The Dragon Prince

The Dragon Prince

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Dragon Prince S01E06 Web Versions Fa
The Dragon Prince S01E06 WEB x264-CRiMSON
The Dragon Prince S01E06 720p WEB x264-CRiMSON
The Dragon Prince S01E06 480p WEB x264-RMTeam
The Dragon Prince S01E06 1080p WEB x264-CRiMSON
The Dragon Prince S01E06 720p WEB HEVC x265-RMTeam
The Dragon Prince S01E06 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-MZABI
The Dragon Prince S01E06 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-MZABI
A Commentary by MJBN
ترجـــمه و زیرنـــویس از | Erfan_Ugmid |

Tags

web
x264
720p
720
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
480p
480
1080
Published on: 2018-09-21
Downloads: 52
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 167 lines.

« ترجـــمه و زیرنـــویس از Erfan_Ugmid »

...آنچه در شـاهزاده اژدهـا گذشت

انسان ها و الف ها به همدیگه اعتماد ندارن

این تغییری نمیکنه تا وقتی که این تخمو برداریم و به زیدیا ببریمش

رایلا ، ما خودمونو محدود کردیم

تنها یک راه برای رهایی وجود داره

یک فرقه از بهترینمون سریعا فرستاده میشه

تا شاهزاده هارو پیدا کنن.

من بچه های خودمو به وظیفه میگیرم

سورن و کلادیا رو با رهبری کردن گروه امداد و نجات.

گوش کن، ازت میخوام که تخمو بهم بدی.

باید به جای مناسب ببرمش

چی؟ چرا ؟

بهم اعتماد کن‌

« شــاهزاده اژدهــا »

« کتاب اول : مـاه » « بخش ششم : از میان یـخ »

ازم میترسی ، کوچولوی بانمک.

ممنونم، کوچولو. ولی دستام یه مشکلی دارن که تو نمیتونی از بین ببریش.

موضوع چیه ؟

هیچوقت یک الف رو به دام ننداخته بودم

ساده‌تر از چیزی بود که فکر میکردم‌

کالوم ؟ فکر کنم تنها شدیم.

بالاخره ... اوه، منتظر این لحظه بودم.

کالوم ؟

نفست هنوز بوی کره بادوم زمینی میده.

! کالوم

- چیه ... چیه ؟ - ! پاشو ، رایلا گم شده

اوه، نه، برداشدتش ؟

تخم هنوز اینجاست

باشه، خوبه.

میدونی که، این هنوز دلیلی نمیشه که بتونیم بهش اعتماد کنیم.

ولی من ازش خوشم میاد کالوم.

هعی منم ازش خوشم میاد‌. ...ولی موضوع اینجاست که، اون یه

یه الفه ؟ کی اهمیت میده ؟

بنظر میرسه شاید هرچیزی که ما درباره‌ی الفا شنیدیم اشتباه بوده.

نه، میخواستم بگم، ...موضوع اینه که

اون همه چیزو بهمون نمیگه.

میتونم احساس کنم

پسرارو بصورت صلح آمیزه بهم بده و میزارم که بری.

زندانیاتو آزاد کن

اونا زندانی نیستن

اونا خودشون انتخاب کردن تا باهام سفر کنن

چی ؟ چرا اونا باید بهت اعتماد کنن ؟

! بخاطر اینکه ما در این ماجرا باهمیم اونا الان دوستام هستن.

! دوست ؟ تو پدرشونو کشتی

من کسیو نکشتم

رهبرت انجام داد. فرقش چیه ؟

صبرکن، اونا نمیدونن، مگه نه ؟

وقتی بفهمن ازت متنفر میشن.

! خفه شو

پیروزیتو مزه کن الف. دفعه بدی خیلی خوش شانس نیستی.

! به بچهای داخل گودال بگو

خب، میدونستی یجورایی تو خواب حرف میزنی؟

رویای چیو داشتی میدیدی ؟

...آهـ

یادم نمیاد، چرا ؟ منکه، مثلا اسم کسیرو بلند نگفتم که، نه ؟

...نه ولی داشتی یچیزی درباره کره بادوم زمینی میگفتی

ساندویچ.

بعله. حالا یادم میاد.

من یه رویا درمورد ساندویچ داشتم

! بنظر میرسید خیلی درمورد ساندویچ اشتیاق داشتی

میدونی چیه ؟ چند سال دیگه وقتی که بزرگتر شدی رفیق

میشینیم و صحبتای عاشقانه درمورد ساندویچـا میکنیم.

! برید، برید، برید باید حرکت کنیم.

چه خبر شده ؟ کجا بودی ؟

باید اول یچیزی بخوریم.

ببین بیت چقدر بدخلق شده الان

! آهـ، وقتی نمونده

باید همین الان راه بیافتیم

رایلا چرا ؟ ... حداقل باید توضیح بدی که

من مجبور نیستم چیزی رو بهت توضیح بدم. ! بزنید بریم

! خیلی خب، خیلی خب

من عاشقه دیدارهای اینجا هستم.

یه تمرین پای خوب دارم با بالا اومدن این همه پله.

مسائل مهمی داریم که باید درموردش بحث کنیم. تلاش و تمرکز کن.

مشکلی نیست.

توجه منو به خودت جلب کردی.

این عصر، تو و خواهرت برای یه ماموریت میرید.

جستجو برای شاهزاده‌ ها

اوه، آره. راه خوبی برای سوزوندنه. « منظورش اینه که کار راحتیه »

نتیجه ماموریت شما برای آینده پادشاهیمون مهم و بحرانیه.

داریمش، پیداشون میکنیم.

مطمئنم که میکنی.

ولی در این موقعیت یذره نکات دقیقی وجود داره.

روحمم خبر نداره نکات دقیق چی هستن.

با دقت گوش کن

باید با خبری برگردی که در اون شاهزاده ها مردن.

صبرکن

معذرت میخوام ؟

فکر کنم سرم برعکس بود، مسائل و باهم قاطی کردم.

میتونی دوباره تکرارش کنی ؟

باید با خبرای وحشتناکی برگردی که در اون هردو شاهزاده مردن.

صبرکن ، این مسیر خیلی ساده‌‌ست.

نه ، نیست‌. دقیقا یکم ساده‌ست.

نه، خیلی فرسوده و مسطح و نرمه‌‌

دیر یا زود، میخوایم از دست کسی فرار کنیم.

باید از اونجا بریم بالا. زمین سفتتر برامون امنتره‌.

سفتر، بهتر.

- وحشتناک بنظر میرسه. - دقیقا.

این به اندازه کافی سفت هست‌.

نظری در این باره داری که این تخم چقدر سنگینه ؟

آهـ، نه، ندارم.

چون بهم اعتماد نمیکنی که بیارمش.

خب، باید بهت اعتماد کنیم ؟

تاحالا واقعیتو درباره همه چیز بهمون گفتی ؟

خیلی خب، به حمل کردن تخم بسیار سنگین ادامه بدید.

ولی نق زدنو بس کنید. بالاخره از این راه میریم.

خب صبر کن

...اگه با اخباری برگردیم که در اون شاهزاده‌ ها مردن

به این معنی نیست که شکست خوردیم ؟

جنگ بعدی سرنوشت انسانیت رو مشخص میکنه.

تاریخ به یک نقطه سرگردون تبدیل میشه.

پس تو داری میگی مسائل میتونن به هردو صورت باشند ؟

دقیقا

مثل یک الاکلنگ

بله‌.

تاریخ شبیه یک ... الاکلنگه.

اگه به اندازه کافی قوی باشیم که تصمیمات درستو بگیریم،

انسان‌ها شاید به زیدیا برگردن

و سرزمین های جادویی بزرگی که به درستی برای خودمون هستند رو پس بگیرن.

... ولی اگه توسط یک بچه شاه هدایت بشیم

تصمیمات بدی میگیره ؟

! تصمیمات ضعیفی میگیره

... تاریخ مسیر اشتباهی رو بیان میکنه

و نیروهای زیدیا نه تنها کاتیلوس،

! بلکه پنج قلمروی پادشاهی رو نابود میکنن

خیلی خب، پس قراره من با خبرایی برگردم که درش اونا مردن.

... چیزی که متوجه نمیشم اینه که

قراره چکار کنم وقتی زنده پیداشون کردیم ؟

... اوه

متوجه خواهی شد که کار درست رو باید انجام بدی.

... کار درست، من

نمیدونم که بتونم انجامش بدم

اون بیرون، در جنگل، تصادفات هر روز اتفاق می افتن.

تصادفات مرگبار.

پسرم

این آسون نخواهد بود، ولی تو قوی هستی.

حالا، به هیچکس نگو. حتی کلادیا‌

باید این بار سنگین رو تنها رو دوشت حمل کنی.

این یه مسئولیتیه برای من تا تاج و تخت رو بگیرم.

و روزی اون تاج و تخت متعلق به تو خواهد شد.

! خیلی خب

بیاید توقف کنیم و یه چیزی بخوریم. گشنمه.

... آه

اوه، نه.

- من غذارو ندارم. - چی ؟

تو یه وظیفه داشتی که غذای فاسد انسانیتو حمل کنی.

چجوری تونستی ولش کنی ؟

! تو بهمون هجوم آوردی

... سرمون داد زدی ، و مجبورم کردی که ولش کنم.

اوه ، درسته

... چونکه من داد زدن سر سه چیزو یادم میاد

بجنبید ، بجنببد. بزنید بریم، بریم، بریم.

و اینکه " هرچیزی که برای بقا لازم دارید رو رها کنید. "

حالا باید چکار کنیم ؟ ! بدون غذاییم

خب، بگمونم باید آبمیوه ماهمو باهاتون تقسیم کنم.

که با مواد فوق مغذی بسته بندی شده ... و من هنوز یه عالمه ازش دارم

! هنوزم یه عالمه ازش داشتم

! یه نفر همشو خورده کی سراغ وسایلم رفته ؟

- ! من به خرتو پرتات دست نزدم - ! به من نگاه نکن

خب، منکه نخوردمش

اگه یکی از شما ندزدیدیتش، پس کار کی بوده ؟

صبر کن.

... این غورباقه کوچولو هیولا

! بیت اینکارو انجام نمیده حقی نداری که مقصر بدونیش

! گردن اون ننداز

! نگاه کن چقدر میدرخشه

More Farsi Persian subtitles for The Dragon Prince

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left