The first 200 lines.
جني؟
جني؟
دختر خوشگله من کجاست؟
جني
بايد غذات رو تموم کني
!آها
!ماماني
!ماماني
چي شده؟
!واي خدا
چطور اينطور شد؟
!گير کرد اينجا
،جني من رو اذيت ميکني
!ماشين تحرير بد !از خونه ميندازمت بيرون
!بيا زدمش خوب ميشه دستت
درد ميکنه- درد ميکنه؟-
بيا بريم تميزش کنيم
بيا
خداحافظ جني، ديگه ميرم
کجا ميري؟
بهت که گفتم واسه کار چند روزي ميرم بمبئي
واي خدا!يادم رفته بود
همه چي مرتبه؟
کسي ماشين تحرير رو برده؟
نه
ببين، ميخواي بمونم؟
نه.کار داري
خودم يه کاريش ميکنم ماشين تحريري بيشتر که نيست
ولي باز يکي دزديش؟
کي آخه ميدزدش؟ مطمئنم يه جايي تو خونه ست
!راست ميگي يه تيکه آشغال بيشتر نيست
فکر کنم آنيا کاريش کرده
حتما- مطمئنم-
خداحافظ
ميبينمت.مراقب خودت باش.خداحافظ- ميبينمت-
رسيدي بهم زنگ بزني باشه؟- چشم-
بابام خونه نيست
،اشکالي نداره راستش اومدم ديدن تو
ميشه حرف بزنيم؟
...سم
...يادته درباره چيزايي که ديدي
بهم گفتي؟
که ديدم دارين جيمز رو ميکشين؟
ولي شما فکر کردين که دروغ ميگم
هيچکس حرفم رو باور نکرد
...هنوز هم باور نميکنم چون
من همچين کاري نکردم
...ولي
...ديشب يه اتفاق بدي افتاد
زياد مطمئن نيستم
...شايد خواب ميديم ولي
...شنيدن يکي تو اتاق مطالعه داره تايپ ميکنه
،وقتي رفتم پايين ...کسي نبود ولي بعدش
بعدش چي؟
فکر کنم خودم رو ديدم- يعني چي؟-
يکي که دقيقا شبيه خودم بود
کيه؟
بعدش بيدار شدم ولي خوابه خيلي واقعي بنظر ميومد
...بعدش حرفايي که بهم گفتي رو يادم اومد
واسه همين اومدم باهات حرف بزنم
شايد هم نبايد ميومدم
نه.نه، کار خوبي کردين
اين يعني اينکه يه روحي هست
بايد به بانتي و گابلو بگم
نه، سم.خواهش ميکنم نبايد به کسي چيزي بگيم
بهتره بين خودمون بمونه
هنوز هيچي به نيک نگفتم
!اوه
قول بده به کسي نميگي
...و
منظورت چي بود گفتي يه روحي هست؟
...جيمز ميخواست همين رو بهتون بگه که يه روح تو خونهتون هست
!فکر کنم بدونم کجاست
کجا؟- تو ماشين تحرير-
چي؟ تو چي؟
يه ماشيت تحريري تو خونهتون هست که فقير باهاش کشته شده
روحش تو ماشين تحرير گير کرده
و ميتونه به شکل شما بشه
بخاطر همين تو يه زمان 2 جا بودين
ميدوني که خيلي احمقانه بنظر ميرسه
...ولي احمقانه تر اينه که
...يجورايي دارم حرفت رو باور ميکنم
...خب، داري بهم ميگي
تو ماشين تحرير يه روح هست که به شکل من ميشه؟
آره
آره!حتي ميتونم بگم که چطوري اين اتفاق افتاد
چطوري اتفاق افتاد؟
...تو کتاب گفته که روح ميتونه
...شبيه هر کسي بشه که اون رو فراخونده
حتما شما يجورايي اون رو فراخوندين
نه، همچين کاري نکردم
، کتاب همينطور ميگه که
...روح با خون کسي ديگه
ميتونه فراخونده بشه
چيزي يادتون نيست؟
نه، سم
انگار همه بيشتر از خودم از اوضاع خونم باخبرن
بايد همين الان بريم خونه تون
!ولي ماشين تحرير که اونجا نيست
کجاست؟
نميدونم از ديشب گمشده
ماشين تحرير چطور ناپديد ميشه؟ بايد پيداش کنيم
چطوري پيداش کنيم؟
سم، کجا داريم ميريم؟
باهام بيا
دکتر اسپريت، به کمکت نياز داريم !ضروريه
کسي بيرون جلوتون رو نگرفت؟
نميشه همينطوري سرتون رو بندازين بياين داخل چادرم
!دکتر، ماشين تحرير گمشده
خودش ناپديد شده نظرتون چيه؟
چه ماشين تحريري؟
کي گمشده؟
چرا اومدين تو چادرم؟
سم؟ چه خبره؟
تو ديگه کي هستي؟- اين دخترته؟-
آره- پس بهتره يکم بيشتر ادبش کني-
...همش سرش رو ميندازه مياد تو چادرم
!انگار ارث باباشه
ببخشيد
!نيازي نيست جلوي بچه اينجوري حرف بزنيد
آها!حالا فهميدم از کي ياد گرفته
!مادر و دختر عين همن
سم، بيا بريم- !صبر کن-
..دکتر، ببخشيد
ولي واقعا به توصيهتون نياز دارم
ماشين تحرير گمشده
فردا هم ماه خونينه چيکار کنيم؟
چيه اين ماشين تحرير که هي ميگي؟
بهتون که گفتم
...روح سلطانپور
داخلشه
آها!آره
...ببين تا حالا نديدم روح تو چيزي مثل
!ماشين تحرير گير کنه
حالا هم شرمنده بريد
!ولي تو کتاب گفته- کتاب رو گذاشتن که باور کني، دختر کوچولو-
،فقط چند نفر اين موهبت رو دارن
روح واقعي رو ببينن
مثل من
...ولي اگه دلت ميخواد روح ببيني
ميتونم با يه قيمت خوب واسه برنامه جور کنم
!لازم نکرده
سم، بيا بريم .کلاهبرداره اين!بيا بريم
اين چه حرفيه خانوم؟
تموم زندگيم، خودم رو وقف ارواح دنياي ديگه کردم
به من گفتي کلاهبردار؟- خوش به حالت-
ولي بهتره الان خالت رو وصل کني
خال؟
واي...دندونم...درد ميکنه
ميرين يا زنگ بزنم محافظام بيان؟
ميندازنتون بيرون
نيازي نيست.خودمون ميريم- خوبه-
بريم
ولي کدوم محافظ؟
شايد فقط خواب بوده نبايد اذيتت ميکردم
نه، واقعيته
ولي گفتين ماشين تحرير گمشده
ولي ميتونه کار هر کي باشه شايد آنيا بردش جايي
ماشين تحرير که خودش پا در نيورده و بره
نه، ماشين تحرير خيلي قدرتمنده
از کجا اينقدر مطمئني؟
از کجا ميدوني روح توي ماشين تحريره؟
چون موسي بهم گفته
موسي؟
موسي، شوهر سارا؟
از کجا ميشناسيش؟
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
!هنوز هنرم رو دارم *منظورش دزدي کردنه*
...اگه اون چيزي که اون مرده ميگه هستي
بزودي قراره آدم قدرتمندي بشم
جايي ميري دکترجون؟
نه
...راستش من
داشتم ميومدم ديدنت
اوه!خدا رو شکر
فکر کردم بدون ديدن من ميخواي بري
چرا هميچن کاري کنم آخه؟
واست يه چيزي دارم
دقيقا همون چيزي که ميخواستم بشنوم
باهام بيا
پس منابعم درست ميگفتن، دکتر
يکي از بهترين دزدها محسوب ميشي
دزديدنش خيلي آسون بود
خونهشون اصا آلارمي چيزي نداشت
...ولي
راسته؟ اون چيزايي که بچه ميگه؟
آره
خب، حالا چي ميشه؟
...فردا، شب ماه خونينه
...ماه به رنگ خون در مياد و
فقير بار ديگه زنده به اين دنيا پا ميذاره
و بهم پاداش ميده
ببين!اون چيه؟
چي بود دکتر؟
هااا؟
!ببخشيد ولي نميتونم ماشين تحرير رو بهت بدم
چرا؟- چرا؟-
..جونم رو بخطر انداختم
تا ماشين تحرير رو بدزدم
اونوقت پاداش گير تو بياد؟
No comments yet. Be the first to leave one.