I Am Dying to Live

I Am Dying to Live (Je meurs de vivre)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Je meurs de vivre 1994 XviD-Per (2)
A Commentary by Qasem_Samangani
ارائه اختصاصی کانال تلگرامی سینمانگاه - فارسیِ فیل‌آسفی × آپلود : قاسم سمنگانی

Tags

dvd
Published on: 2024-08-10
Downloads: 51
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 94 lines.

‫مُردن برای زیستن ‫(برای زندگی می‌میرم)

‫نگران بودم مبادا دست‌پاچه بشم

‫اما می‌شه حضور دوربین رو نادیده گرفت

‫هرکسی که خودش رو در شخصیت‌های این فیلم ‫بازبشناسه

‫نباید دست انداخته بشه

‫جان من

‫دوست من

‫امروز نمی‌تونم خودم را

‫به دیدارگاه‌مان برسانم

‫حتی اگر چیزی که این‌جا رخ می‌دهد ‫همه را نگران کند

‫اجازه دهید دلیل این غیبت را

‫- موقتا -

‫پنهان کنم

‫به خودتان نگیرید

‫و این سکوت را درک کنید

‫چرا که دفعه‌ی بعد که یکدیگر را ببینیم

‫آن را خواهم شکست

‫این رو پاک کن

‫...یکدیگر را بیابیم

‫امشب خواب و آسایش از من رو گردانیده اند

‫در اتاق، دو پنجره خواهد بود

‫که نور شگرفی از آن‌ها به درون می‌تابد

‫اگرچه سوای از هم به داخل می‌زنند

‫در نهایت یک نور خواهند بود

‫سوای گورستان چه چیز مشترکی باهم داریم؟

‫چرا زودتر خودمون رو نمی‌یابیم؟

‫هیچ راهبی هست که بتونه برنامه‌ای برای آینده ‫داشته باشه؟

‫هیچ راهبی می‌تونه پیش‌نادیدنی رو پیش‌ببینه؟

‫بسا چیزها که روزگاری ناشناخته بودند، ای دوست

و تا زمان مرگ ناشناخته باقی خواهند ماند

‫مرگ آنان که

‫پیشاپیش از زندگی‌شان دست شستند

‫حتی پیش از آنکه

از جهان زندگان رخت بربندند

‫حتی پیش از آنکه دست‌ آدمی ‫از دنیای زندگان کوتاه شود

‫به زعم من، چیزی برای اثبات کردن نداریم

‫به زعم من اگر این زندگی واقعی باشد

‫گواه بر حقیقتی‌ست

‫آدمی را شکیبایی باید

‫و زمان بسنده نیز خواهیم داشت

‫امروز صبح برای خواهران، ارگان نواختم

‫نه آب‌های عظیم توان فرونشاندن عشق را دارند

‫و نه رودخانه‌ها توان غرقه گردانیدنش

‫اگر بنا بود آدمی هرچه را که در خانه‌اش دارد ‫به پای عشق بدهد

چیزی جز خواری به دست نمی‌آورد

‫از وقتی که دل به تو داده ام، ‫ملکوت خداوند را بیش از پیش دوست می‌دارم

‫به واسطه‌ی تو دوست می‌دارمش

‫آن شب نتوانستم بخوابم

‫بدون دیدن چیزی... ‫روح درمی‌یابد که چی آن‌جاست

‫- پیکر عیسی ‫- آمین

‫از زندگی می‌ترسم

‫می‌میرم تا زندگی کنم

‫می‌میرم تا زندگی کنم و تو را دوست بدارم

‫قَسم‌ت می‌دهم، ای دختر اورشلیم

‫به غزال‌ها و گوزن‌های ‫این دشت

‫که بیدار نشوی، ‫این عشق را پیش از آنکه بجنبد

مجنبانی

‫نانمان را حمل می‌کنم

‫چنان که آدمی فرزندش را

‫فرزندی که هیچگاه نخواهیمش داشت

‫فرزندت، اَلویز اوزه

‫نمی‌دانم چه نامی برگزیدی

‫فرزندت، ژروم

‫نمی‌دانم چه نامی را دوست دارم

‫و چه نامی بسنده نیست

‫خواهش می‌کنم آنچه را ‫به تو پیشنهاد می‌دهم نپذیر

‫از من بخواه تا آنچه را ‫که از من می‌خواهی نپذیرم

‫از پرهیزگاری سخن گفتم

‫اما آدم چگونه از پرهیزگاری دیگران سخن بگوید؟

‫در نهایت، ‫از سوز عزلت‌نشینی سخن راندم

‫راهب تنها با خودش زندگی می‌کند و بس

‫به قدر برگ‌های پاییزی که فرومی‌افتند

‫ارواحی به قعر دوزخ فرومی‌افتند

‫تِرِسای آبیلا ‫(سانتا ترسا، قدیس مسیحی)

‫دست چپ او زیر سَرم است

‫و دست راستش به دورم حلقه می‌شود

‫قَسمت می‌دهم، دختر اورشلیم

‫این عشق را پیش از آنکه مایل باشد

‫بیدار مکنی، بیدار مکنی

‫کیست او که در پناه محبوب خود، ‫در بیابان قدم می‌زند؟

‫زیر درخت سیب، بیدارت کردم

‫آنجا از مادرت زاده شدی

‫آن‌جا از هم‌او زاده شدی ‫که روز را به تو بخشید

‫مرا همچون نشانی روی قلبت بگذار

‫همچون نشانی روی بازوانت

‫چرا که عشق نیز به نیرومندی مرگ است... ‫مِیل...

‫خواهر آنجلیکا

‫بیا این سالویا دومینیکا* رو امتحان کن!

‫بوی پاهای برادر پاسکال!

‫خواهر آنجلیکا خرناس می‌کشه

‫متن فیلمِ فیلم‌سازی جوان

‫در باب جنگی در دور و نزدیک

‫آسوشیتد پرس

‫قراره بمیرم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left