The first 200 lines.
با افتخار Opus Sub تيم ترجمه تقديم ميکند
چيزي تغيير کرد؟
.آره. بهتر شدم
جايي از بدنتون احساس درد يا بيحسي نميکنيد؟
نه، خيلي ممنون
خب پس اجازه بدين ضربان قلبتونُ بشنوم
لطفاً لباستونُ بزنيد بالا
باشه
به نظر مياد
آقاي شيمادا انقدر درد داره که نميتونه بخوابه
بهش آسپيرين بدين
چشم
بعدي، آقاي اُکانو
مراقبش باشين که تا جراحيِ فردا سيگار نکشه
چشم
دوباره براش خطر عوارض تنفسي رو توضيح بدين
چشم - !دکتر نيشيمي -
چي شده؟ - بياين اينجا، بياين اينجا -
بياين اينجا، بياين اينجا
!قطعهي "زاري" رو بزنيد
!قطعهي "زاري" رو برامون بزنيد
شماها که امروز موقع گرفتن نمونهي خون گريه نکرديد؟
نه، نکرديم
!نه، نکرديم
خيلي خب. ولي چون سرم شلوغه .فقط يه کم براتون ميزنم
اون داشت با خونسردي تو اون سرازيري که من ازش متنفرم سرعت ميرفت
سال 1966
تو اون سرازيري باهاش آشنا شدم
بچههاي سراشيبي
براي دريافت و درخواست زيرنويس :فيلم و سريالها به کانال تلگرام ما بپيونديد @OpusSuB
صبح بخير
امروز چي داريم؟
عجب سربالايي مزخرفيه
خب، آقاي نيشيمي به دليل جابهجايي خانواده ـش
از يوکوسوکا که خيلي از اينجا دوره به اينجا منتقل شده
براش همکلاسيهاي خوبي باشين
چشم
هي، هي
شنيدم تو يوکوسوکا معدلش عالي بوده
چي؟ واقعاً؟
تازه من شنيدم برادرزادهي اون دکتر روانشناسه تو بيمارستان يونکاچوئه
هموني که يه خونهي در اندشت داره؟ - آره، آره -
چي ميگي؟ پس بچه پولداره
ببين، ببين چه ساعت گروني بسته
انگار از اوناس که به اين راحتيها خوشحال و راضي نميشن
چرا اين وقتِ سال منتقل شده اين مدرسه؟
...انگار بچه خرخونه
يه جوريه. انگار نميشه راحت ...بهش نزديک شد
ببخشيد، نيشيمي
بله؟
به من گفتن تو زنگ ناهار اطراف مدرسه رو نشونتون بدم
نيازي نيست. خودم وقتي گذرم به ...هر قسمت بيفته اونجا رو يادم ميمونه
من موکائه ريتسوکو هستم از کميتهي کلاس
از ديدنتون خوشحالم
.آه. بله
ببخشيد... پشت بوم از کدوم طرفه؟
از ساختمون اصلي ميشه رفت رو پشت بوم ...ولي بهتره الان نرين اونجا
!نيشيمي؟
اين ديگه چيه؟
...آخِيش
پس بالاخره اومدي منُ ببري؟
چي؟
همم؟
تو ديگه کي هستي؟
و چرا دست منُ گرفتي؟
!چي! تو اول دست منُ گرفتي
حرف بزن ببينم کي هستي؟
از کجا اومدي؟
لطفاً از سر راه برو کنار ميخوام رد شم
ميخوام هر طوري شده برم رو پشت بوم
...اين در قفله، کليد ميخواد
!کاوابوچي
ده هزار ين که داري؟
مگه بهت نگفتم برو سر کلاس؟
اون کليد مال منه
ميخواي کليد خودمُ به خود بفروشي؟
برو رو پشت بوم
هِي کوچولو
همم؟
با تو ام کوچولو
!من کوچولو نيستم
کليدُ ميخواي؟
چي؟
همينجا بمون
دعوا کردن با سه تا سال بالايي سر خيلي نترسي ميخواد
اينُ ميخواستي ديگه، نه؟
صدهزار تا چطوره؟
ها؟
من کلي کتک خوردم صدهزار تا که چيزي نيست
لعنتي... پس دنبال اين بودي
!هي
!آه! چه حالي ميده
تو هم اگه بياي زير بارون حالت جا مياد
کليد پشت بومُ واسه چي ميخواستي؟
به تو ربطي نداره
منم داشتم از هواي کلاس خفه ميشدم
که الان يادم اومد من امروز پامم تو کلاس نذاشتم
!ولش کن! چيکار ميکني؟
!هي
اگه بترسي هيچي گيرت نمياد
کائورو
ميتوني پيانو بزني
ولي تو اومدي به عمارت نيشيمي تا بتوني يه پزشک بشي
و اگه تلاشتُ نکني خيلي بد ميشه
حتي نظر پدر مرحومت هم
همين بود، درسته؟
معذرت ميخوام، عمه جون
همونطور که فکر ميکردم درست تربيت کردن يه بچه
واسه يه پدر تنها چقدر بايد سخت ميبوده؟
با اين که تو رو گذاشت و فرار کرد
ولي وظيفهي مادري هم به گردنشه
اگه سر به هوايي کني خيلي بد ميشه
چون هرچي نباشه اينجا خونهي تو نيست
همهي موجودات زنده آمدند... .تا صدايش را بشنوند
؛پرندهها روي درختان بالاي سرش نشستند
؛مارها از سوراخهايشان بيرون خزيدند
؛خرس ها از جنگل بيرون آمدند
...بچه شهري چه فخري هم ميفروشه
اوريدِس عاشق آواز خواندن او بود
،دوستت دارم، اورفيوس" ".و به همسريات درخواهم آمد
...اما يک روز وقتي با هم قدم ميزدند
پس اون دانش آموز انتقالي پولداره تو بودي؟
مار او را نيش زد
او فرياد زد و بر زمين افتاد اورفيوس به سمتش دويد
من هنوز پول کليدي که بهت دادمُ نگرفتما
پيش پرداخت هم قبول ميکنم
،اورفيوس با آوازي غمانگيز بر لب از تپهها و جنگلها ميگذشت
!نميفهمم چي بلغور ميکني !بايد به ژاپني بگي بچه پولدار
!دارم کتاب درسي رو ميخونم با تو نيستم
!سِنتارو! باز داري حرف بيخود ميزني
چيه ريکو؟ چي شد تو عصباني شدي؟
!دبيرستاني شدي ولي هنوزم احمقي
نيشيمي، به مدرسه عادت کردي؟
آره يه جورايي
!آخ
!ريکو! من جلوتر ميرم
خدايا! اين چه مرگشه؟
سِنتارو هميشه يه پاي دعواست
و با اينکه همه ازش ميترسن ولي در واقع دل خيلي مهربوني داره
من به عنوان دوست بچگيش تضمين ميکنم
دوست بچگيش؟
پس واسه همينه که شما دوتا همديگه رو به اسم کوچيک صدا ميزنيد؟
دربارهي مدرسه و شهر هرچي دلت ميخواد
ازم بپرس
باشه
،ببينم
تو مغازهاي که صفحههاي موسيقي کلاسيک بفروشه ميشناسي؟
صفحه؟ اگه دنبال صفحه ميگردي ما يه عالمه داريم
دوست داري بياي ببيني؟
چي؟ بيام خونه ـتون؟
هوم
...منظورت اينه که
...ولي آخه سرزده جايي رفتن
...فکر کنم يه کم زشت باشه
خونهي ما صفحه فروشيه
...آها
راستي، ايشون پدرم هستن
نيشيمي، تو پيانو دوست داري؟
نه اينکه دوست داشته باشم ولي اون پيانويي که باهاش تمرين ميکنم تازگيا درست صدا نميده
يعني تو بلدي پيانو بزني؟
بلدم ولي نه زياد
اگه اينطوريه، باهام بيا نيشيمي
ها؟
!ريتسوکو
ورود غريبهها به اونجا قدغنه
اون يکي از دوستاي صميمي من و سِنتاروئه
از دوستاي سِن ـه؟
...نه. من و اون با هم دوست نيستيم
اشکالي نداره
بفرماييد
زير مغازهي صفحهفروشي يه همچين جايي هست؟
!بچه پولدار
تو اينجا چيکار ميکني؟
!سوال منم همينه
سِنتارو. انگار نيشيمي پيانو زدن بلده
احتمالاً فقط چندتا موسيقي کلاسيکِ ترسو و پولدار پسندُ بلده
!منظورت از ترسو چيه؟
جاز؟
نيشيمي؟
تو هم پيانو بزن
ها؟
...آها... خب
هي، ريکو
اينجا فقط بايد جاز زد
من به جاي اون پيانو ميزنم
!به اندازهي کافي شنيدم
بايد اينجوري بزني - !اين که نوسان نداشت -
خيلي يکنواخت بود
من خيلي دلم ميخواد اجراي گروهي شما رو با هم ببينم
غيرممکنه
اين اصلاً سر از جاز درنمياره
منم هيچ علاقهاي به اون جاز وحشيانهاي که تو ميزدي ندارم
ببخشيد که مزاحم شدم
!نيشيمي
ميگم، بازم اين طرفا بيا
فقط اسم اون آهنگي که با پيانو ميزد چي بود؟
ها؟
...اسمش
چي؟ سِن پيانو ميزده؟
اون فقط مقدمهي "زاري" رو بلده
No comments yet. Be the first to leave one.