The first 200 lines.
...بابا
...بابا
...بابا
...بابا
...کشتي
...کشتي هاي زيادي اينجاست
...نمي تونم پيداش کنم
..اگه موندن توي خونه ما برات سخته
...پس جويوورين،مي خواي چکار کني
ميرم خونه دوستم
...ممنونم
من امشب خونه تو مي خوابم
همينکه کارتو تموم کردي،با جين گيو بيا اينجا
هي جيونگ وو
آه برادر،يادته قبلا گفته بودي مصر خيلي قشنگه؟
شايد اين دفعه...بايد برم مصر
قبل از اون،لازمه يه جاي ديگه بري
اه لعنتي،چطور فهميدي من کجام؟خيلي مرموزي
يعني کونگ چانو انقدر دوست داري؟
اون اولها دوستش نداشتم
...اولها اون برام استفاده داشت چون پيدا کردن غذا وجايي واسه موندن سخته
...اما سئول کونگ چان مي خواست بيش از حد به من کمک کنه
...اونوقت منم قبول کردم که دروغي بگم دختر عمه کوچيکشم
...و اونوقت اونم شروع کرد به مهربوني کردن به من مثل يه دختر عمه واقعي
...هرچند که من دختر عمه واقعيش نيستم
من بهت گفته بودم خواستن اون زجر آوره
تمومش کن وبيا بريم
من ديگه نمي خوام برگردم اونجا
مي خوام برم يه جاي خيلي دور
مي خواي از کونگ چان فرار کني وازش دور بشي؟
...من...من سئول کونگ چانو دوست دارم
انقدر که ديگه نمي تونم تحمل کنم وبازم وانمود کنم دختر عمه شم
هي جويوورين
..سئول کونگ چان ،منو ببخش
...که دوستت دارم...خيلي متاسفم
اگه مي خواي جلوي من بخاطر يه مرد ديگه گريه کني
پس دیگه انقدر دل منو اسیر خودت نکن
...خانم
بله؟
...پشت خط کسيه که مياد اونو مي بره
مي توني بهش آدرس اين رستوران رو بگي؟
آه بله ،حتما
بايد براي يه مصاحبه ديگه بريم
!اوه،پسر دایی عزيز
!پسر دایی عزيز،سلام
...هي ،اين مردي که اينجاست
پسر دایی منه
خانم،حسابش چقدر شد؟
بيست هزار وون
بله خاله؟
بله،من با جويوورينم
بله
بله
!اون يه ستاره ست
!جويوورين!مواظب باش
!!من يه ستاره از آسمون گرفتم
!!من يه ستاره ازآسمون گرفتم!ستاره،ستاره،ستاره
...باشه
باشه،فهميدم،همونجا بمون
... اين ستاره رو
سئول کونگ چان،مي خواي بدمش به تو؟
...اگه اين ستاره بيافته
تو مي گيريش؟
!شما اونجا چکار مي کنين؟
کي اون ستاره رو برداشته؟
کاملا معلومه
!يا عيسي مسيح
آه،من اين کارو نکردم
چرا اين گناه زشتو انجام دادي؟
!کاملا معلومه
!يا عيسي مسيح
...نه،براتون سوء تفاهم شده
تو داري چکار مي کني؟
!کاملا معلومه
!يا عيسي مسيح
...منظورم اينه،من اون کارو
ببخشيد
به هر حال،من اين ستاره رو بهتون برمي گردونم
در هر صورت ما خيال داشتيم درختو بياريم پايين
شما مي تونين ستاره رو ببرين اگه دوستش دارين
...بهر حال،بخاطر مادر وخواهر گناهکار
بيايين همه با همديگه الان دعا کنيم
بسيار خب،بريم دعا کنيم
...بخاطر اين خواهرها،خواهش مي کنيم از اين خواهر محافظت کن
...بنام پدر،پسر وروح القدس
تقاضا مي کنيم...آمين
آمين
لطفا مواظب پاکدامني خواهرت باش
!به ما قول بده
بله
من بهتون قول مي دم...باشه
!عجله کن،عجله کن!عجله کن،عجله کن
اين دفعه مي بخشمت،بخاطر اين که دلم بحالت مي سوزه
بفرماييد
بله
مي تونم يه چيزي براي حالت تهوع بگيرم؟
-براي رفع کردنش؟ - بله
ممنونم
!جويوورين
!جويوورين
!جويوورين!درو باز کن
!جويوورين
!جويوورين!جويوورين
!در،خواهش مي کنم
!جويوورين!جويوورين
...هي،من برات دارو خريدم و
! جويوورين!درو باز کن
...همه جوردارم تحملش مي کنم
الو،کمپاني ماشين؟
در ماشينم قفل شده...شما همين الان مي تونين بيايين؟
!نه صبر کنين،مشکلي نيست،درست شد
...جويوورين،مي فهمي چيکار کردي!ديوونه شدي؟
!مي فهمي چيکار کردي؟
...آبجي يوورين هنوز خونه نرفته...يعني کجا مي تونه باشه
داري چکار مي کني؟
دزديديش؟
بهش تجاوز کردي؟
!بس کن
فکر نمي کنم به تومربوط باشه،اما اين خانم دختر عممه
دخترعمت؟
آه،پس تو پسر دایی قلابي آبجي يوورين هستي؟
!!منم!پدر يوورين
!هموني که پشت تلفن الکي خودشو جاي باباي يوورين جا زد
واي،چقدر قشنگه
اما من فکر مي کنم شخصيتت خيلي متفاوتتر از اون چيزيه که يوورين درباره ات مي گفت
...شخصيت
مگه اون درباره من چي مي گفت؟
خلاصه توي يه جمله دربارش مي گم:اون يه آدم مخوفه
! حتي قيافت هم خوبه
قيافم...؟
ذات خرابش از قيافش کاملا معلومه
به شوخي،من حتي بهش گفتم که بايد از فرصت استفاده کنه تا به دام بندازت
!خل شدي؟
پس تو گفتي که خواهرت دوست جويوورينه؟
اون حتما امروز دير مياد
خواهرم امروز نمياد خونه
...منظورت چيه
با دختراي ديگه که توي سالن کار مي کنن رفتن ميعادگاه
...پس امشب،فقط تو و يوورين اينجايين
فقط شما دونفر...؟
آره،فکر کنم همينطور باشه
ببينم تو هم واقعا مي خواي اينجا بخوابي؟
بله
!آه پسر،انقدر رسمي نباش
.. اينجا سرده
بيا بريم تو بخوابيم
نه
آه چطور ممکنه ترکيب صورتش انقدر قشنگ باشه؟
!ستاره
آه من بايد از ذهنم بيرونش کنم
!آه چکار باید بکنم؟
يوورين،تو اين مرد خوش قيافه رو گيرآوردي؟
!سئول کونگ چان؟
تو چرا اينجايي؟
واي خدا،واي خداي من ...حالت خوبه؟
..چرا تو مردمو مي ترسوني؟خداي من
سلام،شما بايد پسر دایی...يوورين باشين...درسته؟
سلام،منم دوست يوورينم،آن جين شين
من...ديروز چه اتفاقي براي من افتاد؟
من بالا رفتم ويه ستاره چيندم
...اما نمي تونم بفهمم اون يه رويا بود يا واقعيت
جداً يادت نمياد؟
...ديروز،بخاطر تو،من
براي چي انقدر مشروب خورده بودي؟
هم توي غذا خوردن افراط مي کني هم توي الکل؟
مگه من ازت خواسته بودم بياي دنبالم ؟
در ضمن،تو مزاحم منشي يوون شدي
که توي اين وقت روز لباساتو بياره؟
...مثل بچه ها
...لباسها
فکر مي کني چرا ازش خواستم لباسامو بياره؟
يادت نمياد؟
!بوش کن
...اه چه بوي گندي
سئول کونگ چان، استفراغ کردي؟
کي؟
من؟
خوبه،فهميدم چرا تو مي خواستي انقدر مشروب بخوري
...و اصرار داري که نمي توني چيزي بخاطر بياري
ما مي گيم اون کسي که اون کارو کرد من بودم
...ما اينو مي گيم
وانمود کن،منم اينجوري فرض مي کنم
ببينم...ديروز،ضربه اي چيزي بهم خورده؟
تموم بدنم درد مي کنه
نمي دونم
!!جين گيو!بيدار شو!زود باش،بيدار شو!عجله کن
چرا ولش کردي؟
ديوونه شدي؟
اون بيرونت کرد؟
...نه اينطوري نيست
قبل از اينکه بابام از کشتي پياده بشه
من به يه کار بي خطر و يه جا لازم دارم که منتظرش بمونم
جاي ديگه اي وجود نداره تو مي توني از همونجا پول خوبي در بياري
مگه فهميدن که قلابي هستي؟
نه،اما قبل از اينکه بفهمن بايد برم
دروغا هم يه زماني دارن
بايد قبل از اينکه جلوتر بري تمومش کني وگرنه خودت صدمه مي بيني
پس اسم منشي يوون،يوون جون جينگه،مگه نه؟
!واي ،حتي اسمش هم باوقار و قشنگه
حالا مي خواي چکار کني؟
No comments yet. Be the first to leave one.