Parenthood

Parenthood

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Parenthood 2010 S04E08 One More Weekend with You 720p BluRay DD5 1 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 8 Parenthood.2010 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-23
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

هی. می‌تونم بیام تو؟

می‌خوام بهت بگم که واقعاً بابت عمه‌ت متاسفم.

چرا شب اون بازی احمقانه بیس‌بال تا دیروقت کار نکردی؟

به جای شب اجرای من؟

نمی‌خوام خرابش کنم.

فقط می‌خوام یکم وقت بذارم.

یکم آروم پیش بریم.

ولی بابا، ازش خوشت میاد، درسته؟

یعنی، اون پسر تازه از افغانستان برگشته.

ولی می‌دونی، وقتی داری این وضعیت رو تجربه می‌کنی،

کسایی که بهت نزدیک‌ترن بیشتر آسیب می‌بینن.

باید این زن‌ها رو بعد از شیمی‌درمانی ببینی.

فکر اینکه کریستینا مجبور باشه اینا رو تحمل کنه...

ترسناکه.

آدام: اینو از من مخفی کردی چون می‌دونی دیوونه‌کننده‌ست.

من اینو ازت مخفی نکردم.

عزیزم، تو تازه شیمی‌درمانی داشتی. تازه این مسئله پیش اومده.

سه روز پیش آدام. من کاملاً خوبم. کاملاً خوب.

می‌دونی که باید استراحت کنی.

و هرچقدر هم که مایکا رو دوست داشته باشم،

مراقبت از یه بچه روی ویلچر،

اونم آخر هفته، اصلاً استراحت کردن نیست.

باشه، به این مردم چی باید می‌گفتم؟

اونا تو دردسر افتاده بودن، باشه؟

خب، تو می‌گی نه. من نمی‌تونم بگم نه، باشه؟

آره، می‌تونی. می‌گی: «کاش می‌تونستم کمکتون کنم،

ولی الان نمی‌تونم چون سرطان دارم.»

من نمی‌تونم اینو بهشون بگم. اونا نمی‌دونن که من سرطان دارم.

اونا احساس بدی پیدا می‌کنن. خب کی اهمیت میده که اونا احساس بدی پیدا می‌کنن؟

آدام!

اوه، ببین! اونا همین الان رسیدن.

همه چی خوب میشه. این چطوره؟

و خوبه. فقط آروم باش.

من نیاز دارم که تو هم با من موافق باشی، باشه؟

مکس بابت شب‌مانی هیجان‌زده‌ست.

اخم‌هاتو باز کن.

مسخره بازی درنیار.

هی!

اوه، کریستینا ممنون. حتماً.

واقعاً ازت ممنونم آدام.

مشکلی نیست. مشکلی نیست.

اوه خدای من. بفرمایید.

بذار من اینو ازت بگیرم. سلام رفیق.

چرخ‌های جدید گرفتی؟ آره؟

هی، مایکا. عالی به نظر میای.

بجنبونش. آها.

خوب به نظر میای رفیق. ممنون.

هیجان‌زده‌ای؟ سلام مکس!

اوه، مراقب سرت باش. وای!

اوتس رو نگاه کن. دقیقاً یک فوت قد کشیده.

بیا بریم. نه بابا.

باشه مایکا، خوش بگذره رفیق. من واقعاً متاسفم،

ولی یکم دیرمون شده.

آره. باید بریم. همه چی بسته‌بندی شده.

داروهاش تو این کیفه. بله.

باشه، فهمیدم. فهمیدم. و...

باشه، ما که رسمش رو بلدیم. فقط یه کیفه عزیزم.

عالیه.

بهتون حسابی خوش بگذره.

ما حسودیمون شد. کجا می‌رید؟

وگاس. آره.

ما منتظر این بودیم. وگاس.

خیلی وقته منتظر این بودین، آره؟

می‌دونین راجع به وگاس چی می‌گن؟

چیزی که اونجا اتفاق بیفته، همونجا می‌مونه، درسته؟ آره!

درست میگم، هان؟ اونا اینو می‌گن؟

همیشه.

کاملاً درسته. چقدر باحاله.

آره. شما هم باید برید.

ما اینو تحت کنترل داریم. آره.

مطمئنی؟ آره، خوش بگذره.

شما فرشته نجاتید. ممنون.

خواهش می‌کنم. خیلی ممنون.

خوش بگذره. برید یکم رولت بازی کنید. می‌بینیمتون.

خداحافظ بچه‌ها. کریستینا: و من عاشق پیرهنت هستم، وَل.

خیلی نازه. اوه، ممنون!

آره. خوش بگذره رفقا.

باشه. پس این اون وضعیت اضطراری بزرگ بود، هان؟ وگاس؟

من هیچ ایده‌ای نداشتم.

عزیزم، من نمی‌دونستم اونا دارن میرن وگاس.

تو نمی‌دونستی؟ باشه؟ متاسفم.

نمی‌دونستی که ما باید برای آخر هفته عیاشیشون اونجا باشیم؟

اوه خدای من. آروم باش، باشه؟

چی؟ من دوست دارم برم وگاس.

یادت میاد دفعه آخر که رفتیم وگاس چی شد؟

آره. به همین خاطر می‌خوام دوباره برم.

وقت بیدار شدنه. پاشو پاشو.

نه، نه، نه، نه، نه. مامان، مامان امروز شنبه‌ست. امروز شنبه‌ست.

می‌دونم. به اندازه کافی گذاشتم بخوابی عزیزم. نه، برو اونور، برو اونور.

برو اونور، برو اونور لطفاً؟

تقریباً ساعت ۹ شده و من سه ساعته بیدار شدم.

به کمکت نیاز دارم.

تا ساعت ۳ صبح بیدار موندی؟ نه.

نه نموندم. برای چی به کمکم نیاز داری؟

مهمونی.

چه مهم... مهمونی؟

اوه خدای من... این آخر هفته‌ست؟

اوممم.

آره، ما ۱۸ تا والدین از سایکامور اینجا خواهیم داشت

که انتظار یه شام اصیل ایتالیایی رو دارن. نه، نه، نه.

نمی‌خوام بیان خونه‌ی ما شام ایتالیایی بخورن. آره

دیره. باید بری از اونجا که قرار بوده وسایل رو برداری، صندلی‌های اجاره‌ای رو بگیری.

من اصلاً این آدما رو نمی‌شناسم، باشه؟

من حتی وقت ندارم آدمایی که خودم می‌خوام رو ببینم.

حتی معلوم نیست کین.

شاید حیوون باشن!

و تو دعوتشون کردی خونه‌ی ما.

و قراره خونه رو به گند بکشن، باشه؟

ولش کن. جمع و جور کن خودتو.

برو صندلی‌ها رو بیار.

جبّار رو هم با خودت ببر تا از سرم باز بشه.

و، امم، خوش میگذره.

قول میدم.

به اندازه‌ی کافی بزرگ نیست بفرستیش؟ نه.

با یه سبد کوچیک رو...

بلند شو.

سه، دو، یک. پلنگ‌ها!

وای، چقدر خوب بازی کرد.

گفتی یه ساعت پیش تموم میشدیم.

سید، داداشت اینینگ آخر رو پیچ کرد و ما بردیم.

خیلی باحاله. من میخوام برم اسکیت.

هی، بچه‌ها. میریم.

الان میریم، باشه؟

عالی بود، اریک.

هی. هی رفیق.

چه قهرمانی.

چیس و امت دارن میرن برای برگر و میلک‌شیک. منم میتونم برم؟

اونا دعوتت کردن؟ آره، همه‌ی ما رو. میتونیم بریم؟

آره. آره، عالیه، رفیق.

باشه، عالیه، پس شما می‌تونید فقط دنبال ما بیاید و من با اونا میرم.

باشه. باشه.

من برگر نمی‌خوام.

اوه، عزیزم. باشه، زود تمومش می‌کنیم.

گفتی میرفتیم اسکیت.

میدونم، سید.

ولی داداشت برای جشن گرفتن ذوق داره.

پس میریم ناهار خوش بگذرونیم.

و بعدش میتونیم بریم کار دیگه‌ای بکنیم، باشه؟

یالا. زود.

خیلی زود. یالا، یالا.

خوب میشه. بریم.

گرسنته؟ بیا میلک‌شیک!

سلام. هی.

بیا تو.

لازم نیست در بزنی.

صبح بخیر. اگه اینجایی که منو برای شام ببری...

حدود ۱۲.۵ ساعت زوده.

متاسفم. نمی‌تونم برای شام بیام.

اوه. آره.

چی شده؟ بشین.

خب، امم... یه کاری برام پیش اومد لحظه‌ی آخر.

و باید یه سفر برم به بیکرزفیلد.

اوه.

همین رو می‌تونستی بهم بگی؟

یه بیکرزفیلد مرموز در انتظارته و از این جور حرفا؟

نه، فقط یه کاریه لحظه‌ی آخر... یه...

یه... یه مراسم خاکسپاریه.

اوه.

یکی از... یکی از بچه‌های واحد قدیمی‌مه.

واسه همین همه یه جورایی... رایان.

متاسفم. حالت خوبه؟

آره.

آره، خب...

جبران می‌کنم. آره.

باشه؟ متاسفم.

اومم...

میخوای باهات بیام؟

یعنی...

من واقعاً سفر جاده‌ای رو دوست دارم.

و خب، از تو هم خیلی خوشم میاد.

و فکر کنم میتونه خوش بگذره.

خوش نه.

ولی، میدونی، خوبه که با هم باشیم، و من...

اگه تو بخوای.

من... من اینجام.

آره. آره؟

آره.

باشه.

درو؟

اونجایی؟

اوه خدای من. این دیگه چه کوفتیه؟

اوه، ببخشید. وای خدا!

برو بیرون! من... من نکردم...

ویکتور محشره!

آره! ممنون.

سال پیش بازی کرد؟ چیکار میکنی؟

سال پیش، خب... اینا سیب‌زمینی سرخ کرده‌های ماست.

چرا خودت نمیری بخری؟

تو یانکی‌ها بود، درسته؟

نه. نه، ما تازه پسرمون رو به فرزندی قبول کردیم.

اهمیت نمیدم. این قدرت پوله.

پس، امم، تقریباً مطمئنم سال پیش بازی نمی‌کرد.

آره. چرا نمیری بیشتر سفارش بدی؟

چه باحال. پس... آره همینطوره.

ببخشید یه لحظه. اوه حتما.

هی، هی، هی، اینجا چه خبره؟

جلوی اونو بگیر. اینا سیب‌زمینیای ماست.

من فقط یه کم سیب‌زمینی چیلی میخوام.

باشه، خب، پس میتونیم سیب‌زمینی چیلی بگیریم.

فقط بذار داداشت با دوستاش سیب‌زمینی بخوره.

More Farsi Persian subtitles for Parenthood

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left