Strike

Strike

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

Strike S05E02 - AMZN WEB-DL
A Commentary by starn
★AMZN WEB-DL هماهنگ نسخه ★

Tags

webdl
Published on: 2024-12-28
Downloads: 92
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫پرونده‌ی یه شخص گمشده رو دست گرفتم.

‫مارگو بمبرو، از سال ۱۹۷۴ مفقوده.

‫هیچکس ثابت نکرده که دنیس کرید ‫دکتر مارگو بمبرو رو کُشته.

‫شبی که مامان ناپدید شد ‫گردنبند به گردنش بود.

‫باید این رو درک کنید که این ‫یه پروندۀ خیلی قدیمی و راکده.

‫در این مقطع بنده اعتقاد دارم ‫که دکتر بمبرو ربوده شده.

‫انگار تالبوت یه نظریه‌ی کامل ‫بر پایه‌ی زودیاک درست کرده.

‫اون مارگوـه؟

‫- نگه‌‍ش دار. ‫- اون حلقه رو قبلاً کجا دیدیم؟

‫فیلم مهمونی کریسمس.

‫برام مهم نیست مال نیم قرن ‫پیشه یا نیم ساعت پیش

‫اون مرد باید تقاص بلایی ‫که سرش آورده رو بده.

«سی. بی. استرایک، خون مشکل‌دار» ‫«فصل پنجم، قسمت دوم»

‫اشکالی نداره. ‫با همون ادامه می‌دیم.

‫باشه، خدافظ.

‫اوناه زخمی یادش نمیاد.

‫سلام آنا. ‫می‌خواستم یه سؤال ازت بپرسم.

‫می‌خوایم ببینیم مامانت روی ‫بدنش علامت خاصی داشته یا نه.

‫برای مثال یه جای زخم ‫سمت چپ بدنش.

‫چیزی پیدا کردید؟

‫هنوز مطمئن نیستیم.

‫میشه از بابات بپرسی؟

‫فکر نکنم بتونم بدون ناراحت کردنش ازش بپرسم.

‫شاید بتونم از سینتیا بپرسم.

‫هر کاری می‌تونی بکن.

‫- مرسی. ‫- خدافظ.

‫با گلوریا کانتی چطور پیش میری سم؟

‫دارم از روی لیست میرم جلو. ‫نوبت اصلی‌ها رو تموم کردم

‫- دارم میرم سروقت سایت‌های شجره‌نامه. ‫- تو چی ساول؟

‫آره...دارم انجامش میدم رئیس.

‫تا قبل از ظهر تمومش کنید.

‫باید برگردید سر نگهبانی پرونده‌ی شیفتی.

‫الو؟ دفتر استرایک. ‫

‫‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @‫AMIRX79X

‫کی رو داریم که هنوز زنده باشه؟

‫زیاد نیستن.

‫دکتر برنر فوت کرده.

‫این خانمه باید زنش باشه.

‫این هم گلوریا کانتی‌ـه.

‫اون هم اوناه‌ـه که باهاش حرف زدیم.

« تـنظيـم زيـرنویـس از: « آرِن زُهرابـی

‫استیو داوثویت توی مهمونی ‫کریسمس‌شون چیکار می‌کنه؟

‫شاید با یکی‌شون دوست بوده.

‫توی صحبتش با پلیس که ‫به همچین چیزی اشاره نکرد.

‫ازش چی می‌دونیم؟

‫کارل اُکدن اون کتاب مزخرف ‫رو راجع‌به پرونده‌ی مارگو نوشت.

‫خبر دسته اول بزرگش پیدا کردن ‫داوثویت توی اردوگاه گردشگری موقع کار کردن

‫به اسم بکستون اون هم بعد ‫از ناپدید شدن مارگو بوده.

‫اسمش رو به استیو جکس تغییر ‌داده.

‫توی اینترنت هر دو اسم رو گشتم ‫اما چیزی نبود.

‫اینا هم جنیس بیتی و آیرین هیکسن هستن.

‫آیرین، تو توی سن جانز مسئول پذیرش بودی

‫و جنیس، تو هم پرستار خانگی بودی، درسته؟

‫می‌تونید بگید از مارگو چی یادتونه؟

‫خب، وقتی که مارگو مُرد ‫هر کسی، حتی سگش یه نظری داشت

‫مگه نه جنیس؟

‫ما که نمی‌دونیم مارگو مُرده.

‫خب معلومه که می‌دونیم.

‫منطقی و واقعی باید فکر کنی جنیس.

‫مردم چه‌جور نظریه‌هایی داشتن؟

‫خب، یه دیوونه بود...

‫چی بود...اسمش چی بود؟ ‫اثورپ؟

‫نه، فکر کنم اسمش اپل‌ثورپ بود.

‫آره، اسمش اپل‌ثورپ بود.

‫راه می‌رفت و می‌گفت مارگو رو با جادو کُشته.

‫خودش زیر یه پل مُرد.

‫اسمش چی بود؟

‫نوک زبونمه...

‫با «وا» شروع می‌شد، نه؟

‫- خیابون والتر. ‫- آره، خیابون والتر.

‫آره، همینه.

‫تو اپل‌ثورپ رو ویزیت خونگی می‌کردی، نه؟

‫می‌گفتی بوی بدی می‌داده.

‫خب، من فقط یه‌بار رفتم. ‫از اینا خیلی بوده.

‫زن و بچه‌‍ش معلولیت داشتن.

‫زندگی‌شون به‌نظر خیلی سخت بود.

‫مسئله اینه که، همونطور که آیرین گفت ‫کلی آدم بودن

‫که می‌گفتن فلان بوده بهمان بوده ‫اما اون خبرش توی روزنامه بود.

‫بعضی‌ها دنبال توجه هستن، مگه نه؟

‫ببخشید. ‫خیلی ببخشید.

‫دیشب غذای تند خوردیم.

‫بهش گفتم با این وضع شکمش ‫فکر خوبی نیست.

‫به‌خاطر آب لندن‌ـه. ‫اصلاً برای روده‌های تحریک‌پذیر خوب نیست.

‫شما گلوریا کانتی رو یادتونه؟

‫آره، من یادمه.

‫دختر...دختر خوبی بود.

‫دختر سرسختی بود.

‫خودش بهم گفت کل خونواده‌‍ش مافیا بودن

‫و داداشش موادفروش بوده.

‫- شاید خودش بوده، اما... ‫- یادته به‌خاطر اینکه از دکتر

‫بدش میومد توی چاییش دارو ریخت؟

‫دکتر برنر ممکن بود بمیره.

‫داشتم لیوان‌ها رو می‌شستم که یه ‫کپسول آمیتال ته لیوان دکتر پیدا کردم.

‫اما اگه بخوام طرف گلوریا رو بگیرم ‫هیچ مدرکی نبود.

‫درسته. جنیس به مارگو گفت ‫اما اون کاری نکرد

‫دلیلش هم می‌تونم بگم چرا.

‫گلوریا پروژه‌ی شخصیش بود.

‫چه‌جور پروژه‌ای؟ ‫جنبش آزادی زنان.

‫آره. ‫همیشه به لباس‌های من گیر می‌داد

‫اما من برام مهم نبود. ‫خودم دوست داشتم چشم مردها دنبالم باشه.

‫اکثر دخترها همینن.

‫میشه بهتون یه عکس نشون بدم؟

‫شما این دوتا مردی که گلوریا باهاشون از ‫مهمونی کریسمس‌تون رفت رو می‌شناسید؟

‫من...من تا حالا هیچکدوم‌شون رو ندیدم.

‫فکر کنم جَوونه دوست پسرش بود. ‫قبلاً بهش سر می‌زد.

‫بیرون محل کارش منتظرش می‌موند.

‫اون یکی ممکنه باباش باشه.

‫مثل هم لباس پوشیدن ‫نه؟

‫اسم دوست پسر گلوریا رو یادتونه؟

‫نه.

‫ما رو به‌هم معرفی نکرد ‫برای من هم اونقدر مهم نبود.

‫سؤال آخر، شما می‌دونید که مارگو ‫روی شکمش زخمی داشت یا نه؟

‫تا اونجایی که من می‌دونم، نه.

‫حالا نه که من قرار بود لخت ببینمش!

‫من فکر کنم بدونم از زخم منظورش چیه.

‫مارگو سقط داشته.

‫سقط که زخم اونطوری به جا نمی‌ذاره.

‫این حرف‌های خاله‌زنکیه.

‫خب، من فقط می‌خوام کمک کنم.

‫حدوداً یک ماه پیش قبل از گم شدن مارگو بود.

‫از یه کلینیک زنگ زدن ‫و نوبتش رو تأیید کردن.

‫کلینیکش توی خیابون براید بود.

‫البته اون زمان مردم فقط به یه دلیل

‫به خیابون براید می‌رفتن...

‫اون هم صقط جنین یواشکی بود.

‫ما الان در واقع باید بگیم ‫که مارگو دکتر خوبی بود.

‫کارش رو خوب بلد بود.

‫آره گمونم.

‫برای کِو جونت که خیلی خوب بود ‫مگه نه؟

‫من فقط می‌خوام بگم که ‫الان خوبیَت نداره پشت سرش غیبت کنیم.

‫من ازش بدم نمیومد.

‫فقط به‌نظر یه‌کم افاده‌ای بود.

‫نمی‌ذاشت براش چای درست کنیم

‫چون زیادی توش شیر می‌ریختیم ‫می‌دونی که چی میگم؟

‫اما اگه حس می‌کرد قندش افتاده ‫من رو می‌فرستاد براش کیک بگیرم

‫یا به شوهرش زنگ بزنم

‫یا برای بچه‌‍ش پوشک بگیرم.

‫اینا کار من نیست.

‫این چطوری فمینیسم حساب میشه؟

‫یه‌بار مجبور بودم توی یه چاله ‫کنار یه گوسفند گندیده سنگر بگیرم.

‫از گوز اینا بهتر بود یا بدتر؟

‫شبیه هم بودن...

‫واقعاً من رو برد به اون دوران.

‫داره یه‌کم سرد میشه، نه؟

‫آره، داره سرد میشه.

‫- باز هم از دیدنتون خوشحال شدم. ‫- خدافظ.

‫دکتر گوپتا؟

‫خوش اومدید!

‫بابت فیلم مهمونی کریسمس ‫و ملاقات با ما ازتون ممنونم.

‫- ایشون کورمورن استرایک هستن. ‫- خوشوقتم.

‫ممکنه باز هم فیلم از مارگو داشته باشم.

‫- می‌گردم براتون پیدا می‌کنم. ‫- ممنون.

‫این دوتا مرد رو می‌شناسید؟

‫نه.

‫و باید بگم من حافظه‌ی عالی‌ای دارم.

‫اینجا همه من رو می‌شناسن.

‫ما ساختمون رو به‌عنوان صاحبخونه نگه داشتیم.

‫اینطوری بیشتر از دارو ازش پول در میاریم.

‫راستش ما دنبال گلوریا کانتی هستیم.

‫مارگو گلوریا رو تحسین می‌کرد.

‫اما از وقتی رفته ندیدمش.

‫بذارید دفتر قدیمیش رو نشونتون بدم.

‫اون دفتر من بود.

‫این دفتر جوزف برنر بود.

‫و این هم دفتر مارگو بود.

‫خبر داشتید که مارگو تهدید می‌شد؟

‫مشکل مارگو این بود که

‫مثلاً اگه دنبال سقط بودید ‫خیلی راحت قبول می‌کرد.

‫بدون اینکه سؤالی بپرسه.

‫و خب این تبدیل شد به یه چیز عادی.

‫این منطقه قبلاً کاتولیک بود.

‫توی این مورد نظرهای مخالف زیادی بود.

‫شما می‌دونید مارگو روی شکمش زخم داشت یا نه؟

‫نمی‌دونم.

‫چرا از شوهرش «روی فیپس» نمی‌پرسید؟

‫مارگو اسمش رو به کسی نگفت، درسته

‫اما روی هنوز زنده‌ست.

‫شما آخرین بار کِی دیدینش؟

‫توی همین اتاق بود.

‫اومده بود وسایل مارگو رو ببره.

‫پلیس قبلش اومده بوده توی دفترش، درسته؟

‫البته.

‫در اتاق رو قفل کردیم تا خود روی بیاد.

‫در مورد دکتر برنر شنیدیم ‫که توی لیوان چای‌شون

‫کپسول آمیتال پیدا شده.

‫کی این رو گفته؟

‫هر حرفی بین شاهد و ما محرمانه باقی می‌مونه.

‫ببینید، جوزف برنر دکتر خوبی بود.

‫اما معتاد هم بود.

‫از اونی که فکر می‌کنید خیلی رایج‌تره.

‫اون کلی نسخه برای بنزودیازپین نوشت. ‫(داروهای ضداضطراب و آرامبخش)

‫برای خودش؟

‫برای بیمارهاییش که بیشتر حرف گوش می‌کردن.

‫البته بعد از اینکه یکی‌شون مُرد ‫جوزف دیگه تجویز نکرد.

‫طرف...

‫زیر پل خیابون وارنر سکته کرد.

‫ببخشید، گفتید خیابون وارنر؟

‫احیاناً والتر نبوده؟

‫خیابون وارنر.

‫و اسم اون مرد اپل‌ثورپ بوده؟

More Farsi Persian subtitles for Strike

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left