The first 192 lines.
سعی میکنم اون لحظه رو پیدا کنم.
فردا میخوام برم به یه مهمونی
...داشتم فکر میکردم که
بتونم منم باهات بیام به اون مهمونی
ما در چنین دوره خشک قرار داریم
تا شمارتو اول نگی نمیتونم شمارمو بگم
سه سال؟
من تو بحث های اولی خیلی بدهستم
فکر میکنم تو خیلی بهتر از این هستی بیشتر از اونی که فکر میکنی
یه جورایی با این دختر آشنا شدم
اسمش کلوئه ... اوه، امیدوارم که
یه روزی با اون آشنا بشم شماها … مثلا قرار گذاشتن؟
. نه، فقط مثل آویزون شدن میمونه
اون یه برادر اوتیسمی داره بنابراین او یک گروه حمایتی رو اداره میکنه
واقعا؟
ببخشید متو جه نشدم میشه دوباره بگی؟
من گفتم که او یک گروه حمایتی داره برای بچههایی که خواهر و برادر دارند
مثل، اوم، جاناتان... خب
... تا حالا تا حالا با این گروه بودی؟
. آره، بعضی وقتا ... مردم خیلی خوبی هستن پس
"برندن". وای
اره
. احتمالا باید برم
. خب، دوستت دارم اه
هی میگم برم اتاقتو تمیز کنم اما اتاق تو هست پس...
...فقط زمانی رو یادم میندازه
که اینجا بودی مطالعه میکردی
و همه اون چیزا مثل این ه که …
Who has time to fold
‐and wipe? ‐Okay. Any‐‐
. خیلی دوستت دارم
منم دوست دارم
-. باشه -. خداحافظ . خیلی خب به زودی باهات حرف میزنم
خداحافظ
جین
تموم شد چی؟
سفر، ازدواج من . همه چیز
. همه چیز
خب، سال پیش رو یادته
اون سر گردنش عصبی بود
اره ...و
با لجبازی به مکان ماساژ ، خورشیدی میره
درسته
ولی بعدش، گردنش بهتر شد و به رفتن ادامه میداد. … و
و من در این مورد. فقط سوال کردم
اوه نه باشه
. و من واقعا نمیخواستم اینکارو بکنم
اما این کار رو کردم
باشه و همین الان بهم گفت
. اون همه چیزو بهم گفت
چی چی بهت گفت؟
... اون به من گفت … منظورم اینه که
گفت که اونجا چه اتفاقی افتاده ... منظورم اینه که
... لازمه که
وای خدا واقعا؟ . آره -
و این فقط یه بار نبود
خیلی زیاد بود
....داو
میتونم امشب اینجا بمونم؟ ... من
فقط باید فکر کنم . -. آره -. البته که میتونی
این حرفا چیه خونه خودته
البته که میتونی
نمیدونم
اوه، بیا اینجا من یه زندگی و همه چیز داشتم
اوه
امشب باید یه کاری بکنیم؟
امشب نمیتونم . من یه قرار ملاقات دارم
اوه کدوم گروه؟
متفقین کوئر
میتونی بیای . همگی خوش اومدین
. نه. باید اون مقاله رو بنویسم
فردا؟
فردا دیوونه کنندس دوتا ازمایش بزرگ دارم
اما تو اگه دوست داری. میتونی به من ملحق بشی
منظورت چیه؟
منظورم اینه که، مثلا میتونی بیای با من مطالعه کنی
من یه مایکرو ویو دارم بنابراین تو گرسنه نمیمونی
اوه، پس این ممکنه تو اتاقت با؟شه
آ ره. حواسم پرت شد تو کتابخانه
دربارهاش فکر میکنم
تعلیق من داره منو میکشه - ‐
هی هی
بهت گفته که.....
آ ره. من فقط اینجام که چند تا از وسایلش رو ببرم
باشه
اونم بهت گفت که
یه سال بیشتره که سکس نداشتیم؟
هوم
اوه دیگه به اونجا نرسیدم
جزئیاتش
. یه سال خیلی وقت پیش بود، می دونی
هوم
. یه نفر باید تحتتاثیر قرار بگیره
. باید تحتتاثیر قرار بگیرم
این کار اشتباهیه؟
مهم نیست که من چه فکری میکنم
این یه چیز بین تو و همسرته
فقط اینکه من یه جورایی از ذهنم بیرون میره
… و این احساس بهتری داشت که
با تقلب هرینشو داده
فکر نمیکنی تقلب کردی؟
نه
. نه. این خیلی مکانیکی بود
. من … با کسی حرف نزدم
حتی به اون نگاه هم نکردم
چیزی نبود
چرا به برگشتن ادامه دادی؟
احساس خوبی بود
هی
چطور جواب میده؟
چی؟
. اتاق پذیرایی ماساژ
منظورم اینه اونجا فقط پرسه میزنی یا...
فقط اونو میخوای ... اوه ... پسری که باهاش کار میکنم
اون در موردش بهم گفت
اون یارو، ریک، بهم گفت برو و راجع به جنی بپرس
و تو بهش بگو که تو چیزی رو می خوای که ریک می خواد
به همین راحتی، ها؟
. م - - - م به همین راحت
"دانشکده انتخاباتی ...
در واقع نیست ...
"یه دانشگاه."
‐ ‐
لعنتی
... این فقط
نمیتونم
... "این نیست"
تف به روت
لعنتی
هی، چطور خوابیدی؟ . نتونستم بخوابم
. دیو "زنگ زد"
خوشگل شدی
. اوه، این فقط … می دونی
. برات قهوه درست کردم
. جین، ممنون
. اوه، خدای من
ازم پرسید که می خوام . امشب بریم شام بخوریم
مثل یه قرار عاشقانه؟
. آره، چون اون خیلی رمانتیکه اوه
تو چی گفتی؟
گفتم درموردش باید فکر کنم
منظورم اینه باید چیکار کنم؟
منظورم اینه که، بستگی به تو داره ... چی تو … چی هستی
به چی فکر میکنی؟
.. خب، منظورم اینه که، انگار که نمیتونم برگردم اونجا و فقط وانمود کنم
نه لازم نیست بری اونجا به چیزی وانمود کنی
این اتفاقیه که افتاده جین
...نه شاید
... شاید این احساس خوبی داشته باشه که
هر چی میخواد بگه رو میشنوی؟
منظورم اینه که، نمی دونم نمیدونم نمیدونم
نمیدونم که بتونم ببخشمش یا نه
این قسمت سختشه
هیچ وقت تد رو نبخشیدی
. خب، این فرق میکرد
اگر بخشیدم هم اهمیتی نداد
. تو واقعا حق انتخاب داری
اوه لعنتی
جدیدی؟
نه، من … من آخر هفته کار میکنم
من جای مارک رو پر میکنم
تو مارک رو میشناسی؟
اره قبل از اینکه کچل بشه میشناختمش
مارک کچل نیست . اون فقط یه کم عقب مونده هست
اون اوایل که میدیدمش پر مو بود
حالا دیگه فقط مثل عموم کچل شده
خیلی غم انگیزه
. سلام، صبح بخیر
هی
میدونی که نباید بگی کچل بودنشو مسخره کردم؟
واقعا از این حس متنفرم
اره
خداحافظ
. آره، جامعه شرقی
من سال دیگه منتقل میشم
. من از "کرنل" میرم
. فشار زیادی بود
اینجا هم به طور عجیبی کار میکنم
. همچنین با کلی فشار - ‐
این سختتر از اونیه که فکر میکردم
تمام روز رو با مردم باید خوب و مهربون باشی
اره میدونم
، هی، حداقل پول گیرمون میاد درسته؟
اره برای زندگی تصمیم خوبی بود
همه واقعا تحتتاثیر قرار گرفتن
... هی، ام - - - م - ‐
اگه می خوای بعضی وقت ها بری بیرون
...فقط
. اوه … ببخشید چی؟
هوم؟ اوه، هیچی
. ام - - م … مشکلی نیست
اوه، خیلی خوشگل شدی
No comments yet. Be the first to leave one.