندازی
خیلی خب بی عرضه، باهات میام
این چیه
میخوای بخری یا چی؟
دوست دارم بخرم، ولی...
تموم این چیزا اینجا پخش و پلا شدن و راحت میشه برشون داشت
از دزدا نمیترسن؟
نوآر هم برای خرید زیاد اینجا میومد
تقریبا چیزای ابتدایی ان
ولی بازم، توقع نداشتم همچین محیط اقتصادی فعالی رو ببینم
انسان ها سرسختن، مگه نه؟
بعد از 20 سال جهنم هم جای خوبی برای زندگی میشه
ایول! سبزیجات تازه
سوغاتی از خونه پدر و مادرت دستت درد نکنه، مایکل
هیچی بهتر از سبزیجات آبدار نیست!
خوش به حالت. یکم به منم بده، مایکل
مایکل چشه؟
چرا--
چرا یه دستگاه نمیگیریم که سبزیجاتو برداشت کنه؟
تو آشیانه مزرعه الماس، خونه پدر و مادر مایکل
شعار ما کشت محصولات با دست درست مثل قدیما هست
اینجا مشروب فروشیه؟
نوآر زیاد اینجا نوشیدنی میخورد
شیر غیر ارگانیک دوست داشت
میگاس ها و آدم ها باهم تو مشروب فروشی ها نوشیدنی بخورن؟
اون نسخه معیوب بیخیال همچی شده
این امکان نداره
درسته. پس بهتره بریم اونجا
این دیگه چه کوفتیه؟
آب تصفیه شده از بلوشیست
اینجارو پر آب کردن!
که فقط توش شنا کنن؟
باهات موافقم
آدما وقتی بحث تفریح باشه تموم زمان و پولشونو خرج میکنن
تو دیگه این حرفو نزن خودت بیشتر از اونا تفریح میکنی
حالا که تا اینجا اومدی چرا یه تنی به آب نمیزنی؟
- چی؟ - راستی، نوآر هم...
خیلی از استخر خوشش میومد...
منو با اون معیوب مقایسه نکن
No comments yet. Be the first to leave one.