The first 192 lines.
...هی کون، تورو خدا، آروم باش
.خیلی خطری میزنه. هی، آشیا
.چی چانُ هیتوشی کونُ هیناکو سانُ ببر پیش کازوما سان
.منُ اِمی سرشُ گرم میکنیم
.چشم
.دنبالم بیاید
.بزن بریم، اِمی
...کاش همین واسه فراری دادنش کافی باشه، ولی
!اِ-اِمی! خوبی؟
!اصلاً هم خوب نیستم
!هیناکو! هیتوشی
ا-اون دیگه چه کوفتیـه؟
!چطور شد کارم به اینجا کشید؟
!ماما فوقالعادهـست! آقا خرسـه رو اوف کرد
!شیطان پاره وقت
فصل دوم
m 490.25 290.625 l 806.875 290.625 806.875 326.625 490.25 326.625
!اوه، اخبارت کُل اینترنتُ گرفته
.برمیخیزندشیطان و قهرمان به دفاع از ساساکیها
.بر میخیزند شیطان و قهرمان به دفاع از ساساکیها
اخبار آنلاین، ناگانو
.زن جوانی که خرسوحشی را شکست داد
".زنی کشاورز، با خرسـی وحشی دستُ پنجه نرم کرد و زد حالشُ جا آورد"
.موندم کی بهشون خبر داده
.ما هیچی از این موضوع نمیدونیم
میشه از اینجا برید؟
.ولی پسر، خدا بهت رحم کرد هیچکس عکسی چیزی ازت نگرفت
.اینجا کِز کردن دردی ازت دوا نمیکنه
،اصلاً اگه بخاطر اون رانندهی قوزمیت نبود .کارم به دستبهیقه شدن با اون خرسـه نمیکشید
اِمی دونو، هانزو دونو، واسه چی خونه رو گذاشتین رو سرتون؟
.کازوما دونو
شرمنده، میشه یه صحبتی باهم داشته باشیم؟
!از صمیم قلب بخاطر حفاظت از هیناکو و هیتوشی ازتون ممنونم
.هِــع؟ آه، خواهش میکنم
.خبدیگه، یوسا سان، حسابی استراحت کنید
،آماده بودم تا اگه حرف اشتباهی زد .سریع حافظهـشُ دستکاری کنم
...ولی، نه کازوما دونو و نه هیناکو دونو
.جزئیات مبارزهـتونُ حتی به منم نگفتن؛ چهبرسه به عموم
.ممکنه بخاطر دوستیت با چیهو دونو هم باشه
...کهاینطور
.بههرحال، اگه منم جای تو بودم زیاد از لقب "خرسافکن" خوشم نمیومد
!جان؟
.یهلحظه ترمز کن ببینم، بِل !منظورت از "خرسافکن" چیه؟
!"خـــرسافکن"
...خب، چیزه، دیدم مائو و آلشیل اینطوری صدات میکنن
!مائـــــــــــــــــــــــــــــــو؟
!وایسا، آروم باش، اِمیلیا
!مائو و آلشیل پیش پات با مانجی دونو رفتن بیرون
!ولم کن، بِل !آلاسراموس کجاست؟
!نگو که پیش مائوئه
!پایین پیش هیتوشی خوابیده! نگرانش نباش
!نگرانم
اگه یهوقت آلاس راموس برگرده بگه، "ماما خرسافکنـه" چی؟
!دیگه تا آخر عمر نمیتونم سرمُ بالا بگیرم
مگه همین الآنشم همه "شیطانزلیلکُن" صدات نمیکنن؟ چه فرقی داره حالا؟
!قیافهـتُ یهجور نکن که انگار چه حرف خوبی زدی
.اون آخریش بود
.حله، دستت دردنکنه
!مانجی سان
.تقریباً تمام علف هرزها رو وجین کردیم
.حله. جفتتون خسته نباشی
.امیدوارم خوب رشد کنن
.دیگه تقریباً سنم واسهی این کار رفته بالا
...باید بقیه چیزها رو به کازوما بسپرمُ خودمُ بازنشست کنم
.هیچجوره نمیتونم خودمُ بهپای کازوما یا یومیکو برسونم
نمیتونید؟
...یومیکو شروع به گسترش دادن کسبُکارمون کردُ
همین الهام بخش کازوما شد که... .توی توکیو رشتهی تجارتُ کشاورزی رو بخونه
جداً؟
.به لطف اونا، از وقتی بابام کارها رو بهم سپرد، فروشمون سه برابر شده
!فروش سهبرابری؟! فوقالعادهـست
...کازوما یهسری پنل خورشیدی از دانشگاهش قرض گرفتُ
.تو زمینهایی که بِلا استفادهـن، کار گذاشت...
سبزیحات محلی بدون مواد مضر
...بدون واسطه سبزیجات اورگانیکـمونُ به رستورانهای توکیو میفروشه و
...حتی سبزیجات بیکیفیتی که قبلاً دور میریختیمُ...
.بهجای دور ریختن با قیمت پایین رد میکنه بره...
آها، اون پنلهایی که روبرومون هستنُ میگفتید، نه؟
.آره، همونا
.با استفاده از اون پنلها، برق سیستم تهویهی گلخونهها رو تامین میکنیم
.این موضوع کنترل دما و رطوبت هوا رو خیلی آسونتر کرده
.برق کُل گلخونههای این منطقه از اونا تامین میشه
حس میکنم حالا میفهمم که .چرا قلمرو شیاطین، تا قبل از اینکه من متحدش کنم، اونقدر تو هرجُ مرج بود
مائو ساما؟
،تا وقتی که جادوی کافی تو جو وجود داشته باشه
.شیاطین نیازی به تغذیه ندارن
.تو دنیایی که به تولید مواد غذایی نیازی نباشه، امکان به وجود اومدن جوامع وجود نداره
!هـــوی
!دیگه کمکم وقت رفتنـه
!بریم خونه یه شامی بخوریمُ یه حمومی بزنیم به بدن
.گُشنهـم شد
ها؟
.شنیدم تو میادا هم یهسری قربانی داشته
!عه، خوشتشریف آوردید
.آه، مانجی سان، بهموقع اومدی
.این دو نفرُ یادم نمیاد
.اوه، اینا کساییان که به سفارش سِنیچی از توکیو پا شدن اومدن اینجا
.کارگر های پارهوقتـمون، مائو سان و آشیا سان هستن
.ایشون هم رئیس شورای محل، اوندا سان هستن
.اگه اینطوره که حتماً باید آدمهای مطمئنی باشن
.سَرُ کلهی یهسری دزد مزارع پیدا شده
.چند تا مزرعه رو دزد زده .بیشتر هم دنبال میوهجاتـن
میگفت محصولات دزدیده شده اکثراً .هندونه و میوههای گروه قیمتُ سبزیجات ویژهی منطقه بودن
.تازه یه عالمه هم دزدیدن
مزارع ساساکی، هندونه و یهنوع گوجهی مخصوص کشت میکنه، درسته؟
.خبرش تو نِت هم پخش شده .البته فقط تو یهسری سایتهای کوچیک
چطوره امشبُ گشت بدیم؟
.تو همچین املاک درندشتی به این آسونیها هم نیست
.تازه نمیدونم نقشهـشون چیه یا اصلاً میان یا نه
.حق با توئه. تازه ما هم باید فردا صبح کلهسحر بریم سر کار
.بهعلاوه نیروی کافی واسه پوشش کُل مزرعه رو هم نداریم
چی چان، کازوما سانُ بقیه برنامهای واسهـش نداشتن؟
...میگفتن اقدامات متقابل لحاظ میکنن، ولی
.چیزی راجب گشت شبانه نگفتن...
مائو، داری به چی فکر میکنی؟
...دقیق مطمئن نیستم، ولی
.همهی جرائم هفتهی قبل اتفاق افتاده
حتماً باید یهجایی رو سراغ داشته باشن که .بتونن توش سریعُ خاطرجمعی محصولاتُ آب کنن
،از اونجایی که مستقیم از مزارع دزدی میکنن
.ماشینـشون قطعاً یه وانت معمولی نیست
،ولی اگه بخوان از کامیون هم استفاده کنن
.اگه یه وقت لو برن، راهت میشه ردشونُ زد
آخر منظورت چیه؟
هنوز نفهمیدی؟
ما همین تازگی به یه ماشین برخوردیم که .جون میده واسهی دزدی از مزارع
،رنگ تیرهای داره که تو شب نمیشه دیدش ،اونقدر جا داره که میشه کُلی چیز توش بار زد
.با سرعتُ قدرتی هم که داره، راحت میتونه با سرعت تو جادههای خاکی حرکت کنه
.همون اون روزیه
...اینا همهـش یه فرضیهـست. ولی اگه حق با من باشه
.امشب، شبـیه که سرُ کلهی آقا دزده پیدا میشه
هیچکس جرعت نمیکنه یه شب بعد از اینکه خانواده و کارگرهاش مورد حملهی یه خرس قرار گرفتن، پاشُ از در خونه بیرون بذاره، مگه نه؟
امشب، مزرعه ساساکی واسهـشون .ایدهآل ترین جولانگاه ممکنه
چشمـشون دنبال هندونههاست یعنی؟
وایسا. اون چیزهایی که ما دیدیم .که لزوماً تنها محصولاتـشون نیست
یهسری سبزیجات اورگانیک ویژه هم پرورش میدن، مگه نه؟
اگه برن سراغ اونا چی؟
...اِمی، سوزونو، نمیتونید پرواز کنیدُ
از بالا یه سَرُ گوشی آب بدین؟...
،عقل کُل. نصف شبی که نمیشه دید تو زمین چهخبره
.تازهـشم، اگه یهوقت یکی ما رو موقع پرواز کردن ببینه، کارمون زاره
.ر-راست میگی
هوی، اوروشیهارا. اگه اشتباه نکنم اون موتور جستجو یهجور نقشههای دقیق فوق پشمریزون داشت، مگه نه؟
چیچی داری تفت میدی، مائو؟ .اون نقشهها که زنده نیستن
.منظور از زنده: پخش زنده بودنه
میخوای تا صبح بهپاشون وایسی؟
چرا از یکی از ساساکیها کمک نمیگیری؟
اون یارو کسیـه که .از قصد صدای بوقـشُ درآورد تا خرس به منُ اِمی حمله کنه
باید فرض رو این بذاریم که .طرفـمون هیچ مشکلی با آسیب رسوندن به بقیه نداره
.نمیتونیم بیشتر از این ساساکیها رو درگیر این قضیه کنیم
،اگه اِمی و سوزونو بتونن با یکم نیروی الهی بترسوننشون .احتمالاً بتونیم ورقُ برگردونیم
اونوقت دقیقاً قراره چطوری تقسیم بشیم؟
.ما کلاً پنج نفریم
.نمیتونیم چیهو دونو رو با خودمون ببریم
...آخر پای منُ هم وسط کشیدن
چطوره فقط تو جاهایی که باهاشون آشنایی داریم گشت بزنیم؟
...مثلاینکه چارهای هم جز این نداریم
خبپس، بیاید مسیرهایی که __ممکنه ازش بیانُ مشخص کـ
.اومدم داخل
مـ-مامانجون؟! از کی تا حالا اینجایی..؟
.اصلاً حضورشُ حس نکردم
حرفامونُ شنیدی؟
.هنوز گوشهام مثل ساعت کار میکنن
.خیالتون تخت باشه. من که نمیخوام برمُ نقشههاتونُ کف دست بقیه بذارم بابا
مامانجون؟
،من زیاد از چیزهای پیچیده سر درنمیارم
اونقدرم جون واسهـم نمونده که بخوام .دوره بیوفتم اسرار ملتُ جار بزنم
...ممکنه شماها آدمهای عادیای نباشید، ولی
...چیزی که واسهم مهمه اینه که...
.شماها میخواید از مانجی و یومیکو و کازوما و هیناکو و هیتوشی محافظت کنید...
.فقط همینُ بس
.جوونک، اون چیزُ نشونم بده
.بـ-بله
خوکار دمدستـتون هست؟
.بله
جنگل
صفحات خورشیدی
زمین آیششده
.آیش: زمینهای شخمزده شده
جنگل
جنگل
جنگل
.اینجا به بزرگـترین جاده منتهی میشه
جنگل
جنگل
اینجا همون زمینـیه که .توش به اون خرس برخوردید
.تنها جاهایی که یه ماشین بزرگ میتونه ازشون رد بشه، اینجا، اینجا و اینجاست
!خانومبزرگ، دستخوش داری
جنگل
جنگل
شالیزار
زمین آیششده
صفحات خورشیدی
No comments yet. Be the first to leave one.