The first 200 lines.
چطوره؟ .خوبه-
.فقط خوب نیست...بلکه خارق العاده ست
.چون شاستری من طراحیش کرده
و میدونی من چیکار کردم؟
.کُشتمش
.آره کُشتمش
.کُشتمش
.زندگی و مرگ، همه چیز دست تقدیره
.از دزدیده شدن سیتا تا تباهیه لانکا
.از بی آبرویی داروپادی تا شکست کاراو
.همه چیز مقدر شده
اونی که بالا سر ماست همه چیز .رو از قبل مقدر کرده
.سهمی که از بارون داریم
.سهمی که از آفتاب داریم
شیر یا خط زندگی وقتی شانس باهامون یار باشه .اونموقع به نفع ماست
.خط
.همه چیز مقدر شده
...ولی جالب اینجاست که
اصلا نمیدونیم سهم مون از بارون، آفتاب و حتی سکه کجا هستن؟
...بخاطر همینه که میگم
.مدام باید مسیر باد عوض بشه
.مدام آفتاب رو در مُشت بگیر
.مدام سکه بنداز
.بدون خطا، و با سخت کوشی
.چون پروازمون مقدر شده
4x1= 4.
4*2=8
4x3 =12.
4x4 =16.
4x5 = 20.
4x6 = 24.
4x7 = 28.
4x8 = 32.
4x9 = 36.
4x10 = 40.
4x1= 4.
4x2 = 8.
.شیوکار تالپاده
وسط کلاس داری بازی میکنی؟
.شمام دارین وسط بازیه من درس میدین خب
...ببینین، بچه ها
...انتهای چوبدستیه من
.احمق ترین آدم روی زمین نشسته... .دقیقا-
ولی منظورتون کدوم انتهاش هست؟
این طرف یا اون طرف؟ .ساکت-
،ساکت! از خواهرزاده ات ناراین یاد بگیر
...سال به سال داره پیشرفت میکنه
.تا جایی که امروز با تو همکلاسی شده...
.و تو، کتابات دارن روی همون شلوارت زنگ میزنن
همون شلوار؟
.نه آقا، همین امروز صبح عوضش کردم
.ساکت
میخوای رکورد مردودی رو بزنی؟
میخوای درس بخونی؟
.برو بیرون واسه همیشه؟-
!برو بیرون ...کیفم-
.برو بیرون .ممنون
.ساکت! کسی جایی نمیره
.یه درسی بهش بدم
"دل هوایی زاده"
"دل هوایی زاده"
"احترام بذار و بالا رو نگاه من"
"با اسلحه ی عشق اومدم شکار"
"احترام بذار و بالا رو نگاه من"
"با اسلحه ی عشق اومدم شکار"
"توی دنیای خیالیم دلم شاهزاده ست"
"...سلام به همگی...من اومدم"
"دل هوایی زاده"
"دل هوایی زاده"
چی؟ امضا؟
...فقط یه امضا نیست ...یادبوده
.همیشه میمونه .مال آدمای مفتخر-
.آهان. پس تصمیمت رو گرفتی
...یه روز کاری میکنم
.که بیایین ازم امضا بگیرین...
.و بهش بگین...یادگاری
.خفه
به من میخندین؟
نشونتون بدم؟
شرط رو ببندیم؟ .آره حتما-
"...اون مثل آسمون شبه که با ستاره آراسته شده"
"...خودش رو به دور ماه مثل شال میپیچه"
"...مثل بخیه که زخمی روش نیست چسبیده..."
"...اون مثل آسمون شبه که با ستاره آراسته شده"
"...خودش رو به دور ماه مثل شال میپیچه"
"...مثل بخیه که زخمی روش نیست چسبیده..."
"رازی که روی ماه هست رو آشکار میکنم"
سوراخی به بزرگیه اونی که روی کیف من" "هست توی کهکشانه
"از قرونش هم نگذشتی"
".یه لبخند دارم که باهات تقسیمش میکنم"
"...دلمو میفروشم هزار هزار"
"...سلام به همگی...من اومدم"
"دل هوایی زاده"
"دل هوایی زاده"
"دل هوایی زاده"
.بلیط دیوونه شدی؟-
.بیا
نمیذاری وارد خونه خودم بشم؟
.کی تورو استخدام کرده؟ بگو کی؟
.بابات
.گوویند شامبو تالپاده
اونم جای دیگه ای رو نداشت بدنیا بیاد .اومد توی خونه ما
ببین دنیا به کجا رفته؟
.واسه رفتن به خونه ام باید از دیوار بالا برم
.شلوارم پاره شد
...زودباش
.شروع کن .بازش کن. پرده رو بکش بالا-
...این دیگه
.هی یارو...بیا دیگه
.نفر بعدی تویی
من؟ .آره بیا دیگه-
.دیر کردی
.هنوز آماده نشدی
...چند بار بهت بگم آخه .آخرش بخاطر تو کارمو از دست میدم
...اینجارو بیخیال شو عمو .شال رو ببند-
نقش من توی این نمایش چیه؟
.دوشانت. شاکونتالا دوشانت
.برو دیگه
...شاکونتالا...من دوشانت توام و تو شاکو
.ببندش
.بازم ازون زهرماری خوردی
.الکلیه لعنتی
دیالوگ هاتو یادته؟
.من عاشقتم، شاکونتالا
.بیا از اینجا دور شیم
.محکم منو بگیر
.خجالت نکش
.ببخشید دیر کردم کی هستی؟-
.عمو، منم دیگه باندیا تویی؟-
.آره پس اون کیه؟-
...عشقم
.عاشقت شورت قرمز داره
میخواییش؟
تو کی هستی؟
کی اینو فرستاده؟
،من دوشانت...کلاس چهارم .هفت هشت باری هم مردود شدم
.خوشتون اومد دوستان
...توی داستان، دوشانت شاکونتالا رو نمیشناسه
.ولی حالا، شاکونتالا، دوشانت رو نمیشناسه...
.اون پسر احمق تالپاده ست
.هی...گوویند شامبو تالپاده
.با احترام بگو
.یکی بندازتش بیرون
.موشی
.عاشقت شدم شاکونتالا
.بیا از اینجا دور شیم این دیگه چه وضعشه؟-
.بندازینش بیرون .بندازینش بیرون-
.بیرون. بیرون اون کی بود؟-
کی بود؟ .من بودم-
مشنگ...مگه نیومدی نمایش ببینی؟
.خب بتمرگ و ببین
.پولمون رو بدین بریم
.پولمون رو بدین بریم
.نگهبان، بندازش بیرون
...موشی، دل من داره اینجا کباب میشه
.و اون نگران پولشه
.بندازینش بیرون
.بندازینش بیرون
.ولم کن
.شاکونتالا تو یه چیزی بگو
.ولم کنین
.دمپایی هام
.وایسا. وایسا
.یکی بگیرتش
.وایسا
.بگیرینش
.کبریت کبریت؟-
چیکار میخوای بکنی؟
کاخ پادشاهی رو میخوای آتیش بزنی؟
وقتش که بشه میگم چیکار میخوام بکنم؟ چی؟-
...نه...نه
...خب...این جناب گوورنال
از شکم مادره اومده بیرون یا از اونجاش؟...
داری زرنگ بازی در میاری .باید تفتیش بشی
.حالا میبینی که چه پلیس"احمقی" هستم
.قلقلکم میاد .ساکت. راست وایسا-
.بهتون اطمینان میدم آقای شاستری
.وقتی دستگیرت کنم کمتر میخندی
.ایول قربان...درست مثل شرلوک هولمز شدین
.چاترجی، وراجی نکن...و اونو بگیر .بله قربان-
6-0!
6-0!
6-0!
6-0!
.همینطور بدو...تالپاده
6-0!
6-0!
.پاشو ...گوویند شامبو تالپاده-
هنوز بلد نیستی چطوری آدمو بیدار کنی؟... چی؟-
شنیدی چی گفت کوشالیا؟
.حالا این پسره ی بی ادب به من ادب یاد میده
.این چیه .نمیدونم-
.نمیدونی... معلوه که نمیدونی
.تحصیل و تو مثل دو قطب یه آهنربا هستین
.پسش بده
.دست زدن به وسایل دیگران بدون اجازه اشتباهه
کِی میخوای یاد بگیری؟
خودت کی هستی؟ سمبل یادگیری؟
.در ابتدا یه دلبستگی کوچولو به مشروب بود
.حالا دیگه دخترا رو هم به رقص در میاری
No comments yet. Be the first to leave one.