The first 107 lines.
.من دیشب یک انسان دیگه رو خوردم
.من دیشب یک انسان دیگه رو خوردم
.از نظر تاریخی، آدمخواری یک عمل محبوب در فرهنگ عامه بوده
.اما برای من، بحث مذهب یا رسوم نیست
.من اینکارو نمی کنم چون از گرسنگی رنج می برم
.من اینکارو نمی کنم چون از گرسنگی رنج می برم
.این بخاطر نیاز شخصی من به خوردنه
.از نظر پزشکی، می تونه رفتاری مربوط به مشکلات روانی باشه
خوردن انسان ها برای من چه معنی ـی داره؟
.تا وقتی درکش کنم، تحقیقاتم ادامه خواهد داشت
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
کیمونوزومی / پنجه وحش !اين سريال حاوي محتواي سني بزرگسال مي باشد
.هی، درست برون
خب؟
...بخاطر خدا
.هی، ممنونم
یه چیز دیگه... تو اینو می شناسی؟
مرده رو؟
خب؟
.نه، نمی شناسم
تو کی هستی؟
.من؟ من فقط یه کاراگاه در حال سفرم
قسمت ششم: یک تولد پر ادویه
..."یوکا" تو نمی تونی
.صبحت بخیر، پرنسس
...""توشی هیکو
.من دارم میرم بیرون برای تمرین، لطفا خونه رو ترک نکن
!دو تا "اوهاگی" لطفا
!خدا، چه خانم زیبایی
!امروز چقدر آدمای متفاوتی سر میزنن
خیلی زیاد؟
یه میمون یه خورده وقت پیش اومد و قبل از اون هم یه مرد .گنده اینجا توقف کرد
!گنده و پهن بود، مثل تیر چراغ برق
اون داشت... چی کار می کرد؟
.تلاش می کرد یه مردی رو پیدا کنه
باهاش یه عکس بود، من چشمام سو نداره برای همین .نتونستم خوب ببینم
...یه آدم گنده... با عکس
حالا چجوری می خوایشون؟ خیلی پخته یا معمولی؟
فکر کنم یه آدم اهل شهر، کاملا پخته رو ترجیح بده، ها؟
.اوه، خدای من
کی اونجاس؟
می تونه... تو این همه راه رو تا اینجا اومدی تا بهم دوباره چیزی بگی؟
.استاد؟ لطفا اجازه بدید که "استاد" خطابتون کنم
به من اجازه می دید که با شما تمرین کنم، استاد؟
چظور بود، استاد؟ پیشرفت کردم؟
استاد؟
.ساکته... احساس می کنم با طبیعت یکی شدم
?شیلکاهلشیمبه
.این یه پیام از روح آینده است
!امروز روز تولد محبوبتون "یوکا" ـس
!یادتون نره
تولدت مبارک "یوکا"! درسته؟
.برات یه هدیه آماده می کردم اگر بهم زودتر می گفتی
.من همینجوری هم از با تو بودن خوشحالم
!برای همینه که این قدر شادم
این به کنار، اینکه از کسی بپرسی برای تولدشون چی میخوان ...یکمی
.بعضی وقتا از اینکه نمی دونی چی میگیری خوشحال میشی
تاحالا هدیه ای گرفتی که نمی خواستیش؟
تو چطور؟
.البته
چجور؟
هدیه ی هر تولدم این بود که مجبور می شدم که تکنیک های ."کیفوکن" رو برای ورزیده شدن تمرین کنم
.غیر قابل تحمل بود
!چه بامزه
.من هیچ خاطره ی خوشی از تولد ندارم
.که این طور
...وقتی کوچیک بودم پدر و مادر نداشتم، پس
.اوه، متاسفم که اینو می شنوم
.نه، مشکلی نیست
...الان دارم جشن می گیرم و با توام، پس
چی شده؟
هی، منظورت این بود اون حرکتت تو قطار هدیه ی تمرینت بوده؟
"اوه، آره، بهش می گن تکنیک "غرق در اندیشه .و یکی از حرکات سریه
با فشار دادن ملایم نقاط فشار دشمن، می تونی .فلجشون کنی
.واقعا؟ منم می خوام امتحانش کنم
پس، بهم یادش می دی؟ هدیه ام رو!؟
اینجاس؟
.نه، نه
اینجوریه؟
.نه کاملا
!نمی دونم
این چیزیه که نیاز به تمرین خیلی زیادی داره که بخوای .توش استاد بشی
برای من هفت سال طول کشید که یاد گرفتم، اونقدرا .هم راحت نیست
.بنظر میاد برای من غیر ممکنه
"توشی هیکو"؟ کار کرد؟
!آره؟ "توشی هیکو"؟ انجام دادم
"توشی هیکو"؟
چجوری من... به حالت عادی برت گردونم؟
!نمی تونی حرف بزنی؟ هی! بگو چجوری اینو برعکس کنم
باید چیکار کنم؟
.مشکل چیه؟ الان وقت خوبی برای مسخره بازی نیست
.داری چیکار می کنی؟ خیلی خنده داره
.اوه، خب، در نظر میگیرم که موقتیه
.اینم عوض دست بند زدن من به تخت، دیروز
صدای چیه؟
...اون اینجاس... مرد گنده ـه... آدمایی از شهر ...کاملا پخته
باید چیکار کنم "توشی هیکو"؟
!کاراگاهی که "کیفوکن" فرستاده اینجاس
!"برگرد! به حالت عادی برگرد "توشی هیکو
کار نکرد؟ باید چیکار کنم؟
!متاسفام "توشی هیکو"، دووم بیار !اینجا جات امنه
.هی، اینجایی دختر
.چه در کوچولویی
پیدات کردم! تو "کامیتسیکو یوکا" ـیی، درسته؟
.دوست دارم در موردت بیشتر بدونم
!بس کن! بهم دست نزن! من آماده ی مردن نیستم
!بس کن! احمق! احمق! احمق
No comments yet. Be the first to leave one.